شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.

» 25 خرداد ۴ سال بعد و «درایت نظام»

سه‌شنبه, 18 ژوئن, 2013

چکیده : روحانی می‌تواند با استفاده از اعتمادی که مقام رهبری به وی دارد، مقدمات این آشتی بزرگ ملی را فراهم کند. میرحسین موسوی، در بیانیه‌ی شماره‌ی ۱۷ خود، آزادی زندانیان سیاسی را به «درایت نظام» تعبیر کرده‌بود. اکنون دیگر وقت آن رسیده که ملت پشت دولت قرار بگیرد، و آن را از خود بداند، تا سنگلاخ حل مشکلات اندکی هموارتر شود. این اقدام، قطعاً پیش‌رفت کشور را تسریع خواهدکرد و نام آن نیز برای آقایان روحانی و خامنه ای باقی خواهد ماند.


کلمه- یوسف رحمانی

یک. ۴ سال پس از راه‌پیمایی شکوه‌مند ۲۵ خرداد ۱۳۸۸، ملت ایران اراده‌ی خود را آگاهانه و با شوری عقلانی، همان‌گونه که در «سکوتِ» تاریخی «امام حسین (ع) تا آزادی» نشان داده‌بود، به‌نمایش گذارد، و به همه‌ی آن‌ها که می‌خواهند اراده‌ی خود را بر او تحمیل کنند، پاسخی درخور تأمل داد. بر تمام مردم ایران، که به‌راستی شایسته‌ی عنوان «بهترین»اند، پیروزی «تدبیر و امید» مبارک باد.

ملت شادمان است، و این ناز شست اوست، که با وجود همه‌ی فشارها از راه خِرَد و عقلانیت منحرف نشد، به‌سوی تندروی متمایل نگردید، و با رفتاری توسعه‌یافته، نشان داد تا چه میزان به صندوق رأی، این یگانه ابزار سیاست‌ورزی مدرن، اعتقاد دارد. مردم در خیابان‌ها جشن گرفته‌اند، و امیدوارند اوضاع به‌سوی بهبود حرکت کند.

نظام نیز، با امانتی که در شمارش آرای این انتخابات از خود به‌نمایش گذاشت، نشان داد می‌خواهد دست از بی‌خِرَدی در سیاست بردارد، و به‌سمت عقلانیت ـــ یعنی محاسبه‌ی هزینه و فایده‌ی تصمیمات برای منافع ملی ـــ گام بردارد: رهبری که در نمازجمعه‌ی ۲۹ خرداد ۱۳۸۸، گفته‌بود، چنان‌چه معترضان به نتیجه‌ی انتخابات، پس از آن نمازجمعه به خیابان بیایند، مسئولیت‌شان برعهده‌ی کاندیداهای معترض است، و بدین‌وسیله به‌طور ضمنی اجازه‌ی سرکوب معترضان را صادر کرده‌بود، اکنون از مخالفان نظام هم، که سخن از دل‌بستگی‌شان به کشور ـــ و نه لزوما نظام ـــ می‌گوید، دعوت می‌کند در انتخابات رأی دهند؛ و مجموعه‌ی نظام که در ۴ سال گذشته اجازه‌ی هیچ‌گونه انتقادی را نداده‌بود، اکنون در مناظره‌هایی که زنده پخش می‌شوند، اجازه می‌دهد سیاست‌های کلان هسته ای در این عرصه نقد شوند.

نگاه امیدوارانه ما این است که این حرکت‌ها، نمایشی برای جلب مشارکت مردمی نیستند، بلکه به‌راستی نظام فهمیده برای خروج از وضعیت کنونی، باید دست دوستی به‌سمت ملت دراز کرد، مقدمات آشتی ملی را فراهم کرد، و از این راه، با جهان هم از در صلح درآمد. وب‌سایت «کلمه»، مورخ ۱ آذر ۱۳۹۰، در یادداشتی با عنوان «حلقه‌ی محاصره تنگ‌تر شد؛ راه برون‌رفت از بحران‌های کنونی چیست؟» چنین آورده‌بود:

نظام در بن‌بستی قرار گرفته که تنها راه برون‌رفت از آن بازگشت به مردم است. به‌جای تمام ادعاها و سخنان بی‌پایه، مقامات می‌توانند در یک سخن‌رانی صادقانه، از مردم عذرخواهی کرده و حق غصب‌شده‌ی تعیین سرنوشت به‌دست ملت را به خودشان بازپس دهند و با اعتمادسازی، برای جنگ‌طلبان بیگانه نیز دست‌آویزها از میان برداشته‌شود و خطر حمله رفع شود … آن‌وقت است که با بازگشت حقیقی به مردم که در آزادی زندانیان سیاسی، رفع حصر راه‌بران جنبش سبز، اصلاح اساسی ساختار نظام، بازگشت نظامیان به پادگان‌ها، تضمین آزادی‌های سیاسی و مدنی و موارد دیگری از این دست تجلی می‌یابد … هم از تهدیدها و خطرات قریب‌الوقوع خبری نخواهدبود، و هم با ره‌آورد این راه‌برد که همان مشروعیت عزیز مردمی‌ست، می‌توان به بقای این مملکت و توسعه‌ی آن امیدوار بود.

گرچه دیر، ولی همین که جمهوری اسلامی به منتقدان گوش فراداده، جای امیدواری‌ست؛ شمارش صادقانه‌ی آرای ملت، یا بازپس‌دادن «حق غصب‌شده‌ی تعیین سرنوشت» به ملت، که به‌همان اندازه‌ی «آری» به درایت، «نه» به بی‌خِرَدی و سیاست‌های جاری مملکت، به‌ویژه در عرصه‌ی هسته‌ای ـــ متجلی در سعید جلیلی، رتبه‌ی ۳ رده‌بندی نهایی انتخابات ـــ بود؛ عدم دست‌کاری آرا برای تداوم سیاست‌های فعلی؛ و نقد سیاست‌های خارجی کنونی توسط مشاور مقام رهبری در سیاست خارجی ـــ علی‌اکبر ولایتی ـــ، این نوید را می‌دهد که نظام هم تمایلی به ادامه‌ی این سیاستِ زیان‌بار ندارد، و می‌خواهد آبِ رفته را به جوی برگرداند.

دو. از آن سو، بار سنگینی بر دوش آقای حسن روحانی گذاشته شده‌است؛ انتظار خالصانه‌ای که از صندوق رأی برای بهبود اوضاع بیرون آمد، چیز کوچکی نیست، هرچند نسبت به برآورده‌شدن این انتظار نگرانی کمی وجود دارد، به این خاطر که گروهی از مدیران شایسته دور آقای روحانی را گرفته‌اند، و ایشان می‌تواند با استفاده از روی‌کرد عقلانی و معتدلی که مشخصه‌ی اصلی اوست، و بهره‌بردن از تجارب خود و مشاوران برجسته‌ای که دارد، اوضاع را به‌خوبی مدیریت کند؛ به‌ویژه آن‌که، با توجه به تحلیل بالا، به‌نظر می‌رسد نظام ـــ دست‌کم فعلاً ـــ مانع عمده‌ای بر سر اجرای برنامه‌های آقای روحانی پدید نیاورد.

نگرانی عمده این است که دولت آقای روحانی نتواند همه‌ی ظرفیت‌های گوناگون را به عرصه بیاورد؛ به این معنا که ایشان «باید» برای تضمین پیروزی برنامه‌هایی که قطعاً برای بهبود اوضاع در چنته دارد، از محافظه‌کاران و اصلاح‌طلبان، بنا به شایستگی‌شان بهره ببرد، وگرنه مثلاً اگر بنا بر این گذاشته‌شود که اصول‌گرایان از قدرت کنار گذاشته‌شوند، آن‌ها در ۸ سال آینده تمام کوشش‌شان را خواهندکرد تا باز به قدرت برگردند، و تمام دست‌آوردهای دولت «تدبیر و امید» را با دولتی نظیر دولت ۸ سال گذشته جای‌گزین خواهندکرد.

راه‌کار درست در این بزنگاه، که به‌هیچ‌وجه کم‌اهمیت‌تر از مقطع مبارزه‌های انتخاباتی نیست، این است که از تمام ظرفیت‌های ممکن استفاده شود. محافظه‌کاران نباید به قدرت‌گرفتن اصلاح‌طلبان بدبین باشند، و فکر کنند با قدرت‌گیری آن‌ها قرار است ۸ سال اساساً تأثیری در مناسبات حکومت نداشته‌باشند. در راستای کوشش برای حل معضلات کنونی، بهترین کار این است که دولت وحدت و آشتی ملی تشکیل داد.

این موضوع البته، در فضای سرمستی از باده‌ی پیروزی، شاید به‌فراموشی سپرده شود، ولی انتظار از رییس‌جمهوری که بر اعتدال خود تأکید می‌کند، و پیشینه‌اش هم به‌روشنی گواه این اعتدال‌گرایی‌ست، همین است که در شادمانی ناشی از کسب قدرتی مردمی نیز، اعتدال را فراموش نکند.

سه. موضوع بند پیش، وقتی هنوز ۳ عزیز جنش سبز ـــ میرحسین موسوی، مهدی کروبی، و زهرا رهنورد ـــ به‌همراه دیگر عزیزان‌مان ـــ همه‌ی زندانیان بازداشت‌شده در جریان اعتراضات پس از انتخابات ـــ در حصر و حبس‌اند، و خانواده‌های شهدای اعتراضات سال ۱۳۸۸ هنوز داغ‌دار عزیزان‌شان‌اند، نمی‌تواند معنا داشته‌باشد؛ وقتی پیشنهاد این نوشتار به حسن روحانی ِ باتدبیر، استفاده از همه‌ی ظرفیت‌ها برای تشکیل نوعی دولت وحدت ملی‌ست، این  امر در غیاب این حضرات که ذکرشان رفت، چیزی کم دارد؛ به‌ویژه آن‌که عمده‌ی این بزرگواران از مدیران برجسته‌ی این مملکت‌اند، و ظلم مضاعف است اگر از ایشان دل‌جویی نشده، و از توان‌شان برای پیش‌رفت کشور استفاده نشود؛ ضمن این‌که باید به‌نحوی شایسته از خانواده‌های شهدا دل‌جویی کرد، گرچه این عزیزان بزرگوارتر از آن‌اند که محتاج دل‌جویی باشند.

اکنون شرایط برای این رخ‌داد کاملاً مهیاست، و آقای روحانی می‌تواند با استفاده از اعتمادی که مقام رهبری به وی دارد، مقدمات این آشتی بزرگ ملی را فراهم کند. میرحسین موسوی، در بیانیه‌ی شماره‌ی ۱۷ خود، آزادی زندانیان سیاسی را به «درایت نظام» تعبیر کرده‌بود. اکنون دیگر وقت آن رسیده که ملت پشت دولت قرار بگیرد، و آن را از خود بداند، تا سنگلاخ حل مشکلات اندکی هموارتر شود. این اقدام، قطعاً پیش‌رفت کشور را تسریع خواهدکرد و نام آن نیز برای آقایان روحانی و خامنه ای باقی خواهد ماند.

این اتفاق یک پیروزی بزرگ، برای «همه» خواهدبود: هم در راستای جذب حداکثری‌ای است که رهبری از آن سخن می‌گوید، و به‌واقع مقتضای جایگاه قانونی فراجناحی ایشان است، و هم در راستای آن‌چه سیدمحمد خاتمی یک‌بار در جمع گروهی از رزمندگان جنگ تحمیلی گفته‌بود و مناقشاتی را موجب شده‌بود: «اگر ظلمی شده‌است، که شده‌است، همه بیاییم عفو کنیم و به آینده نگاه کنیم».

این خرداد، می‌تواند بهترین خردادِ جمهوری اسلامی باشد. «آشتی ملی» از تمام تلخی‌ها تا اندازه‌ی زیادی می‌کاهد.

به‌قول میرحسین موسوی، در بیانیه‌ی شماره‌ی ۱۷ «حتی یک جوی کوچک زلال در این بین می‌تواند مغتنم باشد».