چکیده : شخصى مىگفت حالا آقاى دستغيب خوشحال است كه سران حكومت به جان هم افتادهاند؟ گفتم: بندهى خدا! تو در چه فكرى هستى! فكر مىكنيد ما در پى اثبات حرف خود هستيم؟ بله، اگر نصيحت بنده و افراد بسيار ديگرى كه تذكّر دادند و نصيحت كردند را بشنوند و به حق عمل كنند، خدا را شكر. اگر هم نشنوند و نكنند، مسلمآ اشكالات به وجود مىآيد. ما هرگز از اين اختلافات خوشحال نمىشويم. در جايى كه پيامبر چنان بر گمراهى كفّار محزون بود كه خداوند به او فرمود: (وَ لا يَحْزُنْكَ الَّذينَ يُسارِعُونَ فِي الْكُفْرِ) آيا ما خوشحال مىشويم كه مردم دسته دسته از دين بيرون روند و جوانان ما اين چنين شوند؟ ما از اين تفرقهها خوشحال نيستيم و آن را بد مىدانيم و معتقديم كه هر چه زودتر به نصايحى كه قبلا گفته شد عمل كنند، بهتر است.
جمهوری اسلامی آمده بود که مردم را از زنجیرهای شرک آزاد کند
آیت الله سید علی محمد دستغیب با تاکید بر اینکه جمهورى اسلامى آمده كه مردم را از بند اسباب آزاد و با خداى يكتا آشنا كند، نه آنكه آنها را از خدا قطع كند؛ تصریح کرد: اين هدف تحقّق نخواهد يافت مگر آنكه همهى اركان حاكميت، مهذّب و ربّانى شوند. اگر شدند، مردم نيز بر اين روال قرار مىگيرند، ولى اگر آنها لغزيدند و صحبت از من و تو به ميان آوردند و بندگان خدا را كه طالب خدا بودند و امتحان خود را پس دادند، دسته دسته كردند، آن هدف هرگز محقّق نخواهد شد.
به گزارش کلمه، این مرجع تقلید مقیم شیراز که در موعظه پایانی جلسه تفسیر قرآن خود، گفت: به همهى برادران و خواهران عزيز سفارش مىكنيم كه در پى اين هدف و گشودن زنجيرهاى شرك از خود باشند. اگر جمهورى اسلامى در اين مسير بود و همان گونه كه قرار بود باشد، شد، اين هدف زودتر و راحتتر تحقّق مىيابد و در اين راه، همه دست در دست هم مىگذارند، ولى اگر نشد، كار سخت مىشود و هر كس مجبور است به تنهايى بر اين امر اقدام كند. امّا هرگز نبايد اين هدف و اين راه را فراموش كرد.
ایشان خاطرنشان کرد: منظور از گشودن زنجيرهاى شرك، ديدن خداى تعالى و مؤثريت او است؛ توجّه به اين نكته است كه فقط خداى تعالى كار ما را انجام مىدهد، ولاغير. اين به معناى تسليم شدن در مقابل ظلم و نسبت دادن فعل ظالم به خداى تعالى نيست، بلكه منظور توجّه به تدبير خداى تعالى است و دانستن اينكه روح و قلب و وجود انسان از خدا است و به سوى او باز مىگردد و از ابتدا تا انتها سر و كار همه با او است، او كه ديده نمىشود، امّا از همه چيز ظاهرتر و از همهى انوار روشنتر است. با اين چشم نمىتوان او را ديد، بايد از درون به چنين شهودى رسيد.
آیت الله دستغیب با بیان اینکه درك اين حقيقت، وقتى انسان تنها باشد، كار سختى است، على الخصوص كه نزد هر كس مىنشيند، صحبت از دنيا و مادّيات و غير خدا است؛ در عین حال یادآور شد: اين صحبتها برانسان تأثير مىگذارد و راه او را دشوار مىكند. اگر همه با هم باشند و دست در دست هم، اين هدف و اين راه را دنبال كنند، بىهيچ تو و منى و بدون برچسبهاى ضد ولايت فقيه و دسته دسته كردن مردم، كار آسانتر مىشود و هدف در دسترس قرار مىگيرد. حالا كه چنين نيست بايد به تنهايى حركت كرد؛ بايد هر روز و هر ساعت از خداى تعالى خواست كه راه توحيد و معرفت خود را بر ما باز كند.
ایشان افزود: شخصى مىگفت حالا آقاى دستغيب خوشحال است كه سران حكومت به جان هم افتادهاند؟ گفتم: بندهى خدا! تو در چه فكرى هستى! فكر مىكنيد ما در پى اثبات حرف خود هستيم؟ بله، اگر نصيحت بنده و افراد بسيار ديگرى كه تذكّر دادند و نصيحت كردند را بشنوند و به حق عمل كنند، خدا را شكر. اگر هم نشنوند و نكنند، مسلمآ اشكالات به وجود مىآيد. ما هرگز از اين اختلافات خوشحال نمىشويم. در جايى كه پيامبر چنان بر گمراهى كفّار محزون بود كه خداوند به او فرمود: (وَ لا يَحْزُنْكَ الَّذينَ يُسارِعُونَ فِي الْكُفْرِ) آيا ما خوشحال مىشويم كه مردم دسته دسته از دين بيرون روند و جوانان ما اين چنين شوند؟ ما از اين تفرقهها خوشحال نيستيم و آن را بد مىدانيم و معتقديم كه هر چه زودتر به نصايحى كه قبلا گفته شد عمل كنند، بهتر است. مهم نيست كه چه كسى نصيحت مىكند، مهم اين است كه اگر از قرآن و روايات باشد، به كار انداخته شود.
این مرجع تقلید در یکی دیگر از جلسات تفسیر قرآن خود نیز در تشریح مصادیق شرک گفت: شرك يعنى مؤثر دانستن اسباب، به تنهايى، يا آنها را هم رديف خدا قرار دادن، در تأثير. به عنوان مثال بت پرستان معتقدند سنگ و چوبى را كه با دست خود تراشيدهاند، مىتواند باران بفرستد يا مريضهايشان را شفا دهد يا سبب گردش روز و شب شود. بعضى ديگر كه وجود خدا را قبول دارند، بت را در كنار خداوند صاحب اثر مىدانند و مىپندارند بتها نيز همسان خداى تعالى كاركن و تأثيرگذارند. برخى نيز از پيش خود و بدون اذن خداى تعالى، بت يا حيوان يا انسان ديگرى را واسطهى ميان خود و خدا قرار مىدهند و حوائجشان را از آنها مىخواهند، در حالى كه خداى تعالى هرگز چنين واسطههايى را قرار نداده است.
آیت الله دستغیب افزود: اينها همه مصاديق شركى هستند كه خداى تعالى آن را نمىبخشد و به عنوان گناه عظيم و ظلم بزرگ از آنها ياد كرده است. علّت آن هم اين است كه خداوند بر سر انسان تاج كرامت گذاشته، او را به مقام بندگى خاصّ خود راه داده است، به گونهاى كه مىتواند به مقامات عالى توحيدى دست يابد. اگر كسى از اين مقام بلند روى گرداند، به گمراهى مىافتد و از مسير آدميت دور مىشود. علاوهبرآنكه دروغ بزرگى به پروردگار عالم بسته است؛ چراكه مىداند اين سنگ و چوب و حيوانى را كه خدا مىخواند، هيچ اثر خدايى ندارد و هيچ نشانهى بزرگى كه بتواند او را واسطهى ميان خدا و خلق كند، ظاهر نكرده است. در حقيقت انسانى كه قابليت پرواز به عالم بالا و عروج به سوى خداى تعالى را دارد، با شرك ورزيدن به خالق خويش، استعداد صعود را در خود سركوب و از آسمان سقوط مىكند و به نقطهاى دور دست فرو مىافتد؛ (فَكَأنَّما خَرَّ مِنَ السَّماءِ فَتَخْطَفُهُ الطَّيْرُ أوْ تَهْوي بِهِ الرِّيحُ في مَكانٍ سَحيقٍ) در اين ميان بعضى تمام جهات انسانى خويش را لگدمال مىكنند و بعضى ديگر هنوز كورسوى اميدى درون خويش باقى مىگذارند.
ایشان افزود: همهى ما ايمان به خداى تعالى و كتاب او داريم. قرآن كريم در آيات بسيارى توحيد خداى تعالى را خاطرنشان كرده، نشانههاى يگانگى او را در آسمان و زمين برشمرده است. شايد گاهى در دل بعضى از مؤمنين شك و شبههاى در اين زمينه به وجود آيد امّا خيلى زود متذكّر مىشوند و استغفار مىكنند. پس اگر ما، بين خود و خداى تعالى، پيامبر و اهل بيت گرامى او را واسطه قرار مىدهيم، به خاطر آن است كه ايشان از ناحيهى خداى تعالى بر اين كار منصوب و مأمور گشتهاند و ما موظف به اطاعت از ايشان و توسل به آنهاييم؛ چراكه آنها انسانهاى كاملند و چيزهايى ظاهر كردهاند كه علامت تقرّبشان به درگاه خداوند است؛ از جمله علمى كه نسبت به علوم بشرى بىنهايت است يا قدرتى كه فراتر از همهى قدرتهاى مادّى است. هنگامى كه ما دست توسل به دامان هر يك از حضرات معصومين مىزنيم، مىدانيم كه ايشان نيز مستقلا كارهاى نيستند و بدون اذن خداى تعالى كارى نمىكنند.