چکیده : پرسش گری شهروندان نسبت به عملکرد حاکمان، از جمله حقوقی است که در نظام های مردم سالار به رسمیت شناخته می شود و در نظام های تمامیت خواه مبتنی بر خودکامگی، به عنوان نشانه خیانت به میهن و جرمی نابخشودنی تلقی می گردد. و در زمانه ما، با وقوع انقلاب اطلاعاتی در دنیا، پنهان نگه داشتن نیات واقعی سیاستمداران، کاری بس دشوار شده است. دانستن حق مردم است و دست اندرکاران کنفرانس تهران، بهتر است به جای توسل به توجیه های ناموجه، به فکر ارائه پاسخی قانع کننده به مردم خود باشند.
کلمه – سید کاظم قمی:
این روزها که اجلاس سران کشورهای عضو جنبش عدم تعهد پایان یافته و با عزیمت 7000 عضو هیئت های نمایندگی، گرد و غبار تبلیغاتی پشت سر مهمانان آن فروخوابیده است، بسیارند شهروندان این آب و خاک که از خود می پرسند آیا از این همه هزینه از جیب مردم، فایده ای هم برای کشورشان نصیب می گردد؟
این پرسشی است که پاسخ به آن را باید در تجزیه و تحلیل دقیق قضیه اجلاس سران عدم تعهد در ایران جست و جو کرد، اما بی فایده نیست که بدانیم چنین پرسش هایی همیشه و در همه زمان ها در اذهان شهروندان کشورهای میزبان حضوری پررنگ داشته است. نمونه جالبی از این قبیل پرسش ها را در متنی به قدمت 150 سال می توان یافت.
در سفرنامه حاج سیاح آمده است که ورود او به پاریس، با برگزاری جشن های پادشاهی ناپلئون سوم همزمان شده و فرانسه در آن وقت، میزبان سلاطین و امرای بسیار از گوشه و کنار دنیای متمدن بوده است. هنگامی که در میان مردمی که به تماشای عبور پادشاه فرانسه و دیگر پادشاهان ایستاده بودند قرار داشت، میان او و برخی تماشاگران گفت و گویی در می گیرد که خواندنی است:
چند نفر از کارگران فرانسه را دیدم که دشنام به ناپولیون می دادند و می گفتند با این ریشخند، مردم را از خود راضی کردی، آفرین. امید آن که مانند لوی سیسر [لویی شانزدهم] بر تخت سیاه طوق گیوتین را به گردنت ببینیم. متحیر شدم که این ها چه مردمانی هستند. گفتم برادر، من اهل فرانسه نیستم و این ولایت آزادی است، هر که هرچه بخواهد بگوید؟ گفت بلی. گفتم شما فرمودید من هم شنیدم، می خواهم بدانم این سخن با سبب است و مدلل می دارید یا بیهوده بود؟ گفتند مدلل می داریم. گفتم چه سبب دارد که به مرگ این مرد راضی هستید؟ گفتند مرگ این یک نفر سبب آسایش تمام بندگان خداست. گفتم چرا؟ گفت از روزی که این شخص سلطان و رئیس شد تا به حال که پادشاه زمین است برای ماها چه فایده، ما که راحت نداشتیم. مثلا یک روز با مکزیک جنگ داشت و یک روز به حمایت ایطالیا می رفت و یک روز به حمایت عثمانلو حرکت کرد، همیشه مانند زالو خون مردم ما را خورده، برای هوای نفس خود و الحال که جمیع سلاطین را دعوت نموده جز خرج بیهوده به جهت ما چه فایده دارد.
حاج سیاح به این پاسخ اکتفا نکرده بار دیگر با صاحب هتلی که درآن سکنی گزیده بود مسئله را طرح می کند و می پرسد که آیا کسانی که با آن کارگر همفکر و همسخن باشند بسیارند و چنین پاسخ می شنود:
گفت بسیارند و این مرد [ناپلئون] هم محض زیرکی این اجتماع سلاطین را اسباب کرده که مسلط تر شود و رعیت را از اتفاق دول بترساند ولی خیال باطل است، بعد از آن که رعیت خوشحال نباشد، اتحاد دول چه حاصل دارد؟
صد البته مردم زمان ما دریافته اند که در نطام های خودکامه، مرگ حاکم مستبد نمی تواند الزاما به بهروزی آن کشور بینجامد و راه سعادت ملت ها از اصلاح ساختاری نظام موجود می گذرد. اما پرسش گری شهروندان نسبت به عملکرد حاکمان، از جمله حقوقی است که در نظام های مردم سالار به رسمیت شناخته می شود و در نظام های تمامیت خواه مبتنی بر خودکامگی، به عنوان نشانه خیانت به میهن و جرمی نابخشودنی تلقی می گردد. و در زمانه ما، با وقوع انقلاب اطلاعاتی در دنیا، پنهان نگه داشتن نیات واقعی سیاستمداران، کاری بس دشوار شده است. دانستن حق مردم است و دست اندرکاران کنفرانس تهران، بهتر است به جای توسل به توجیه های ناموجه، به فکر ارائه پاسخی قانع کننده به مردم خود باشند.