چکیده : به نظر میرسد که در سالهای اوج مشکلات اقتصادی پیشبینی اتفاق سیاسی و اجتماعی ویژهای از جانب مردم چندان درست نباشد. اما به دلیل اینکه نمیتوان رشد تورم و نقدینگی را همواره تحمل کرد، بعد از هر افزایشِ بی رویهای با دورهی فرود مواجه خواهیم شد. انرژِی انباشتهی دوران افسردگی، باز شدن مصلحتی فضا از طرف دولتمردان و خروج مردم از گرفتاریهای شدید اقتصادی مانند گذشته، خواستهها و حرکتهای جدیدی را در میان ایشان ایجاد کرده است.
بانک مرکزی نرخ تورم ماهانه و متوسط شش ماههی اول سال را اعلام کرده است و ۳۲ درصد تورم برای ماه مهرماه در نظر گرفته شده است. طبق گزارش بانک مرکزی این میزان تورم در یازده سال اخیر بی سابقه بوده و تا حدودی میتواند تورم بیسابقهی سال ۱۳۷۴ را یادآوری نماید.
با توجه به نحوه محاسبه تورم و تغییراتی که در شاخصهای این اندازهگیریها صورت میپذیرد نمیتوان چندان اعداد را با یکدیگر مقایسه نمود اما نکتهای که بسیار میتوان بر آن تأکید کرد و تاریخی مورد مداقه قرار داد فراز و فرودهای اقتصادی و تحولات تاریخی همزمان با آنهاست.
مطالعهای که بر روی دورهی قاجار انجام شده نشان میدهد که دو قلهی تورمی در آن سالها دیده میشود. یکی از این قلهها مرتبط به دوره قحطی بزرگ سال ۱۸۷۲ معادل ۱۲۵۰ شمسی بوده و بعدی در حوالی سالهای ۱۹۰۳ و ۱۹۰۴ به وقوع پیوسته است.

جلوتر که در تاریخ رجوع میکنیم سالهای ۱۳۵۴ و ۱۳۵۵ شمسی دارای قلهی تورمی بودهاند. سال ۱۳۷۴ هم بعد از انقلاب یکی از این قلههای تورمی را ایران تجربه کرده است. البته نقاط ماکزیمم تورمی در طول سالیان زیاد هستند. نقاط یاد شده نقاط کاملا مشهود بر روی نمودار بودهاند.
نکتهای که دربارهی این نقاط تورمی در تاریخ مشهود است درگیر شدن مردم با اقتصاد و امور اقتصادی در این روزگار است. هرچه فشار اقتصادی بر مردم سخت میگیرد ایشان را بیشتر درگیر معیشت میکند. ماجرای شورش گرسنگان در سالهای قحطی نیز به جهت حل مشکل معیشت اتفاق افتاده و تنها متعلق به زمانهایی است که کف درآمدی بسیار پایین بوده و دورهی قحطی شکل گرفته است. در سالهایی که با اوج تورم در طول سالهای مختلف روبهرو هستیم، خصلت و ذائقهی ایرانی به سمت نوعی درونگرایی و بیتفاوتیِ اجتماعی سوق پیدا کرده است. کمتر میتوان عکسالعملهای ماندگار سیاسی را در تاریخ این دورانها جستجو کرد.
از سوی دیگر شیب تورم و مشکلات اقتصادی همواره دولتمردان را واداشته که دست به عکسالعملهایی بزنند. به دلیل شدت فشار اقتصادی در تمامی دورهها از شدت فشارهای سیاسی تا حدودی کاسته شده و یا اینکه به ظاهر تحمل بیشتری دربارهی برخی از اقشار به خرج دادهاند. شیب صعودی افزایش جایگاه روحانیون بعد از سالهای قحطی بزرگ قاجار و یا افزایش حضور گروههای مردمی مثل تجار و روشنفکران در سالهای منتهی به ۱۹۰۶ عواملی بود که زمینهساز نهضت تنباکو و جنبش مشروطه در انتهای آن دو دورهی تورمی شد. نقاط پیک تورمی به دلیل تغییر سیاستها – که امری طبیعی است – منجر به فرودهای شدید اقتصادی خواهد شد. در طول تاریخ در درههای حاصله (در نرخ تورم) اتفاقات بزرگ و ماندگار تاریخی رخ داده است.
در دورهی پهلوی هم مشابه این را میتوان دید. نمودار بانک مرکزی میتواند بسیاری از اتفاقات تاریخی تأثیرگذار در انقلاب اسلامی را یادآوری نماید و در نهایت نیز گشایش اقتصادی سالهای ۵۶ و ۵۷ بر کسی پوشیده نیست. حتی پس از انقلاب نیز اگر تحولات دوران جنگ را کنار بگذاریم بیشترین فرود متعلق به سالهای منتهی به ۱۳۷۶ بوده است.
به نظر میرسد که در سالهای اوج مشکلات اقتصادی پیشبینی اتفاق سیاسی و اجتماعی ویژهای از جانب مردم چندان درست نباشد. اما به دلیل اینکه نمیتوان رشد تورم و نقدینگی را همواره تحمل کرد، بعد از هر افزایشِ بی رویهای با دورهی فرود مواجه خواهیم شد. انرژِی انباشتهی دوران افسردگی، باز شدن مصلحتی فضا از طرف دولتمردان و خروج مردم از گرفتاریهای شدید اقتصادی مانند گذشته، خواستهها و حرکتهای جدیدی را در میان ایشان ایجاد کرده است.
با نگاه کردن به آمار و ویژگیهای تاریخی مردم ایران طبیعی است که این روزها با مردمانی بیتفاوت و درگیر معیشت روبهرو شویم. این خصلت تاریخی ما مردم ایران بوده است. این روزها ایران یکی از قلههای تورم اقتصادی را پشت سر میگذارد.
پینوشت: تک عاملی دیدن اتفاقات و رویدادهای تاریخی همواره مورد انتقاد بوده است. اما اینجا قرار نبوده به علل شکلگیری تحولات اشاره شود، قصد من از این پست تنها کنار هم گذاشتن اتفاقات اقتصادی و رویدادهای تاریخی بوده است.
منبع: وبلاگ بر ساحل سلامت