چکیده : اعلام خبر کشته شدن یک سردار سپاه در سوریه و انتشار اظهارات ضد ملی مهدی طائب مبنی بر ترجیح دادن سوریه به خوزستان، آن هم در حالی که همین ماه قبل گروگان های سپاه در سوریه آزاد شده بودند، نشانه های خطرناکی از دخالت سازمان یافته نیروهای سپاه در حوادث سوریه است که واکنش سریع همه دلسوزان نظام و کشور را می طلبد و به خصوص در خصوص سخنان خطرناک طائب که گفته می شود از جمله چهره های مورد اعتماد رهبری هم هست، اعلام موضع همه نیروهای پایبند به تمامیت ارضی و آینده ایران ضروری به نظر می رسد.
کلمه – گروه سیاسی: اعلام خبر کشته شدن یک سردار سپاه در سوریه و انتشار اظهارات ضد ملی مهدی طائب مبنی بر ترجیح دادن سوریه به خوزستان، آن هم در حالی که همین ماه قبل گروگان های سپاه در سوریه آزاد شده بودند، نشانه های خطرناکی از دخالت سازمان یافته نیروهای سپاه در حوادث سوریه است که واکنش سریع همه دلسوزان نظام و کشور را می طلبد و به خصوص در خصوص سخنان خطرناک طائب که گفته می شود از جمله چهره های مورد اعتماد رهبری هم هست، اعلام موضع همه نیروهای پایبند به تمامیت ارضی و آینده ایران ضروری به نظر می رسد.
به گزارش کلمه، اگر بشار اسد، رئیس جمهور سوریه تظاهرات آرام مردمی را به خشونت نمی کشید سوریه در گرداب جنگ داخلی نمی افتاد. اما پس از یک سال و نیم جنگ داخلی و نابود شدن بخش های بزرگی از شهر های سوریه، بشار اسد همچنان مردم خود را می کشد و آمار قربانیان به 60 تا 70 هزار نفر رسیده است.
یقینا این اصرار و لجاجت بشار اسد به اینکه همچنان در قدرت باقی بماند، حامیانی هم دارد. حامیانی خارجی که نه تنها جان و مال مردم سوریه برایشان ارزش اعتباری ندارد که جان و مال مردم کشور خودشان نیز بی اعتبار است. تاسف بار است که در کنار روسیه، مقام های جمهوری اسلامی و نیروهای سپاه پاسداران نیز در رسانه های بین المللی به عنوان مداخله گر و عامل جلوگیری از پایان جنگ در سوریه معرفی می شوند.
مرگ یک سردار سپاه در حمله اسرائیل به سوریه!
روز پنجشنبه ۲۶ بهمن ستاد فرماندهی مشترک ارتش آزاد سوریه در بیانیه ای اعلام کرد که سرتیپ حسن شاطری (حسام خوشنویس) در حمله هوایی پانزده روز پیش اسرائیل به یک کاروان تسلیحاتی که از سوریه راهی لبنان بود کشته شده است. این در حالی است که ایران در بدترین شرایط اقتصادی و بین المللی به سر می برد و انتشار چنین خبرهایی آشکارا باعث تضعیف موقعیت ایران در منطقه و دنیا می شود.
به گزارش بی بی سی، در این بیانیه آمده است که علاوه بر سرتیپ شاطری، افراد دیگری نیز همراه او در این حمله کشته شده اند اما هویت آنان را مشخص نکرده است. در بیانیه هایی که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و سفارت ایران در بیروت منتشر کرده اند نیز زمان کشته شدن سرتیپ شاطری مشخص نشده و از حمله کنندگان به او با عنوان تروریست های مسلح و مزدوران رژیم صهیونیستی نام برده شده است.
پیش از اعلام موضوع از سوی گروههای مختلف اپوزیسیون سوریه٬ سفارت ایران در لبنان روایت دیگری ار ماجرا ارائه داد. سفارت با انتشار بیانیهای اعلام کرد که حسن شاطری رییس هیئت ایرانی بازسازی جنوب لبنان روز چهارشنبه (۲۵ بهمن/ ۱۳ فوریه) در مسیر بازگشت از سوریه به لبنان در جاده منتهی به فرودگاه دمشق به دست گروه های تروریستی به شهادت رسید.
در بیانیه سفارت ایران در لبنان آورده شد که سردار شاطری از نام مستعار حسام خوشنویس استفاده میکرده است و برای اجرای طرح عمرانی و بازسازی خرابه های شهر حلب عازم سوریه شده بوده است. این در حالیست که تمامی محلات حلب که دومین شهر بزرگ سوریه و پایتخت اقتصادی آن محسوب میشود٬ بر اثر ماهها حملات هوایی و زمینی تخریب شده است.
خبرگزاری فارس وابسته به سپاه نیز با انتشار بیانیهای از قول جمعی با عنوان ستاد مردمی بزرگداشت سرداران شهید جهان اسلام نقل کرد که مهندس حسام نامی بود که لبنانیها برای او برگزیده بودند. در این بیانیه شاطری با عماد مغنیه مقایسه شده و گفته شده که هر دو توسط “صهیونیسم” کشته شدهاند.
سال گذشته مخالفان حکومت سوریه ۴۸ ایرانی را در سوریه به اتهام عضویت در سپاه پاسداران ربودند. ایران عضویت آنها در سپاه را رد کرده و آنها را زائر میخواند. این افراد امسال در جریان مبادله زندانی آزاد شدند و مشخص شد که تقریبا همه آنها سپاهی بوده اند.
ارتش آزاد سوریه در بیانیه خود، هيئت ایرانی بازسازی جنوب لبنان را که سرتیپ شاطری با نام مستعار حسام خوشنویس، ریاستش را به عهده داشت، پوششی برای فعالیتهای سپاه پاسداران در لبنان و سوریه قلمداد کرده است.
حمله ای که این بیانیه به آن اشاره می کند، سی ام ژانویه (یازدهم بهمن) گذشته رخ داد و دولت سوریه اعلام کرد که طی آن، جنگنده های اسرائیلی پژوهشگاهی نظامی را در حومه غربی دمشق و نزدیک به مرز لبنان بمباران کرده و طی آن، پنج نفر نیز کشته شده اند. اسرائیل مسئولیت این حمله را پذیرفت اما یکی از شبکه های تلویزیونی اسرائیلی تصاویری ماهواره ای از این پژوهشگاه نظامی را منتشر کرد که نشان می داد ساختمانهای این مرکز آسیبی ندیده اند و تنها توقفگاه خودروهای این پژوهشگاه و مناطقی در کنار جاده آثار حمله هوایی را بر خود دارند.
پیش از آنکه دولت سوریه، حمله هوایی اسرائیل را اعلام کند، گزارشهایی منتشر شده بود حاکی از اینکه هدف جنگنده های اسرائیلی کاروانی حامل تسلیحات بوده که از سوریه به سمت لبنان حرکت می کرده است.
هرچند این خبر را هیچ مرجع رسمی تایید نکرد، این گمانه مطرح شد که چه بسا کاروانی هدف قرار گرفته که تسلیحات شیمیایی سوریه را به لبنان حمل می کرده است، چرا که مقامات اسرائیلی پیشتر هشدار داده بودند که اگر احتمال دهند قرار است چنین تسلیحاتی از سوریه خارج شود و به دست حزب الله لبنان بیفتد، دست به حمله پیشگیرانه خواهند زد.
با این حال مشخص نیست حسام خوشنویس که از سوی سپاه مسئول ستاد بازسازی لبنان است، در سوریه و آن هم در محل تاسیسات نظامی چه می کرده است.
بی اعتنایی آشکار به حفظ تمامیت ارضی ایران!
همزمان با کشته شدن این سرتیپ ایرانی در سوریه، سخنانی ضد ملی و تعجب انگیز از مهدی طائب، رئیس قرارگاه عمار، منتشر شد که نگرانی از اقدامات تحریک آمیز و بر ضد منافع ملی نیروهای سپاه در سوریه را دوچندان می کند. طائب در اظهار نظر اخیر خود گفته است: «اهمیت سوریه بیشتر از خوزستان است.»
او سوریه را استان سی و پنجم ایران نامیده که اگر جمهوری اسلامی آن را از دست بدهد تهران را هم نمیتواند حفظ کند. عجیب است که این چهره روحانی نزدیک به محافل امنیتی در حالی سوریه را بر خوزستان پاره تن ایران برتری می دهد که هنوز نمی داند تعداد استان های ایران هم اکنون 31 استان است و نه 34 استان که سوریه سی و پنجمی باشد!
مهدی طائب برادر حسین طائب است که نقطه پیوند نظامیان اقتدارگرا، روحانیان متحجر و محافل مخوف امنیتی است و البته از چهره های مورد اعتماد بیت رهبری. گفته می شود که وی در سرکوب معترضان در سال 88 نیز نقش بسیار عمده ای بر عهده داشت. اکنون مهدی طائب با تاکید بر این که سوریه استان سی و پنجم و یک استان استراتژیک برای جمهوری اسلامی است میگوید: «اگر دشمن به ما هجوم کند و بخواهد سوریه یا خوزستان را بگیرد اولویت با این است که ما سوریه را نگه داریم چون اگر سوریه را نگه داریم میتوانیم خوزستان را هم پس بگیریم اما اگر سوریه را از دست بدهیم تهران را هم نمیتوانیم نگه داریم.»
قرارگاه عمار که مهدی طائب ریاست آن را برعهده دارد، به جریان مصباح یزدی نزدیک است. این قرارگاه اگرچه در حال حاضر چندان فعال به نظر نمیرسد، ولی عمدتا به عنوان نهادی برای مقابله با جنگ نرم معرفی میشود که کسانی مانند عليرضا پناهيان، سعيد قاسمي، مهدي كوچك زاده، حميد رسايی، حسن عباسی، سعيد حداديان، حسين الله كرم و حجت الاسلام روانبخش از اعضای هیأت رئیسه آن هستند.
طائب در سخنرانی خود تلویحا نگرانی از خطر اسرائیل را دلیل حمایت بیچون و چرای ایران از رژیم اسد ذکر کرد. او گفت: «در دنیا فقط یک تهدید برای ما وجود دارد که آن هم رژیم صهیونیستی است. رژیم صهیونیستی انگیزه و امکان برای حمله را دارد و در عین حال برای این کار هیچ مانعی ندارد».
وی سپس در توضیح از پیشنهاد تشکیل بسیج در سوریه سخن گفته و با تاکید بر ضرورت وجود نیروهای بسیجی برای مدیریت جنگ شهری در سوریه افزوده است: « سوریه ارتش داشت اما این ارتش قادر به اداره جنگ در داخل شهرهای سوریه نبود از این رو ایران پیشنهاد کرد که برای اداره جنگ شهری بسیج تشکیل دهید…. بسیج سوریه با ۶۰ هزار حزباللهی تشکیل شد و باعث شد جنگ را در کف خیابانها از ارتش تحویل بگیرد.»
طائب اما توضیح نداده است که سپاه و بسیج و حزبالله لبنان احیانا چه نقشی در تشکیل بسیج سوریه بازی کردهاند. این در حالی است که به نظر می رسد درک و دریافت طائب از بسیج نیرویی است که باید در شهرها به جنگ مردم همان کشور برود، تصوری که شاید تعمیمیافته نقشی باشد که بسیج در حوادث پس از انتخابات سال ۱۳۸۸ در ایران و در رویارویی با معترضان به نتیجه اعلام شده این انتخابات بازی کرد؛ و البته یکسره در تعارض با نقشی که بسیج در دهه ابتدایی انقلاب و دوران جنگ ایفا می کرد.
سخنان طائب درباره اهمیت سوریه برای ایران، بیان صریح تر تفکر خطرناکی است قبلا هم برخی دیگر از چهره های نظامی و امنیتی بیان کرده بودند. پیش از این هم محمدعلی جعفری، فرمانده کل سپاه پاسداران صراحتا اعلام کرده بود که سپاه قدس در سوریه فعال است، او اما این حضور را غیرنظامی توصیف کرده بود. علی اکبر ولایتی، مشاور رهبری در امور بینالملل نیز اواخر دی ماه گذشته اعلام کرد که “در قدرت ماندن بشار اسد خط قرمز جمهوری اسلامی است.” او در توضیح این موضع گفت: «دلیل اصلی تمرکز ما بر سوریه جلوگیری از سقوط خط مقاومت در مقابل اسرائیل است.» همین موضع را علی لاریجانی، رئیس مجلس نیز در ماه رمضان گذشته در قالب کلماتی متفاوت بیان کرد: «بحران در سوریه تنها مربوط به این کشور نیست وبرآیند مسئله سوریه میتواند تاثیراتی در ایران و سطح بینالمللی داشته باشد».
اما گفته های طائب در معرفی سوریه به عنوان سی و پنجمین استان ایران و نیز کماهمیت شمردن خوزستان در قیاس با این کشور، بیسابقه و به شدت هشداردهنده است. اهمیتی که طائب برای سوریه در قیاس با خوزستان قائل میشود، ناقض تعهد و پایبندی قانونی جمهوری اسلامی به اولویت حفظ تمامیت ارضی و منافع مردم ایران تلقی میشود و این اظهارات میتواند دارای پیامدهای حقوقی در عرصه بینالمللی باشد، احساسات ملی مردم سوریه، اعم از موافق یا مخالف رژیم سوریه را نیز برانگیزد و کشورهای عربی منطقه را بیش ازپیش در ستیز و چالش با ایران قرار دهد.
اینجاست که بازخوانی نامه سید مصطفی تاجزاده به رهبری ضروری می شود که نوشته است: بزرگترین خطای دو سال اخیر حکومت، دفاع مطلق از بشار اسد و عملکرد جنایت بارش بوده است. رژیمی که به اعتراف مقامات روس، از حمایت یک سوم مردم خود، عمدتا اقلیت های علوی و مسیحی و … برخوردار است و با سرکوب خونین تظاهرات مسالمت آمیز مخالفان، راه کاربرد گسترده سلاح را به روی آنان و نیز البته به روی افراطی ترین نیروهای سلفی – تکفیری گشود تا آگاه یا ناآگاه، دوگانه حکومت استبدادی – مردم آزادی خواه را به دوقطبی شیعی – سنی تبدیل کند.