چکیده : پس جامعه مطلوب یعنی برخورداری از امنیت کامل اخلاقی و دینی و اقتصاد پویا و جامع. حضرت علی(ع) هم در خطبه نهجالبلاغه در تفسیر دوران قبل و بعد از پیامبر میگوید در آن جامعه اگر کسی سواد هم داشت ارزشی برای آن قایل نبودند و کسانی گرامی داشته میشدند که بیسواد بودند؛ «بارض عالمها ملجم و جاهلها مکرم». مولوی در اینباره میگوید: «جاهلان سرور شدستند و زبیم/ عالمان سرها کشیده در گلیم.»از تولد پیامبر(ص) باید به عنوان تولد، ایمان و عدالت یاد کنیم. آنچه پیامبر برای مردم آورد، تحریک عقل و اندیشه آنها بود و سعی کرد آنها را سر سفره خرد و تعقل بنشاند. اخلاق، آزادی فکر و روح را به آنها هدیه داد و به تعبیر قرآن، مبعوث شد تا غل و زنجیر را باز کند اقتصاد سالم برای آنها بسازد.
محمدتقی فاضلمیبدی
روز، ماه و سال تولد پیامبر اسلام(ص) به طور دقیق مشخص نیست. عمده مورخین عمدتا آن را سال 570 میلادی گفتهاند. محلی که پیامبر در آن زاده شد از نظر خلق و خوی اجتماعی یکی از بدترین مکانهای زمان خود بوده است. از طرف دیگر پیامبر اسلام در شرایط اسفبار و محروم خانوادگی زاده شد و رشد کرد. در شکم مادر بود که پدرش عبدالله در راه مدینه درگذشت. در ششسالگی مادر خود آمنه را هم از دست داد و در دامن دایه رشد کرد. در ایام نوجوانی جد بزرگوارش عبدالمطلب، به دیار باقی شتافت و با اینکه عموهای متمولی داشت، تحت کفالت یکی از فقیرترین عموهایش یعنی جناب ابوطالب قرار گرفت بهگونهای که قرآن کریم نیز تصریح میکند، پیامبر گرامی اسلام علاوه بر نداشتن پدر و مادر در شرایط سخت مالی رشد کردهاند. یکی از سورههای کوچک قرآن یعنی «والضحی» اشاره به داستانهای کودکی پیامبر است. سرزمین حجاز نیز خشک و سوزان بود و مردم اغلب از راه تجارت زندگی میگذراندند که آن هم در بیشتر ایام سال به دلیل وقوع جنگ، تعطیل میشد. با اینکه طوایف توافق کرده بودند در هر سال، چهارماه دست از جنگ بردارند، برخی حرمت این را هتک میکردند و آتش جنگ بر میافروختند.
پیامبر برای گذران ایام، شتران ابوطالب را به صحرای خشک و عبوس مکه میبرد و روزها را به شترچرانی میگذراند. این نوجوان باهوش و بافراست در درهها و کوهها و بیابانها به اندیشه فرومیرفت. طبیعت خشک، شتران گرسنه و کوههای سر به فلک کشیده عبوس، روح پیامبر را آزاد نمیگذاشت. همه چیز آن روزگار برای آن کودک ناآرام، نامطلوب بود. افتادن به پای بتهایی از جنس سنگ و چوب، چیزی نبود که آن نوجوان بافراست را مجاب کند. دیدن عدهای ثروتمند از تحصیل ربا در تجارت و تعداد زیادی محروم از نیازهای اولیه، او را بیقرار کرده بود. شرایط بهگونهای بود که از اموال یتیم هم نمیگذشتند.
بر همین اساس، قرآن سفارش به حفظ اموال ایتام کرده است. تفاوت طبقاتی، چنان فضا را تنگ کرده بود که عدهای به علت فقر، نوزادان خود را میکشتند که قرآن در نهی آن میگوید: «وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَکمْ خَشْیه إِمْلاقٍ.» دهها سفارش قرآن به انفاق و زکات برای این است که فقر از بین برود و مردم در تنگنای مالی نباشند. اینچنین بود که پیامبر، فقر را همپای کفر میدانست. یکی از تحولات بزرگی که در روح بیقرار محمد(ص) پیش از بعثت به وجود آمد سفر او به شامات برای تجارت بود که به همراه عمویش صورت گرفت. این سرزمین امتیازات زیادی نسبت به حجاز داشت. آب و هوای آنجا بهتر بود، خرافات کمتر در بین مردم دیده میشد و خشونت و زمختی ساکنان مکه در آنجا کمتر دیده میشد. اگر کسی در سورههای مکی قرآن تدبر کند بهتر میتوان به محیط نامساعد آن روز حجاز پی ببرد. سخن در این است که آیا پیش از اسلام نشانی از سواد، تمدن و یکتاپرستی در سرزمین حجاز وجود داشته است؟
این امر بین مورخین، محل اختلاف است. برخی بر آنند که در دوران جاهلیت، هیچ اثری از اخلاق، حلم و بردباری و سواد وجود نداشته اما طه حسین، جواد علی و «هیکل» میگویند در حجاز قبل از پیامبر نشانههایی از مدنیت وجود داشته اگرچه پرستیدن اصنام شایع بود اما در گوشه و کنار این سرزمین، آثار تعالیم انبیایی چون عاد، صالح و هود دیده میشده است. رسالت عمده پیامبر در سرزمین حجاز این بود که فرهنگ اعتقادی، اقتصادی و اجتماعی مردم را متحول کند یعنی جامعهای که جز دشنام، کینه و خشونت در آن دیده نمیشد، را مبدل به جامعه صلح و صفا و صمیمیت کند. مهمترین شعار آن در این آیه دیده میشود: «والله یدعوادار السلام.» هدف پیامبر، دورکردن جامعه از دو موضوع اصلی است؛ ناامنی، فقر و فقدان اقتصاد سالم؛ «فالیعبدوا رب هذا البیت التی اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف» یعنی خدایی را بپرستید که هم به انسان آرامش میدهد هم اقتصاد سالم.
پس جامعه مطلوب یعنی برخورداری از امنیت کامل اخلاقی و دینی و اقتصاد پویا و جامع. حضرت علی(ع) هم در خطبه نهجالبلاغه در تفسیر دوران قبل و بعد از پیامبر میگوید در آن جامعه اگر کسی سواد هم داشت ارزشی برای آن قایل نبودند و کسانی گرامی داشته میشدند که بیسواد بودند؛ «بارض عالمها ملجم و جاهلها مکرم». مولوی در اینباره میگوید: «جاهلان سرور شدستند و زبیم/ عالمان سرها کشیده در گلیم.»از تولد پیامبر(ص) باید به عنوان تولد، ایمان و عدالت یاد کنیم. آنچه پیامبر برای مردم آورد، تحریک عقل و اندیشه آنها بود و سعی کرد آنها را سر سفره خرد و تعقل بنشاند. اخلاق، آزادی فکر و روح را به آنها هدیه داد و به تعبیر قرآن، مبعوث شد تا غل و زنجیر را باز کند اقتصاد سالم برای آنها بسازد. به قول حضرت مولانا:
باد در مردم، هوا و آرزوست
چون هوا بگذاشتی، پیغام اوست
از درمها، نام شاهان برکنند
نام احمد، تا ابد بر میزنند…
منبع: روزنامه شرق