شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.
» درباره گزارش دیروز وزارت اطلاعات

» بیهوده دشمن دشمن نکنید؛ دشمن در درون شماست

سه‌شنبه, 9 اکتبر, 2012

چکیده : نباید از رسانه ها انتظار داشت آگاهی بخشی را رها کنند و حقیقت را زیر پا بگذارند و طبق میل سربازان گمنام حرف بزنند. اگر سرداران و میراث خواران دوست دارند هرچه از انقلاب و نظام مانده را به پای قدرتمداران منحرف بریزند و در مقابل فسادها و رانت خواری ها سکوت کنند، لااقل انتظار نداشته باشند رسانه ها و سایت های مستقل از قدرت و آنها که هنوز به راه و مرام پیشتازان انقلاب و بنیان گذاران نظام پایبند مانده اند، هم طبق میل آنها رفتار کنند.


کلمه – سید مهرداد طباطبایی:

“کاش به جای درخواست های مکرر از بازیگران صحنه بین المللی، یکبار هم که شده از مردم خویش می خواستند که فرصت جبران تمامی ستم ها و جفاهایی را که بر مردم روا داشته اند به آنها بدهند. کاش درهای زندان‌هایی که آزادزنان و آزادمردان دلسوز این آب و خاک را در آن به بند کشیده باز می کردند و از آنان درخواست می کردند که آنها را در نجات یافتن از وضعیت مخاطره آمیزی که در آن قرار دارند یاری دهند. مردم با زبان حال و قال می گویند اینقدر در هر مناسبتی که به بن بست بر می خورید دشمن دشمن نکنید و همه مصیبت ها را به دشمنان خود ساخته و موهوم نسبت ندهید. دشمن واقعی در درون شماست…”

این عبارات مربوط به بیش از دو سال قبل است، اما هنوز تحقق آنها عمیقا ملموس و مشهود است. آن روزی که میرحسین موسوی این جملات را در یادداشت خود به مناسبت شبهای قدر نوشت، شاید امیدها برای اینکه حاکمیت به جبران مافات برخیزد و آب رفته را زودتر به جوی برگرداند، به مراتب بیشتر از امروز بود. اما امروز که تنگناهای اقتصادی ناشی از بی کفایتی دولت و بی سامانی کار حکومت، مردم را به میزان بی سابقه ای در فشار و نگرانی قرار داده و تولید و بازار را از رونق انداخته، گویا بازار دشمن دشمن کردن ها بار دیگر رونق گرفته است.

روز گذشته گزارشی از سوی وزارت اطلاعات به طور همزمان و دستوری برای خبرگزاری های رسمی ارسال شد که به بهانه “بررسی رویکردها و برنامه کاری مسئول ایران در شورای اطلاعات آمریکا” بار دیگر به اتهام زنی علیه جنبش سبز پرداخته و ادعا کرده که برنامه ای برای گسترش نارضایتی های اقتصادی وجود دارد.

نیمه اول این گزارش، چیزی بیشتر از نتایج چند جست و جوی ساده در اینترنت ندارد و بیشتر به گزارش سطحی یک خبرنگار ماجراجو شباهت دارد تا نتیجه ی کار یک دستگاه اطلاعاتی که باید خروجی اش از بهره هوشی بیشتری نسبت به متوسط گزارش های کیهانی و باشگاه خبرنگاران جوانی برخوردار باشد. در قسمت بعدی گزارش، نیز ادعا شده که برنامه ی مسئول آمریکایی میز ایران هفت محور دارد؛ که اتفاقا به طور همزمان در خبرگزاری های مختلف شماره ی 1 جا افتاده است! بقیه ی موارد نیز در واقع بیشتر به تحلیل و توصیف وضع موجود و شرایطی که در نتیجه ی عملکرد حاکمیت کودتایی فعلی ایجاد شده می ماند تا برنامه ای که از سازمان اطلاعات آمریکا لو رفته باشد.

غیر از اینها و دیگر لفاظی هایی که هر روز در سایت ها و مطبوعات وابسته به نهادهای امنیتی و نظامی تکرار می شود، مهمترین نکته ی مورد ادعا و محل القای این گزارش، آنجاست که جریانی که “فتنه” می نامد را متهم می کند که می خواهند در رسانه های خود روی “بحران های کارگری” و “وضع معیشت مردم” تمرکز کنند. در جای دیگری از این گزارش، به طور صریح تر اشاره شده که “برخی سایت‏های شاخص جریان فتنه” در حال “بحرانی جلوه دادن فضای اقتصادی کشور، تاریک نشان دادن دورنمای معیشت مردم، ترغیب طبقات مختلف جامعه به اعتراض و بزرگنمایی فشارهای غرب” هستند و “هم اکنون بخش عمده اخبار خود را به این موضوعات اختصاص داده اند.”

این گزارش همچنین ادعا می کند که “جریان فتنه تصمیم گرفته است فساد اقتصادی را در کشور فراگیر نشان داده و برای تحقق این امر به شایعه سازی و جعل خبر درباره باز شدن پرونده‏های جدید فساد کلان اقتصادی و بی نتیجه ماندن دو پرونده فساد کلان بانکی و بیمه بپردازد.”

شاید بهتر باشد تهیه کنندگان و انتشار دهندگان این متن سفارشی، یک بار دیگر گزارش خود و به ویژه بندهای 2 تا 5 را بخوانند و تأمل کنند. آیا جای تأسف نیست که دستگاه اطلاعاتی مملکت که قرار بود گوش و چشم ملت باشد، حتی حاضر نیست از “مشکلات معیشتی مردم” سخن بگوید و می گوید “وضع معیشت مردم”؟ یا با بی شرمی از “جعل خبر جریان فتنه” درباره بی نتیجه ماندن پرونده های اختلاس سه هزار میلیاردی و بیمه ایران سخن گفته می شود، حال آنکه این موضوع بارها مورد اعتراف سخنگوی قوه قضاییه و رئیس سازمان بازرسی قرار گرفته و آنها بودند که از توقف پیگرد نزدیکان دولت با مصلحت سنجی رهبری، و مصون ماندن متهمان بلندپایه این دو پرونده از جمله معاون اول احمدی نژاد سخن گفته بودند.

ناباورانه باید نوشت؛ آیا این همان وزارت اطلاعاتی است که وزیرش در برنامه زنده تلویزیونی ادعا می کند تا رختخواب رئیس موساد هم نفوذ کرده، و حالا می نویسد فتنه گران می خواهند فضای اقتصادی کشور را بحرانی جلوه دهند! یعنی فهمیدن اینکه اقتصاد ایران این روزها غرق بحران است، اینقدر سخت است که می گویند می خواهند آن را بحرانی “جلوه دهند”؟ کارشناسان آن مجموعه اگر کمی پیاده روی کنند و حال اقتصاد ایران را از بازنشسته هایی که عصرها روی صندلی های پارک شریعتی می نشینند بپرسند، حکما بهتر از این از واقعیت های کشور مطلع می شوند و گزارش هایی اینچنین سطحی نمی نویسند.

روز یکشنبه گزارشی از چند اختلاس میلیاردی صورت گرفته در دولت احمدی نژاد تیتر اول کلمه بود. غیر از این چند نمونه، دهها مورد فساد مالی و اقتصادی افرادی که مستقیم یا غیر مستقیم به جایی از حکومت وابستگی دارند نیز تاکنون به رسانه ها درز کرده است. جالب است که وزارت اطلاعات ادعا می کند “جریان فتنه تصمیم گرفته است فساد اقتصادی را در کشور فراگیر نشان داده و برای تحقق این امر به شایعه سازی و جعل خبر درباره باز شدن پرونده‏های جدید فساد کلان اقتصادی و بی نتیجه ماندن دو پرونده فساد کلان بانکی و بیمه بپردازد.”

کدام یک از این اختلاس ها اولین بار در جایی جز خبرگزاری های رسمی منتشر شده و مورد اعتراف منابع حکومتی قرار نگرفته است؟ آیا این بود معنای مبارزه با فقر و فساد و تبعیض و افشای مفاسد مالی و برخورد با دانه درشت ها و دیگر شعارهایی که رهبری در این سالها مطرح کرد و مجموعه حاکمیت فعلی هم مدام وعده تحقق آنها را می داد؟

مسئولان ارشد دستگاه عریض و طویل اطلاعاتی، بهتر بود به جای دشمن دشمن کردن و انکار واقعیت ها و کشف توطئه های موهوم پشت آنها، قدری هم از حقایق پنهان جامعه می گفتند. نه حتی از اطلاعات طبقه بندی شده و گزارش هایی که از مردم مخفی نگه می دارند؛ لااقل از همان “بحران های کارگری” که به وجود آن اعتراف کرده اند بگویند. آیا خبرهای گرسنگی و دردمندی کارگران هم بحرانی “جلوه دادن” است؟ آیا چشمان تیزبین وزارت اطلاعات از پیامدهای ورشکستگی کارخانه داران و بیکاری گسترده کارگران خبر ندارد؟ و از سرنوشت خانواده های کارگران بیکارشده بی اطلاع است؟ تشکیلات اطلاعاتی مملکت چگونه می تواند از “ناامیدکننده نشان دادن وضع معیشت مردم” صحبت کند؛ آیا این گرانی های گسترده و ناتوانی بسیاری از مردم از تأمین نان شب و معاش روزمره، چیزی است که بتوان درباره آن تعبیر “نشان دادن” را به کار برد؟ آیا وزارت باخبر از اتاق کار موساد، از صحبت های مردم در تاکسی و اتوبوس و مترو بی خبر است؟

نباید از رسانه ها انتظار داشت آگاهی بخشی را رها کنند و حقیقت را زیر پا بگذارند و طبق میل سربازان گمنام حرف بزنند. اگر سرداران و میراث خواران دوست دارند هرچه از انقلاب و نظام مانده را به پای قدرتمداران منحرف بریزند و در مقابل فسادها و رانت خواری ها سکوت کنند، لااقل انتظار نداشته باشند رسانه ها و سایت های مستقل از قدرت و آنها که هنوز به راه و مرام پیشتازان انقلاب و بنیان گذاران نظام پایبند مانده اند، هم طبق میل آنها رفتار کنند.

این انقلاب بر اندیشه و نگاهی مبتنی است که یک موی کوخ نشینان را به تمام دنیای کاخ نشینان برتری می داد. اگر ساکنان کاخ و پاستور و پاسداران قصد دارند برای پاسداری از قدرت، هست و نیست مردم را به باد دهند و مستضعفان و ولی نعمتان حقیقی انقلاب را به ذلت و فلاکت بکشانند، شک نکنند که اهل درد و دین در مقابل تمام دنیای آنها خواهند ایستاد. معاش مردم و به ویژه اقشار مستضعف، به حیات آنها وابسته است، و به دین آنها. فقر با خود کفر را هم می آورد. حتما نویسندگان این گزارش ادعای اسلام و مسلمانی دارند و لاجرم این حدیث پیامبر(ص) را هم شنیده اند. چگونه توقع دارند که رسانه ها روی حیات و معاش مردم تمرکز نکنند تا مبادا وزارت اطلاعات خیال کند که در خط دشمن قرار گرفته اند؟ لابد با این منطق، مراجع و امام جمعه ها و خطیبان خودی هم که برخی از آنها از گذشته و برخی اخیرا به صف منتقدان دولت پیوسته اند و از درد مردم می گویند، نیز از نگاه وزارت اطلاعات دارند در زمین دشمن بازی می کنند! آیا برای این دشمن دشمن کردن ها، پایانی هم قابل تصور است؟ و آیا ظلمی بدتر از این هم هست که نان مردم را بگیرند و بگویند فریاد هم نزنید؟

اینهمه عصبانیت البته قابل فهم است؛ اعترافی رسا و البته سخت به اینکه راهبرد “آگاهی بخشی” جنبش سبز جواب داده است. مسئولان امنیتی باید هم عصبانی باشند؛ چرا که سه سال تلاش و خرج بودجه های هنگفت برای آنچه “جنگ نرم” نامیده می شد، اکنون به شکست انجامیده و به نقطه پایان رسیده است. وزارت اطلاعات حالا دیگر نه می تواند جلوی افشای فسادهای گسترده دولت پاک مورد اعتماد رهبری را بگیرد و نه قدرتی برای جلوگیری از تعمیق روزافزون آگاهی ها و اطلاع عمومی از شرایط واقعی کشور و نقش حاکمیت در بحران های فعلی دارد.

کار به جایی رسیده که اکنون شاهدیم دروغگویی “رئیس دولتی” که یک زمانی فریاد “دروغ ممنوع” آحاد ملت را بلند کرد اما در تریبون نمازجمعه از سوی عالی ترین مقام نظام، “نسبت های ناروا” خوانده شد، حالا در تریبون علنی مجلس و از سوی حامیان سابق همین رئیس دولت اظهار می شود. این که دیگر نه جعل است و نه بحران جلوه دادن و نه وارونه نمایی؛ صورت مذاکرات علنی ترین محفل نظام است. نکند به خیال کارشناسان اطلاعات، سر نخ نمایندگان مجلس و امام جمعه ها و اصولگرایانی که حالا منتقد دولت شده اند هم در دست مسئول میز ایران در شورای اطلاعات ملی آمریکا است!

واقعیت تلخ است؛ دولتی که خصوصیت اصلی آن “شهرت به پاکدستی” بیان می شد، حالا آنچنان در فسادهای رسوا و میلیارد دلارهای بی حساب و کتاب نفتی غرق شده که گفتاردرمانی های چهارشنبه ها در تهران و سفرهای استانی به دوردست ها و تبلیغ پرخرج منویات در آشکار و نهان هم نمی تواند آن را حتی در چشم پیروان چشم بسته و گوش به فرمان، تطهیر کند. بدین سان، جز بازگشت به مردم، عمل به قانون اساسی، اعتراف به بصیرت دیرین آنها که “سران فتنه” خوانده می شدند، اذعان به خطای سران حاکمیت در حمایت از هشت سال تخلفات دولت، مسئولیت پذیری مدعیان اصولگرایی در قبال پیامدهای حاکمیت یکدست و در نهایت تن دادن همگان به انتخابات آزاد و اراده مردم؛ راهی نمانده است. باقی همه سراب است. راه حل هایی از نوع دشمن دشمن کردن های وزارت اطلاعات نیز یکسره وهم است و خیال، و اگر عالی مقامان فکر کنند با این خیالات برای حل مشکلات و راهیابی به نجات و درمان بیماری اقتصاد و … طرفی خواهند بست و ترفندی خواهند جست، سخت در اشتباه اند.