چکیده : اگر کسی از کاندیداها داعیه ی اصلاح طلبی و بالاتر از آن مدعای دفاع از نظام جمهوری اسلامی را دارد، باید به جای اعتراض به مسائل جزئی و فرعی بی خطر و بی خاصیت به این مساله اساسی اعتراض کند. خوابی که اقتدارگرایان برای حفظ حکومت خود و حذف نهاد و مفهوم رئیس جمهور در دراز مدت دیده اند خطرناک تر از آن است که بتوان در برابر آن ساکت بود و هنوز ادعای انقلابی بودن و اصلاح طبی کرد.
کلمه-سینا حقجو:
چهار سال از روزهایی که مرد نقاش روی میز میکوفت و مناسبات ناعادلانه رسانهی حکومتی را نقد انقلابی میکرد می گذرد. حالا دیگر مردان بزرگ و انقلابی یا منزوی یا طرد شده و یا در حصر اند و آنها که برای نمایش دموکراسی دست چین شده اند، کوتاه قامت تر از آن اند که توهین ها را تاب نیاورند و تن به بازی تحقیر ندهند. این نمایش اما تنها مانور تحقیر کاندیداها نیست، مراسم ختم نهاد ریاست جمهوری در ساختار جدید نظامی است.
خبر نداریم که صداوسیما آیا عامدانه چنین نمایش سخیفی را برای کوچک کردن رئیس جمهور احتمالی در برابر مرکز قدرت اصلی به راه انداخته است، یا واقعا نظر صدها کارشناس و هزاران سوال دست چین شده به چنین برآیندی انجامیده است. نمی توان هم به صراحت گفت که «کارشناس»های مد نظر مجری برنامه کارشناس های امنیتی و اطلاعاتی بوده اند، نظیر آنها که شورای نگهبان برای رد صلاحیت ها از آنها فرمان گرفته است، و با سوال های شان جلسه مناظره را به جلسه بازجویی تبدیل کرده اند. آنچه مسلم است اما یک چیز است: روند و نگاه اصلی و استراتژی کلی نظام برای این انتخابات نتیجه ای جز این نمیتواند به بار بیاورد. در واقع، آنچه در مناظره ی روز گذشته شاهد آن بودیم، حتی اگر عامدانه نبوده و از پیش چیده نشده باشد، نتیجه طبیعی نگاهی است که حاکمان به انتخابات ریاست جمهوری دارند: رئیس جمهور بعدی در نظر آنان کارمندی جزء است که به جای تعیین جهت گیری های کلی، مجری مطیع و زبان بسته سیاست های دستوری است.
مناظره دیروز را باید پرده ی اول در برگزاری آزمون استخدامی برای کاندیداهای چنین شغلی دانست. روند کار بسیار شبیه روند تقاضا برای مشاغل دیگر است: به لطف نرخ بالای بیکاری و کارنامه اسفبار دولت نزدیک به نظر رهبری در اشتغال زایی، تعداد زیادی بیکار در کشور وجود دارد که مشتاق یافتن شغلی دولتی هستند. ابتدا تعداد بسیاری برای شغل پیشنهادی درخواست میدهند. بعد روند گزینش توسط شورای نگهبان انجام میشود و کاندیداهای مطلوب دست چین میشوند. مرحله ی بعد اما مرحلهی تست های مختلف اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و بین المللی است. گر چه هدف این مرحله در آیین نامه ی استخدامی سنجش میزان سواد متقاضی است، اما هدف مهمتر دیگری نیز از آن برای کارفرما حاصل می شود: سنجش میزان نزدیک تر بودن نظر متقاضی به نظر او در محورهای اساسی. هدف دیگری که بالمآل از این مرحله حاصل می شود خرد شدن و کوچک کردن متقاضی در انظار عمومی است: با پشت صندلی امتحان نشاندن اش، با پاسخ های غلطی که به هر حال خواهد داد، و با نشان دادن این که قدرت اصلی در دست ممتحن اصلی است. در نتیجه کسی که از این آزمون بگذرد و در نهایت از صندوق های رای بیرون بیاید، دیگر کسی نخواهد بود که برای «رئیس» شاخ و شانه بکشد، چرا که پیش از این به اندازه ی کافی طعم حقارت و خرد شدن را در پیشگاه کارفرما و مردم چشیده است. او هر چه که باشد دیگه «رئیس جمهور» نخواهد بود، بیشتر معاون رئیس اصلی و مرئوس رهبری خواهد بود.
آنچه در مناظره گذشت تنها تجلی ای از این نگاه پنهان به کاندیداها و به مقام ریاست جمهور بود، که به بهترین صورت در آن طنز تلخ نمایان گشت. آنچه به تمسخر کشیده شد نه کاندیداها که شعور و انتخاب مردم و جایگاه مهم منتخب آنها یعنی رئیس جمهور بود. این نه یک اتفاق منفرد و تصادفی که بخشی از نگاه و استراتژی بخش غیرانتخابی نظام کنونی حاکم بر جمهوری اسلامی برای تحقیر و تصاحب کامل بخش های انتخاباتی و در نهایت تبدیل کامل نظام جمهوری اسلامی به حکومت ولایی است. اگر کسی از کاندیداها داعیه ی اصلاح طلبی و بالاتر از آن مدعای دفاع از نظام جمهوری اسلامی را دارد، باید به جای اعتراض به مسائل جزئی و فرعی بی خطر و بی خاصیت به این مساله اساسی اعتراض کند. خوابی که اقتدارگرایان برای حفظ حکومت خود و حذف نهاد و مفهوم رئیس جمهور در دراز مدت دیده اند خطرناک تر از آن است که بتوان در برابر آن ساکت بود و هنوز ادعای انقلابی بودن و اصلاح طبی کرد. وقتی پای خود نهاد ریاست جمهوری و جمهوریت نظام در میان است، باقی مسائل فرع است. کسی که امروز نتواند جلوی این افتضاح سازمان یافته بایستد، فردا نیز کارمند جزئی بیش نخواهد بود که به کار تغییر و اصلاحی نخواهد آمد.