چکیده : اگرچه انصراف حداد ناشی از آگاهی او از رای بسیار پایین وی بود، اما واقعیت تلخ آن است که گفتمان حداد با توصیفاتی که شد، نمایندگان پرقدرت و پرنفوذی در میان بسیاری از ارگان ها، چهره ها، مقامات و... دارد که بدون شناخت مشکلات مردم و راهکار حل آنها، تنها به حفظ کرسی های خود می اندیشند و اکثرشان به بنی بشری هم پاسخگو نیستند.
آینده آنلاین نوشت:
سرانجام غلامعلی حداد عادل، چهره ای که رقابت تنگاتنگی با محمد غرضی در انتهای جدول داشت، در اقدامی به سود آبروی خود و هم طیفانش انصراف داد و البته کسی که از این اقدام ناراحت شد، همان غرضی بود که می گوید خدایی تایید صلاحیت شده و اگر حداد بود و 8 تایی رقابت می کردند، بهتر بود!
، انصراف حداد ممکن است اندک سودی برای دو، سه نامزد نزدیک به او داشته باشد، اما از زمان مناظره دوم، انصراف وی کاملا قابل پیش بینی بود، به گونه ای که حتی سایت احمد توکلی که به حداد هم نسبتا نزدیک است، اقدام حداد را فداکاری در دفاع از نظام بدون توجه به ریختن رای خود توصیف کرد و نوشت:
«غلامعلی حدادعادل را باید نامزد فداکار مناظره ها خواند. حدادعادل در دو مناظره آخر از خیر رای و صندوق و میز و قدرت گذشت و تنها وظیفه خود را دفاع از نظام دید. در مناظره سوم از فیلترینگ و ممیزی و سیاست نظام در ماجرای ماهواره ها دفاع کرد.
روز گذشته نیز سیاست های نظام در برخورد با مخالفین و موضوع فتنه و دیگر مسائل را به درستی مطرح کرد و اجازه نداد که برخی ادعاها در جلسه مناظره بدون پاسخ بماند.
بی شک حدادعادل رقابتی اخلاقی را به نمایش گذاشت. اما به نظر می رسید در مواردی نیز زیاده روی شد. وقتی که تلاش می کرد هر نقدی را پاسخ دهد و بجای نقش آفرینی به عنوان یک نامزد انتخاباتی، نقش وکیل مدافع وضع موجود را بازی کند. نوبت که به حدادعادل رسید همه سخنانش در نفی امریکا بود و اینکه باید در مقابل آمریکا مقاومت کنیم و مخاطب اینطور برداشت می کرد که حدادعادل هیچ نقدی به مدیریت موجود کشور ندارد. »
صرف نظر از مناظره اقتصادی که طبیعی بود حداد عادل در آن حرفی برای گفتن ندارد، کسانی که سخنان او را در دو مناظره فرهنگی و سیاسی دیدند، با آقا معلمی روبرو شدند که بدون این که چندان حرف قابل توجه و مقبولی برای گفتن داشته باشد، از موضع بالا به دیگران ایراد و خرده ای می گیرد و با سر دادن یک سری شعار که گوش مردم از آنها پر است، به شدت به دنبال دفاع از وضعیت موجود است و ظاهرا برایش مهم نیست از بابت این رویکرد تنها شعاری که تنها به درد سخنرانی های یکجانبه و خیال و رویا می خورد، چه بر سر زندگی و معیشت و حتی فرهنگ و دین مردم آمده است.
اینجا بود که پاسخ دندان شکن محسن رضایی به او بر دل مردم نشست که شما با این شعارها نمی توانید زندگی مردم را سامان دهید.
اگرچه انصراف حداد ناشی از آگاهی او از رای بسیار پایین وی بود، اما واقعیت تلخ آن است که گفتمان حداد با توصیفاتی که شد، نمایندگان پرقدرت و پرنفوذی در میان بسیاری از ارگان ها، چهره ها، مقامات و… دارد که بدون شناخت مشکلات مردم و راهکار حل آنها، تنها به حفظ کرسی های خود می اندیشند و اکثرشان به بنی بشری هم پاسخگو نیستند.
به راستی اگر بپذیریم حداد و امثال او تنها مدافعان نظام باشند، باید به حال کشور و میراث گرانقدر خون شهدا گریست، در حالی که واقعا این گونه نیست.
به راستی افرادی چون حداد عادل که نه در مبارزات انقلابی نقش قابل قبولی داشته اند، نه در جنگ و دفاع از کشور و نه در سازندگی و… ، اکنون می توانند در آسایش سلیقه خود را به عنوان گفتمان نظام مطرح کنند؟
این در حالی است که نظام جمهوری اسلامی و ایران عزیز، سرمایه های بزرگی دارد که در بحران ها و مواقع حساس خود را نشان داده اند و حماسه آفریده اند و مشکل مردم را حل کرده اند و نباید نظام متکی بر اسلام و جمهور مردم را در دایره افراد کم مقبولیتی چون حداد عادل محصور کرد.