سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » توصیف استاد ملکیان از احمد قابل: دلسوخته ای متواضع که سخن سنجیده می گفت...

توصیف استاد ملکیان از احمد قابل: دلسوخته ای متواضع که سخن سنجیده می گفت

چکیده : آقای قابل به تمام معنا دل سوخته ی مردم بود. با شناختی که من از آقای قابل داشتم واقعا اهل سیاست نبود.از سیاست گریز داشت.کسی نبود که قصد نماینده شدن ٰ وزیر شدن ٰ عضو مجلس خبرگان فلان و فلان شدن را داشته باشد.اصلا از سیاست گریزان بود.اما به حدی درد و رنج مردم برای او بزرگ جلوه می کرد. (درد و رنج مردم برای او) بزرگ و مهم بود که تقریبا بیش از هر سیاسی دیگری با زندان ٰ شکنجه و آزار و آسیب و ... سروکار پیدا کرد.خیلی نسبت به مردم دل سوختگی داشت....


استاد مصطفی ملکیان در حضور جمعی از شاگردانش ، «تواضع»، «دل‌سوخته‌ی مردم بودن» و «سنجیده‌ گفتن و نوشتن» را از مشخصه‌های شخصیت مرحوم احمد قابل برشمرد و گفت: اگر یکی از این ویژگی ها را در کسی سراغ داشته باشم عرض می کنم که نادر الوجود است.

استاد مصطفی ملکیان روز پنجشنبه 4 آبان‌ماه در جمع تعدادی از شاگردانش در تجلیل از مرحوم احمد قابل به ویژگی های شخصیتی این پژوهشگر دینی پرداخت.

این فیلسوف و روشنفکر دینی با اشاره به دغدغه های مردمی احمد قابل گفت: آقای قابل به تمام معنا دل سوخته ی مردم بود. با شناختی که من از آقای قابل داشتم واقعا اهل سیاست نبود.از سیاست گریز داشت.کسی نبود که قصد نماینده شدن ٰ وزیر شدن ٰ عضو مجلس خبرگان فلان و فلان شدن را داشته باشد.اصلا از سیاست گریزان بود.اما به حدی درد و رنج مردم برای او بزرگ جلوه می کرد. (درد و رنج مردم برای او) بزرگ و مهم بود که تقریبا بیش از هر سیاسی دیگری با زندان ٰ شکنجه و آزار و آسیب و … سروکار پیدا کرد.خیلی نسبت به مردم دل سوختگی داشت.

متن سخنان استاد ملکیان از وبسایت نیلوفر بشرح زیر است:

من اگر یکی از این ویژگی ها را در کسی سراغ داشته باشم عرض می کنم که نادر الوجود است. من صادقانه شهادت می دهم که آقای قابل 3 ویژگی داشت که خیلی ارجمند بود.

ویژگی اول این که به حدی متواضع بود که به گمان من یک صدم فضایل آقای قابل در جامعه شناخته نشده است.مثلا اگر علم قیل و قالی و مدرسی را فضیلتی به حساب بیاوریم آقای قابل مجتهد بود و به گفته ی آقایان و با تعابیری که به کار می برند آیت اله بود. اما تقریبا هیچ کس خبر نداشت.حتی نزدیک ترین دوستان آقای قابل خبر نداشتند که آقای قابل مجتهدٰ فقیه و صاحب فتوا است.این تواضع که همراه نوعی سکوت نسبت به خود و سکوت نسبت به خوبی های خود (است) ویژگی خیلی نادری است که در آقای قابل وجود داشت.

ویژگی دوم آقای قابل این بود که به تمام معنا دل سوخته ی مردم بود. با شناختی که من از آقای قابل داشتم واقعا اهل سیاست نبود.از سیاست گریز داشت.کسی نبود که قصد نماینده شدن ٰ وزیر شدن ٰ عضو مجلس خبرگان فلان و فلان شدن را داشته باشد.اصلا از سیاست گریزان بود.اما به حدی درد و رنج مردم برای او بزرگ جلوه می کرد. (درد و رنج مردم برای او) بزرگ و مهم بود که تقریبا بیش از هر سیاسی دیگری با زندان ٰ شکنجه و آزار و آسیب و … سروکار پیدا کرد.خیلی نسبت به مردم دل سوختگی داشت.

البته خانواده قابل ٰ از پدر مرحوم قابل و بقیه به همین صورت بودند. اما شخص احمد قابل علی الخصوص ( این ویژگی را داشت.)

ویژگی سوم این بود که هر چه از زبان و قلم آقای قابل صادر شد سنجیده بود.

من واقعا از آقای قابل هیچ سخنی نشنیدم یا هیچ چیزی نخواندم که شتاب زده بیان شده باشد.انگار همه را ده بار پخته بودند و به زبان و قلم جاری می کرد.یعنی آتوریته و حجیت داشت. یعنی شخص خبر داشت که خیلی کار صورت گرفته تا این جمله از زبان یا قلم آقای قابل جاری شده است.از این سه ویژگی حتی یکی هم نادر است. یعنی اولا تواضع و ego خیلی مچاله شده و خیلی کوچولوی کوچولوی کوچولو داشتن. ثانیا دل سوختگی به حال عالم و آدم و بندگان خدا و ثالثاً متقن سخن گفتن.

انگار بعضی ها برای سخن خود ارزشی قایل نیستند.می پرانند بعد هم که گفتید پس می گیرند سپس در جلسه بعدی از نو همان سخن را می گویند و دوباره ممکن است ( سخن خویش را) پس بگیرند.خیلی برای آن ها مهم نیست. از این جا پی ببرید که وقتی می خواهید سخن شان را ضبط کنید خودشان را جمع و جورتر می کنند. گویا قائل نیستند که ضبط صوت هستی کار می کند. می بینید همه چیز می گویند بعد می گویند نکند که ضبط روشن باشد و اگر ( ضبط) را روشن کردید می بینید ضبط و ربط دار تر حرف می زنندو اگر چیزی بخواهند بنویسند و منتشر کنند ضبط و ربط دارتر می شوند. این ها کسانی هستند که به استواری و اتقان سخن هیچ بهایی نمی دهند. اما اگر جایی دیدند که مچ گیری می شود کمی خودشان را جمع و جورتر می کنند. در ضبط صوت مچ گیری می شود اما ضبط صوت نباشد نه. در نوشتن باز بیشتر.

اما آقای قابل از نوادری بودند که من دیده بودم که سخن او سنجیده بود.

توجه کنید شما هر چه قدر هم سنجیده سخن بگویید معصوم نیستید.ممکن است سخن تان خطا باشد اما تمام توان تان را به کار زده اید و این شده است.اما این که اذهان مخاطبان را سطل زباله بدانید و هر آشغالی دراین سطل های زباله بریزید که اکثر ما اینگونه هستیم.اکثر ما اذهان مخاطبانمان را مثل سطل آشغال می دانیم و آشغال در آن می ریزیم.

بسنج . تامل قبلی کرده باش. ” نمی دانم ” بلد باش .بگو من نمی دانم.وارد نیستم.اینجا را بلد نیستم.یا با قید سخن بگو.” ظاهرا” -” به نظرم می رسد که” – ” شاید چنین باشد که”- ” احتمالا ” این ها یعنی من برای مخاطب ارزش قایلم. نمی خواهم ذهن او را پر از رطب و یابس و حق و باطل آمیخته به هم کنم. این ویژگی در در آقای قابل بود. ومن اگر یکی از این ویژگی ها را در کسی سراغ داشته باشم عرض می کنم که نادر الوجود است. چه برسد به این که هر سه ویژگی را با هم داشته باشد.


3 پاسخ به “توصیف استاد ملکیان از احمد قابل: دلسوخته ای متواضع که سخن سنجیده می گفت”

  1. صادق گفت:

    مثل اینکه داریم بعد از فوتشون کم کم میفهمیم که چه انسان بزرگی را از دست دادیم
    خدا رحمتش کنه

  2. علی گفت:

    خداوند رحمتش کند ولی من توصیه میکنم مقالات ایشان را که در سایت مرحوم قابل و بعضا در سایت جرس موجود است را بخوانید تا بدانید استاد ملکیان کامالآ سنجیده از آقای قابل تعریف کرده اند.

  3. Aaa گفت:

    دنیا چقدر کوچکه ! !