شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.

» اعظم طالقانی: هاشمی امیدی برای نجات کشور بود

شنبه, 25 می, 2013

چکیده : در ادامه واکنش ها به رد صلاحیت آیت الله هاشمی رفسنجانی، دختر آیت الله طالقانی می گوید: "متاسفانه سالهاست افرادی که نه از تاریخ انقلاب اطلاعات دارند و نه شرایط پیش از انقلاب را درک کرده‌اند و نه ارزشی برای تلاشها و خون‌های آزادیخواهان قائل هستند و بدون پشتوانه و با رانت به قدرت رسیده‌اند، مملکت را به وضعی کشیده‌اند که همگی از آن مطلع هستیم. مهمتر آنکه همین افراد داعیه دار انقلاب هم شده‌اند! در مقابل افرادی چون هاشمی رفسنجانی که از سالها پیش در صف نخست مبارزه بوده و سالها زندان و شکنجه‌های سخت را تحمل کرده و در لحظه لحظه انقلاب حضور داشته مورد بی‌مهری قرار می‌گیرد."


در ادامه واکنش ها به رد صلاحیت آیت الله هاشمی رفسنجانی، دختر آیت الله طالقانی می گوید: “متاسفانه سالهاست افرادی که نه از تاریخ انقلاب اطلاعات دارند و نه شرایط پیش از انقلاب را درک کرده‌اند و نه ارزشی برای تلاشها و خون‌های آزادیخواهان قائل هستند و بدون پشتوانه و با رانت به قدرت رسیده‌اند، مملکت را به وضعی کشیده‌اند که همگی از آن مطلع هستیم. مهمتر آنکه همین افراد داعیه دار انقلاب هم شده‌اند! در مقابل افرادی چون هاشمی رفسنجانی که از سالها پیش در صف نخست مبارزه بوده و سالها زندان و شکنجه‌های سخت را تحمل کرده و در لحظه لحظه انقلاب حضور داشته مورد بی‌مهری قرار می‌گیرد.”

متن گفت و گوی “جرس” با اعظم طالقانی فرزند آیت الله سید محمود طالقانی در خصوص رد صلاحیت آیت الله هاشمی رفسنجانی و عملکرد شورای نگهبان در پی می آید:

خانم طالقانی نظر شما در خصوص رد صلاحیت آیت الله هاشمی رفسنجانی توسط شورای نگهبان چیست؟

متاسفانه سالهاست افرادی که نه از تاریخ انقلاب اطلاعات دارند و نه شرایط پیش از انقلاب را درک کرده‌اند و نه ارزشی برای تلاشها و خون‌های آزادیخواهان قائل هستند و بدون پشتوانه و با رانت به قدرت رسیده‌اند، مملکت را به وضعی کشیده‌اند که همگی از آن مطلع هستیم. مهمتر آنکه همین افراد داعیه دار انقلاب هم شده‌اند! در مقابل افرادی چون هاشمی رفسنجانی که از سالها پیش در صف نخست مبارزه بوده و سالها زندان و شکنجه‌های سخت را تحمل کرده و در لحظه لحظه انقلاب حضور داشته مورد بی‌مهری قرار می‌گیرد. هنوز صدای ناله‌های هاشمی زیر شکنجه ‌های سخت در زندانهای پیش از انقلاب از یادمان نرفته است. خیلی‌ها شهادت می‌دهند که او از فرط زخم و سوزش و درد شکنجه قدرت ایستادن نداشتند و برای حرکت روی زمین خود را می‌کشاند.

با توجه به کارنامه و سابقه آقای هاشمی که شما هم اشاره کردید اما شاهد بودیم پس از حضور ایشان در صحنه انتخابات موج تخریبی علیه ایشان راه افتاد، علت چه بود؟

متاسفانه امروز کسانی در قدرت قرار گرفته‌اند که حتی سنشان در آن حدی نیست که این روزها را درک کرده باشند، چه رسد به اینکه طلبکار انقلاب هم باشند! آنان تاریخ انقلاب را به درستی نمی دانند و در تحریکاتی که از جانب عافیت طلبان به آنها وارد می شود با مردم فریبی سعی در به دست آوردن قدرت و حفظ جایگاه و مقام خویش دارند. آنهایی که با چنگ و دندان به قدرت چسبیده‌اند.

با وجود اینکه نقدهای زیادی به آقای هاشمی دارم ولی مطمئن هستم که او با تجربیات فراوانی که در طول این سالها اندوخته بود می‌توانست در این تنگنای سیاسی و اقتصادی امیدی برای نجات مردم و کشور باشد. اگر صلاحیت ایشان تایید می شد و مسئولیت اجرایی کشور به ایشان سپرده می شد ملت در این شرایط سخت معیشتی وضعیت بهتری پیدا می کردند. از طرفی وضعیت بین المللی و تهدیدات امنیتی نیز کاهش می یافت که البته جنگ طلبان و خشونت طلبان این را نمی‌خواهند.

عملکرد شورای نگهبان طی سالهای گذشته به گونه ای بوده است که همواره مورد انتقاد طیف های مختلف جامعه قرار گرفته است برای نمونه، نظر این شورا در مورد رییس جمهور شدن زنان که واکنش های زیادی را در بر داشت. نظر شما در این زمینه چیست؟

یکی از آقایان در خصوص حضور زنان در پُست‌های سیاسی و ریاست جمهوری گفته بود که «کسی را به ده راه نمی‌دادند، سراغ خانه کدخدا را می‌گرفت»! شاید عده‌ای فراموش کرده‌اند که همین زنان که نیمی از جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند همان‌هایی هستند که دوشادوش مردان با فریادهای خود انقلاب را پیروز کردند و از مبارزات آنان بود که انقلاب پیروز شد. افرادی که چنین ضرب‌المثلهایی را مطرح می‌کنند و بی‌مهابا و از روی تعصب علیه زنان موضع می‌گیرند ذره‌ای آگاهی از حقوق و اهمیت نقش زنان در جامعه ندارند. درست نیست که افراد به گونه‌ای رفتار کنند که حس عافیت طلبیشان القا شود و این تصور ایجاد شود که آنها همانهایی هستند که سر بزنگاه سوار قطار انقلاب شده‌اند و بدون آنکه گذشته خود را به یاد آورند علیه نیمی از جامعه که زنان هستند می‌تازند. گویا این افراد یادشان رفته به محض اینکه انقلاب شد از طریق کدخدا وارد ده شدند و به قدرت رسیدند و جالب اینکه بانوان را قبول ندارند!

چرا هنوز تفسیر روشنی از واژه رجل سیاسی که در اصل ۱۱۵ قانون اساسی آورده شده نداریم؟

در ابتدای انقلاب در پیش نویس قانون اساسی که به امضاء بنیان‌گذار جمهوری اسلامی هم رسید جنسیت رئیس جمهور مشخص نبود. بعضی از علما به این وضعیت اعتراض کردند که رئیس جمهور باید فقط مرد باشد. که رهبر فرمودند با علما مذاکره کنید که برخی از آنان بعد از مذاکره هم نپذیرفتند و اصل 115 قانون اساسی بدین مضمون تدوین گردید که «رئیس جمهور باید از رجال مذهبی و سیاسی با شرایط…باشد.» لذا ملاحظه می کنیم که امام هم به اعمال جنسیت خاص در مورد ریاست جمهوری عنایتی نداشتند. در خصوص معنی «رجال» هم عده‌ای آن را مردان تعبیر می‌کنند و عده ای نخبگان و شخصیت‌ها.

آیت الله بهشتي در زمان تدوين قانون اساسي در گزارشي توضیح دادند که بخاطر مخالفت زیاد فقها با این موضوع که زنان نمی توانند رئیس جمهور شوند كلمه رجل را بکار بردند و امیدوار بودند که این مسئله در روند زمان حل شود به نظر شما چرا با گذشت سي و اندی سال از پيروزي انقلاب هنوز تكليف این مسئله روشن نیست؟

بله، در همان زمان هم بعضی از علما بودند که در پاسخ به تعبیر و تفسیر کلمه رجال تعبیر دوم یعنی شخصیت‌ها و نخبگان را درست دانستند. در قرآن هم مطلبی در مخالفت با تساوی حقوق اجتماعی زنان و مردان نیست، بلکه در قرآن تکیه بر آن است که به جای هر نوع ضابطه اهل ذکر بودن یا اهلیت قرآنی را مد نظر باشد. به هر حال با پژوهش در تاریخ اسلام هم می توان نمونه‌های زیادی از زنانی را دید که نقشهای فراوانی در جامعه خود داشته‌اند. من در اینجا اشاره می‌کنم که در خصوص این بحث یعنی زنان و ریاست جمهوری در بهار سال 1376 در شماره 227 نشریه پیام هاجر این موضوع به طور دقیق به بحث و بررسی گذاشته شد و نظر بسیاری از حقوق دانان و صاحب‌نظران و علما در این باره منتشر شد که قابل مراجعه برای مطالعه علاقمندان است.