چکیده : طلبههاى ما در اين مسجد كارى جز دفاع از خود و حمايت از خانهى خدا نكردند. حالا مىگويند بياييد توبه كنيد تا عفو شامل حالتان شود. وقتى كارى نكردهاند براى چه توبه كنند؟ اگر مىخواهيد صرفنظر كنيد، ديگر چرا اذيّت مىكنيد؟ شما خودتان به خوبى مىدانيد كه چه كسى به اينجا حمله كرد و چه شد. آقايان توطئه كردند كه به مسجد حمله كنند و خدا توطئهشان را برملا كرد. ما همان موقع، از چند روز قبل و حتى در شب قدر گفتيم كه اين كار را نكنيد؛ آنچه را آزموديد دوباره امتحان نكنيد.
آیت الله العظمی سیدعلی محمد دستغیب مرجع تقلید مقیم شیراز تاکید کرد: خيانت، فقط شامل امور مالى نمىشود، پس كسى كه خصوصيات و اسرار ديگران را بدون رضايت آنان فاش مىكند، در حق آنها خيانت كرده است. همچنين كسى كه خود را عادل معرفى مىكند يا در معرض عدالت قرار مىدهد؛ مثلاً به امامت جماعت مىايستد يا بر مسند قضاوت يا فتوا مىنشيند، اگر در نهان از انجام گناه پروا نداشته باشد، در دين مردم خيانت كرده است. وكلا و نمايندگان مردم هم اگر در پىگيرى مطالبات شرعى و قانونى موكّلين خود كوتاهى كنند يا به وظايف خود عمل نكنند، خيانتكارند.
به گزارش کلمه، آیت الله دستغیب در جلسه درس تفسیر و اخلاق خود با اشاره به فشارهایی که در ماجرای مسجد قبا همچنان بر و و شاگردانش وجود دارد با بیان اینکه طلبههاى ما در اين مسجد كارى جز دفاع از خود و حمايت از خانهى خدا نكردند. حالا مىگويند بياييد توبه كنيد تا عفو شامل حالتان شود، تصریح کرد: وقتى كارى نكردهاند براى چه توبه كنند؟ اگر مىخواهيد صرفنظر كنيد، ديگر چرا اذيّت مىكنيد؟ شما خودتان به خوبى مىدانيد كه چه كسى به اينجا حمله كرد و چه شد. آقايان توطئه كردند كه به مسجد حمله كنند و خدا توطئهشان را برملا كرد. ما همان موقع، از چند روز قبل و حتى در شب قدر گفتيم كه اين كار را نكنيد؛ آنچه را آزموديد دوباره امتحان نكنيد. امّا روز قدس حدود دويست و پنجاه تا سيصد نفر را كه قبلاً آماده كرده بودند، به عنوان مردم آوردند و خودشان گفتند كه آمدهاند اينجا را بگيرند و ديگر بيرون نمىروند. چرا؟ به خاطر آنكه آقاى دستغيب چيزى گفته كه براى آنها اشتباه پيش آمده است.
وی همچنین خاطرنشان کرد: به هر حال دوستان ما دفاع كردند حال اگر عفو شامل حالشان شده، چرا بايد كتباً بنويسند كه ما را ببخشيد؟ اگر قرار است بگذريد، پرونده را ببنديد تا زودتر سر درس و بحث خود بازگردند. بعضى از آنها سرگردان شدهاند و جوانيشان هدر مىرود، آيا نمىترسيد كه خودتان روزى سرگردان شويد؟ اين از تعاليم قرآن است كه مىفرمايد: هر چه كنى به خود كنى گر همه نيك و بد كنى. اين كار را نكنيد تا روزى خودتان گرفتار نشويد.
متن کامل شصت و سومین جلسه تفسير سوره نساء آيات 108 تا 110 به گزارش حدیث سرو به گزارش زیر است:
يَسْتَخْفُونَ مِنَ النّاسِ وَ لا يَسْتَخْفُونَ مِنَ اللهِ وَ هُوَ مَعَهُمْ إذْ يُبَيِّتُونَ ما لا يَرْضى مِنَ الْقَوْلِ وَ كانَ اللهُ بِما يَعْمَلُونَ مُحيطآ(108)
ها أَنْتُمْ هوُلاءِ جادَلْتُمْ عَنْهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا فَمَنْ يُجادِلُ اللهَ عَنْهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَمْ مَنْ يَكُونُ عَلَيْهِمْ وَكيلاً(109)
وَ مَنْ يَعْمَلْ سُوءآ أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللهَ يَجِدِ اللهَ غَفُورآ رَحيمآ(110)
«كارهاى خود را از مردم پنهان مىدارند امّا از خدا پنهان نمىدارند در حالى كه او با آنان بود، وقتى در جلسات شبانه سخنانى كه او بدان خشنود نبود بر زبان مىآوردند و خدا به آنچه مىكنند آگاه است.» 108
«آرى شما آنانيد كه در زندگانى دنيا از آنها دفاع كرديد، امّا كيست كه در روز قيامت در برابر خدا از آنان دفاع كند؟ چه كسى وكيل و حامى آنان خواهد بود؟» 109
و هر كس كار زشتى كند يا ستمى بر خود روا دارد و سپس از خدا طلب آمرزش كند، خدا را آمرزنده و مهربان خواهد يافت.» 111
مجمع البيان مىنويسد: بنو ابيرق نسبت دزدى را به مردى يهودى به نام زيد بن سمين دادند و او خدمت پيامبر آمد و از ايشان شكايت كرد. بنو ابيرق نيز آمدند و از پيامبر خدا درخواست كردند كه از طرف ايشان با يهودى به گفتگو و مجادله پردازد. چيزى نمانده بود كه پيامبر به درخواست آنها جامه عمل بپوشاند و يهودى را كيفر كند كه اين آيه نازل شد.
يَسْتَخْفُونَ مِنَ النّاسِ وَ لا يَسْتَخْفُونَ مِنَ اللهِ؛ مجموعهى چند آيهى اخير حال و روز كسانى است كه خود گناهكار و مفسدند امّا گناه و فساد خويش را به گردن ديگران مىاندازند تا آنان را در جامعه منفور سازند؛ خود آشوبگرند امّا ديگران را آشوبطلب مىخوانند. اين كار آنان، يا به خاطر جاهطلبى و زيادهخواهى است يا از روى دشمنىهاى سابق يا ديگر اغراض كثيف مادّى.
در نهان نقشه مىكشند و تصميم مىگيرند و مواظبند كسى از رازشان آگاه نگردد امّا هرگز نمىتوانند چيزى را از خدا پنهان دارند چراكه او همواره همراهشان است؛«هُوَ مَعَهُمْ»
اين قبيل افراد هميشه بودهاند، در اوايل انقلاب مجاهدين خلق اينگونه بودند و اين چنين مىكردند.
اين عادت بد و روش ناپسند، منحصر به دستههاى سياسى و گروههاى اجتماعى نيست، گاه يك نفر يا يك خانواده با طرّاحى نقشههاى ناجوانمردانه درصدد ضربه زدن و ساقط كردن افراد يا خانوادههاى ديگر برمىآيند. گاهى نيز به دعانويسان و جادوگران پناه مىبرند تا به كسى كه مورد حسدشان قرار گرفته ضربه بزنند و آتش حسد خود را فروبنشانند.
معيّت خداوند
هُوَ مَعَهُمْ؛ خداى تعالى در چند جاى قرآن معيّت خود را خاطر نشان فرموده است.
او واجب الوجود است؛ يعنى وجود عين ذاتش هست. اگر بگويى زمانى بود كه خدا نبود، پس نياز به خالق خواهد داشت و همان خالق، خداى عالميان است. اگر بگويى او خالق و خدايى ديگر داشته و خالق او نيز خدايى ديگر، تسلسل به وجود مىآيد و عقلاً محال است. لذا مىگوييم خداوند ازلى و ابدى است و وجود او عين ذاتش است.
ذات لايزال او در ذهن محدود بشر نمىگنجد و كسى نمىتواند به كنه او پى ببرد. آدمى حتى وجود خود را هم به درستى نمىشناسد، حتى روح خود را كه تجلّى وجود و از عالم بالا است، نمىشناسد. همچنين نفس را كه تجلّى روح است، نمىشناسد يا عقل را نمىتواند به درستى درك كند. در همين عالم مجهولات بىشمارى براى انسان وجود دارد كه از فهم آنها عاجز است.
غير از خدا، همهى موجودات ممكن الوجودند؛ يعنى نبودند و با دست قدرت پروردگار خلق شدند. چگونگى افاضهى وجود از خالق به مخلوق راارتباط مخلوق با خداى تعالى مىنامند. فهم اين ارتباط، درك معيّت او است و جز با بندگى خداوند و عنايت ويژه او ممكن نيست.
براى رسيدن به فهم بايد تقواى الاهى را رعايت كرد؛ تسليم او بود؛ استقامت داشت و انتظار كشيد. حكما آنچه را به بيان مىآمد، گفتند و نوشتند امّا مطالعهى كتب حكمت و فلسفه و عرفان، هيچ اثرى در رسيدن به هدف ندارد، مگر آنكه زمينهاى فراهم آورد. اگر آدمى چگونگى ارتباط خود با خالق را به نحو شهود، دريابد و معيّت او را درك كند، آثار و نتايج بسيارى برايش حاصل خواهد شد.
نوع ديگرى از معيّت پروردگار نيز وجود دارد كه مهمتر از اين است و در سوره عنكبوت بدان اشاره مىكند :
وَ الَّذينَ جاهَدُوا فينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إنَّ اللهَ لَمَعَ الْمُحْسِنينَ(عنكبوت، 69)
«كسانى كه در راه ما جهاد كردند، به راههاى خود هدايتشان مىكنيم و خداوند با نيكوكاران است.»
محسنين كسانى هستند كه مسير فطرت را پى گرفتند و به بيراهه نرفتند و خداوند نيز هر روز به راههاى تازهاى هدايتشان مىكند.
«لَنَهْدِيَنَّهُمْ» يعنى خداى تعالى آنان را قدم به قدم پيش مىبرد تا به انسانيّت كامل و كمال انسانى بار يابند.
همراهى با گناهكاران
وَ هُوَ مَعَهُمْ إذْ يُبَيِّتُونَ ما لا يَرْضى مِنَ الْقَوْلِ؛ خداى تعالى در اينجا همراهى خود با گناهكاران را، آن هنگام كه مشغول گناهند، گوشزد مىكند، مخصوصاً گناهانى كه عقوبت آن بر عهدهى بىگناهان مىافتد و آنان به خاطر آنچه نكردهاند، بازخواست مىشوند.
وَ كانَ اللهُ بِما يَعْمَلُونَ مُحيطآ؛ هرگز خالق از مخلوق خويش جدا نيست و معيّت او توأم با قدرت احاطه و سيطره كامل است.
اميرالمؤمنين مىفرمايد :
دَاخِلٌ فِي الْأَشْيَاءِ لَا كَشَيْءٍ دَاخِلٍ فِي شَيْءٍ وَ خَارِجٌ مِنَ الْأَشْيَاءِ لَا كَشَيْءٍ خَارِجٍ مِنْ شَيْء
«در اشياء داخل است، نه مانند داخل بودن چيزى در چيزى و از همه چيز خارج است، نه مانند خارج بودن چيزى از چيزى.»
اگر خدا را داخل چيزى بدانيم، قائل به حلول شدهايم و اين كفر است و اگر خارج از چيزى بدانيم، او را از آن جدا دانستهايم و اين نيز صحيح نيست.
دفاع از خيانتكاران
ها أَنْتُمْ هوُلاءِ جادَلْتُمْ عَنْهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا؛ ضمير در «عنهم» به خيانتكاران باز مىگردد كه در دو آيهى قبل خداى تعالى حمايت و دفاع از آنان را ممنوع كرد.
خائن به كسى مىگويند كه امانت را به اهلش باز نمىگرداند و در آن بنا به ميل خود تصرّف مىكند. پس فقيهى كه وجوهات شرعى مىگيرد، وظيفه دارد براى زندگى خود، به حدّ معمول بردارد و مابقى را به صاحبانش برساند و صاحبان آن شيعيانى هستند كه رضاى امام در بهرهمندى آنان از آن اموال است. سهم سادات نيز بايد به سادات فقير برسد. اگر فقيهى همهى اين اموال را براى خود جمع كند، خيانت كرده است.
انفال مسلمين؛ يعنى منافع جنگلها، معادن، نفت و ديگر اموال عمومى نيز بايد ميان همهى مردم، با نسبت مشخص و طبق قواعد كارشناسى شده تقسيم شود تا همه از آن بهرهمند گردند. اگر بيت المال مسلمين به درستى مديريت نشود، خيانت در امانت شده است.
خيانت، فقط شامل امور مالى نمىشود، پس كسى كه خصوصيات و اسرار ديگران را بدون رضايت آنان فاش مىكند، در حق آنها خيانت كرده است. همچنين كسى كه خود را عادل معرفى مىكند يا در معرض عدالت قرار مىدهد؛ مثلاً به امامت جماعت مىايستد يا بر مسند قضاوت يا فتوا مىنشيند، اگر در نهان از انجام گناه پروا نداشته باشد، در دين مردم خيانت كرده است. وكلا و نمايندگان مردم هم اگر در پىگيرى مطالبات شرعى و قانونى موكّلين خود كوتاهى كنند يا به وظايف خود عمل نكنند، خيانتكارند.
اگر شخص امينى در معرض تهمت قرار بگيرد، بر كسانى كه توانايى دفاع دارند واجب است از او دفاع كنند. از طرف ديگر حمايت و دفاع از شخص خيانتكار جايز نيست و اگر كسى چنين كند، حتى اگر دفاع وى در اين دنيا سودى به حال او داشته باشد، در قيامت قادر به دفاع از او نيست، علاوه برآنكه به جرم دفاع از خيانتكار، عقوبت مىشود.
وَ مَنْ يَعْمَلْ سُوءآ أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ؛ «سوء» در اينجا، به مناسبت آيات گذشته؛ يعنى گناه خيانت را گردن ديگران انداختن. در هر صورت هركس گناهى كند، چه خود آن راگردن گيرد و چه به گردن ديگرى اندازد، اگر پشيمان شود و توبه كند و به جبران گذشته همّت گمارد؛ يعنى اگر حق الناس و حق اللّه بر عهده دارد، ادا كند يا در صدد ادا كردن آن برآيد، خداى تعالى را آمرزنده و مهربان خواهد يافت.
طلبههاى ما در اين مسجد كارى جز دفاع از خود و حمايت از خانهى خدا نكردند. حالا مىگويند بياييد توبه كنيد تا عفو شامل حالتان شود. وقتى كارى نكردهاند براى چه توبه كنند؟ اگر مىخواهيد صرفنظر كنيد، ديگر چرا اذيّت مىكنيد؟ شما خودتان به خوبى مىدانيد كه چه كسى به اينجا حمله كرد و چه شد. آقايان توطئه كردند كه به مسجد حمله كنند و خدا توطئهشان را برملا كرد. ما همان موقع، از چند روز قبل و حتى در شب قدر گفتيم كه اين كار را نكنيد؛ آنچه را آزموديد دوباره امتحان نكنيد. امّا روز قدس حدود دويست و پنجاه تا سيصد نفر را كه قبلاً آماده كرده بودند، به عنوان مردم آوردند و خودشان گفتند كه آمدهاند اينجا را بگيرند و ديگر بيرون نمىروند. چرا؟ به خاطر آنكه آقاى دستغيب چيزى گفته كه براى آنها اشتباه پيش آمده است.
به هر حال دوستان ما دفاع كردند حال اگر عفو شامل حالشان شده، چرا بايد كتباً بنويسند كه ما را ببخشيد؟ اگر قرار است بگذريد، پرونده را ببنديد تا زودتر سر درس و بحث خود بازگردند. بعضى از آنها سرگردان شدهاند و جوانيشان هدر مىرود، آيا نمىترسيد كه خودتان روزى سرگردان شويد؟ اين از تعاليم قرآن است كه مىفرمايد: هر چه كنى به خود كنى گر همه نيك و بد كنى.
اين كار را نكنيد تا روزى خودتان گرفتار نشويد.