چکیده : حضرت علی (ع) تحت هیچ شرایطی مخالف یا منتقد خویش را بدون اتمام حجت بر افکارعمومی و یا بدون اثبات جرم ، زندانی و یا حصر نکرده بودند ، اصلا" فلسفه حکومت علوی ، بسط عدالت درتمامی ارکان تصمیم گیری حکومت اسلامی بوده است . حال سئوال این است که برمبنای کدام اصل اسلامی وبرمبنای کدام مصلحت ملت نه افرادی خاص ، مدیری که سالها دراوج فشارهای نظامی و سیاسی برحاکمیت اسلامی ، چونان سربازی درخدمت امام راحل بوده است ، حالا بدلایل اینکه تفکر مدیریتی دیگری دارد ، از حق حیات و زندگی افتاده باشد؟
حسن فاتحی *
درآستانه نشست کشورهای عضو عدم تعهد درتهران، یکی از خبرهای تلخی که وجدان افکارعمومی را آزارداد، خبر بیماری قلبی مهندس میرحسین موسوی نخست وزیر امام راحل ومدیر توانمند دوران هشت سال دفاع مقدس بود، خبری که بخاطر نگرشهای یکسویه موجود درفضای رسانه ای کشور، بیشتر ازطرف رسانه های اپوزیسیون وخارجی پوشش داده شد تا اینکه رسانه های داخلی توانسته باشند اطلاعات درستی به افکارعمومی ارائه داده باشند.
من نیتی ندارم که درمورد علل و چرائی حصرخانگی مهندس موسوی مطلبی بنویسم ، چراکه در آن صورت قطعا” دیدگاه شهروندی من به مذاق خیلی از موج سواران خوش نخواهد آمد و بنده نیز اینقدر می فهمم که حرف حق را کجا و کی باید مطرح کنم ، ولی موضوعی که مرا و قطعا” بسیاری از افکارعمومی منتقد روند مدیریتی موجود را زجر می دهد، تناقض رفتارهای عملی برخی دوستان مدعی حکومت اسلامی وعلوی با مرام وخط مشی فکری ورفتاری مولایمان علی (ع) می باشد.
تا آنجا که بضاعت اطلاعاتی من اجازه می دهد ، حضرت علی (ع) تحت هیچ شرایطی مخالف یا منتقد خویش را بدون اتمام حجت بر افکارعمومی و یا بدون اثبات جرم ، زندانی و یا حصر نکرده بودند ، اصلا” فلسفه حکومت علوی ، بسط عدالت درتمامی ارکان تصمیم گیری حکومت اسلامی بوده است .
حال سئوال این است که برمبنای کدام اصل اسلامی وبرمبنای کدام مصلحت ملت نه افرادی خاص ، مدیری که سالها دراوج فشارهای نظامی و سیاسی برحاکمیت اسلامی ، چونان سربازی درخدمت امام راحل بوده است ، حالا بدلایل اینکه تفکر مدیریتی دیگری دارد ، از حق حیات و زندگی افتاده باشد؟
بنده به عنوان شهروند جامعه اسلامی و یک قلم به دست وبلاگ نویس ، به راحتی می توانم در راستای موج امروزی سخن بگویم تا هم از امکان نشر رایگان یادداشتهایم بهره مند بوده باشم و هم اینکه ازقبل تملق ومدح وثنای خویش به اهداف دنیوی نیز برسم ، ولی به خاطر اعتقاد به مرام علوی وجدانم رضا نمی دهد که تملق پیشه نمایم و حقایق را نگویم.
دکتر علی شریعتی درعبارتی کوتاه ولی پر ازمعانی ، ازخدای خویش می خواهد عقیده اش را از عقده اش مصون بدارد و می گوید”خدایا عقیده مرا از عقده ام مصون بدار”، و رفتار عملی معصومین علیهم السلام نیز موید این بوده است که هر کار و فعل ما بایستی به نیت خدایی صورت گرفته باشد ونباید ریشه دشمنی و دوستی های ما بافراد وجریانات بخاطر حب و بغضهای شخصی خودمان بوده باشد.
درعلم روانشناسی نیز عقده به معنی گره بکار رفته است ، یعنی مشکلاتی که در زمانهای دور داشته ایم ولی ازطرق منطقی وروشهای صحیح تربیتی نتوانسته ایم جوابگوی آنها بوده باشیم که دراینصورت همین مشکلات حل نشده ، انباشت گردیده وبه صورت گره های متعدد تشکیل عقده را داده است.
متاسفانه با وجود عقده ها ،تفکر اخلاقی وانسانی نیز متزلزل گشته وباهر توجیهی ،نفس طغیانگر درصدد کاستی از طغیانهایش به روشی زورمندانه خواهد بود واینجاست که باید ، راز دعای مرحوم علی شریعتی را بایستی درک کرده باشیم.
من فکر می کنم اگر هم مهندس موسوی جرمی مرتکب شده باشند ، به عنوان شهروند جامعه اسلامی بایستی درمحکمه عدل حکومت اسلامی توان دفاع ازخویش را داشته باشند واگر بخواهیم با احتساب سوابق خدمتی ایشان به حاکمیت اسلامی قضاوت کنیم ، درآنصورت درکنار محاکمه احتمالی وی بهر دلیلی ، انتظار محاکمه افراد وجریاناتی را خواهیم داشت که با مقدس مابی دراصل تیشه به ریشه اخلاق درجامعه اسلامی مان زده اند.
اینکه ازیک طرف از عدالت علوی سخنها بگوئیم و ازطرفی رقبا ویا مخالفان طرز فکر مدیریتی خویش را عملا” از دنیای پیرامونی محروم نمائیم ، این نه تنها دلیلی بر خطای محصورشدگان نخواهد بود ، بلکه ضعف عقیدتی و ایدئولوژی محصورکنندگان را خواهد رساند، چه اینکه آنکه حسابش پاک باشد چه حاجتی به رفتارهای اینچنینی خواهد داشت.
* روزنامه نگار فعال در سایتهای اصولگرا
منبع: وبلاگ سیاست پاک