چکیده : احمد قابل در حال احتضار است. تنها یک معجزه می تواند او را نجات دهد. خانواده اش نگران اند و چشم انتظار دعای دوستداران.
کلمه: احمد قابل در حال احتضار است. تنها یک معجزه می تواند او را نجات دهد. خانواده اش نگران اند و چشم انتظار دعای دوستداران.
روح این شاگرد فقیه برای پیوستن به استاد فقیدش لحظه شماری می کند. شاید داغ استاد بود که جانش را افسرده کرد، و شاید رنج های دوران زندان بود که جسمش را فرسوده ساخت. هرچه بوده باشد، شاید امشب و فردا جنبش سبز و مردم ایران یکی از سرمایه کمتر شناخته شده ی خود را از دست بدهند. ای کاش چنین نشود.
فیلم زیر، گفته ها و ناگفته های مرضیه پاسدار، همسر آقای قابل است از آنچه در زمان حبس و بیماری این جانباز دفاع مقدس بر وی گذشته است؛ روایتی از روزی که او را با غل و زنجیر از زندان به بیمارستان منتقل کردند.