شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.
» باید با مردم صادقانه سخن گفت؛ مردم دروغ را تحمل نمی‌کنند

» آیت‌الله بیات: امام پیش‌بینی کرده بود که اینها توانایی اداره یک نانوایی را هم ندارند

شنبه, 20 اکتبر, 2012

چکیده : اصولگرايان نشان داده‌اند كه عملا نمي‌توانند كشور را اداره كنند. اين افراد با نوع اداره كشور طي هشت سال گذشته در عمل نشان دادند امام چقدر درايت داشتند كه گفتند اين افراد توانايي اداره حتي يك نانوايي را هم ندارند. اصولگراياني كه داراي سوابق انقلابي هستند هم بايد به خود بيايند و سكان اداره كشور را به كسي بسپارند كه به مردم اعتماد داشته باشد و مردم همه به او اعتماد داشته باشند. خود اصولگرايان بايد با انصاف قبول كنند كه نمي‌توانند از عهده اداره كشور بربيايند و طلبكار هم نشوند. مردم بايد بدانند كه با چه كسي طرف هستند. كشور را نمي‌شود با فحاشي و هتك‌حرمت و تهديد اداره كرد. دوران شعبان جعفري گذشته است.


آيت‌الله اسدالله بيات‌زنجاني معتقد است كه حاكميت بايد به مردم اعتماد كند و اگر اعتماد دوجانبه و عميق ميان حاكميت و مردم به وجود بيايد، مشكلات كشور قابل حل و فصل شدن است. ایشان با اشاره به اوضاع اقتصادي در كشور سياستگذاري‌هاي نادرست دولت را باعث اين وضعيت اقتصادي دانست.

به گفته این مرجع تقلید، هرچند نمي‌توان از كنار تاثيرات منفي تحريم‌هاي بين‌المللي بر اقتصاد ايران به راحتي گذشت، اما بايد به اين مساله توجه كرد كه دولت در طول هشت سال جنگ و تحريم‌هاي وسيع بين‌المللي از بحران‌ها با موفقيت عبور كرده و شرايط موجود به نوعي تكرار تجربه هشت‌ساله دفاع مقدس است.

آيت‌الله بيات‌زنجاني با اشاره به انتخابات رياست‌جمهوري تاكيد مي‌كند: تنها كساني توانايي اداره كشور را دارند كه به مردم و انقلاب و كشور علاقه داشته باشند. توانايي عبور از بحران‌ها را داشته باشند و بتوانند در سازندگي كشور نقش‌آفريني كنند.

گفت‌وگوي «اعتماد» با اين شخصيت ديني‌- سياسي را بخوانيد:


ايران طي سال‌هاي گذشته روزهاي نفسگيري را پشت سر گذاشته و به نظر مي‌رسد با توجه به ادامه تحريم‌ها و احتمال گسترش آن و برخي مسائل ديگر، شرايط دشوار ديگري نيز پيش روي ما است.

با اين همه برخي كارشناسان بر اين باورند كه آنچه پيش آمده، تكرار تجربه دولت مهندس موسوي در دوران جنگ است. با توجه به حضور شما در سه دوره مجلس شوراي اسلامي در آن روزها دولت از آن بحران‌ها چگونه عبور كرد و واكنش امام نسبت به بحران‌ها چگونه بود؟در ابتدا بر اين نكته تاكيد مي‌كنم كه بايد فرهنگ پرسشگري و پاسخگويي در جامعه باشد و نهادينه شود، چنانچه حضرت علي(ع) هم همواره به مردم مي‌گفتند چرا نمي‌پرسيد؟

پس از بركناري رژيم شاهنشاهي در ايران كه در آن، تنها يك فرد تصميم‌گيرنده بود، جمهوري اسلامي در ايران استقرار يافت كه بنا بود در آن حكومت تصميم‌ها بر اساس نظر و راي مردم اتخاذ شود.به صورت طبيعي وقتي سيستم عوض شد، برخورد دنيا هم تغيير كرد و نتيجه آن برخوردهاي گسترده، تحريم و در نهايت جنگ بود. خاصيت تحريم اين است كه با اعمال آن در تهيه كالا و وسايلي كه پيشتر به راحتي تهيه مي‌شد، مشكل ايجاد مي‌شود و پس از آنان گراني و تورم و كم شدن قدرت مالي و خريد مردم به وجود مي‌آيد. نتيجه تحريم‌ها نيز مستقيم بر دوش مردم جامعه خواهد بود. امام، رهبري مردمي بودند، چنانچه مردم راه را آغاز كردند و در دوران تبعيد و بعد از استقلال و استقرار نظام نيز ايشان را تنها نگذاشتند بنابراين در دوران تحريم و فشارها نيز رهبري پاسخ وفاي مردم را دادند و اخلاق و وظيفه شرعي و ادب سياسي نيز همين را اقتضا مي‌كرد چنان كه امام به مردم مي‌گفت به من نگوييد رهبر، من خدمتگزار مردم هستم. امام معتقد بود مردم براي اين انقلاب شهيد داده‌اند، شكنجه شده‌اند و گرفتاري‌ها داشته‌اند، بنابراين «هل جزاءالاحسان الا احسان»رفتار امام در آن شرايط مردمي بود و ايشان هم سعي مي‌كردند بار و فشار تحريم‌ها را خود نيز مانند مردم به دوش بكشند و در مقام عمل از مردم فاصله نگيرند. چنانچه از حاج احمدآقا نقل است وقتي قرار بود منزل امام را به لوله‌كشي گاز مجهز كنند، ايشان گفته بودند اگر همه محله را لوله‌كشي و تجهيز مي‌كنيد، خانه من را نيز مجهز كنيد وگرنه، اين كار ممنوع است. اين رفتار امام به اين معناست كه اگر قرار باشد رفاهي باشد، من و مردم يكي هستيم و اگر قرار بر فشار است، من هم بايد دوشادوش مردم فشارها را تحمل كنم. در آن زمان وقتي نخست‌وزير رجايي و مهندس موسوي و رهبري انقلاب مانند مردم بودند تحريم‌ها كنترل مي‌شد، چراكه قدرت مردم مجرا و مظهر قدرت خداست و قدرت خدا شكست‌ناپذير است.

در حال حاضر هم اگر آقايان همان طور كه امام به مردم اعتماد داشت، به مردم اطمينان كنند و دولت صادقانه سخن بگويد و دروغ نگويد، مشكلات حل مي‌شود. مساله مهم اين است كه بايد با مردم صادقانه سخن گفت چراكه مردم دروغ را تحمل نمي‌كنند.

نظام، كشور، حاكميت و همه مسوولان مال مردم است. مسوولان قيم مردم نيستند، خادم مردم هستند. وقتي اين مساله حل شود، بسياري از مسائل نيز حل و فصل خواهد شد و اين رمز موفقيت امام در برخورد با تحريم‌ها و عبور از بحران بود.

به اعتقاد بسياري از كارشناسان و برخي نمايندگان مجلس مديريت اقتصادي در كشور مناسب نيست. با توجه به برخي تهديدهاي خارجي و مشكلات داخلي، مديريت اقتصادي چگونه بايد باشد؟

با كشورداري نمي‌شود شوخي كرد. با مديريت كشور نمي‌شود بازي كرد. با اقتصاد هم نه مي‌توان شوخي كرد نه مي‌توان بازي كرد. اقتصاد با معاش و غذاي مردم در ارتباط است. اگر خداي ناكرده روزي دين با معاش و خوراك مردم روبه‌رو شود، دين بايد عرصه را ترك كند. به همين دليل گفته شده است كار الفقر، ان يكون كفرا.يكي از مسائل مهم ثبات در اقتصاد است. اقتصاد به ثبات نياز دارد. منشا بي‌ثباتي هم سياستگذاري‌هاي غلط است. اين سوال همواره مطرح است كه آيا برنامه پنج‌ساله‌يي كه توسط مجلس تصويب شده، اجرا شده است؟

آنچه در بي‌ثباتي به وجود مي‌آيد، تزلزل است و اگر تزلزل باشد و ثبات وجود نداشته باشد، امكان فرو ريختن هر بنايي وجود دارد. حالا 33 سال از انقلاب گذشته و اين مشكلات قابل تحمل نيست. اولين مساله بي‌ثباتي است. اين روزها قيمت اقلام و اجناس و كالاها ساعت به ساعت و روز به روز تغيير مي‌كند و در عين حال قدرت خريد مردم روز به روز كمتر مي‌شود. من رابطه سببي يا نسبي با كسي ندارم و عقد اخوت نيز با فردي نبستم اما واقعا بايد عملكردها را در طول هشت سال جنگ بررسي كرد.

در طول هشت سال جنگ، قيمت دلار چقدر تغيير كرد؟ آقايان بايد بدانند كه نبايد با قيمت ارز بازي كرد. خدا نكند كه خود دولت براي پرداخت يارانه‌ها در قيمت ارز دستكاري كرده باشد. به هرحال بي‌ثباتي خطرناك است و ما بايد به ثبات اقتصادي بازگرديم. مساله بعدي كه در مديريت كشور و مسائل اقتصادي كشور بايد به آن توجه كرد، اعتماد متقابل بين مردم و حاكميت است. بي‌اعتمادي خطرناك است.

متاسفانه در اين جامعه با ناموس مردم كه پول و سرمايه مردم است به صورت متجاوزانه عمل مي‌شود و اين خطرناك است. در مسائل اقتصادي بايد بين مردم و حكومت اعتماد متقابل وجود داشته باشد. و مساله مهم بعدي امنيت است. آقايان خيال مي‌كنند كه اگر دزدي نشود، در جامعه امنيت وجود دارد مع‌الاسف دزدي هم مي‌شود! امنيت يعني بايد خاطرجمعي در جامعه وجود داشته باشد. اين روزها مردم از آتيه زندگي خود خاطرجمع نيستند. من از كارشناسان اقتصادي مي‌خواهم حرف بزنند. صراحت لهجه داشتن باعث نجات جامعه مي‌شود.

طي روزهاي گذشته جامعه دچار شوك‌هاي زيادي شده است. شرايط كشور را در كوتاه‌مدت چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

اين روزها چيزي پشت پرده نيست كه كسي بخواهد با حدس و گمان درباره آن شرايط حرف بزند. شرايط اين روزها كاملا عيان و آشكار است. مردم گراني روزانه نان و شير و حمل و نقل را مي‌بينند. چيزي قابل پنهان كردن نيست. بنابراين اين دولت است كه بايد در مورد كارنامه اقتصادي‌اش پاسخگو باشد.دولت نسبت به قانون بودجه همواره بي‌توجه بوده است. مجلس قانون بودجه را براي اين تصويب مي‌كند كه منابع مالي دولت كجاست و چگونه هزينه مي‌شود؟ در صورتي كه امروز به اين مساله توجه نمي‌شود.

دولت به قانون بودجه توجهي ندارد و مجلس بر عملكرد دولت نظارت ندارد يا در نظارتش موفق نيست يا موانع ديگري وجود دارد. اين روزها جامعه احساس بي‌ثباتي مي‌كند و منشا آن را از بالا مي‌داند. به نظر من مقصر اصلي شرايط امروز، دولت است. من منكر تاثيرگذاري تحريم‌ها نيستم‌. تحريم‌هاي امروز تكرار بحران و تحريم‌هاي گسترده هشت سال دفاع مقدس است. من با صداقت مي‌گويم كه سياست‌هاي كلان دولت در عمل ناتوان است و بايد در سياستگذاري‌ها بازنگري شود.

در خصوص آنچه گفتيد، پيشتر اقتصاددانان نامه‌هايي خطاب به رييس‌جمهور نوشته بودند ولي به نوشته‌هاي آنان همواره بي‌توجهي شده است. با توجه به آنچه گفتيد راه‌حل اين مشكلات چيست و چه بايد كرد؟

اين روزها مردم فكر مي‌كنند به مشكلات‌شان توجهي نمي‌شود زيرا شاهد دو گروه در سياست‌هاي كلان مملكت هستند: گروهي كه از شرايط كنوني رضايت كامل دارند و گروهي كه مصلحت‌گرا هستند،من هيچ كدام از اين دو گروه را نمي‌پسندم.در جامعه‌يي كه انقلابي است، سياست‌ورزي با اين دو نگاه محكوم است؟ كدام عدالت است كه قبل از آن به مبارزه و بحث و گفت‌وگو نياز نيست؟ به نظر من اقتصاددانان در اين شرايط بايد وارد ميدان شوند. نخبگان جامعه بايد نسبت به شرايط جامعه از خود واكنش نشان دهند. چرا استادان و دانشگاهيان نظر نمي‌دهند. اين مردم مظلوم هستند و آنها ما را به قدرت رسانده‌اند.

امروز آبروي دين، آبروي مرجعيت و آبروي انقلاب و امام و حكومت ديني در تلاش جهت عبور از اين شرايط است. اگر آقايان نسبت به شرايط كنوني حرفي دارند، به اين معني است كه آقايان تنها دنبال كسب قدرت بوده‌اند بنابراين حفظ شرايط موجود را ترجيح مي‌دهند. تكليف شرعي و عقلي و وجداني همه، حرف زدن راجع به شرايط موجود است. مردم ما قرباني دادند، چقدر شهيد داده‌اند، تحمل كرده‌اند، بزرگواري كردند، به خاطر اين مردم نخبگان بايد به صورت منطقي بحث و بررسي كنند.

امسال، سال آخر كاري دولت دهم است. كمتر از هشت ماه تا برگزاري انتخابات آتي رياست‌جمهوري باقي مانده است. گروه‌هاي سياسي هم دست به تحركاتي زده‌اند. آرايش گروه‌هاي سياسي را براي انتخابات آينده چگونه مي‌بينيد؟

اصولگرايان نشان داده‌اند كه عملا نمي‌توانند كشور را اداره كنند. اين افراد با نوع اداره كشور طي هشت سال گذشته در عمل نشان دادند امام چقدر درايت داشتند كه گفتند اين افراد توانايي اداره حتي يك نانوايي را هم ندارند. اصولگراياني كه داراي سوابق انقلابي هستند هم بايد به خود بيايند و سكان اداره كشور را به كسي بسپارند كه به مردم اعتماد داشته باشد و مردم همه به او اعتماد داشته باشند.

بنابراين همه كساني كه به كشور و انقلاب علاقه دارند و توانايي اداره كشور را هم دارند، مي‌توانند سكان مديريت كشور را در دست داشته باشند، حالا اصولگرا باشند يا اصلاح‌طلب براي ما فرقي نمي‌كند، هر چند اصولگرايان طي چند سال گذشته نشان داده‌اند كه از عهده اداره كشور برنمي‌آيند.

بايد افرادي رياست دولت را در دست داشته باشند كه بتوانند از بحران‌ها عبور كنند. به نظر من خود اصولگرايان بايد با انصاف قبول كنند كه نمي‌توانند از عهده اداره كشور بربيايند و طلبكار هم نشوند. مردم بايد بدانند كه با چه كسي طرف هستند. كشور را نمي‌شود با فحاشي و هتك‌حرمت و تهديد اداره كرد. دوران شعبان جعفري گذشته است. بنابراين اگر فردي به مردم اعتماد داشته باشد، مديريت علمي داشته باشد و از اصول سياسي تعريفي داشته باشد، مي‌تواند كشور را اداره كند وگرنه مشكلات بيشتر و بيشتر خواهد شد.

مهم‌ترين فوريت دولت آينده چيست و اولين گامي كه بايد بردارد، چه بايد باشد؟

بي‌شك فوريت اصلي، ظهور و بروز عقلانيت است. اولويت در شكسته شدن تحريم‌هاي بين‌المللي است. مردم نيز بايد خاطرجمع باشند كه دولتي در راس كار است كه براي اداره كشور برنامه دارد.از سوي ديگر مجلس بايد توان خود را بازيابي كند. دولت آينده هم بايد قانونگرا و پايبند قانون باشد. در چنين شرايطي است كه مي‌توان تا حدودي به آينده كشور اميدوار بود و اگر خداي ناكرده شرايط به همين منوال ادامه يابد، معلوم نيست سرانجام كار به كجا مي‌انجامد.

طي سال‌هاي اخير به خصوص طي يك‌سال گذشته روابط مجلس و دولت با چالش‌هايي همراه بوده و برخي وقت‌ها پادرمياني‌هايي براي حل اختلاف‌ها صورت گرفته است. با توجه به حضور شما در ادوار مجلس و با توجه به شرايط آن روزها، رفتار امام با مجلس چگونه بود؟

امام همواره تاكيد داشته‌اند كه مجلس در راس امور است و بايد اينچنين نيز باشد. مجلس بايد از درون مردم باشد و مردم بايد بتوانند خودشان نمايندگان‌شان را انتخاب كنند. هر نماينده نسبت به همه مردم مسوول است. نمايندگان حق قانونگذاري دارند. مشروعيت دولت نيز در دستان مجلس است و اين مجلس است كه بايد با راي خود به وزراي كابينه مشروعيت ببخشد. تضعيف مجلس، يعني تضعيف قانون.

اما از وقتي شوراي نگهبان برخلاف عقل و شرع، «استصواب» را در قانون قرار داد، به جاي اينكه مجلس فرزند مردم باشد، فرزند شوراي نگهبان شد. مجلس باقي نماند. به نظر من نوع كار شوراي نگهبان بايد به زمان امام بازگردد. مجلسي كه از كانال شوراي نگهبان عبور مي‌كند، كاربردي ندارد.

شهيد رجايي هميشه تاكيد مي‌كرد كه من فرزند مجلس هستم، اين سخنان جايگاه مجلس را بيان مي‌كند. مجلس بايد احيا شود و در اين صورت دولتي قوي خواهيم داشت. شوراي نگهبان نيز بايد به نقش نظارتي خود بازگردد و در اين صورت مجلس ملي و مردمي خواهد شد و چنين مجلسي مي‌تواند بر همه امور كشور نظارت داشته باشد. مجلس و انتخابات مجلس بايد به انتخابات دوران امام برگردد و در راس امور باشد.