سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » سایت الف: لنگه کفش همان تیرهای خوارج است که بسوی شیعیان علی پرتاب شد...

سایت الف: لنگه کفش همان تیرهای خوارج است که بسوی شیعیان علی پرتاب شد

چکیده :اگر خودسرها، مومنند که نیستند، اگر عاقلند که نیستند و اگر بصیرند که کیلومترها با این شاخص مهم فاصله دارند، شفاف و روشن و صریح اعلام موجودیت کنند تا مردم بشناسند، گروهی هم در این کشور وجود دارد که هر از چند گاهی از هویت دیگران سوء استفاده می کند و نمی خواهند یا نمی توانند حرف نظام و انقلاب را بفهمند....


سایت الف نزدیک به احمد توکلی طی دو روز گذشته با انتشار چندین یادداشت به انتقاد از چگونگی اعتراض دانشجویانی که خود را بسیجی می خواندند پرداخته و آنان را با خوارج و سازمان مجاهدین خلق مقایسه کرده است.

در بخشی از این یادداشت آمده است: زمانی هر اتفاقی می افتاد به وقایع صدر اسلام شباهت میدادید اکنون ملت اجازه دارند همین کار را با خودتان انجام دهند و شما را خوارج بنماند؟ کسانی که تا دیروز مدعی ولایت پذیریشان گوش فلک را کر کرده بود چگونه بخود اجازه میدهند در مقابل مصلحت ولایت بایستند لنگه کفشی که پرت کردید و به آن بالیدید همانند تیرهایی بود که خوارج سمت شیعیان علی انداختند اما خوشبختی ملت در اینست که مملکتشان صاحب دارد و ولایت هیچوقت اجازه نخواهد داد مصلحت خلق الله و مردم مسلمان ایران توسط شما پامال شود.

راستی مجاهدین خلق که یادتان هست؟! ریشه انحرافشان را آنجا نشان دادند که مقابل فرمان امام ایستادند و آن وقایع را بوجود آوردند. پیش بینی این حقیر هم برای شما همین راه است اکنون که انحراف را به دامن خود کشاندید و به آن افتخار کردید در همان راهی پا گذاشته اید که خوارج و مجاهدین خلق قبل از شما گذاشته بودند اما غافل نباشید.

همچنن سایت الف در یادداشت دیگری نوشته است: اقدام این خود سرها در پرتاب کفش یا اشیا دیگری به سمت خودروی رئیس جمهور چه توجیه عقلی و شرعی می تواند داشته باشد؟ فرض بگیریم که روش روحانی برای حل مسئله هسته ای ایران اشکال دارد و شما با آن روش به شدت مخالف هستید و آن را بر خلاف آرمان‌های انقلاب اسلامی می‌پندارید، آیا توهین و هتاکی به ایشان در مقام رئیس جمهور ایران اسلامی راه حل مسئله است؟ ایا شما نیز نمی توانستید در صف عده کثیر دیگری که با حمل پلاکاردهایی به مکالمه رئیس جمهور با اوباما معترض بودند، باشید؟

چه کسی مجوز داده که تا مانند راهزن جلوی ماشین رئیس جمهور را بگیرید و فحاشی کنید؟

چرا با ذهن کوته بین خود اجتهاد کرده و فتوای قیام صادر می کنید؟ امروز در لباس انقلابی گری و دین، به دیگران هتک حرمت می کنید، کاسه داغ تر از آش می شوید و آنگونه حنجره پاره می کنید که گویی همه را خواب برده و شما بیدارترینید!

فکر می کردیم بعد از بیانات مقام معظم رهبری درباره افراطی گری عده ای به نان بچه حزب اللهی، اینان متنبه شده و به ایراد کار خود واقف شده باشند، اما ظاهرا اقدامات این چنینی تمامی ندارد و بد این که به نام بچه حزب اللهی نوشته شود.

مقام معظم رهبری سال گذشته در دیدار با مردم اذربایجان فرمودند: «اين را من صريح بگويم. اين كارهائى كه در قم اتفاق افتاد، بنده با اينجور كارها مخالفم. آن كارهائى كه در مرقد امام اتفاق افتاد، بنده با اينجور كارها مخالفم. بارها به مسئولين و كسانى كه ميتوانند جلوى اين چيزها را بگيرند، تذكر داده‌ام. آن كسانى كه اين كارها را ميكنند، اگر واقعاً حزب‌اللّهى و مؤمنند، خب نكنند. مى‌بينيد كه تشخيص ما اين است كه اين كارها به ضرر كشور است، اين كارها به نفع نيست. با احساساتشان راه بيفتند اينجا، آنجا، عليه اين شعار بدهند، عليه آن شعار بدهند؛ اين شعاردادن‌ها كارى از پيش نميبرد. اين خشمها را، اين احساسات را براى جاى لازم نگه داريد.»

این سخنان در حقیقت اتمام حجتی بود برای آنها که احساس می کنند در هر جایی و بر سر هر موضوعی باید رگ های گردن و مشت های گره کرده را به رخ کشند

واقعیت این است که این عده قلیل هیچ نسبتی با اصولگرایان، ولایتمداران و بسیجی‌های مخلص ندارند، هر چند عده ای سعی می کنند اینان را حزب اللهی بخوانند و وابسته به فلان طیف سیاسی اصولگرا.

چرا که حزب‌اللهی اصولگرا ست؛ یعنی به اصولش را به هیچ چیز نمی فروشد و اینگونه نیست که به دلیل هدف مقدسی که دارد هر بازار و وسیله ای را برای آن به کار گیرد. چرا که حزب اللهی اعتقاد دارد که هدف وسیله را توجیه نمی کند.

حزب اللهی با استدلال اینکه فلان فرد یا جریان بر سبیل هدایت و حقانیت حرکت نمی کند، بر خود روا نمی دارد که راه از توهین و تهمت ادعای خود را مطالبه کند.

حزب اللهی الگوی رفتاری دارد. او در مسیر ایمان، مهربانی را از خداوند می گیرد و الگوی عمل او پیامبر است. او رفتار نبوی را به عنوان اولین شرط کار می پذیرد و به آن گردن می نهد

مخلص کلام این که اگر خودسرها، مومنند که نیستند، اگر عاقلند که نیستند و اگر بصیرند که کیلومترها با این شاخص مهم فاصله دارند، شفاف و روشن و صریح اعلام موجودیت کنند تا مردم بشناسند، گروهی هم در این کشور وجود دارد که هر از چند گاهی از هویت دیگران سوء استفاده می کند و نمی خواهند یا نمی توانند حرف نظام و انقلاب را بفهمند.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.