شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.

» شکست پروژه های فیلم سازی وزارت اطلاعات در سیمای ضرغامی

یکشنبه, 6 ژانویه, 2013

چکیده : چهره هایی که ضرغامی در مستندات و برنامه هایش به نمایش می گذارد، همان عروسک های بزک کرده، خیالات خام تیم های امنیتی نظامی است که به راحتی از مرزهای کشور عبور می کنند، بمب و سلاح وارد کشور می کنند، به مجهزترین وسایل ارتباط جمعی و پیچیده ترین تکنولوژی چریکی واردند و سازماندهی کامل برای براندازی نظامی به قدمت سی سال دارند و به همه نیروهای امنیتی و دولتی اشراف دارند و مثل فیلم های تخیلی یک تنه حریف چند وزارت خانه و پلیس و سپاه و سازمان های امنیتی هستند.


کلمه – گروه اجتماعی:

طی سه سال و نیم گذشته سیمای کشور بارها شاهد پخش برنامه های مختلف درباره رویدادهای پس از انتخابات مهندسی شده ریاست جمهوری سال 88 بوده است. در این برنامه ها اعم از خبر، گزارش، مصاحبه، سخنرانی، فیلم سینمایی، مستند و…. تنها یک فرضیه دنبال می شود که اعتراض کنندگان به نتایج انتخابات از خارج از مرزها فرمان می گرفتند و این اعتراضات کار مشترکی بوده از نیروهای جاسوسی امریکا و اسراییل با همکاری منافقین و گروه های ورشکسته سیاسی دیگر که بعضا برخی از آنان آنقدر ناآشنا هستند که کسی به جز وزارت اطلاعات تا کنون نام آنان را نشنیده بود.

سو‌ء تدبیر و عدم برنامه ریزی فرهنگی مناسب از سوی سیما موضوعی نیست که بتازگی مورد انتقاد صاحبنظران و کارشناسان رسانه ای قرار گرفته باشد ولی اوج دروغ پردازی و انتشار و پخش سناریوهای دست چندم نیروهای امنیتی اطلاعاتی برای ده ها بار از رسانه ای با مخاطب میلیونی موید این واقعیت است که بر خلاف ادعاهای چند ساله گذشته نه تنها اینان نتوانسته اند افکار عمومی را نسبت به این مساله توجیه کنند، حتی قادر نبوده اند که هواداران خود را قانع کنند که ریشه  اعتراضات میلیونی مردم از خارج از مرزهای کشور بوده است.

هنوز هواداران  و رای دهندگان به میرحسین  که قشر عظیمی از نخبگان و  استادان، هنرمندان، دانشجویان، روزنامه نگاران، روحانیون، کارگران، معلمان و شهروندان  را تشکیل میدهندخواستار سهم از سیما هستند تا بتوانند بخشی از نظرات و دیدگاه های کاندیدای منتخب آن را انعکاس دهد.

پس  از مناظره های جنجالی انتخاباتی تاکنون، بدون وقفه این رسانه محلی برای تهمت زنی و توهین به میرحسین و کروبی از یک سو و علاقه مندان و هواداران آنان از سوی دیگر بوده است. افراط در برنامه های صدا و سیما در تخریب دو شخصیت طراز اول سیاسی کشور با  سالها سابقه انقلابی و مبارزاتی تا آنجا رسیده که آنان را فریب خورده دشمن و بازیگران زمین امریکا و اسراییل معرفی می کنند و در این میانه کسی نیست که بپرسد اگر فردی چون آخرین نخست وزیر در طول هشت سال دفاع مقدس و نماینده امام در نهادهای انقلابی فریب خورده و اهل براندازی و فتنه است، اشکال کار این نظام چیست که نخست وزیر و رییس دو دوره مجلسش در جبهه دشمن قرار می گیرد و تازه به دوران رسیده هایی که با الفبای سیاست ناآشنا هستند، با بصیرت و انقلابی میشوند و تولید کننده سناریوهای متوهم دست چندم اجازه می یابند تا افکار عمومی را شکل دهند.

هفته گذشته بار دیگر در ادامه سناریوهای سعید امامی، دو فیلم سینمایی و یک فیلم مستند به نمایش در آمد. در یک نگاه کلی حتی دیالوگ های فیلم ها مبتنی بر مستندی بود که منتشر شد و حتی برخی از مکالمه های صورت گرفته در دو فیلم بی شباهت به سخنرانی های نمایندگان ولی فقیه در نهادها و نیروهای امنیتی نظامی نبود.

سیما که می تواند محلی برای تضارب افکار عمومی و رسانه ای برای ارتقای بینش و فرهنگ سیاسی مردم باشد به وسیله ای در دست گروهی اندک تبدیل شده که حتی این روزها دیگر اقلیت شش میلیونی هوادارانشان را هم نمی توانند نمایندگی کنند. مطالب مطرح شده در این برنامه ها آنقدر از واقعیت دور است که هیچ ایرانی ولو عضو لباس شخصیها هم نمی تواند بپذیرد.
تصویری که در این برنامه ها از تظاهرکنندگان و شرکت کنندگان در تجمعات ارائه می شود حتی برای لباس شخصی هایی که مامور مقابله با آنان هم بودنده قابل قبول نیست. چه آنها هم شاهد بودند که اقشار مختلفی از مردم از دانشجو تا کارگر، از شمال شهری تا جنوب شهری بدون هیچ علقه و وابستگی گروهی و سیاسی در این تجمعات شرکت دارند و به جز رای دادن هیچ سابقه دیگری در مسایل سیاسی و صنفی ندارند.

برای کسانی که آن روزها در خیابان ها بودند حضور انبوه زنان و جوانان بعنوان دو سمبل تغییر خواهی در کشور آنقدر ملموس بود که فیلم ها و گزارش های سفارشی سه سال گذشته نخواهد توانست ذره ای از واقعیت آن بکاهد. زنان و جوانانی که در این فیلم ها به نمایش گذاشته می شود، دختران و جوانان بی عقل و هوشی هستند که با یک پیامک و یک گفت و گوی دو دقیقه ای به خدمت سازمان های جاسوسی در می آیند و برای اینکه بتوانند ویزای اقامت یک کشور خارجی را داشته باشند حاضرند تن به هر خفت و ننگی بدهند.

شخصیت هایی که در برنامه های سیما برای روایت این بخش از تاریخ انقلاب اسلامی به تصویر کشیده می شود، هیچ شباهتی به جوانان و شهروندان ایرانی ندارد که با آگاهی و بینش به پای صندوق های رای رفتند و بعد از انتخابات نیز نسبت به رای خود پرسشگری کردند. انسان های فهمیی که در سکوت و آرامش همه در 25 خرداد بهم رسیدند و از کاندیدای منتخب خود خواستند که رای آنان را پس بگیرد.

سیمای ضرغامی در سالهایی که بعلت تحریم های بین المللی زمان ریاضت اقتصادی خوانده شده، ناشیانه بودجه کلانی را صرف برنامه هایی می کند که به جای جذب مخاطب، مردم را بیش از پیش از پای این جعبه جادویی فراری می دهد.
فیلم نامه های دست چندم، هنرپیشه های ناشناس، بازیگری های غیرحرفه ای و ضعیف، دیالوگهای تنظیم شده بر اساس مقاله های کیهان و فارس، فضاسازی های غیرواقعی، شخصیت های ساختگی دور از ذهن و …. دست در دست هم می دهند تا با صدای بلند اعلام کند که این سناریوهایی که ساخته اید با هیچ سریشی به ملت ایران نمی چسبد.

برای ملتی که هنوز فرزندانی در زندان ها دارد و هنوز داغ زخم های این اعتراض سبز را بر تن خود دارد، چنین داستان پردازی هایی نه تنها پذیرفتنی است بلکه باعث می شود که به سایر برنامه های دیگر این رسانه نیز به دیده شک و تردید نگاه شود.

مردمی که آن روزها به خیابان های شهر آمدند، همان مردمی هستند که گاه در نماز جمعه هستند و گاه در دعای کمیل و همان کسانی که برای امام حسین سیاهپوش می شوند. مردم آشنای همین کوچه و بازارها. همان مردمی که سالهاست حماسه می آفرینند. این مردم قهرمانان جنگند و سرفرازان پیروز هشت سال دفاع مقدس. فرزندان رزمنده و کارگر. خواهر شهید و برادر جانباز. کسانی که فریاد به اعتراض بلند کردند مستوره ای از این جامعه اند با چهره هایی آشنا و به یاد ماندنی.

چهره هایی که ضرغامی در مستندات و برنامه هایش به نمایش می گذارد، همان عروسک های بزک کرده، خیالات خام تیم های امنیتی نظامی است که به راحتی از مرزهای کشور عبور می کنند، بمب و سلاح وارد کشور می کنند، به مجهزترین وسایل ارتباط جمعی و پیچیده ترین تکنولوژی چریکی واردند و سازماندهی کامل برای براندازی نظامی به قدمت سی سال دارند و به همه نیروهای امنیتی و دولتی اشراف دارند و مثل فیلم های تخیلی یک تنه حریف چند وزارت خانه و پلیس و سپاه و سازمان های امنیتی هستند. و کسی در این میان نمی پرسد این دشمن تا بن دندان مسلح نشسته در کنار خانه های ما چگونه از تور امنیتی کشوری عبور کرد که وزیر اطلاعاتش مدعی است حتی پرنده را هم در هوا کنترل می کند و کسی نخواهد توانست از طریق کشورهای خارجی اندکی خرابکاری در کشور انجام دهد!

هنرپیشه های تیم مشترک ضرغامی – طائب به راحتی وزارت اطلاعات را دور زده اند و در پایتخت امن ترین کشور جهان با جدیدترین سلاح ها به راحتی با ماشین هایی تردد می کنند که حتی در کشورهای غربی و پیشرفته نیز چنین امکاناتی ندارد و به راحتی یک گیم کامپیوتری برای تظاهرات و خرابکاری و آدم کشی و بمب گذاری برنامه ریزی می کنند!

بی شک پخش مکرر چنین برنامه هایی از رسانه های عمومی کشور نشان بی اعتباری آنان در انظار عمومی است و شاهدی است بر ناکارامدی بخش رسانه ای در کنار سایر نهادهای امنیتی و اطلاعاتی.

پخش صحنه های غیرواقعی از اعتراضات به تقلب انتخاباتی نتیجه ای جز بی اعتمادکردن افکار عمومی از این رسانه در برنخواهد داشت و باید پرسید که آیا اقرار به خطا آسانتر است تا توجیه اشتباه به هر وسیله؟ آیا در میان عقلای قوم کسی هست که به ضرغامی و تیمش بگوید اگر خواستار اقناع افکار عمومی هستید به جای اتهام زنی، با استفاده از جدیدترین متدلوژی های رسانه ای از طرفین درگیر در این رویداد دعوت کنید تا هر کس روایت خود از این ماجرا را به تصویر کشد و آنگاه قضاوت را به افکار عمومی واگذارید و به جای آنان نتیجه گیرهای دور از ذهنتان را برای صدها بار تکرار نکنید.