چکیده : از 39 هزار نفري كه تا شهريورماه سال 69 به وطن بازگشتند تاكنون دو هزار و 50 نفر بر اثر بيماريهاي مرتبط با دوران اسارت فوت كردهاند كه اين رقم چشمگير و تاسفبار، گوياي وضعيت سلامت آزادگان است. اين افراد ممكن است ظاهري سالم داشته باشند، اما از بيماريهاي دروني و بعضا ناشناختهيي رنج ميبرند.
همزمان با بیست و دومین سالگرد ورود آزادگان به کشور اعلام شد در حالی که میانگین سن آزادگان هنگام اسارت 22 سال بوده است از 39 هزار نفري كه تا شهريورماه سال 69 به وطن بازگشتند تاكنون دو هزار و 50 نفر بر اثر بيماريهاي مرتبط با دوران اسارت فوت كردهاند.
به گزارش کلمه، «فريبرز خوبنژاد» معاون اجرايي موسسه فرهنگي پيام آزادگان (متولي جشن بزرگ سپاس)، درباره شرايط آزادگان از سالهاي اسارت تاكنون،می گوید: مجموع آزادگان كل كشور با احتساب زندانيان سياسي قبل از انقلاب و اسراي قبل از جنگ، 42 هزار نفر بودند. اما در طول هشت سال دفاع مقدس، ايران در مجموع 39 هزار و 53 نفر اسير در كشور عراق داشت كه از اين تعداد، هزار نفر در طول جنگ از طريق مرز تركيه مبادله شدند و مابقي نيز از 26 مرداد 69 تا 23 شهريور 69 طي چند مرحله به ايران بازگشتند.
وی که با روزنامه اعتماد گفت و گو می کرد، در خصوص ميانگين سني اسراي ايراني و مشکلات آنها در بازگشت به کشور افزود: ميانگين سني آزادگان در زمان اسارت 22 سال بود. از 39 هزار نفري كه تا شهريورماه سال 69 به وطن بازگشتند تاكنون دو هزار و 50 نفر بر اثر بيماريهاي مرتبط با دوران اسارت فوت كردهاند كه اين رقم چشمگير و تاسفبار، گوياي وضعيت سلامت آزادگان است. اين افراد ممكن است ظاهري سالم داشته باشند، اما از بيماريهاي دروني و بعضا ناشناختهيي رنج ميبرند. موسسه تا به امروز دو مرتبه طرح پايش سلامت آزادگان را مطرح كرده اما از هيچ نهادي پاسخ نگرفته است. من اعلام خطر ميكنم كه آزادگان در حال ورود به دوران ميانسالي هستند و پس از اين مشكلات جسماني بيشتري خواهند داشت. لازم است جامعه پزشكي، وزارت بهداشت و درمان، بنياد شهيد و ستاد كل نيروهاي مسلح، براي تامين سلامت اين افراد كاري انجام دهند.
ابن مسئول رسیدگی به امور آزادگان در رابطه با تاریخ اسارت رزمندگان ايراني می گوید: جنگ در سال 59 آغاز شد، اما عراق از سال 58 شرارتهاي خود را در منطقه با اسير كردن مرزبانهاي ايراني شروع كرده بود، و گاه حتي اتفاق ميافتاد كه اسيري را به يك گوني پياز بفروشند. از فروردين 59 تا شهريور 59 كه جنگ آغاز شد، 97 ايراني به دست نيروهاي عراق اسير شده بودند. بعضي از اسراي ما 11 سال زنداني بودهاند، در صورتي كه جنگ تحميلي هشت سال است. اما زمان اوج اسارت به فروردين 67 تا تيرماه 67 برميگردد. اسارت 24 هزار رزمنده ظرف آن چند ماه، با تعداد اسراي هشت سال جنگ برابري ميكند.
وی در مورد اردوگاه پنهان و آشكار براي نگهداري از اسرا گفت: اردوگاهها به دو دسته صليب سرخديده و صليب سرخنديده تقسيم ميشدند، كه در مجموع 20 اردوگاه درسه استان رمادي، صلاحالدين، ديالي، و دو زندان به نامهاي ابوقريب و الرشيد نيز در شهر بغداد وجود داشتند. 90 درصد رزمندگان را مجروح اسير كردند و به اين اردوگاهها بردند. براي مثال سال 63 هنگام عمليات بدر، 210 اسير ايراني به اردوگاه رمادي3 منتقل شدند، كه تنها 12 نفر از آنها سالم بودند. اسرايي كه سال 67 به اين اردوگاهها انتقال يافتند، گرچه تنها دو سال زنداني بودند، اما سختترين و اسفناكترين شرايط را تحمل كردند. صليب سرخ از وجود آنها اطلاعي نداشت، در سولهها نگهداري ميشدند، و پس از جنگ تا زمان آزادي، عراق حداقلهاي زندگي را نيز در اختيار آنها قرار نميداد.
خوب نژاد با اشاره به اینکه آزادگان قانعترين اقشار جامعه هستند می گوید: زندگي اين افراد، خوب يا بد، به استقراري نسبي رسيده است. گرچه بسياري از آنها نيز به راستي در وضعيت خوبي به سرنميبرند اما آنچه در حال حاضر مرا نگران ميكند، وضعيت سلامت اين افراد است. شايد لازم است براي هر دو اين موارد چارهيي اساسي انديشيد.
وی ادامه داد که ماده 13 از سال 68 تصويب شد و اجراي آن وظيفه دولت سازندگي بود كه متاسفانه رسيدگي نشد. پس از آن، انتظار اجراي اين قانون از دولت اصلاحات ميرفت، و بعد از اصلاحات نيز از دولت جديد كه متاسفانه در هيچ يك از اين سه دولت اقدام اساسي صورت نپذيرفت، و فكر ميكنم تنها دليل نيز همين كملطفي و كوتاهي دولتها باشد. گرچه با پيگيريهايي كه صورت گرفته بخش محدودي از كسورات تاكنون پرداخت شده، اما اصل مشكل همچنان حل نشده باقي مانده است.