شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.
» کوچک زاده دلسوز ستار بهشتی شد، رسایی منتقد قوه قضاییه

» انفجار اتهامات در مجلس؛ آغاز «بگم بگم» های انتخاباتی با هدف گیری هاشمی

سه‌شنبه, 18 دسامبر, 2012

چکیده : نطق پیش از دستور حمید رسایی که انبانی از توهین ها و حملات کم سابقه بود و فهرست پرتعدادی از اتهامات بی سند و مدرک در آن ریخته شده بود، اتهام پراکنی های شوکه کننده ی احمدی نژاد در مناظره اش با میرحسین موسوی را تداعی می کرد. به نظر می رسد جریان نزدیک به احمدی نژاد در آستانه انتخابات بعدی ریاست جمهوری به شدت نیاز به بازآرایی فضایی سیاسی بر مبنای تقابل احمدی نژاد- هاشمی دارند تا عرصه را از سویی بر منتقدان حاکمیت و از سوی دیگر بر محافظه کاران تنگ کنند.


کلمه – گروه سیاسی: امروز مجلس نهم صحنه آغاز یک جنگ بود؛ جنگ نه چندان نرمی که حامیان سرسخت احمدی نژاد و پیروان مصباح علیه هاشمی آغاز کردند. نطق پیش از دستور حمید رسایی که انبانی از توهین ها و حملات کم سابقه بود و فهرست پرتعدادی از اتهامات بی سند و مدرک در آن ریخته شده بود، اتهام پراکنی های شوکه کننده ی احمدی نژاد در مناظره اش با میرحسین موسوی را تداعی می کرد.

به گزارش کلمه، جریان نزدیک به احمدی نژاد که به نظر می رسد در آستانه انتخابات بعدی ریاست جمهوری به شدت نیاز به بازآرایی فضایی سیاسی بر مبنای تقابل احمدی نژاد- هاشمی دارند تا عرصه را از سویی بر منتقدان حاکمیت و از سوی دیگر بر محافظه کاران تنگ کنند، امروز “بگم بگم” های خود را از شش ماه قبل انتخابات کلید زدند تا باز هم با ایجاد التهاب در فضای سیاسی، بر ناکارآمدی های دولت مستقر و مفاسد حاکمیت حامی آن سرپوش بگذارند و فرصتی تازه را برای فرصت طلبی انتخاباتی خود فراهم کنند.

برای نیل به همین هدف بود که امروز حمید رسایی از نمایندگان وابسته به جبهه موسوم به پایداری (حامیان به ظاهر پشیمان احمدی نژاد) در نطق میان دستور به شدت به هاشمی تاخت و به بهانه آزادی مهدی هاشمی پس از نزدیک به سه ماه بازداشت در سلول انفرادی، انواع اتهامات را به سوی او روانه کرد.

این اتهام زنی های کیفرخواست گونه، البته همزمان شد با انتشار سخنانی از مهدی کوچک زاده، نماینده بدنام حامی احمدی نژاد که پروایی از اعتراض به افشای قتل ستار بهشتی در زندان هم نداشت؛ و حالا امروز خود را مدافع این زندانی مقتول جا زد!

مردم هنوز به خاطر دارند که وقتی پس از چهار روز سکوت غیر مسئولانه، در صبح روز یکشنبه 21 آبان احمد توکلی زبان گشود و از تریبون مجلس نام ستار بهشتی را مطرح کرد و از قتل او سخن گفت، تنها نماینده ای که شرم نکرد و به این کار توکلی اعتراض کرد، مهدی کوچک زاده بود. او معترض بود که نام ستار بهشتی در عرصه عمومی مطرح شده، می خواست پنهان کاری ها در این باره ادامه یابد.

اما امروز، پس از یک ماه و یک هفته، کوچک زاده دلسوز ستار بهشتی شده و مرگ مظلومانه او را بهانه ای برای حمله به هاشمی و فرزندش قرار داده است. وی در جلسه بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق گفته است: “من می‌خواهم بمیرم که ستار بهشتی مُرد اما یک آقازاده با 10 میلیارد تومان آزاد شد. ستار باید قانونی حسابش را پس می‌داد. او گچکاری بود که در رباط کریم کار می‌کرد و مهدی هاشمی آقازاده‌ای که با 10 میلیارد تومان وثیقه آزاد شد.”

این نماینده وابسته به جناح دولتی اما اشاره نکرد که مشکل ستار بهشتی، نه نداشتن وثیقه یا کارگری و … که وحشی گری مامورانی بود که با حمایت امثال کوچک زاده به خود اجازه می دهند بر خلاف قانون اساسی جمهوری اسلامی، دست به شکنجه بزنند و از پلیس جمهوری اسلامی حقوق بگیرند اما بازداشتگاه غیر قانونی دایر کنند و آخر سر هم متهم خود را بکشند و از خانواده اش به زور رضایت بگیرند و در فضای پلیسی و امنیتی جنازه اش را دفن کنند.

کاری که کوچک زاده کرد البته بی سابقه نبود و پیش از این هم در جریان قتل و تشییع صانع ژاله، شاهد آن بودیم که اقتدارگرایان ابتدا به دروغ او را بسیجی نامیدند و بعد هم برای کوتاه نیامدن از دروغگویی اولیه خود، تا دزدیدن جنازه او و محمد مختاری، دیگر شهید 25 بهمن 89، هم پیش رفتند و کار را به مصادره تشییع جنازه آنها و دروغ های متعاقب آن رساندند.

اما امروز، همنوا با کوچک زاده، رسایی هم امروز در نطق خود به شدت به آیت الله هاشمی حمله کرد و خانواده او را اختاپوسی نامید! وی هاشمی پدر را مشاور هاشمی پسر در اقداماتش توصیف کرد! و همچنین با ادعای اینکه درباره فایل های مشکوک اخیرا منتشر شده در اینترنت از مهدی هاشمی بازجویی نشده، به شدت از قوه قضاییه انتقاد کرد و برخلاف اظهارات روز قبل سخنگوی قوه قضاییه، مدعی شد که تحقیقات درباره وی هنوز تمام نشده و پرونده وی نیمه کاره است.

رسایی همچنین مدعی شد که رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام تلفنی به فرزند خود خط داده که تمارض کند! او مهدی هاشمی را به جاسوسی، انتقال اطلاعات محرمانه به خارج از کشور، ارتباط با دولت های بیگانه، فساد، اختلاس، اخلال در نظام اقتصادی و … متهم کرد، و البته به شیوه احمدی نژاد هیچ سند و مدرکی هم برای اتهامات خود ارائه نکرد.

این اتهام پراکنی ها البته باعث واکنش سریع دفتر هاشمی شد که در نامه ای به هیات رئیسه مجلس خواستار آن شد که بر اساس آیین نامه داخلی مجلس، وقتی برای پاسخگویی به توهین ها و تهمت های رسایی در صحن علنی مجلس اختصاص یابد.

این نماینده حامی احمدی نژاد، همچنین با تکرار ادعاهای نخ نما شده‌ی کیهانی و صداوسیمایی، مدعی شد که مهدی هاشمی “در روزهای بعد از انتخابات سال ۸۸ صدها میلیون تومان به اراذل و اوباش پرداخت کرده است تا در برخی از میادین تهران،‌ بانک‌ها و امکانات عمومی را به آتش بکشند و ایجاد رعب و وحشت کنند.”

او به این هم بسنده نکرد و افزود: “شاید اگر مهدی همچنان آزاد بود، ‌ این چند جوان ناپاک همچنان از طریق وی تغذیه می‌شدند و دیگر با قمه و ایجاد رعب و وحشت از رهگذران اخاذی نمی‌کردند!”

او همچنین در آغاز سخنرانی خود، بدون اینکه به مظلومیت و خون بیش از صد شهید اعتراضات بعد از انتخابات اشاره کند، از “خون شهدای بسیجی و نیروی انتظامی و خون مجروحان این نهادهای مقدس که سه سال قبل در این ایام در راه مقابله با کوتادی خزنده‌ای فتنه ۸۸ بر زمین ریخت” یاد کرد؛ شهدایی که حاکمیت تاکنون فقط یک نفر از آنها را معرفی کرده که او هم به حکم دادگاه جمهوری اسلامی، در یک حادثه تصادف اتفاقی کشته شده و نه به طور عمدی.

بدین ترتیب هم خون قربانیان سرکوب های پس از انتخابات و شهدای جنبش سبز و هم خون قربانیان مظلومی همچون ستار بهشتی، اکنون بازیچه سیاست بازانی قرار گرفته که می خواهند اغراض سیاسی و انتخاباتی خود را نه فقط از طریق پراکندن دروغ و تهمت، بلکه همچنین با زیر پا گذاشتن یا سوء استفاده از این مظلومیت ها، پیگیری کنند.