شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.
» یکه تازان عرصه سیاست در غیاب دلسوزان و انقلابیون واقعی

» متحجران دام پهن کرده‌اند؛ گرفتار نشویم

سه‌شنبه, 4 سپتامبر, 2012

چکیده : شاید همان " ذهن اطلاعاتي و امنيتي خبره ای" که کیهان بارها از آن نام برده و سناریویی که سکانس های آن در "فتنه پاره کردن عکس امام" "حمله به سوگواران آیت الله منتظری" و "حمله به بیت حضرت امام خمینی"، "ادامه هتک حرمت ها و توهین ها" و "تعرض به حرم امام رضا" به نمایش در آمد، نشان از آن دارد که بازماندگان " قتلهای زنجیره ای" در ادامه نمایشنامه خود هنوز پرده های تازه تری برای نمایش دارند. بهوش باشیم در این هنگامه ای که فشارهای بین المللی و منطقه ای بر کشور فزونی یافته و بحران اقتصادی کمر صنعت و تجارت کشور را شکسته و مردم متحمل فشارهای زاید الوصفی هستند، به دامی که این دسته متحجر پهن کرده اند، گرفتار نیاییم.


کلمه _ سیدحامد آرین:

طی روزهای گذشته بار دیگر اقتدارگرایان در نبود میرحسین موسوی و مهدی کروبی و دلسوزان واقعی کشور به دوره گردی پرداخته و متکلم وحده شده اند. یکی افتخار دارد که اولین نامه را برای میرحسین ارسال کرده است و از تیزبینی و هوشش در درک زود هنگام “فتنه” سخن می گوید و دیگری بذر کینه و عداوت می پاشد.

گروهی که طی چند سال اخیر، با منزوی کردن یاران انقلاب و حامیان جمهوری اسلامی به یکباره به مسند قدرت رسیدند و برای برپایی حکومت اسلامی مورد نظرشان از هیچ چیزی فروگذار نیستند. همان ها که امام خمینی در زمان حیاتش دلش خون بود از تحجر و عقب افتادگیشان، حالا یکه تاز میدان سیاست کشور شده اند هر روز تفسیری از سخنان بنیانگذار جمهوری اسلامی ارائه می دهند. یکی از عدم مشروعیت حق مردم سخن می گوید و دیگری مدعی است هر کس در برابر شورای نگهبان بایستد محارب فی الارض است!

کسی نیست که بپرسد اگر سخنان و رهنمودهای امام آویزه گوش این گروه است چرا نمایندگان امام و مسئولان محبوب امام را در حبس و حصر کرده اید و امکان سخن از هم کس حتی بیت امام و فرزندانشان ستانده اید و خود میداندار معرکه ای شده اید که گرد و خاکش را خود به پا می کنید و هم بازیگرید و هم سیاهی لشکر و هم قاضی و مفتی.

فرقه مصباحیه که طی سه سال گذشته هیچ کم نگذاشته از بلوا و آشوب در گوشه و کنار کشور، همان ها که می خواستند با احمدی نژاد دولت کریمه امام زمان را برپا کنند و حکومت اسلامی را که پیشتر قبول نداشتند، حال به همه دنیا صادر کنند، باز این روزها که تلاش هایی برای همدلی و وحدت در جریان است، به میدان آمده و سخن پراکنی می کنند.

در حالی که هیچ یک از مقامات رسمی و قضایی کشور شهامت پاسخگویی به افکار عمومی مبنی بر حبس غیرقانونی و غیرشرعی نخست وزیر محبوب امام، میرحسین موسوی و مهدی کروبی نماینده امام در بنیاد شهید و رییس سابق مجلس شورای اسلامی را ندارد و سخنگوی قوه قضاییه اش با آن همه جلسات و نشست های مطبوعاتی اش، آنقدر اجازه ندارد که حتی نسبت به سلامت این عزیزان اظهار نظر کند و با دو کلمه ” حالش خوبه” گمان می کند که جامعه تشنه خبر را می تواند سیراب کند، اینک علیرضا پناهیان که عرصه را خالی برای اظهار نظر یافته به میدان آمده و بر ” مطالبه اعدام” برای رهبران جبنش سبز سخن می گوید!

این شاگرد مدرسه مصباح به این هم بسنده نمی کند و به نمایندگی از ” نظام” می گوید: “سران فتنه اعدام نمی‌شوند، چرا که سعه صدر نظام بالاست، اما نباید سطح این مطالبه در دانشگاه‌ها کم شود، باید مطالبه کرد تا در دادگاه حاضر شوند.” شهامت ندارد که بگوید اگر ” نظام ” جرات برپایی محکمه هم برای این یاران انقلاب و دلسوزان کشور ندارد، نه به خاطر ” سعه صدر نظام ” که بخاطر وحشت و هراس آنان از بر روی دایره افتادن افتضاحاتشان است. اگر ادله محکمه پسندی داشتید که تاکنون دادگاه تشکیل داده بودید. آنقدر اعتبار و اقتدار حتی در شورای امنیت ملی هم نداشته و ندارید که نتوانستید حکم حصر و حبس را اقلا از یکی از نهادهای تحت امرتان صادر کنید. کاری که برای سایر مبتلایان به حصر خانگی پیشتر انجام داده بودید.

همان ها که پیشتر ها مراد و مقتدایشان شهامت ابراز عمومی حکم مرگ برای کسی نداشت و در دخمه هایشان حکم اعدام و محارب صادر می کرد برای نویسندگان و روشنفکران این مرز و بوم. این روزها که عرصه خالی از مصلحان و کارآمدان، چون علیرضا پناهیانی باید سخنران دانشگاه باشد و برای رهبران جنبش سبز ابراز وجود کند. اگر دادگاه حقی بود و عدالت در این سرزمین رخ نموده بود که معلوم می شد، سرنوشت چه کسانی در محکمه عدل است و مجازات مرگ باید برای چه کسانی صادر شود، آنان که برای اعتلای کشور و کرامت ایرانیان تلاش می کنند، یا آنان که در خلوتشان حکم مرگ و ارتداد می دهند و آبرو و اعتبارو مشروعیت یک کشور را دست آویز، خواسته های قبیله ای و طایفه ای شان کرده اند.

پناهیان همان کسی که از سال 1388 تاکنون در هر حادثه ای که در حمله به بیت علما، توهین به سیاستمدار و سرداران بود رد پایش دیده می شد. آنگاه که در برابر مجلس “لباس شخصی های خودسر” را هماهنگ می کرد و آن دیگر روز که در برابر دادستانی تهران در جمع ” ملت خودجوش” حکم مرگ برای رهبران جنبش سبز صادر می کرد. او هم از دسته کسانی است که سردار جنگ را یک شبه به گروه ” خواص بی بصیرت ” می برد و استوانه نظام را با بیش از نیم قرن مبارزه و مجاهده ” مزدور اجنبی” می خواند و از هیچ توهینی به خود و خانواده اش کوتاهی نمی کند.

سوال اساسی اینجاست که چرا حاکمان ما از حداقل علم سیاست و آشنایی با جامعه شناسی سیاسی مردم ایران بهره نجسته و بر ادامه حصر و حبس دلسوزان نظام و کشور و اعمالی اصرار دارند که نتیجه ای جز خسران برایشان بر جای نگذاشته است؟ چه اراده ای در پس این سخنان و تحرکات افراطی چند سال اخیر وجود دارد که نظام را با بن بست روبه رو کرده و عرصه تصمیم گیری را حتی برای رهبران نظام سخت تر و پر هزینه تر کرده است؟ چه اراد ه ای است که می خواهد سرنوشت خود را با کل نظام پیوند بزند و امکان حل بحران از طریق مسالمت آمیز را به حداقل برساند؟ در پس اقدامات تخریبی و شبه نظامی چند سال گذشته کدام “اتاق فکر” خانه کرده است که اجازه نمی دهد این بحران با گفت و گو و همدلی به نتیجه برسد؟

شاید همان ” ذهن اطلاعاتي و امنيتي خبره ای” که کیهان بارها از آن نام برده و سناریویی که سکانس های آن در “فتنه پاره کردن عکس امام” “حمله به سوگواران آیت الله منتظری” و “حمله به بیت حضرت امام خمینی”، “ادامه هتک حرمت ها و توهین ها” و “تعرض به حرم امام رضا” به نمایش در آمد، نشان از آن دارد که بازماندگان ” قتلهای زنجیره ای” در ادامه نمایشنامه خود هنوز پرده های تازه تری برای نمایش دارند. بهوش باشیم در این هنگامه ای که فشارهای بین المللی و منطقه ای بر کشور فزونی یافته و بحران اقتصادی کمر صنعت و تجارت کشور را شکسته و مردم متحمل فشارهای زاید الوصفی هستند، به دامی که این دسته متحجر پهن کرده اند، گرفتار نیاییم.