شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.
» درباره توهین های اخیر باهنر به میر محصور جنبش سبز

» آقای باهنر! چه کسی درباره میرحسین راست می گفت؛ امام یا شما؟

سه‌شنبه, 11 سپتامبر, 2012

چکیده : آقای باهنر! چرا برای چند روزی بیشتر در ماندن در قدرت این چنین عنان از کف داده اید؟! نیازی به این همه پرده دری نبود که نشان دهید نشانی از راه و خط امام به همراه ندارید. همین که اداره کشور به دست جریان ضد مهندس موسوی افتاده که به گفته امام عرضه اداره یک نانوایی را هم ندارند، و مردم نتیجه آن را در بازار آشفته ارز و مدیریت بی سامان دولت و بی کفایتی حاکمیت می بینند، کافی است.


کلمه – سیدحامد آرین:

امام خمینی: “آقای مهندس موسوی را شخصی متدین و متعهد و در وضع بسیار پیچیده كشور، دولت ایشان را موفق می دانم.”

محمدرضا باهنر این روزها همه جا تریبون دارد. از جامعه اسلامی مهندسان تا مجلس، گفت و گو های اختصاصی هم کمبودها را برایش جبران می کند و حرف هایی را که نمی تواند از سایر تریبون ها بیان کند، وا می گوید. او از هر فرصتی بهره می جوید تا شاید بتواند بصیرت از دست رفته ی خود را بازیابی کند. آنقدر حرف می زند تا نگذارد اتهام ساکتین فتنه تا انتخابات بعدی روی پیشانی اش بماند.

این سیاستمدار شصت ساله وقتی بحث انتخابات به میان می آید، دیگر حد و حریم نمی شناسد، به همه کس می پردازد و به خود اجازه می دهد در مورد هر چیزی اظهار نظر کند.

نه ماه مانده به ریاست جمهوری، اصولگرایانی که هنوز از شوک انتخابات 88 بیرون نیامده اند، خیز برداشته اند برای این تک کرسی خیابان پاستور. هر چند نتیجه انتخاب بصیرانه خود در فرستادن احمدی نژاد به کاخ ریاست جمهوری را دیدند، اما باز هم امید دارند که این سنگر را برای خود حفظ کنند، هر چند این روزها با رقیب تازه به میدان آمده ای دست و پنجه نرم می کنند.

رقیبی که نه منطق اصلاح طلبان را دارد و نه به اصل و اصولی معتقد است. رقیبی که دیر آمده و می خواهد زود همه جا را به تسخیر خود در آید. اگر در انتخابات مجلس نهم موفق نشد، شاید رویای پاستورش تعبیر شود و بتواند، مدیریت امام زمانی اش را گسترده تر کند.

همان که می رود فاتحه آخرین بخش “جمهوریت” نظام را هم بخواند، این روزها اما چالشی برای اصولگرایان که می خواستند یکه تاز میدان سیاسی ایران باشند پدید آورده است. چالشی که تمام نیروهای اصولگرا را ماهها قبل از انتخابات به خود درگیر کرده و از “شیوخ” و “جوانان” همه بسیج شده اند تا شاید بتوانند، سرنوشت “مهمان آتی پاستور” را از دستان پرقدرت گروهی متکی به “ثروت” و “سلاح” است بیرون بیاورد.

دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین طی سه سالی که گذشت خیلی در مورد اعتراضات مردم حرف زده و کسی او را جدی نگرفته است. اما گاهی که عرصه خالی می ماند از شیران، برخی آنقدر پیش می تازند که برای خودشان هم توهماتی ایجاد می شود. ابایی ندارند که دیگران را “متوهم” و “ساده لوح” بخوانند، حال آنکه خودشان سال هاست در توهم قدرت فرو مانده اند و برای حفظ آن یک صندلی در بهارستان از خیلی چیزها گذشته اند.

محمدرضا باهنر، این بار اما نه در قامت یک نماینده مجلس و مهندس که گویی در قامت کسی که همه چیز را می داند به رجزخوانی پرداخته است. برای بزرگان عرصه سیاست تصمیم گیری کرده و مصلحت ندانسته هاشمی وارد میدان ریاست‌جمهوری شود، اما به ناطق­ نوری چراغ سبزی نشان داده و گفته که نامش قابل طرح است!

او که اظهار نظرهای چندی قبلش با واکنش تند فرزند مهدی کروبی و غلامحسین کرباسچی رو به رو شد، اینک در حالی که هنوز خود و گروهش از پس لرزه های انتخابات مهندسی شده ریاست جمهوری دهم آرامش ندیده اند، برای اصلاح طلبان شرط و شروط می گذارد و می گوید “چراغ قرمزی در مقابل اصلاح طلبان برای ورود به عرصه انتخابات نیست به شرط آنکه کاندیداها مواضع خود در برابر سران فتنه روشن کنند.”

اما قائم مقام جبهه پیروان خط امام و رهبری از حد خود این بار خیلی فراتر رفته، آنجا که میرحسین موسوی را خطاب قرار داده است و می گوید ” آقای موسوی یکسری صفات پنهان نفسانی‌اش بعد از انتخابات گل کرد، وی ساده‌انگاری، خوش‌باوری و توهمانی داشت که یک عده هم به این توهمات دامن زدند. ایشان تصور کرد که یک اتفاقی افتاده و اتهام سنگین و غیرقابل قبولی به نام تقلب را به نظام زد.”

کسی نیست به این تازه به دوران رسیده ها یادآوری کند، مهندس میرحسین موسوی همان کسی است که طی سه سال گذشته همه دستگاه های امنیتی و اطلاعاتی تان بسیج شده اند تا شاید بتوانند یک تخلف و یا یک عمل غیرقانونی از او پیدا کنند تا شاید دلیل محکمه پسندی نه برای افکار عمومی که برای توجیه و اقناع هواداران خود بیابند اما موفق نشده اند و نمی شوند.

میرحسین موسوی همان کسی است که پس از سال ها خدمت صادقانه در زمانی که هر کسی از این نمد قدرت کلاهی برای خود و خانواده اش می ساخت، ساختمان نخست وزیری را ترک کرد و سال هاست ساکن خانه ای است در بن بستی که آن را هم تاب نیاورده اید.

در حالی که فامیل سالاری کشور را با بحران های جدی رو به رو کرده و دامنه فساد مالی از پدران به پسران و دامادها رسیده است، میرحسین موسوی و خانواده اش مصداق بارز پاک دستی و ساده زیستی در نظامی هستند که بسیاری از کسان، حتی در مقام یک مدیرکل ساده هم برای سال ها بار خود و خاندانش را بسته اند.

آخرین نخست وزیر جمهوری اسلامی، همان کسی است که وقتی گروه نود و نه نفره تان، صد نفره شده بود و از بزرگ و کوچک با کارشکنی مانع از انجام وظایف این سیاستمدار مردمی می شدید، تنها امام بود که به مددش آمد و او را بهترین کسی خواند که می تواند، کشتی توفان زده کشور را اداره کند.

باهنر در اظهار نظر اخیر خود همچنین با این ادعا که در اثر اشتباهات انسانی ممکن است از ۴۰ میلیون رأی، ۵۰۰ هزار رأی معادل یک تا ۲ درصد آرا مخدوش شود، افزوده است: اما اینکه ۱۳ میلیون با ۲۵ میلیون رای با هم جابجا شوند این مسئله ناشی از توهم یا ناآشنایی با ساختار انتخاباتی است.

وی در ادامه مدعی می شود که کسی که چنین ادعایی را مطرح می‌کند خیلی انتزاعی فکر کرده که اینطور توهم را بیان می‌کند. اگر هم توهم نباشد خیلی سطح فکر پایین بوده است که باید آن را جبران کنند. اگر هم این‌ها را می‌داند و باز هم ادعا دارد معلوم می‌شود که شمشیرش را ضد نظام و حیثیت ۳۳ ساله نظام کشیده است.

البته آقای باهنر فراموش کرده آن زمانی را که همه سران کشور از قابلیت و محبوبیت میرحسین در میان همه اقشار جامعه را خبر داشتند، و خود او چگونه سراسیمه به دیدار این نخست وزیر محبوب امام رفته از او خواسته بود که بیاید و کشور را از دست احمدی نژاد نجات دهد.

قدرت فراموشی می آورد. مخصوصا وقتی در معرض اتهامات گروه مقابل باشی که تو را بی بصیرت هم می خوانند. این روزها هم که آن گروه سوار به قدرت هستند برای اینکه سهمی به دیگران بدهند، باید اثبات کنند که تواب هستند از گذشته خود و سکوتشان از سر رضایت نبوده است!

باهنر در بخش دیگری از سخنانش هر چند احاله می دهد به دیگران، اما نخست وزیر دوران هشت سال دفاع مقدس را “ضدانقلاب، ضداسلام و وطن‌فروش ” می خواند و به جای دفاع از کسی که در سخت ترین شرایط قادر بود با همه کارشکنی های آقای باهنر و هم گروهی هایش با حداقل بودجه و درآمد نفتی کشور را به خوبی اداره کند، می گوید: آنها با طرح این حرف‌ها در واقع شورای نگهبان را زیر علامت سؤال می‌برند، اگر این فرد ضد انقلاب بود چرا شورای نگهبان ایشان را تأیید کرد، حتی بالاتر از شورای نگهبان اگر مقام معظم رهبری این برداشت را داشتند خب اشاره می‌کردند تا حل شود!

باهنر برای خوش خدمتی به دیگران، حتی رعایت اولیه ترین اصول اخلاقی و انسانی را نکرده و نه یک خدمتگزار کشور، بلکه حرمت یک شهروند را که به خاطر افراطی گری های همان گروهی که او امروز از دست آنها فغان می کشد، بیش از بیست ماه است در حبس خانگی است رعایت نمی کند.

باهنر هم جهت با همان کسانی که خودش خطر برای انقلاب می خواند، هم پیمان شده اند تا کشور را از نیروهای دلسوز و انقلابی و پای بند به اصول و آرمان های انقلاب تهی کند.

هنوز سی سال نشده که امام در تقدیر از میرحسین موسوی در مقابل همه دسیسه های شما و دوستانتان بیان داشت ” آقای مهندس موسوی را شخصی متدین و متعهد و در وضع بسیار پیچیده كشور ، دولت ایشان را موفق می دانم.”

و این روزها که بازار آشفته ارز و مدیریت بی سامان دولت و بی کفایتی حاکمیت برای همه عیان شده، کمتر کسی است که به خاطر نیاورد جمله معروف امام را درباره جریان ضد مهندس موسوی و همسو با حاکمان فعلی کشور، که می گفت آنها حتی عرضه اداره یک نانوایی را هم ندارند.

آقای باهنر! نیازی به این همه پرده دری نبود که نشان دهید نشانی از راه و خط امام به همراه ندارید. همین که به جای نانوایی، اداره کشور به دست امثال شما افتاده و مردم را به این روزگار پر از بلا مبتلا کرده اید، همه چیز را به خوبی نشان می دهد. اما واقعا برای این سؤال چه جواب دارید، که چرا برای چند روزی بیشتر در ماندن در قدرت این چنین عنان از کف داده اید؟!