چکیده : این فیلم که مربوط به چند روز قبل از حصر کامل خانگی میرحسین است، او را را در کارگاه هنریاش نشان میدهد که در حال نقاشی است. تمام آثاری که او در این فیلم به نمایش میگذارد، پس از هجوم ماموران امنیتی برای بازداشت خانگی وی و همسر اهل هنرش زهرا رهنورد، به مکان نامعلومی منتقل شدند. شاید خیال میکردند اگر میرحسین را از فرزندان معنویاش جدا کنند، تمام میشود. اما ندانستند و هنوز هم نمیدانند که هنر ِ هنرمند در تکثیر تصویر اوست. هنر را نمیتوان توقیف کرد و به بند کشید، و نقش خیال هنرمند را نیز.
کلمه: میرحسین مرد تصویر است. مسیر رفتنهایش، ردپایی پر از نقش و رنگ و خاطره است. او سیاست مدار تصویرهاست: تصویر جوانی خندان در دانشکدهی معماری دانشگاه ملی، نقاش تالار قند ریز، مهندس معماری فعال و خوشنام پیش از انقلاب تا معمار مزار شهیدان هفت تیر و رواق هنر، فرهنگستان هنر که به 19 ستون با نماد بسم الله الرحمن الرحیم طراحی شد.
از چهارراه ولیعصر به سمت تقاطع طالقانی، یک طرف دانشگاهی به نام هنر است و طرف دیگر، رواقی که حتی تحمل ماندن نام سازندهی آن را بر دیوارش نداشتند. اما اگر آن رواق، بی نام میرحسین موسوی بیارزش شد، دو سال حصر او هم خواهد توانست اندیشه و هنر او را محصور بین دیوارهای خانهی اختر نگه دارد
رواق بدون نام ماندهی فرهنگستان هنر صحنی است که در شلوغی ِ شهری پر از هیاهو به آن خلوت دلخواسته مهمانت میکند. به لحظاتی بهشتگون و آرام … این رواق یکی از معدود نقاط پایتخت است که در آن هنر و مردم بیواسطه پیوند میخورند. جوانانی که همهروزه در خنکای عصر و اوایل شب، درون این رواق و لابهلای ستونهای آن مینشینند، نمایندگان نسل فردا هستند که از هیاهوی شهر دستکم برای دقایقی گسستهاند، از خطکشیهای قدیمی سنت/ مدرنیته عبور کردهاند و با ایده و عقیدهی معمار نیکاندیش ما همراه شدهاند؛ او که هنرش نه حتی برای مردم، که با مردم بودن بود.
تصویرهای مرد نقاش در خلوت ِ پر از سرشاری است. سرشار از نابی لحظاتی از نجواهایی ربانی، به خنکی ِ حوضخانههای قدیمی و بازیهای گاه عزلتگزین رنگ و نور در فضای خالی عارفانه، عرفانی شرقی. چشمهها، گلها، آفتاب و مهتاب، و همه بیان معنایی که در بطن شاعر رنگهاست؛ ترجمهی میرحسین موسوی از خلوتش و راوی ِ نگاهی ربانی و معنوی به طبیعت. حروف نیز مکان چنین حضوریاند و با حالتی ذکرگونه تکرار میشوند.
نقاش رویاهای ما که از وقتی همه در هیاهوی پایان جنگ و آغاز سازندگی و توسعهی اقتصادی بودند، به جای همراه شدن با روزمرهگیهای بیوقفه، لحظهای درنگ کرد، در جای خود ایستاد و به اطراف نگریست؛ به امروز و فردا. این یک لحظه سکوت و تأمل برای او بیست سال گذشت؛ و بعد که سکوتش را شکست، با قلمموی سبزرنگش چنان نقشی از خیال ما مردم بر بوم نشاند که فکرش را هم نمیکردیم.
دیگر جای پرسیدن از سنت یا مدرن، سیاسی یا اقتصادی، قدیمی یا جدید، چپ یا راست، اصلاح طلب یا اصولگرا و حتی پنجاه و هفتی و شصت و هفتی و هفتاد و هفتی نبود. 87 که آمد، همه گفتند جز نقش خاطره چه در چنته دارد؟ 88 که شد اما همه دیدند که بعد ِ بیست سال سکوت و نظاره، یک الگوی سخن به میان آورده که میتواند رنگینکمان پر از کنتراست جامعهی ایرانی را در یک نقطه جمع کند. نقطهای که بیرنگ نیست، سبز است؛ اما تکرنگ هم نیست. یک الگوی انسانی، اخلاقی و البته ایمانی؛ آن هم در جامعهای که زمامدارانش همهروزه در حال تشییع و تدفین اخلاق و ایمان، و تضییع و تخریب انسان و آرمان بودند.
چهار سال از روزهای موج سبز، سه سال از روزهای سخت صبر، و دو سال از روزهای تلخ حصر میگذرد. خیلی چیزها در بیرون تغییر کرده است. برای نقاش رویاهای ما اما چیزی تغییر نکرده است. درست مثل آن بیست سال! همهی این سالها برای او و نظایر او گویی یک لحظه درنگ است؛ تا کی بشود که دوباره سکوتش را که بشکند، شوری در جان مردمان بیفکند و راهی تازه و افقی نو پیش روی ایرانیان قرار دهد، که: اینگونه هم میتوان زیست؛ میتوان دروغ نگفت، میتوان همواره امید داشت، میتوان پای آرمان ایستاد و میتوان سیاست را و مبارزه را و هنر را و حیات ایمانی را و زیست مسلمانی را، با مردم، معیشت مردم، زندگی امروز و فردای مردم و بلکه با دیروز و تاریخ یک ملت در هم آمیخت.
* * *
فیلم زیر که برای اولین بار منتشر میشود، میرحسین را در کارگاه هنریاش که همان اتاق کار و مطالعه و اندیشهاش است، نشان میدهد. او در حال نقاشی است؛ در حال خلق آثاری که موسوی را در حد یک چهرهی صاحبسبک در هنر تلفیقی بالا برده و غیر از دنیای سیاست، در دنیای یکسره متفاوت دیگری نیز نام او بلندآوازه ساخته است. فیلمی از سیاستمدار تصویرها و نقاش لحظات ناب خلق هنری.
این فیلم مربوط به چند روز قبل از حصر کامل خانگی او، در بهمن ماه 1389 است. تمام آثاری که او در این فیلم به نمایش میگذارد، پس از هجوم ماموران امنیتی برای بازداشت خانگی وی و همسر اهل هنرش زهرا رهنورد، به مکان نامعلومی منتقل شدند. شاید خیال میکردند اگر میرحسین را از فرزندان معنویاش جدا کنند، تمام میشود. اما ندانستند و هنوز هم نمیدانند که هنر ِ هنرمند در تکثیر تصویر اوست. هنر را نمیتوان توقیف کرد و به بند کشید، و نقش خیال هنرمند را نیز.
اکنون پس از چهار سال که به جنبش سبز مینگریم، تصویر امروز و فردای خود را در آینهی خیال مرد نقاش میبینیم؛ او همهی رنگها را با هم و در کنار هم میخواست: در رنگینکمانی زیبا. او که با مردم بود و ماند؛ و مردمی بودن و امروزی و فردایی بودنش در همین فیلم آشکارا دیده میشود…
میرحسین نقاشیهایش را به ما مردم، به تاریخ نشان میدهد. نمیشود این نمایشگاه را ندید:
دریافت فایل با فرمت MP4 با حجم ۲ گیگابایت (Full HD)
دریافت فایل با فرمت MP4 با حجم ۱۴۳ مگابایت
دریافت فایل با فرمت MP4 با حجم ۳۹ مگابایت
دریافت فایل با فرمت MP4 با حجم ۵ مگابایت
دریافت فایل با فرمت FLV با حجم ۶۱ مگابایت
دریافت فایل با فرمت FLV با حجم ۴۲ مگابایت
دریافت فایل با فرمت FLV با حجم ۲۰ مگابایت