شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.
» تماميت خواهي كشور را گرفتار مي‌كند

» خوش چهره: فرصتی برای درنده خویی سیاسی نداریم/ مدیریت کشور باید به سمت عقلانیت برود

دوشنبه, 10 ژوئن, 2013

چکیده : تجربه نشان داده اکثر افرادی که به قدرت می‌رسند، کشور را جناحی، باندی و محفلی اداره می‌کنند، نه حتی جناحی و حزبی. به همین دلیل منافع شخصی و محفلی را به منافع ملی ارجح می‌دانند و کمتر مسائل ملی را در نظر می‌گیرند. امیدوارم عقلای هر دو جناح سیاسی عمده کشور به سمت نوعی مدیریت معتدل و عقلانی بروند. اعتدال بهترین دوای درد کشور است. با توجه به شدت مشکلات، دیگر فرصتی برای ‌درنده‌خویی سیاسی نداریم.


خوش چهره می گوید: تجربه نشان داده اکثر افرادی که به قدرت می‌رسند، کشور را جناحی، باندی و محفلی اداره می‌کنند، نه حتی جناحی و حزبی. به همین دلیل منافع شخصی و محفلی را به منافع ملی ارجح می‌دانند و کمتر مسائل ملی را در نظر می‌گیرند. امیدوارم عقلای هر دو جناح سیاسی عمده کشور به سمت نوعی مدیریت معتدل و عقلانی بروند. اعتدال بهترین دوای درد کشور است. با توجه به شدت مشکلات، دیگر فرصتی برای ‌درنده‌خویی سیاسی نداریم.

او با انتقاد از برخی مواضع اصولگرایان هم گفته است: فقدان تعریف جامع و مانع از «اصولگرایی» باعث شده که افرادی با این تابلو وارد عرصه سیاسی شوند، در حالی که دیدگاه مشترکی یا حداقل نزدیکی نسبت به مسائل ندارند.

از زمانی که در مجلس هفتم عده‌ای از نماینده‌های اصولگرا از فراکسیون اصولگرای مجلس انشعاب کردند، دو واژه اصولگرای منتقد و اصولگرای مستقل وارد ادبیات سیاسی ایران شد. محمد خوش‌چهره در کنار عماد افروغ از بنیانگذاران این فراکسیون جدید در مجلس و خط فکری جدید در بدنه اصولگرایی بودند. اصولگرایان منتقد، معتقدند انتقاد در تعارض با اصولگرایی نیست. اصولگرایان منتقد، نسبت به شرایط هشت ساله کشور انتقاد دارند و برای آینده کشور بیمناک هستند.

محمد خوش‌چهره به بهار می‌گوید: «تازمانی که تعریف مشخصی برای اصولگرایی نداشته باشیم، ناچاریم شاهد زاویه گرفتن افرادی باشیم که خود را اصولگرا می‌نامند. یکی از مصداق‌های زاویه گرفتن اصولگرایان با هم، اتفاقات مناظره سیاسی اخیر بود.» خوش‌چهره کلید قفل مشکلات امروز کشوررا اعتدال می‌داند.

در مناظرات انتخابات ریاست‌جمهوری، شاهد بروز بعضی اختلاف‌ها بین نامزد‌های اصولگرا، حتی نامزد‌هایی بودیم که پیش از این بایکدیگر وارد ائتلاف شده بودند، . این اختلاف‌نظر‌ها بر سر مواضع و باید و نباید‌های آینده کشور، به دلیل تفاوت نگرش در راه‌حل مشکلات کنونی است یا ریشه‌های عمیق‌تری دارد؟ 
در مجلس هفتم طیفی از دوستان ما تلاش کردند جا بیندازند، اصولگرایی باید یک جریان عملی باشد، نه یک تابلو. درصورت موفقیت می‌توانستیم جلو استفاده ابزاری بعضی افراد از این عنوان را بگیریم. بعضی از افرادی را که امروز داعیه‌دار اصولگرایی هستند نمی‌توان با هیچ مقیاس و معیاری، اصولگرا خواند. این موضوع درباره بعضی از نامزد‌های این انتخابات ریاست‌جمهوری هم صدق می‌کند.
مفهوم اصولگرایی، در قدم اول داشتن نگاه ارزشی نسبت به مقولات مختلف است. اما متاسفانه مختصات «نگاه ارزشی» برای اصولگرایان، هرگز تعریف نشد. عمدتا اصولگرایی حول بحث ولایت شناخته می‌شود و افرادی که خود را ولایتمدار یا «ذوب در ولایت» می‌خوانند، اصولگرا نامیده می‌شوند. استفاده از اصطلاح «ذوب در ولایت» برای اصولگرایان از مجالس چهارم و پنجم شروع شد. من همیشه نسبت به این واژه انتقاد داشتم. معلوم نیست این واژه از کجا و به چه مناسبتی ساخته شد ولی کسانی که با این واژه خود را تعریف می‌کردند، به واسطه ادعای ذوب بودن، در مقابل هر نوع انتقادی از خود مقاومت نشان می‌دادند. این عده افراطی آن‌قدر در استفاده از این واژه زیاده‌روی کردند که مقام معظم رهبری در آستانه آغاز به کار مجلس هفتم نسبت به استفاده از این واژه واکنش نشان دادند. ما باید در قدم اول اصولگرایی را تعریف کنیم و اصولگرا را از مطلق‌گرا جدا کنیم. البته این واقعیت درباره اصلاح‌طلبان هم صادق است.
فقدان تعریف جامع و مانع از «اصولگرایی» باعث شده که افرادی با این تابلو وارد عرصه سیاسی شوند، در حالی که دیدگاه مشترکی یا حداقل نزدیکی نسبت به مسائل ندارند. تفاوت دیدگاه‌ها باعث می‌شود افرادی که گویا از یک جریان آمده‌اند، در یک مناظره شروع به زاویه گرفتن نسبت به هم می‌کنند. البته خوشبختانه طی مناظرات انتخاباتی فرصت کافی برای تعمیق‌بخشی بیشتر به این زاویه را نداشتند. در این انتخابات چهار نفر به اسم اصولگرا به میدان آمده‌اند و دو نفر به ظاهر مستقل اما با خاستگاه اصولگرایی. این اتفاق نشان می‌دهند که یک جریان انتخاب برتر در پروسه فعالیت حزبی، با مقتضیات واقعی آن شکل نگرفته است. به همین دلیل بیشتر از توانایی‌ها یا صلاحیت‌ها، مناسبات و ارتباطات است که نقش ایفا می‌کند. از سوی دیگر به جای احزاب، این سهم‌خواهی جریانات و گروه‌های سیاسی است که در پروسه معرفی نماینده در حوزه‌های سیاسی و مذهبی عامل تعیین‌کننده است.

ائتلاف‌های اصولگرایان به دلیل فقدان تعریف مشخصی از «اصولگرایی» با شکست مواجه شد؟ 
ایراد بر شرایط پیش‌آمده یا اختلاف بین اعضای ائتلاف‌های اصولگرایان نیست. ایراد بر تصور غلطی است که از ابتدا بر اجماع داشتند. در حالی که از ابتدا معلوم بود ظرفیت همگرایی در نامزد‌های اصولگرا وجود نداشت.
به دلیل وجود همین ایراد‌ها از نظر تعریف مفهوم و معیار بود که در مجلس هفتم کنار دکتر افروغ بحث نقد درون‌گفتمانی را مطرح کردیم.

به همین دلیل نامزد‌های متعددی از اصولگرایان در انتخابات ریاست‌جمهوری نامزد شدند؟
به‌هرحال تعدد نامزدها می‌تواند سلایق متفاوت را حتی در یک جریان نمایندگی کند و این به نفع انتخابات است. اگرچه امیدوار بودیم سلایق بیشتری در این انتخابات نماینده داشتند. نمی‌توانیم ادعا کنیم که این هشت نفر تمام سرمایه کشور از نخبگان، رهبران و برجستگان هستند. برای سال‌های آینده بهتر است به دنبال راه‌حل برای برطرف‌‌کردن این نقص بگردیم. باید از نظر حقوقی، قانون اساسی و مسائلی که در حیطه اختیار شورای نگهبان است تجدید نظری صورت بگیرد تا دوباره شاهد اتفاقاتی نظیر حاشیه‌های این انتخابات نباشیم. امام‌خمینی(ره) گفتند مجلس عصاره فضایل ملت است، یعنی باید«ترین»‌ها از هر لحاظ به مجلس ورود پیدا کنند. هرچند در عمل این اتفاق نیفتاد، اما باید بپذیریم که ریاست‌جمهوری صد بار مهم‌تر از مجلس است و شخص رییس‌جمهوری باید برجسته‌ترین فرد از نظر فضایل و ظرفیت‌ها باشد. در حالی که حتی پیش از آغاز فرآیند انتخابات، از زمان تصمیم‌سازی برای حضور، ثبت‌نام و تایید صلاحیت است جریانی در مقابل انتخاب «ترین» برای ریاست‌جمهوری وجود داشت. این روال کشور را به سمت جذب ظرفیت‌ها سوق نمی‌دهد. البته منظور من تضعیف افرادی که نامزد این انتخابات شدند نیست، بلکه بحث من این است که شاید اگر بازنگری می‌کردیم، ظرفیت‌های برجسته‌تری را هم می‌یافتیم. افرادی از سطوح بالاتر که از کرامت، اخلاق، بینش بالاتر و تجربه کار عملی بیشتری برخوردار بودند. اگر این افراد فرصت حضور پیدا می‌کردند، مردم می‌توانستند در انتخاب اصلح برای اداره کشور، موفق‌تر عمل کنند.
حتی می‌خواهم یک پله خواست‌هایم را بالا‌تر ببرم و بگویم قطعا شرایط کشور به گونه‌ای شکل گرفته است که به یک بازنگری در سیاست کلی هشت‌ سال گذشته نیاز داریم. اگر این امر محقق شود، در سطوح مختلف حتی نهاد‌های انقلابی و نهاد‌های مذهبی مانند ائمه نمازجمعه و غیره نیز پیشرفت خواهیم داشت. با یک مقایسه ساده می‌توانیم ببینیم چه سرمایه‌هایی سال‌های اول انقلاب در خدمت مردم بودند و تا امروز با چه شیب تندی، به سمت منفی مایل شده‌ایم. این کاستی که برجسته‌ترین و آشکار‌ترین نقطه آن می‌تواند در انتخابات ریاست‌جمهوری باشد، باید با تدبیر حل شود. بعضی افراد معتقدند که راه‌حل این مشکل احزاب هستند. از طریق تحزب می‌توان شایسته‌سالاری را در جامعه حاکم کرد.

با توجه به برنامه‌هایی که تاکنون نامزد‌های انتخابات ریاست‌جمهوری ارائه کرده‌اند، آیا یک نامزد اصولگرا می‌تواند مشکلات کشور را مرتفع کند؟ 
در بین نامزد‌ها یک سلیقه خاص سیاسی را بررسی نمی‌کنم. اما در فضای کنونی و با توجه به شدت مسائل و مشکلات فکر نمی‌کنم برنامه‌های ارائه شده بتواند مشکلات کشور را حل کند. در مناظرات انتخاباتی تا حدی تلاش شد که به صورت ناقص مشکلات را مطرح و برای آن راه‌حل طرح کنند. شدت مسائل و مشکلات کشور مخصوصا در حوزه اقتصادی به گونه‌ای نیست که کسی بتواند ادعا کند ظرف 100 روز یا سه ماه تمام مشکلات را حل می‌کند. با توجه به شرایط کشور، اگر فردی در حد و قد وقواره یک رییس‌جمهوری کامل، در انتخابات پیروز شود، در یک دوره چهار‌ساله تنها می‌تواند شرایط کشور را به سمت عادی‌سازی یا بازسازی سوق دهد. اما با توجه به نامزد‌های این انتخابات باید امیدوار باشیم که در یک دوره هشت‌ساله شرایط کشور به سمت عادی شدن سوق پیدا کند و پس از آن دوباره فرآینده بازسازی را از سر بگیریم. زمانی که وعده‌های اقتصادی نامزد‌ها، خصوصا نامزد‌های اصولگرا را می‌شنوم، دلم از ترس می‌ریزد. اکثر این نامزد‌ها هنوز عمق مسائل و مشکلات کشور را نشناخته‌اند که چنین وعده‌هایی می‌دهند. در حوزه اقتصاد، هرکسی این وعده‌ها بدهد، ناصالح سخن می‌گوید.

مشکلات امروز کشور، حاصل حاکمیت یکپارچه اصولگرایان بر کشور نیست؟ 
متاسفانه در ایران هر جریانی که به قدرت می‌رسد، به سمت نوعی تمامیت‌خواهی می‌رود. این تمامیت‌خواهی است که کشور را دست‌به‌گریبان مشکلات و معضلات می‌کند، نه حاکمیت یکپارچه. تجربه نشان داده اکثر افرادی که به قدرت می‌رسند، کشور را جناحی، باندی و محفلی اداره می‌کنند، نه حتی جناحی و حزبی. به همین دلیل منافع شخصی و محفلی را به منافع ملی ارجح می‌دانند و کمتر مسائل ملی را در نظر می‌گیرند. امیدوارم عقلای هر دو جناح سیاسی عمده کشور به سمت نوعی مدیریت معتدل و عقلانی بروند. اعتدال بهترین دوای درد کشور است. با توجه به شدت مشکلات، دیگر فرصتی برای ‌درنده‌خویی سیاسی نداریم.