چکیده : در نظرسنجی پیامکی که 12 روز قبل توسط صدا و سیما انجام شد، تنها 14 درصد از شرکت کنندگان خواستار منتفی شدن سوال از احمدی نژاد بودند و 86 درصد بقیه قائل به ضرورت طرح سوال در مجلس (به صورت علنی یا غیرعلنی) بودند. این نظرسنجی البته تنها مربوط به مخاطبان رسانه ملی است و بسیاری از منتقدان حاکمیت جزو مخاطبان صداوسیما محسوب نمی شوند. با این حساب، می توان تخمین زد که نظر امروز رهبری برای توقف پیگیری سوال، فقط با نظر حدود ده درصد از مردم مطابقت دارد. آیا این واقعیت نباید همگان را به فکر وادارد؟
کلمه – گروه سیاسی: امروز، اول آذرماه 1391، در تاریخ ثبت خواهد شد؛ همانند 29 خردادماه 1388 که در تاریخ ثبت شد. مقاطع اینچنینی، و رفتاری که رهبری و دیگر سران کشور در آن از خود بروز می دهند، نشانه های خوبی برای قضاوت، هم برای مردم و هم برای تاریخ است.
واقعیت این است که در جوامع دموکراتیک، این مهم نیست که نظر شخص اول مملکت به چه کسی نزدیک تر است. بلکه مهم این است که نظر اکثریت مردم به چه چیزی نزدیک تر است و حکومت نظر چند درصد از مردم را در تصمیماتش لحاظ می کند و حتی اگر نظر اکثریت هم حاکم است، حقوق چند درصد از اقلیت را مراعات می کند.
اما درباره تحکم امروز رهبر به مجلسیان، به راحتی نمی توان گفت که دقیقا نظر ایشان به نظر چند درصد از مردم نزدیک است. چرا که در دوران سلطه حاکمیت فعلی بر جمهوری اسلامی، متاسفانه امکان هیچ تحقیق و برآورد مستقلی از نظر مردم وجود ندارد و سنجش مستقل افکار عمومی آشکارا ممنوع است.
با این حال با تقریب و تخمین می توان حدس زد که مقام رهبری با نظری که امروز اعلام کرد، چه نسبتی از افکار عمومی ایرانیان را نمایندگی می کند. خوشبختانه در این مورد خاص، یک نظرسنجی صریح در صدا و سیما انجام شد که می توان از آن برای نیل به برآورد تقریبی مورد نظر، کمک گرفت.
دوازده روز قبل، برنامه ای در صدا و سیما پخش شد که در آن دو نماینده موافق و مخالف سوال از احمدی نژاد (علی مطهری و علی اصغر زارعی) به مناظره پرداختند. در این برنامه، یک نظرسنجی پیامکی هم انجام شد که مجری برنامه (که به طرفداری از احمدی نژاد هم شهره است) نتایج آن را در پایان برنامه اعلام کرد.
در این نظرسنجی پیامکی، سه گزينه در برابر بينندگان قرار داشت: طرح سوال در جلسه علني، طرح سوال در جلسه غيرعلني، و منتفي شدن سوال؛ و آنطور که رنجبران مجری برنامه اعلام کرد، بيش از 79 درصد به گزینه اول (سوال از احمدی نژاد در جلسه علني) 7 درصد به گزینه دوم (طرح سوال در جلسه غيرعلني) و بقيه به منتفی شدن سوال رای دادند. (منبع)
اکنون که رهبری به مجلس اعلام کرده که باید گزینه سوم نظرسنجی مذکور، یعنی توقف پیگیری سوال را در پیش بگیرد، می توان تخمین زد که نظر ایشان به نظر حدود 14 درصد نزدیک است.
اما مشکلی که در این میان وجود دارد، این است که جامعه ی آماری این نظرسنجی، به مخاطبان صدا و سیما محدود است و بخش قابل توجهی از جامعه ایران، اقشار و افکاری غیر از مخاطبان رسانه ملی هستند؛ اقشاری که درصد آنها در تخمین های مختلف خوشبینانه و بدبینانه، از 30 تا 70 درصد برآورد شده است و اکثریت آنها جزو منتقدان حاکمیت محسوب می شوند.
این بدین معناست که نظر امروز رهبری، حتی 14 درصد افکار عمومی را هم نمایندگی نمی کند و درصد واقعی نظرهای نزدیک به نظر ایشان در بین ایرانیان را می تواند حدود 10 درصد، یا حتی کمتر، برآورد کرد.
آیا این واقعیت تلخ و هشداردهنده، نباید سران، خبرگان، نخبگان، دلسوزان و قبل از همه اینها خود مقام رهبری را به فکر و تأمل در فاصله ای که حکومت از ملت گرفته، و بازنگری در این رابطه وادارد؟
و آيا قرار بود جمهوری اسلامی به جایی برسد که موضع نفر اول آن، همراهی ِ حدود یک بیستم مردم را به همراه داشته باشد؟ و آیا بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی هم انقلاب را بر مبنای نظر ده درصد از افکار عمومی هدایت و مستقر کرد؟ و آیا غالب فقهای شیعه معتقدند حکومت اسلامی قرار است نظر 10 درصد را بر 90 درصد تحمیل کند؟
و آیا این استبداد و دیکتاتوری، مصداق آشکار همان ظلم و ستمی نیست که امام حسین(ع) در واکنش به آن قیام کرد؟ و آیا علی بن ابیطالب(ع) حکومت و رای خود را به یاری اقلیت بر اکثریت مستولی کرد؟ و آیا در نامه اش به مالک اشتر گفت که اینگونه نظر خود را بر عموم مردم تحمیل کند؟ و آیا …