چکیده : احمد قابل از دوره جنگ ترکشی در بدنش بوده که اخیراً آنقدر به نخاع نزدیک شده بود که چند ماه پیش مجبور شدند عملش کنند. بعد از عمل حالش خوب بود اما دوباره بد شد و حالا ظاهراً در حال نیمهکماست و هوشیاریاش را عملاً از دست داده و میگویند دکترها امیدی به زنده ماندنش ندارند.
میگویند دکترها احمد قابل را جواب کردهاند.
احمد قابل از دوره جنگ ترکشی در بدنش بوده که اخیراً آنقدر به نخاع نزدیک شده بود که چند ماه پیش مجبور شدند عملش کنند. بعد از عمل حالش خوب بود اما دوباره بد شد و حالا ظاهراً در حال نیمهکماست و هوشیاریاش را عملاً از دست داده و میگویند دکترها امیدی به زنده ماندنش ندارند.
احمد قابل از شجاعترین و پایمردترین آدمهایی است که در سیاست ایران دیدهام. در واقع سیاستمدار نیست. پژوهشگر علوم دینی است و از شاگردان نزدیک آقای منتظری. البته لباس آخوندی نمیپوشد. چهار بار زندان رفته. بار اول چهل روز و بار دوم هم صد و خوردهای روز انفرادی در بند ۲۴۰ اوین. بار سوم وقتی داشت از فریمان به قم میرفت که در تشییع جنازه آقای منتظری شرکت کند در راه در اطراف مشهد بازداشتش کردند و شش ماه در زندان وکیلآباد مشهد زندانی بود. وقتی آزاد شد شروع کرد مصاحبه کردن. هم در مورد بازجوییهایش و هم بخصوص در مورد وضعیت بد زندانیها در زندان وکیلآباد و مهمتر از همه اینکه گفت اعدام مخفیانه با ابعادی بسیار گستردهتر از آنچه خبرهایش به بیرون درز میکند در این زندان جریان دارد. برای همین دوباره به زندان انداختندش و این بار ۴ ماه در زندان بود.
احمد قابل چند سال پیش از ایران مهاجرت کرده بود. مهاجرتی با تعاریف قرآنی و با انگیزههایی مشابه مهاجرت مسلمانان اولیه از مکه به مدینه. برای فرار از آزار حاکمان. رفته بود تاجیکستان و آنجا زندگی و تحقیق میکرد. یک بار که برای عیادت مادر بیمارش به ایران آمده بود، موقع برگشت در مرز زمینی شمال خراسان گذرنامهاش را گرفتند و نگذاشتند برود. او هم رفت در شهر کوچک فریمان در نزدیکی مشهد ساکن شد و تا قبل از اینکه اسیر بیمارستانها شود، در فریمان بود.
من همیشه از خواندن نوشتههایش یا شنیدن مصاحبههایش و در موارد معدوی حرف زدن و مصاحبه کردن با او عمیقاً لذت بردهام و تیزبینی و شجاعتش را تحسین کردهام. اگر اسمش را در همین مستطیل بالای وبلاگ من جستجو کنید، میتوانید چند تا از نوشتههای خوبش را بخوانید.
این جنگ تا کی میخواهد انسانهای رعنای ما را بگیرد.
از ته دل امیدوارم که بماند و سالم بماند.
منبع: وبلاگ آق بهمن