چکیده : ايران بايد ضمن اعلام آمادگي كامل خود در مورد همه مسائل مطرح در زمينه فعاليتهای هستهای زماني را براي غرب تعيين كند كه تا آن زمان تكليف مذاكرات مشخص شود و با اين كار اجازه وقتكشي به غرب را ندهد.
داوود هرمیداس باوند
«ویتالی چورکین» نماینده روسیه در سازمان ملل، پس از وتوي قطعنامه شوراي امنيت در مورد سوريه در پاسخ به پرسشي در مورد طرح ژئوپلیتیک غرب در سوریه گفت: «همه هدف غرب ايران است. تغییرات غیرمنتظره ناشی از حمله آمریکا به عراق که موجب تقویت ایران شده بود غرب را وادار کرد تهران را با به چالش کشیدن متحدش در دمشق تضعیف کند». به نظر میرسد كه اين سخنان اشاره به نكتهای دارد كه از اهميت برخوردار است. غرب تصميم گرفته است كه ايران را تضعيف كند.
ايران و غرب در سه دهه گذشته در حال چالش بودهاند اما آنچه كه در يك سال گذشته در اين روابط ديده شده است هيچ گاه قبل از آن ديده نشده بود. غرب براي اولين بار دست به اعمال تحريمهای نفتي و بانكي عليه ايران زده است؛ تحريم هايي كه در شرايط بحران زده غرب چندان آسان نمي نمايد ولي غرب با پذيرش مشكلات و آثار آن براي تحت فشار قرار دادن ايران آنها را به مرحله اجرا گذاشته است. اما آنها ایران را نمیشناسند چرا که ایران این تهدیدات را با درایت تبدیل به فرصت کرده است.البته اين اتفاق در حالي رخ میدهد كه ايران و غرب در ماههاي گذشته در حال مذاكره بوده اند.
نمايندگان ايران و گروه 1+5 در ماههاي گذشته سه دور در استانبول، بغداد و مسكو به گفت وگو نشستند. گفتوگوهايي كه به توافقي کا مل در مورد مساله هستهاي ايران منجر نشد و دو طرف تداوم گفت وگوها را به گروه كارشناسي واگذار كردند. گروه كارشناسي در حال مذاكره براي دستيابي به توافقهايي در عرصه فني هستند. اما مساله اينجاست كه از منظر سياسي غرب آمادگي و اراده توافق با ايران را دارد؟ علائم و شواهد نشان میدهد كه چنين نيست و چنانكه ویتالی چورکین اشاره كرده است غرب به جاي توافق با ايران در شرايط كنوني به دنبال محدود كردن ايران است. شايد يكي از مهمترین دلايل اين موضوع انتخابات پيش روي آمريكا باشد. همواره گفته ميشود كه رئيسجمهور آمريكا در آخرين سال خود تصميمات مهم اتخاذ نمي كند. باراك اوباما، نيز ماههاي پايان دور اول رياستجمهوري خود را سپري میكند و از اين قاعده مستثني نيست.
از اين رو اوباما نه میتواند امتيازاتي به ايران بدهد كه در انتخابات پيش رو بهانهای براي انتقادات جمهوري خواهان عليه او باشد و نه در موقعيتي است كه بتواند تصميمات سفت و سختي عليه ايران اتخاذ كند. بهترين حالت براي او اين است كه مذاكرات ايران و گروه 1+5 تا زمان انتخابات رياستجمهوري آمريكا تداوم يابد. او در زمان به دست گرفتن قدرت در آمريكا استراتژي گفت وگو با ايران را مطرح كرد و حال میتواند مدعي شود كه در حال پيشبرد اين استراتژي است. از سوي ديگر به نظر میرسد كه اروپا نيز چندان از كشدار شدن مذاكرات ناراضي نيست.
اروپا همچنان با بحران اقتصادي دست و پنجه نرم میكند و نتوانسته است مشكلات منطقه يورو را مرتفع سازد. لذا در شرايطي نيست كه بتواند تصميمي جامع و همه جانبه در مورد نحوه برخورد با ايران اتخاذ كند. لذا با همراه شدن با تحريمهای آمريكا و تلاش براي تشديد فشارهاي اقتصادي فعلا موضوع را به آينده موكول میكند. اما آنچه مسلم است اين است كه ايران نبايد به دام اين استراتژي بيفتد.
ايران در ماههاي گذشته آمادگي خود را براي مذاكره در مورد برخي مسائل مطرح كرده است. با توجه به اين كه شرايط كلي نشان میدهد غرب به دنبال توافق با ايران نيست ايران آماده گفتوگو است و غرب از اين كار سر باز میزند. درواقع ايران به دنيا نشان داد كه نه از مذاكره ابايي دارد و نه از رفع نگرانيهای جامعه جهاني. ايران به فناوري هستهای بومي براي غني سازي در سطح 20 درصد دست يافته است. قطعا استراتژي غرب اين است كه با استفاده از تحريمها زماني به طور جدي پاي ميز مذاكره با ايران بنشينند كه ايران در ضعف به سر ببرد و لذا آنها كمترين امتيازات را در قبال تعليق غني سازي اورانيوم به ايران بدهند.
بنابراين ايران بايد ضمن اعلام آمادگي كامل خود در مورد همه مسائل مطرح در زمينه فعاليتهای هستهای زماني را براي غرب تعيين كند كه تا آن زمان تكليف مذاكرات مشخص شود و با اين كار اجازه وقتكشي به غرب را ندهد.
منبع: روزنامه آرمان