شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.

» صلح، دموکراسی و وظایف آمریکا و اروپا

چهارشنبه, 26 سپتامبر, 2012

چکیده : متاسفانه دولت امريكا با خارج كردن نام اين جريان از ليست گروه هاي تروريستي، مرتكب اشتباه بزرگي شد و كاري كرد كه ادعاي پايبندي به دموكراسي و آزادي را نزد اين دولت زير سوال مي برد. اين كار دولت امريكا نشان از اين دارد كه آنها به غير از منافع خود، به مسائل ديگر اهميت نمي دهند و در شرايط فعلي چون با دولت ايران مخالفند و مي خواهند دولت ايران را تحت فشار قرار دهند، پس از هر كس و ناكسي حاضرند حمايت كنند.


محمدرضا خاتمی

در روزها و هفته هاي اخير، دو رويداد در كشورهاي غربي به وقوع پيوست كه هر يك از اين رويدادها به نوبه خود، مي تواند التزام اين كشورها در پايبندي به دموكراسي و حقوق بشر را زير سوال ببرد. نخستين موضوع، مساله انتشار فيلم موهن به ساحت پيامبر اسلام بود. اين حادثه بسيار دردناك بود و براي مسلماناني كه تعصب مومنانه به پيغمبر و آيين خود دارند، طبيعي بود كه عكس العمل و واكنش نشان دهند. اما اين عكس العمل ها و واكنش ها، عموما عكس العمل هاي مدني بود و در برخي جاها ممكن بود شدت عمل بيشتر باشد. اما اگر بخواهيم به اين مساله، آسيب شناسانه نگاه كنيم، بايد گفت كه متاسفانه ما در حال وارد شدن به فازي هستيم كه خطرناك است. اين فاز را مي توان «جنگ تمدن ها»، «جنگ اديان» يا «جنگ ملت ها» ناميد. اينكه چه كسي در آغاز اين ماجرا مقصر است، البته بحث ديگري است و در حال حاضر موضوع اين بحث اين نيست كه آيا تندروي هاي القاعده و نيروهاي تندروي ديگر باعث شروع اين بحث ها شد يا چون اسلام در حال بيداري و پيشرفت است، غربي ها ترسيده اند و با برنامه ريزي و توطئه، اين اقدامات را انجام مي دهند. اما بايد گفت كه در اين مقطع، مسووليت دولت ها بسيار مهم است. چون در چنين فضايي كه فقط در آن «كينه» رشد مي كند، سياست هاي دولت ها در از بين بردن اين كينه ها و تلطيف فضاي بين ملت ها اهميت بسيار زيادي دارد و موثر است.

در اين زمينه به ويژه دولت هاي غربي به دليل اينكه مدعي آزادي بيان و حرمت انسان ها هستند، نقش مهمي دارند اما در عين حال و با كمال تاسف شاهد هستيم كه استاندارد هاي دوگانه دارند. مثلادرباره اتفاقي كه اخيرا در مطبوعات فرانسه افتاد و پيش از آن درباره عروس ملكه انگليس هم در نشريات افتاده بود، به نوعي با اين نشريات برخورد كردند. اما با نشرياتي كه كاريكاتورهاي توهين آميز نسبت به مقدسات اسلامي منتشر مي كنند به گونه يي ديگر رفتار مي كنند. اين رفتار دوگانه باعث مي شود ذهنيتي در بين جوامع مسلمان تقويت شود و آنها را به اين باور برساند كه يك جريان «اسلام ستيزي» در غرب شكل گرفته و مورد حمايت هم قرار دارد.

شكل گيري اين باور و ذهنيت به غايت خطرناك است و مي تواند عواقب بسيار مضر و خطرناكي براي همه بشريت داشته باشد. به عقيده من در اين زمينه دولت هاي غربي وظيفه و مسووليت سنگيني دارند. چون تعدادي از دولت هاي اسلامي برخاسته از راي مردم نيستند، خيلي نمي توانيم آنها را مخاطب قرار دهيم. اما دولت هاي غربي چون واقعا برآمده از درون ملت ها هستند و در يك فرآيند دموكراتيك به قدرت رسيده اند و مدعي هستند كه به آزادي و صلح و احترام به عقايد ديگران پايبند هستند، وظيفه خطيري دارند كه اين آتش فتنه را خاموش كنند. چون اگر اين كار را نكنند، مطمئنا اين آتش پيش از همه دامنگير خودشان خواهد شد.

البته مسلمانان دنيا هم مي دانند كه بايد خويشتنداري كنند و حتما هم همين كار را خواهند كرد و رهبران بزرگ ديني هم به همين امر توصيه مي كنند. اما حركتي كه در حال شكل گرفتن است، حركتي موذيانه است كه بايد به آن توجه بيشتري كرد.

دومين اتفاقي هم كه در روزهاي گذشته روي داد و از منظر پايبندي دولت هاي غربي به صلح و دموكراسي، مي توان آن را مورد انتقاد قرار داد، مساله خارج كردن «منافقين» از ليست گروه هاي تروريست، توسط دولت امريكاست. چون اين گروه اصولايك جريان مرده سياسي است و در پيشگاه مردم ايران، به علت سابقه بسيار سياهي كه از خود برجاي گذاشته اند، كوچك ترين اعتباري ندارند و تنها هنر آنها گرفتن پول از دولت هاي مختلف و خرج كردن براي نيروهايش در كمپ هاي اروپا و امريكا و ديگر مناطق دنياست. اين گروه نه نيرويي است كه توان نظامي داشته باشد و نه توان اداره امور اجرايي كشور را دارد و يك جريان مرده است كه جز تبليغات هيچ حيات ديگري ندارد.

اما متاسفانه دولت امريكا با خارج كردن نام اين جريان از ليست گروه هاي تروريستي، مرتكب اشتباه بزرگي شد و كاري كرد كه ادعاي پايبندي به دموكراسي و آزادي را نزد اين دولت زير سوال مي برد. اين كار دولت امريكا نشان از اين دارد كه آنها به غير از منافع خود، به مسائل ديگر اهميت نمي دهند و در شرايط فعلي چون با دولت ايران مخالفند و مي خواهند دولت ايران را تحت فشار قرار دهند، پس از هر كس و ناكسي حاضرند حمايت كنند. حقيقت اين است كه هدف از اين اقدام بيش از آنكه به رسميت شناختن منافقين باشد، اعمال «فشار» بر دولت ايران است. اما دولتمردان امريكايي مرتكب اشتباه بزرگي شدند، چراكه با اين كار با دولت ايران مقابله نكردند، بلكه خودشان را در برابر ملت ايران هم قرار دادند. به نظر مي رسد اگر دولتمردان امريكايي به سرعت چاره يي براي اين مشكل نيانديشند، از لحاظ وجهه شان در افكار عمومي جهان و به ويژه در افكار عمومي ايران، دچار مشكل خواهند شد.

در حالي كه در دوران اصلاحات و با به كار گيري سياست هاي دولت اصلاحات، بيشترين فشارها در جهان بر روي اين گروه تروريستي اعمال مي شد. اما حالاچطور شده است كه آنها از آن موقعيت به موقعيت فعلي رسيده اند؟ شايد بخش عمده يي از اين تغيير وضعيت منافقين در جامعه جهاني، ناشي از سياست هاي نادرست خارجي دولت ايران در سال هاي اخير باشد. اما در صورت پذيرفتن همه اين مسائل باز هم چيزي از مسووليت دولت امريكا كاسته نخواهد شد، چراكه اين گروه در تمام دنيا به عنوان گروهي تروريستي شناخته شده و تروريست بودن آنها هم تنها به معناي كشتن مسوولان و مقامات نيست، بلكه مردم كوچه و بازار را هم هدف خود قرار داده است. با اين توصيف به نظر مي رسد اقدام اخير امريكا، لكه يي خواهد بود كه اگر آن را به سرعت جبران نكنند، بر دامن امريكايي ها باقي خواهد ماند و در آينده نمي توانند آن را توجيه كنند.

منبع:‌ روزنامه اعتماد