چکیده : سفیران سبز امید طی نامه ای خطاب به مراجع تقلید، ضمن انتقاد از سکوت آنان در برابر قتل ستار بهشتی در بازداشتگاه نیروهای امنیتی، خاطرنشان کردند: "سکوت شما در برابر این ستمها که اکنون به نام دین میرود و ایمان و امان و جان مردم را بر باد میدهد در کنار همهی سوء مدیریتها و فسادهایی که نان و تاب و توان مردم را بریده است به کدامین جامعهی پیامبرپسند راه میبرد؟"
سفیران سبز امید طی نامه ای خطاب به مراجع تقلید، ضمن انتقاد از سکوت آنان در برابر قتل ستار بهشتی در بازداشتگاه نیروهای امنیتی، خاطرنشان کردند: “سکوت شما در برابر این ستمها که اکنون به نام دین میرود و ایمان و امان و جان مردم را بر باد میدهد در کنار همهی سوء مدیریتها و فسادهایی که نان و تاب و توان مردم را بریده است به کدامین جامعهی پیامبرپسند راه میبرد؟”
به گزارش تارنمای سفیران سبز امید، این تشکل حامی اصلاحات از مراجع عظام تقلید پرسیده اند: “به نظر شما حکم شرعی شکنجه و قتل متهمان در دوران بازداشت موقت بدون هیچ محاکمه ای و محروم کردن بازماندگان از وداع با جنازه، دفن پنهانی او و منع بازماندگان از عزاداری چیست؟”
متن این نامه به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
مراجع عظام و علمای بزرگوار اسلام
سلام علیکم
در طول تاریخ پر فراز و نشیب کشور ما تأثیر و نقش علما بر جامعه و سیاست، متنوع و دائمی بوده است. اما در این میان سکوت نکردن مقابل ظلم بیَن و اعتراض در برابر تعرض به جان و عرض بیگناهان نقش ایشان را ممتاز و متمایز ساخته است. از یک طرف جایگاه دین نقش اجتماعی علمای دینی را افزایش داده است و در مقابل نیز نقش علمای دین در ایستادن مقابل ظلم٬ تاثیر فروانی در ایمان مردم داشته است. چنانکه ظلم ستیزی روحانیون در دوره ستم شاهی و ایستادنشان در کنار مردم نه فقط آنها را نزد مردم محبوب که نفوذ دین را نیز در دلهای آنها بیشتر کرد.
صدمهای که در سالهای اخیر به علت توجیه ظلم و خشونت با مستمسکهای دینی بر تدین و ایمان مردم و بر پیوند مردم با علما وارد شده است چندان آشکار و چشمگیر است که نیازی به شرح و بیان ندارد.
حتما اطلاع دارید که هفته گذشته یک جوان سی و پنج ساله از اهالی رباط کریم به اتهام اینکه در وبلاگش مطالبی در نقد شرایط سیاسی کشور می نوشته است، پس از آن که چندین بار تهدید به قتل میشود، توسط پلیس امنیت بازداشت گردیده و در دوره بازداشت و پیش از آنکه پروندهاش به دادگاه احاله شود، به خاطر شدت خشونت ماموران به قتل رسیده است.
شهادت ۴۱ نفر از زندانیان بند ۳۵۰ اوین از شدت ضرب و شتم و جرح وارده بر این زندانی و مرگ وی در زندان حتی توسط شخص دادستان کل کشور٬ آقای اژه ای و آقای احمد توکلی نماینده مجلس شورای اسلامی تایید شده است.
مراجع عظام و علمای بزرگوار اسلام
متاسفانه دستگاه قضایی کشور در موارد مشابه عملکرد مسؤولانهای از خود نشان نداده است. چنان که در مورد قتل زهرا کاظمی در زندان که به گواه جمع منتخب نمایندگان مجلس شورای اسلامی وقت٬بر اثر وارد شدن ضربهی جسمی سخت به سرش در هنگام بازجویی جانش را از دست داده بود هنوز کسی مجازات نشده است. یا در مورد جوانان به شهادت رسیده در بازداشتگاه کهریزک، جوانانی که تنها گناهشان طرح سوال نسبت به نتیجه انتخابات بود و به شهادت دستگاههای رسمی کشور به دلیل برخورد های خشن غیر قانونی در دوره بازداشت به قتل رسیدند، حتی علیرغم ابراز تأسف مقام رهبری و دستور ایشان برای پیگیری، هنور قاتل یا قاتلین مجازات نشده اند.
اکنون بار دیگر مرگ یک جوان وبلاگنویس به شیوهای مشابه نشان میدهد که این بیرسمیها نهتنها استثنا نیستند، بلکه به رویهی متداول دستگاههای امنیتی و انتظامی و قضائی بدل شده است. مضبوط بودن نام و مشخصات مسؤولان هر نوبت کاری در بازداشتگاهها، افسران نگهبان، بازجویانی که اقدام به ضرب و جرح می کنند و همچنین وجود دوربین های امنیتی دلیلی برای عدم امکان شناسایی مسؤولان این قبیل جنایتها باقی نمیگذارد.
متاسفانه به نظر میرسد در برخی از این بزنگاه های تلخ و دشوار آنطور که آموزه های دین مبین اسلام و الگوهای آزادگی و شجاعت تاریخ اسلام ما را آموخته اند، مراجع و علمای اعلام در برابر این وقایع اعتراضی نکرده اند و دلجویی از بازماندگان قربانیان را هم لازم ندیده اند. اکنون ایمان و امان خلق است که در این طوفان ستمی که به نام دین میوزد بر باد میرود. سرمایهی اجتماعی مرجعیت و روحانیت مبتنی بر ایمان همین مردم ستمدیده به دین پیامبر خاتم و اعتماد ایشان به عالمان و روحانیانی است که در دوران غیبت باید سلوک و حرکت و سکونشان مردم را به یاد سیره و شیوهی رسولالله صلیالله علیه و آله و امامان هدی علیهم السلام بیندازد.
پرسش ما از علمای اعلام این است که آیا رضایت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم که اکنون ناظر بر احوال امتش است، در سکوت علمای اسلام در مقابل این ستمها ست که به نام خدا میرود یا رضایت ایشان در گرو اعتراض به این ستمها ست؟ آیا سیدالشهدا که ما و شما افتخار اشک ریختن در مجالس عزای او را داریم به سکوت شما در برابر شهادت این مظلومان خرسند است؟ آیا امیرالمؤمنین علی علیه السلام در برابر چنین ناراستیهایی همان می کرد که اکنون شما میکنید؟ سکوت شما در برابر این ستمها که اکنون به نام دین میرود و ایمان و امان و جان مردم را بر باد میدهد در کنار همهی سوء مدیریتها و فسادهایی که نان و تاب و توان مردم را بریده است به کدامین جامعهی پیامبرپسند راه میبرد؟
پرسش دیگر ما این است که به نظر شما حکم شرعی شکنجه و قتل متهمان در دوران بازداشت موقت بدون هیچ محاکمه ای و محروم کردن بازماندگان از وداع با جنازه، دفن پنهانی او و منع بازماندگان از عزاداری چیست؟
این رویدادها ما را به یاد همهی ستمهایی میاندازد که بر اهلبیت رسولالله رفت چون ایشان در برابر ستمی که به نام دین خدا میرفت سکوت نکردند. وظیفهی مومنانی که اطمینان حاصل می کنند که خون انسانی بی گناه ریخته می شود و متاسفانه دستگاه قضایی کشور در رسیدگی به این موارد تعلل می کند چیست؟
ما به دلیل مسؤولیتی که خدا بر عهده علما گذاشته است اطمینان داریم که در گفتن حق حتی اگر سختی در پی داشته باشد درنگ نخواهید کرد و نه تنها ما را در یافتن تکلیف شرعی در مواجهه با ظلم آشکار راهنمایی خواهید کرد که در پیگیری آن نیز ما را تنها نخواهید گذاشت.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
سفیران سبز امید
بیست و نه آبان هزار و سیصد و نود و یک
پنجم محرم هزار و چهارصد و سی و چهار