چکیده : پژوهشگاه، با بدهیهای سنگینی مواجه است، بدهیهایی که از سالهای قبل یعنی چهار یا پنج سال پیش تا کنون باقی مانده. رقم مشخصی هم از این بدهیها وجود ندارد. چراکه بیانضباطیهای بسیاری بر محیط اداری سابق حاکم بوده که همانها امروز باعث ایجاد معضلات زیادی شده است. پژوهشگاه، همچون مکانی بود که طوفانی آمده و همه چیز آن را خراب کرده است.
زمانی جلیل گلشن، رییس پژوهشگاه میراث فرهنگی شد که خیلی ها معتقد بودند، پژوهشگاه کاملا از بین رفته است. در این روزهایی که او مدیر پژوهشگاه بود خیلی کم و گاه به گاه مصاحبه های پراکنده ای با خبرنگاران داشت. به نظر می رسید که گلشن این روزها روی پیشبرد اهداف پژوهشگاه تمرکز کرده است. با این وجود این روزها شایعاتی مبنی بر رفتن او از پژوهشگاه شنیده می شود. شایعاتی که چندان روی عملکردش تاثیر ندارد، چون او می گوید تا زمانی که باشد به شدت در این حوزه کار خواهد کرد. این گفت و گوی اختصاصی خبرگزاری میراث فرهنگی با این مدیر باسابقه میراث فرهنگی است:
وقتی که شما به ریاست پژوهشگاه رسیدید، این مجموعه چه وضعیتی داشت؟
من پژوهشگاه را وقتی تحویل گرفتم که تنها حسن آن، وجود تعدادی از کارشناسان قدیمی و باسابقه بود. هرچند آن تعدادی هم که مانده بودند، هیچ دغدغه و انگیزهای برای کار کردن نداشتند و ندارند.
از طرف دیگر در حال حاضر پژوهشگاه، با بدهیهای سنگینی مواجه است، بدهیهایی که از سالهای قبل یعنی چهار یا پنج سال پیش تا کنون باقی مانده. رقم مشخصی هم از این بدهیها وجود ندارد. چراکه بیانضباطیهای بسیاری بر محیط اداری سابق حاکم بوده که همانها امروز باعث ایجاد معضلات زیادی شده است. ما با تعداد بسیاری از احکام معوقه کارمندان چه اعضای (هیئتهای علمی و غیرعلمی) مواجه شدهایم و احکام اینها از سالها قبل صادر نشده است. آنها حالا متضرر و معترض هستند.
اگر در آن موقع، حکم قوه قضاییه صادر شده بود و آن مبلغی که روی احکامشان میرفت، اجرا میشد، تورم امروز وجود نداشت. در واقع با افراد و همکارانی مواجه شدیم که از نبود صدور احکامشان متضرر شدند. شوراهایی هم که در پژوهشگاه تشکیل شد، قانونی نبود.
وضعیت استقرار کارمندان پژوهشگاه در حال حاضر چگونه است؟ چون که هنوز شنیده میشود که تعدادی از کارمندان جای نشستن هم ندارند؟
درست است. در حال حاضر تعدادی از همکاران ما، مکان مشخصی برای نشستن ندارند. یکی از ارکان اصلی پژوهشگاه هیئت امنا بود که این هیئت سالها تشکیل نشده و هیئتها و شوراهای دیگری که باید تشکیل میشد اما هیچ کدام در طی این سالها شکل نگرفت.
بنابراین حال پژوهشگاهی که به شما رسید، اورژانسی بود؟
وضعیت قبلی این پژوهشگاه را اگر بخواهم توضیح دهم، همچون مکانی بود که طوفانی آمده و همه چیز آن را خراب کرده است. بعد از طوفان بود که پژوهشگاه به دست من رسید ( در اینجا گلشن حال منقلبی پیدا کرده و برای شرایط نامناسب سازمان اشک به چشمانش میآید).
همچین پژوهشگاهی به دست ما رسید. ما می خواستیم که یک محیطی آرام را فراهم کنیم، اما پژوهشگاه به حالت بسیار بدی بود. همه زیر بنای آن خراب شده بود. همین حالا هم که بخواهیم کاری انجام دهیم، میگویند، مواد اولیه نداریم.
دستگاههای آزمایشگاه، خراب است و قابل تعمیر نیست. این دستگاهها در نقل و انتقالات سازمان به شیراز شکسته شدهاند. قیمت دستگاهها، حالا میلیاردها تومان است.خارج از بحث پول نبود امکان برای تهیه آن مهم است.(کامپیوترهایی که از شیراز آورده شدهاند، اکنون هارد ندارند.)
من برای این نقل و انتقالات یک سفر به شیراز رفتم، میزهایی که با قیمتهای گزاف خریداری شده بود و میزهایی که با دارای صفحات ضد اسید بود مثل یک کوه روی هم ریخته شده بودند.
پیش از 8 سال گذشته، پژوهشکده باستانشناسی یک ساختمان سه طبقه و پنجاه نفر پرسنل داشت اما حالا شش یا هفت اتاق وجود دارد و پرسنلها هم کم شده و به سی نفر رسیدهاند. متخصصین مربوطه از پژوهشکدهها رفتهاند. پژوهشکدهها در سال 75 به وجود آمدند، اما بعد از15 سال، حالا همه به هم ریختند.
به نظرم، شیراز آخرین ضربه مهلک بود. پژوهشکدهها قبل از اینکه به شیراز بروند، با هم ادغام شدند و این را از ریاست پژوهشگاه به معاونت غیر قانونی تبدیل یافت.
عملکرد 100 روزه شما چه بوده است؟
ما سعی کردیم، در این مدت 100 روزه فضای آرامی را در پژوهشگاه به وجود آوریم و اعتماد را به محیط بازگردانیم. سعی کردیم، برخی احکام را صادر کنیم و کمی از پولها را برگردانیم و آن جلب اطمینان را حفظ کنیم. سرمایه هر نهاد و هر کشوری نیروی انسانی آن است، بنابراین باید فضا را برای نیروی انسانی مهیا کرد.ما اگر نیروی انسانی نداشته باشیم ابزارهای دیگر به دردمان نمیخورد.
در این 100 روزه سعی کردم که اسنادی که به شیراز رفته بود با شرایط لازم برگردانیم و در مکان مناسبی قرار دهیم. این اسناد در گذشته در ساختمان اسناد مرکزی قرار داشت که به پژوهشگاه هم سرویس می داد. محیط بسیار فعالی بود. سعی کردیم این اسناد را دوباره بازگردانیم و مدیران سازمان میراث فرهنگی هم در این امر خیلی به ما کمک کردند.
آنها در تهران از جمله کتابخانه و مرکز اسناد مستقر شدند. از دیروز این اقدامات شروع شده تا اسناد در قفس گذاشته شوند. وقتی جا خالی شد، کتابخانه هم منتقل میشود.
اکنون آمار دقیقی از اسناد و کتاب های منتقل شده به تهران وجود دارد؟ مردم همچنان نمیدانند که چه بر سر گنجینه ملی سازمان میراث فرهنگی آمده است؟
اسناد را در آن زمان در یک کارتنهایی ریخته و به شیراز برده بودند و ما در حال حاظر نمیدانیم که چه اسناد و کتابهایی به شیراز برده شدهاند. در حال حاضر اسناد در حال کنترل است. قاعدتا تا آخر این ماه کنترل تمام و اسناد به سازمان میراث فرهنگی به صورت کامل منتقل میشوند. متاسفانه افرادی که مسئول میشوند، چون اشراف و انگیزه کافی به موضوع ندارند برای این اسناد ارزشی قائل نیستند و اسناد سال 1300 را با کاغذ پارهها یکی میدانند.
این اسناد خیلی خوب و منظم بود به طوری که برای پیدا کردن اسناد در قفسهها، نهایت پنج دقیقه بیشتر لازم نبود. اما متاسفانه بعد از انتقال این اسناد به شیراز، هیچ شرایطی ایجاد نشد که این اسناد از جعبهها بیرون بیایند. این اسناد در جعبه در اثر انتقال به شیراز و به مرودشت آسیبهای جدی دیدهاند. با اسناد و کتابها همچون گونیهای سیبزمینی برخورد شد. اسناد خیلی بیشتر وقت میبرند که جابه جا شوند چون اسناد مانند کتابها نیست و تنها یک تیکه برگه نازک است. ما در برگشت این اسناد تمام مراقبتها را انجام دادیم. در حال حاضر این اسناد در سازمان اسکان دارند.
از وضعیت 7 پژوهشکده پژوهشگاه بگویید. به نظر میرسد که این پژوهشکدهها عملا مردهاند و هیچ اقدام پژوهشی جدی انجام نمیدهند.
هیچ کدام از پژوهشکدههای باستانشناسی، زبانشناسی و مردم شناسی بودجه کافی ندارند. بودجه پژوهشگاه در سال 86 دوازده میلیارد تومان بوده اما اکنون در سال 92 این بودجه شش میلیارد تومان شده است. اگر وضعیت تورم را حساب کنیم. این بودجه به صفر میرسد.
تنها پژوهشکده باستانشناسی است که در این ماههای اخیر چند پروژه کاوش داشته است، با این وجود مدیر این پژوهشکده هم از خالی بودن صندوق این پژوهشکده و افسرده بودن باستان شناسان آن خبر میدهد.
شاید چون اقدامات این پژوهشکده بیشتر قابل رویت است، این طور به نظر میآید. وگرنه این پژوهشکده هم حال و روز چندان خوبی ندارد.
شما برای تغییر شرایط این پژوهشکدهها در این مدت چه اقداماتی انجام دادید؟
در تلاش هستیم که پژوهشکده حفاظت و مرمت را فعالتر و دستگاههای خراب شده را تعمیر کنیم و مکان لازم را برای آزمایشگاه فراهم کنیم، البته با کمبود بودجه موجود این اقدامات برای اینکه به نتیجه برسد، سالها طول میکشد، تا انجام شود و ما بتوانیم به دوران شکوفایی گذشته برسیم.
خیلی از دستگاههایی که خراب شده، دستگاههای امریکایی است و حالا این دستگاهها دیگر تولید نمیشود. تلاش کردیم در این دو ماه، مقدمات را فراهم کنیم. اما همانطور که گفتم از نظر اعتبارات صفر هستیم. اما اگر پیشبینیای که برای بودجه کردیم، تحقق پیدا کند. از سال آینده به فعالیتهای پژوهشی میپردازیم.
شنیده شده است که شما به زودی به دلیل اینکه عضو هیات علمی نیستید، از پژوهشگاه میروید. آیا این مسئله واقعیت دارد؟
فعلا که هستم. تا هستم کار انجام میدهم.