سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » تحریم های اقتصادی، مانعی برای آزادی و دمکراسی...

تحریم های اقتصادی، مانعی برای آزادی و دمکراسی

چکیده :تحریم ها به کمک سیاست گذاری های غلط دولت شتافته و نه تنها به کاهش پویایی اقتصادی در کشور منجر شده، بلکه اسباب تورم و گرانی روزافزون شده و روز به روز طبقه متوسط در ایران را لاغر و لاغرتر کرده است. طبقه ای که او هم به خیل طبقه محروم می پیوندد تا از سر ناچاری، دغدغه های فرامعیشتی و مدنی اش را فرو گذارده و تلاش بیشتر بر امرار معاش کند....


کلمه – حسین نورانی نژاد:

دور جدید تحریم های اقتصادی علیه ایران، در ادامه مسیری است که پیشتر توسط آمریکا و دیگر قدرت های جهانی برای پیشگیری از برنامه های هسته ای ایران بکار گرفته شده اند. این تحریم ها که در ابتدا با عنوان تحریم های هوشمند قرار بود فقط حکومت ایران را تحت فشار قرار دهد، همانطور که قابل پیش بینی بود تاثیر چندانی بر قدرت نظامی، امنیتی، سیاست خارجی و اعمال اقتدار داخلی حکومت در ایران نداشته و در عوض تاثیرات ملموسی بر حوزه اقتصادی ملی و در پی آن زندگی روزمره مردم گذاشته است.

بر این اساس هرچند حرف از شکست سیاست تحریم از سوی غرب هنوز زود است اما قطعا ادعای پیشین آمریکایی ها مبنی بر هوشمندی تحریم های اقتصادی، شکست خورده است، به این دلیل ساده که بیشترین فشار را به مردم وارد کرده و نه حکومت. اما اگر مواضع اخیر آمریکایی ها از جمله موضع سال گذشته خانم کلینتون در یکی از مصاحبه هایش را ملاک بدانیم که به زبان دیپلماتیک گفت در پی اعمال فشارهایی هستند که نهایتا مردم در برابر سیاست های هسته ای نظام ایستادگی و مخالفت کنند، هنوز برای نتیجه گیری شکست تحریم ها زود است.

اما مساله نیروهای دموکراسی خواه داخل با این تحریم ها چگونه است؟ به نظر می رسد که بنا بر تجربیات پیشین از دوران دولت هاشمی رفسنجانی تاکنون، این مساله در بزنگاه های سیاسی کاملا رخنمائی کرده که نیروی اصلی دموکراسی خواه در ایران، گروهی از مردم شهرنشین با درآمد متوسط و گرایشات مدنی است که می توان با تسامح آنها را “طبقه متوسط شهری” نامید.

این تحریم ها بیشترین تاثیر اقتصادی خود را بر روی این گروه از مردم گذاشته است. مردمی که با توجه به دولتی بودن بخش بزرگی از اقتصاد ایران، یا کارمند و حقوق بگیر این ساختار بزرگ اقتصادی هستند و یا اگر در بخش خصوصی فعالیت دارند، برای گرفتن کار و پروژه، اغلب باید به سراغ بخش دولتی بروند. آن هم دولتی که مدت هاست ترجیح داده هزینه های عمرانی و زیرساختی اش را متوقف کند و درآمد کم شده ناشی از تحریم و سوء مدیریت اقتصادی را در بخش های مربوط به حفظ قدرت سخت افزاری و امنیتی خود متمرکز کند. به بیان دیگر تحریم ها صرفا میزان و اولویت های تخصیص منابع حکومت را تغییر داده است. به این ترتیب جریان حاکم کاهش درآمدهایش را در هر بخشی که اعمال کند، یقینا با توجه به بحران سیاسی داخلی و دشمنان زیادی که در عرصه جهانی دارد، پولش را در وهله اول خرج بقا و امنیتش می کند نه عمران و آبادانی.

در چنین شرایطی، تحریم ها به کمک سیاست گذاری های غلط دولت شتافته و نه تنها به کاهش پویایی اقتصادی در کشور منجر شده، بلکه اسباب تورم و گرانی روزافزون شده و روز به روز طبقه متوسط در ایران را لاغر و لاغرتر کرده است. طبقه ای که او هم به خیل طبقه محروم می پیوندد تا از سر ناچاری، دغدغه های فرامعیشتی و مدنی اش را فرو گذارده و تلاش بیشتر بر امرار معاش کند.
نگاه کوتاهی به برنامه متقابل جریان حاکم در برابر طبقه متوسط نیز در اینجا بی مناسبت نیست. مهم ترین برنامه اقتصادی سال های اخیر، هدفمندی یارانه هاست. برنامه ای که بسیاری از کارشناسان اقتصادی و سیاسی، آن را برنامه ای عامدانه یا به صورت خوشبینانه، غیر عامدانه برای تضعیف این طبقه در ایران می دانند. برخی از نیروهای وابسته به جریان حاکم که گاه به صراحت در این باره سخن گفته اند. به عنوان مثال چندی پیش ابراهیم فیاض، از طرفداران دولت در مصاحبه ای با شبکه ایران، ارگان رسمی دولت به صراحت بر ضرورت انجام فاز دوم هدفمندی یارانه ها تاکید داشت، و مخالفان آن را کسانی می دانست که نگران از بین رفتن طبقه متوسط به قول او مصرف زده در ایران هستند. در اینباره نظرات منتقدان دیگر اقتصادی و سیاسی آنقدر به کفایت وجود دارد که از اطاله کلام و اثبات آن در اینجا می گذریم.

به نظر می رسد هماهنگی نانوشته بین سیاست های داخلی جریان اقتدارگرایی با تحریم های اقتصادی، به یکی از موانع اصلی پیشبرد جنبش مدنی دموکراسی خواه در ایران بدل شده است. این در حالی است که بسیاری از مشکلات داخلی و خارجی که این جنبش مدنی درباره آن حرف و نظر دارد، مسایلی هستند که با صلح و امنیت جهانی پیوستگی دارند و اعتمادزایی بیشتری برای دیگر کشورها در پی دارد. تصور پیچیده ای نیست اگر فکر کنیم که وجود دولتی که نماینده این جنبش مدنی در حکومت باشد، به مراتب دغدغه های امنیتی منطقه و جهان را که مدعی است به خاطر آنها سیاست تحریم را در پیش گرفته، کاهش می دهد. ایران جزو معدود کشورهای منطقه است که نسبت مستقیمی بین دموکراسی و تساهل حکومتی و به قدرت رسیدن نیروهای مدرن و مداراگر دارد. در بسیاری از کشورهای دیگر، انتخابات آزاد چه بسا به قدرت گرفتن نیروهای تندرو مذهبی و بنیادگرا بینجامد، اما تجربه جمهوری اسلامی در ایران باعث روند دیگری شده است. مطمئنا دموکراسی در ایران هر چقدر که تعمیق یابد، سود داخلی آن به همه مردم، چه در جنبه آزادی های اجتماعی و فرهنگی و چه حتی رفاه و مسایل معیشتی خواهد رسید. همان طور که وضع مردم با توجه به درآمدهای کمتر دولت از فروش نفت، در دوره اصلاحات به مراتب بهتر از امروز بود. این سودی است که هیچ کس در داخل و خارج از آن متضرر نخواهد شد.

به این ترتیب، هر سیاستی که منجر به تضعیف این جنبش و این طبقه شود را می توان سیاستی غلط و همسو با سیاست های داخلی ضد دموکراسی دانست. بر این اساس است که تحریم های اقتصادی فارغ از جنبه های حقوق بشری آن، مورد نقد اکثر فعالان جنبش سبز و اصلاحات در ایران قرار دارد و چه بسا متناسب با نقشی که این تحریم ها در تضعیف جامعه مدنی و دموکراسی خواه ایران دارد، شایسته موضع گیری و مخالفت های بیشتری است.


7 پاسخ به “تحریم های اقتصادی، مانعی برای آزادی و دمکراسی”

  1. koosha2 گفت:

    اتفاقا باید تحریمها شدیدتر شود که شاید این مردم به خاطر معیشت شان هم شده در مقابل ستمگر و دیکتاتور قیام کنند. تا زمانی که پول یا مفت نفت بیاید اینها نه تنها برای مردم کاری نمیکنند بلکه تو سر آنها هم می زنند، همانطور که در این چند سال اخیر با وجود درآمد سرشار نفت، خس و خاشاک بودن و توهین و شنکجه نصیب مردم شد.

    کوشا

  2. Jamal000 گفت:

    آنموقع که تحريم هم نبود از دموکراسی خبری نبود….سال 58 تا حالا کي دموکراسي و انتخابات بدون فيلتر بوده ؟

  3. Karim5 گفت:

    مهدی طائب ظهر امروز در مراسم یادواره شهدای عملیات والفجر 5 اظهار کرد: درست است که به علت تحریم‌های به وجود آمده، کالاها گران شده و موجب رنجش ملت شده است، ولی موضوع مهم‌تر این است که با این گرانی‌ها دشمن به زانو درآمده و دارد از بین می‌رود.!!!!!

  4. مخالف تحریم گفت:

    نظر شما در اثبات این است که مدیریت اقتصادی کشور بد بوده. مخالفان تحریم بحثی در این باره ندارند و مشخص است که آثار جدی تر تحریم هنوز در پیش است. اما این ربطی به مدعای اصلی این یادداشت و مدافعان این دیدگاه ندارد. این نظر که تضعیف طبق متوسط در ایران مساوی تضعیف دموکراسی خواهی است. این یادداشت بعد دیگر ماجرا را نیز به هر دلیل فعلا نپرداخته است و آن ه اینکه به فرض که آنقدر وضع خراب شود که پس از قاطبه مردم، جکومت هم درب و داغون شود، آیا از دل آن یک جریان دموکراسی خواه کشور را دست می گیرد؟ آن هم اگر کشوری مانده باشد و یا باید یک دوره طولانی شورش و کشت و کشتار را شاهد باشیم؟

    • Iranabadec گفت:

      مخالف تحریم عزیز!
      بدترین موقعیتی که ممکن است شخص و یا جامعه ای خود را درآن وضعیت قرار بدهد. وضعیتِ “ترس از مرگ” است. (در این موقیت روزی 100 بار می شود از ترس “مُرد” )
      من در حسن نیت نویسنده و سایت کلمه شک ندارم و نظرم هم این نیست که دوستان خواسته اند از مدیریت اقتصادی فعلی حمایت بکنند.
      پاشنه آشیل این نوشته دو نکتهء اساسی است.
      1- چرا بجای تحریم مالی از تحریم اقتصادی استفاده کرده؟
      2- چگونه به این جمعبندی می توانید برسید که در صورت کاهش درآمد یک دولت نفتی به مردم فشار خواهد آمد؟
      خطایی اگر است در تحلیل دو موضوع بالا است. شما باید بهتر از من بدانید که در کشورهای تک محصولی و استبدادی نسبت درآمد دولت با خوشرفتاری با مردم همواره نسبت عکس داشته است و این موضوع به این سادگی ها قابل “کتمان” نیست.
      والتبه، اینکه چرا از واژۀ تحریم و یا تحریم های اقتصادی بجای تحریم های مالی استفاده شده است؟ نکتۀ اصلی انحرافی این یادداشت است. (اگر این مجادله در یک مناظرۀ رودررو انجام می شد من فرصت می دادم که شما به من بگویید این “تحریف” آشکار چرا صورت گرفته!؟)
      برای اینکه من به نیت خوانی متهم نشوم فقط اشاره می کنم که علت آن نگرش “پوپولیستی” است و منتظر می مانم که اگر علت دیگری دارد شما برای من و دوستان خواننده مشخص بکنید، علت آن چیست؟

  5. Nima گفت:

    نویسنده عزیز اقتصاد بخوانید

  6. میرزا فتح الله گفت:

    با نظرشما صددر صد مخالفم. اولا این تحریم ها آن اندازه که حکومت را به دردسرانداخته با مردم به آن صورت کاری ندارد. ما مردم می توانیم کمربندها راسفت کرده و برای یک زندگی ریاضتی خود را آماده کنیم و اگر ایمان داشته باشیم که تحریم ها کارساز خواهدبود حاضریم یک سال هم این وضعیت را ادامه دهیم. دیگر آنکه حکومت با دست بسته شدن ازنظر ارزی کمتر به انقلابی ها و خرابکاران کشورهای دیگر میتواند ارز بفرستد و دربرنامه های خرابکاری آنها شرکت داشته باشد یا مواد اولیه خریده و آنرا تبدیل به اسلحه کرده و به خرابکاران کشورهای دیگر بفرستد. مگر ندیدید غزه از جمهوری اسلامی روی گرداند؟ چرا زیرا نمی توانست مثل گذشته ماهیانه آنهمه ارز برای آنها بفرستد. دیگر آنکه دزدی ها کمتر می شود و دیگر گردن کلفت های رژیم نمی توانند بخش عمده ای از درآمد نفت را به حسابهای خود بفرستند.
    ازهمه اینها گذشته ما ملتی هستیم که نمی خواهیم آمریکا یا هیچ کشوری به مملکت ما حمله کند تا ازشراین رژیم خلاص شویم. حق هم داریم. سرنوشت افغانستان و پاکستان و عراق و لیبی و سوریه باید سرمشق خوبی برای ما باشد. خودمان هم آدمهای صلح جویی هستیم و میخواهیم با مسالمت با رژیم خود مبارزه کنیم، درنتیجه با هرنوع خشونت و دست گرفتن اسلحه مخالفیم. دیگر آنکه هرگز نمی خواهیم وامدار کشورهای خارجی بوده ازآنها کمک مالی بگیریم. پس تنها راه آنست که مقاومت کرده و تن به این تحریم ها بدهیم با این ایمان که تحریم ها ده برابر بیشتر از مردم، اثرش روی حاکمیت است و مخصوصا برنامه های بلند پروازانه و اسلحه سازی و انرژی اتمی آنها را مخدوش کرده است.