چکیده : از نظر من، اگر کلمههای انگلیسی، فرانسه و آلمانی وارد فارسی بشود، عیب ندارد. جملهها خیلی مهم هستند. ورود لغات خارجی مشکلی پیش نمی آورد؛ چون کلمههایی که مناسب نباشند، وارد نمیشوند؛ خصوصا در فارسی که گوشنوازی واژهها اهمیت دارد. بنابراین نباید زیاد هراس داشته باشیم؛ چون زبان، لغات نامناسب را دفع میکند.
عبدالعلی دستغیب معتقد است ورود واژگان بیگانه میتواند به غنای زبان فارسی کمک کند و نباید از ورود این واژهها هراس داشت.
این مترجم و منتقد ادبی در گفتوگو با ایسنا، با بیاهمیت توصیف کردن ورود واژههای بیگانه به زبان فارسی گفت: از نظر من، اگر کلمههای انگلیسی، فرانسه و آلمانی وارد فارسی بشود، عیب ندارد. جملهها خیلی مهم هستند. ورود لغات خارجی مشکلی پیش نمی آورد؛ چون کلمههایی که مناسب نباشند، وارد نمیشوند؛ خصوصا در فارسی که گوشنوازی واژهها اهمیت دارد. بنابراین نباید زیاد هراس داشته باشیم؛ چون زبان، لغات نامناسب را دفع میکند و حتا ما واژههای خارجی را میگیریم و فارسی میکنیم و اگر درست رفتار شود، واژههای ما غنیتر هم میشود. بسیاری از کلمههای انگلیسی هم از زبانهای دیگر گرفته شده است.
او ادامه داد: ما نباید خیلی نگران این موضوع باشیم؛ اما این بر عهده نویسندهها و مترجمان است که لغتها را دیدهبانی کنند و آنها را در زبان فارسی جای بدهند. سعدی بسیاری از لغات عربی را در شعر خودش فارسی کرده است.
دستغیب سپس درباره عملکرد فرهنگستان زبان و ادب فارسی در واژهسازی در برابر واژگان بیگانه گفت: فرهنگستان زبان و ادب فارسی در زمان رضاشاه تأسیس شد و شماری از فرهنگیان و ادیبان در این انجمن دور هم جمع شدند که برای واژههای تازهای که در زمینههای علمی کاربردی و فلسفی وارد کشور میشد، چارهای بیاندیشند.
او افزود: در ابتدا معادلسازیها برای واژگان، واژه به واژه بود. مثلا اتومبیل را خودرو معادلسازی کردند؛ چون اتو به معنی خود است و موبیل همان حرکت است. اما کلمه خودرو که به معنای وسایل نقلیه موتوری میآید، میتواند در مورد انسان و اسب هم کاربرد داشته باشد. بنابراین برخی واژهسازیها در آن زمان مناسب نبود.
دستغیب همچنین تأکید کرد: در فرهنگستان اول دو گروه دیدگاه وجود داشت؛ یک گروه چون ذبیح بهروز طرفدار واژههای فارسی سره بودند و عدهای هم چون فروغی که سمت دولتی بالایی هم داشت، طرفدار واژگانی بودند که در فارسی به کار میرفتند. این فرهنگستان تفننی کار میکرد و در سالهایی که به واژهسازی مشغول بود، بیش از 70 تا 80 لغت بیشتر وضع نکرد. بعد از رضاشاه در بحرانهای بعد از شهریور 1320 این فرهنگستان فقط اسم داشت و فعالیتی نداشت. از سال 46 و 47 دوباره تأسیس شد و بعد از انقلاب هم فرهنگستان جدیدی روی کار آمد.
این نویسنده در ادامه تأکید کرد: اما بیشتر اتفاقاتی که در زمینه واژهسازی در کشور ما رخ داده، دربارهی واژههایی است که خود مردم آنها را ایجاد کردهاند و یا مترجمان به آنها رسیدهاند؛ زیرا واژهسازی به کار شبانهروزی نیاز دارد. اما این اتفاق در فرهنگستانهای ما نیفتاده است و ما زمانی به فکر واژهسازی میافتیم که دیر شده باشد؛ یعنی واژه بیگانه به کشور وارد میشود و باب میشود و بعد به فکر معادل برایش میافتیم.