شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.
» ورشکستگان و بی آبروها شعار وحدت ملی می دهند

» مصباح یزدی: به اصلاح طلبان احتیاجی نداریم، حضورشان موجب وهن است

یکشنبه, 23 دسامبر, 2012

چکیده : به طور طبیعی در هر جامعه ای یک گروهی وقتی ورشکسته شد حالا در مسائل سیاسی باشد، اقتصادی باشد یا هر جای دیگری باشد، می خواهد به هر بهانه ای شده خودش را برگرداند به معرکه، خب چه کند که راهش بدهند، اینها طردش کرده اند، ورشکست شده، آبرویش رفته، دیگر چیزی ندارد، ‌با چه بهانه ای می تواند باز خودش را وارد کند؟ تنها چیزی که می تواند بگوید شعار وحدت و جلوگیری از اختلاف و از این حرف هاست.


کلمه- گروه خبر: مصباح یزدی شعارهای وحدت گرایانه را نوعی ورشکستگی سیاسی می داند و با مقایسه اصلاح طلبان با قوم ثمود، آنان را برانداز می داند و از آنجا که خود را اکثریت می داند می گوید که نه نظام احتیاج به اینها دارد و نه رأی دادن به اینها ارزشی به انتخابات می بخشد، بلکه مایه وهن کسانی می شود که اینها را تأیید می کنند.

او که در جریان انقلاب اسلامی و دفاع مقدس حضوری در صحنه نداشت، این روزها آنقدر احساس مسئولیت می کند که به رغم بیماری و کهولت سن باز هم می گوید که بالاخره ما بر اساس تکلیفمان مجبوریم گاهی در صحنه حاضر باشیم و برخی خوششان نمی آید.

این روحانی در مورد اصلاح طلبان می گوید که: این فتنه گران چه جایگاهی دارند، چه عددی هستند که به آنها اعتنایی کنیم، بر فرض که شما پنج درصدی ده درصدی در جامعه رأی داشته باشید، بالاخره رأی با اکثریت جامعه است. همه عالم با اکثریت می چرخد، گاهی با یک نفر یا درصد ناچیزی اعتبار پیدا می کند، با این فرض ‌چه احتیاجی به اینهاست؟

مصباح همان کسی است که در جریان انتخابات مهندسی شده پیشین با تمام قوا به حمایت از احمدی نژاد پرداخت و اطاعت از دولت او را واجب می دانست.

مصباح یزدی که یکی از مبدعان نهم دی است، ادعا دارد که که این روز در واقع خنثی کننده نقشه ای بود که شاید حدود دو دهه استکبار جهانی با کمک مزدوران داخلی اش آن را طراحی کرده بود و آنقدر سد ثغور کرده بودند و مقدماتش را فراهم کرده بودند که مطمئن بودند به نتیجه قطعی می رسند. طیف های مختلفی از سیاسیون داخلی و خارجی در اجرای این نقشه سهیم بودند، می شود گفت مثل جنگ احزاب یک ائتلافی بود از کفر و نفاق و دنیاپرستان و فرصت طلبان و بعضی افرادی که بی بصیرت بودند، هر چند سوء نیتی نداشتند.

به گزارش کلمه از گفت و گوی تفصیلی رییس موسسه امام خمینی، وی ادعا کرد که یوم الله 9 دی در واقع یک تولد جدیدی برای انقلاب بود و اگر چنین حادثه ای اتفاق نیفتاده بود، خطرهای بزرگی انقلاب ما را تهدید می کرد که خدای متعال به برکت توجهات ولی عصر ارواحنا فداه و روشنگری های مقام معظم رهبری خطرها را رفع کرد و بار دیگر این انقلاب بیمه شد و قدم بلندی برای استحکام و پابرجایی خودش برداشت.

برای حفظ نظام، دفع دشمن واجب است
مصباح یزدی که فتاوای جنجالی اش سالهاست خبرساز است ابایی ندارد که بگوید دفع دشمنان هر چند ساخته خیال او باشند هم واجب است و می گوید: همانطور که در صدر اسلام با کفار و منافقین و کسانی که بطانه آنها و کسانی که با دشمنان خارج از مرزها ارتباط داشتند می بایست مبارزه کرد، امروز هم همین طور است. اگر حفظ این نظام واجب است، دفع دشمنان هم واجب است.

پدر معنوی حداد عادل، پناهیان، رسایی، حسینیان و جبهه پایداری در ادامه تکرار ادعاهای سایر اقتدارگرایان برای تواب سازی در مورد افرادی که بی بصیرت می خواند، می افزاید: البته علامت پشیمانی شان هم این است که به نحوی از فتنه گران تبرّی بجویند و الا نمی شود فردی در کاری که چنین خطری برای انقلاب بوجود می آورد، یا مشارکت داشته باشد یا سکوت کرده باشد بعد هم هیچ اظهار تبرّی هم نکند! کسانی که در فتنه سهیم بودند و با حمایت یا با سکوت به کار آنان رضایت دادند، راه نجات شان تبرّی از جریان فتنه و آن رفتارهاست.

مصباح یزدی که تئوری عدم مشروعیت رای مردم را باور دارد در خصوص لزوم پیروی از ولایت فقیه می گوید: ولی فقیه کسی است که قانونا اطاعتش در حکم ولایتی واجب است و یا استفاده از اختیاراتی که بر حسب قانون اساسی – که به امضای خود ولی فقیه است – هر جا اعمال کند، اطاعتش واجب است، اما ورای اینها قانوناً و به عنوان حکم شرعی، وجوب ندارد. اما ممکن است کسانی با قرائنی آنقدر شواهد و تجاربی در ولی فقیه زمان خود دیده اند یا رفتارهای صحیح و آراء ‌صائبی از او دیده اند که بیش از هر کس اطمینان به صائب بودن رأی ایشان دارند، مثل اینکه فرض کنید در شهرتان دکتری هست که در 50 سال طبابت، یک مورد خلاف را از او ندیده اید. به یک چنین کسی نگاه دیگری می شود، مخصوصا اگر مراتب تقوا و ایمان به شرایط علمی او ضمیمه شود و مطمئن بشود که خدا در چنین شرایط با این همه دشمن چنین فردی را تنها نمی گذارد، اینها باعث می شود تا آدمی اطمینان شخصی پیدا کند که حتی در آنجایی که حکم ولایتی نیست، تلاش کند تا نظر خودش را با نظر ولی فقیه تنظیم کند.

این حامی احمدنژاد که دولت او را دولت کریمه خوانده بود، در خصوص انتخابات ریاست جمهوری پیش رو می گوید: اصل اولیه این است که هر جا ما حق انتخاب داریم، باید اصلح را انتخاب کنیم،‌ ولی یک فرض استثنایی هم در کنار این داریم و آن این که اگر ما شخصی را شناسایی کردیم که صد در صد اصلح است و دیگران غیر اصلح اند ولی مطمئن هستیم که این اصلح رأی نمی آورد – البته اثبات این احتمال که این فرد رأی نمی آورد یک عرض عریضی دارد – حالا قرائن و شواهدی هست، مثلا من که یک آدم کودنی نیستم، یک چیزی از مسائل اجتماعی و سیاسی سر در می آورم، ‌یقین صد در صد دارم که این گزینه رأی نمی آورد، حالا من اگر از این اصلح ترویج کنم و در عین حال بدانم که هیچ اثری ندارد، بدیهی است که این کار لغوی است؛ در امر به معروف هم می گویند اگر می دانید و یقین دارید که امر یا نهی شما هیچ اثری ندارد، تکلیف به آن تعلق نمی گیرد.

وی بدون اشاره به تقلبات صورت گرفته و مهندسی آرا در انتخابات پیشین گفت: در همین انتخابات چند سال اخیر یک موردش را دیدیم، بهترین کسانی که سابقه ای در امور سیاسی داشتند به طور قطع می گفتند این شخص رأی نمی آورد. یکی از کاندیداهای مهمی در همان سال آمد همین جا و درباره رقیب دیگرش گفت این شخص حداکثر 500 هزار رأی خواهد داشت. ولی بعد دیدیم که همان فردی که می فتند رأی ندارد، چند میلیون رأی آورد. این را کسی می گفت که واقعا بیشترین سابقه در فعالیت های سیاسی کشور را داشت، آدم سالمی هم به نظر می رسید، تصورش این بود. ‌حالا صرف اینکه چنین کسی با این سوابق می گوید این فرد رأی نمی آورد مانع می شود از اینکه من به او رأی بدهم؟ شما باید کار و فعالیت خودتان را بکنید و آن کسی که تشخیص دادید بینکم و بین الله اصلح است،‌ او را ترویج کنید، مگر اینکه یقین داشته باشید که حمایت از این فرد هیچ اثری ندارد، در این صورت حمایت از او کار لغوی خواهد بود.

وی افزود: اما حرف این است که چه موقع ما چنین یقینی داریم، البته شواهد و قرائن عینی و تجربی نشان می دهد که اینطور نیست، ‌مخصوصا کسانی که با اخلاص کار و فعالیت می کنند، خدا به اینها کمک می کند و حتی ممکن است همان اصلح،‌مقبول جامعه هم بشود. بنابراین فقط در جایی می شود گفت که صالح به جای اصلح تبلیغ شود و انتخاب شود که یقین داشته باشیم گزینه اصلح رأی نمی آورد ولی چنین یقینی بسیار نادر است.

مصباح یزدی که این روزها بعلت بیماری دوره های درمانی را تجربه می کند می گوید که من تا به حال آب درمانی، طب سوزنی و مواردی شبیه به آن را شنیده بودم ولی مدتی است که داروی جدیدی کشف کرده ام و در خودم تجربه کردم، دیدم موثر است، فحش درمانی؛ هر چه در این روزنامه های زنجیره ای بیشتر به ما فحش می دهند حالمان بهتر می شود.


کسانی شعار وحدت ملی سر می دهند که ورشکسته و بی آبرو یند

مصباح در ادامه هر چند به شوخی اما گفته است: ما هم از همان ارتجاعی ها هستیم. ما معتقدیم ارزش ها تغییر نمی کند، ‌ما فقط اسلام را می شناسیم. مصادیقش هم همان هایی است که مقام معظم رهبری روی آن تکیه می کند.

این روحانی محافظه کار در خصوص طرح وحدت ملی، آن را ارتجاعی می داند و می افزاید: آن کسانی که به فرمایش مقام معظم رهبری ناآگاه هستند و بصیرت ندارند، فریب شعار را می خورند ولی آنهایی که بصیرت دارند، پشت این شعارها را نگاه می کنند که انگیزه طرف از طرح این مباحث چیست و دنبال چه می گردد؛ ‌مصداق بارزش شعاری است که خوارج می دادند «لاحکم لله»؛ خب این آیه قرآن است «لاحکم الا لله»؛ این شعار غلطی نیست، وقتی امیرالمومنین این کلمه را از خوارج شنیدند فرمودند «کلمه حق یراد بها الباطل»، کلمه حقی است، اما منظور چیز دیگری است.

وی در ادامه گفت: این را ما باید همیشه یادمان باشد؛ نباید با صرف طرح یک شعار ولو با ظاهری مقبول، عقل پسند، شرع پسند و مستدل فریب ظاهر را بخوریم بلکه باید ببینیم چه کسی این شعار را مطرح می کند،‌ زندگی کسی که این شعار را می دهد نشان می دهد که او دنبال چیست، انگیزه و هدف و خط مشی این آدم چیست، آن وقت بفهمیم این فرد این شعار را چرا مطرح کرده است.

مصباح به این هم بسنده نکرد و افرادی را که شعار وحدت ملی می دهند را ورشکسته و بی آبرو خواند و گفت: به طور طبیعی در هر جامعه ای یک گروهی وقتی ورشکسته شد حالا در مسائل سیاسی باشد، اقتصادی باشد یا هر جای دیگری باشد، می خواهد به هر بهانه ای شده خودش را برگرداند به معرکه، خب چه کند که راهش بدهند، اینها طردش کرده اند، ورشکست شده، آبرویش رفته، دیگر چیزی ندارد، ‌با چه بهانه ای می تواند باز خودش را وارد کند؟ تنها چیزی که می تواند بگوید شعار وحدت و جلوگیری از اختلاف و از این حرف هاست.

این در حالی است که عقلای قوم برای خروج از این بن بست سیاسی همواره بر وحدت تاکید داشته اند و در سخنان رهبری نیز این مساله دیده می شود. هر چند شاگرد مصباح یزدی از تریبون مجلس انواع تهمت های ناروا را نثار رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام کرده است.

اصلاح طلبان براندازان نظامند

مصباح یزدی اصلاح طلبان را فتنه گر خواند و در خصوص شرکت آنان در انتخابات گفت: حالا یک اقلیتی که امتحان خودشان را داده اند و البته جایگاهی در بین مردم ندارند و در جریان یوم الله 9 دی مردم آنها را محاکمه کردند و رسوایی اینها معلوم شد، اینها ادعا کنند که نظام به رأی آنها احتیاج دارد، این امر مضحکی است، نظام اسلامی و مردم چه احتیاجی به شما دارند؟ مردم اینها را به مفتضح ترین وضعی طرد کردند، ‌آبرویی برای آنها نگذاشتند،‌ حتی کسانی که در مقابل اینها ساکت ماندند مجبور شدند از منصب های خودشان کناره گیری کنند. ‌بعضی ها از منصب های مقدس دینی شان کنار رفتند چون دیگر آبرویشان رفت، بخاطر اینکه سکوت کردند حالا طرفداری که هیچ؛ این فتنه گران چه جایگاهی دارند، چه عددی هستند که به آنها اعتنایی کنیم، بر فرض که شما پنج درصدی ده درصدی در جامعه رأی داشته باشید، بالاخره رأی با اکثریت جامعه است. همه عالم با اکثریت می چرخد، گاهی با یک نفر یا درصد ناچیزی اعتبار پیدا می کند، با این فرض ‌چه احتیاجی به اینهاست؟

او در ادامه اصلاح طلبان را با قوم ثمود مقایسه کرد و با اتهام براندازی زدن به آنان افزود: علاوه بر این وقتی ثابت شده که برخی به براندازی نظام راضی بودند، یا عامل بودند برای براندازی یا دست کم راضی بودند، اینها مثل قوم ثمود هستند که راضی بودند به پی کردن ناقه ثمود، «فدمدم علیهم ربهم بذنبهم فسواها» همه آنها جزء قاتلین بودند با اینکه یک نفر پی کرد، همه کسانی که راضی بودند اینها جزء براندازان نظام هستند، مردم چه اعتباری برای این اصلاح طلبان قائل هستند؟ نه نظام احتیاج به اینها دارد و نه رأی دادن به اینها ارزشی به انتخابات می بخشد، بلکه مایه وهن کسانی می شود که اینها را تأیید می کنند. خب برای پیشگیری، اینها می خواهند آن مقام تعیین کننده را تخریب کنند و این همان کاری است که همه دنیاپرستان انجام می دهند و توقع دیگری هم از آنها نیست.

این ادعاها در حالی مطرح می شود که حتی نزدیکان سعید امامی که سناریو مهندسی انتخابات و رویدادهای پس از آن را نوشتند نیز بارها اعتراف کرده اند که هیچ سندی برای ادعاهای خود نداشته اند. هفته گذشته نیز پورمحمدی بار دیگر معترف شد که هیچ مدرکی برای اتهام زنی به دولت اصلاحات برای براندازی نظام وجود ندارد.