شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.

» ماه نو و معضل اعلام عید فطر

جمعه, 17 آگوست, 2012

چکیده : در گذشته حضرت امام(ره) وسواس بخرج نمی دادند به محض آنکه مراجع معتبر وقت هر یک حلول ماه را احراز می نمودند به همان اکتفا کرده و حلول ماه را اعلام می نمودند به همین دلیل موضوع خیلی راحت فیصله پیدا می کرد. اما اکنون با تشکیل ستاد استهلال موضوع غامض شده است. یک امر عرفی ساده تبدیل شده است به یک کار تخصصی ابتر. اگر قرار باشد این کار دقیق و علمی باشد که علم نجوم و دقت های محاسباتی آن حرف آخر را می زند و نیاز به اینهمه تشکیلات و تجهیزات و صرف بودجه نیست و اگر همان مبنای عرفی، که اصل است،ملاک است که عرف را نمی توان اختصاصی کرد. شهود عادل فقط در ستاد استهلال وجود ندارند که بخواهیم منتظر شهادت آنها باشیم. اگر چنین تلقی وجود داشته باشد خود دلیل عدم عدالت مدعیان است و شهادت آنها را از اعتبار ساقط می کند.


علی شکوری راد

دیدن ماه شوال و تعیین روز عید فطر چند سالی است که بسیار چالش بر انگیز شده است. البته این مسأله همیشه موضوعیت داشته اما خیلی راحت تر فیصله می یافته است. حلول ماه نو امری عینی و علمی است. یعنی علم نجوم بر اساس محاسبات می تواند مشخص کند هلال ماه نو در چه زمانی در چه افقی قابل رویت است و انسانها نیز با یا بدون ابزار می توانند ماه را در افق ببینند و شهادت بدهند. رویت هر کس برای خودش حجت است و می تواند بر اساس آن عمل کند اما حکم دادن به حلول ماه نو یک امر شرعی است و احکام شرعی بیش ازآنکه علمی و عینی باشند اعتباری هستند. اعتبار حکم شرعی به امتثال امرالهی است و نه ادلۀ علمی و حتی عینی. شارع برای احکام، ادلۀ فقهی تعیین کرده است. این ادله ممکن است گاهی با علم سازگار باشد و گاهی نباشد. گاهی ممکن است علم در آنها اعتبار داشته باشد و گاهی نداشته باشد. مسأله این است که مکلف عمل به تکلیف شرعی را همانطور که شارع منظور نموده است وجدان نماید.
از طرف دیگر ارزش تعیین روز اول ماه برمی گردد به احکام شرعی که به آن مربوط است. مثلاً اگر معلوم شود امروز اول شوال است می شود عید فطر و بنابراین روزۀ آن حرام است ولی اگر ثابت نشود اول شوال است می شود روزآخر ماه رمضان و روزۀ آن واجب است. همان شرعی که روزۀ ماه رمضان را واجب و روزۀ عید فطر را حرام کرده است گفته است چگونه می شود آنها را مشخص کرد.

عده ای مدام تلاش می کنند برای احکام شرعی ادلۀ علمی اقامه کنند. بنظر من این کار عبث و بیهوده است. همانقدر که می توان برای احکام شرع ادلۀ علمی پیدا کرد برای رد آنها هم می توان پیدا کرد. مثلاً عده ای اصرار دارند
بگویند روزه برای سلامتی خوب است. آنها افراد پر خور و کم تحرک شهری را مثال می زنند که از روزه بهره می برند در حالی که کشاورزانی هم هستند که در زیر آفتاب سوزان جنوب برای تأمین قوت لا یموت خود باید از صبح تا غروب
کار کنند و در عین حال روزه می گیرند. از نظر علمی روزه برای آنها ضرر دارد و یا حداقل فایده جسمی ندارد و یا دختران خرد سالی که شرعاً به سن بلوغ رسیده اند ولی هنوز در سن رشد جسمی هستند. البته دامنۀ شرع وسیع است و همان شرعی که روزه را واجب کرده است گفته است اگر مکلف احتمال ضرر بدهد روزه بر او حرام می شود. این احتمال دادن هم شخصی است. یکی زود و راحت احتمال ضرر می دهد و روزه اش را می خورد و دیگری حتی به توصیه پزشک هم اعتماد نمی کند و روزه می گیرد و هر دو نیز چه بسا به تکلیف شرعی خود عمل کرده باشند.

ما روزه می گیریم چون باورمان این است که خدا از ما خواسته است روزه بگیریم. خدا از ما خواسته است از فردای شبی که هلال ماه رمضان را می بینیم تا شبی که هلال ماه شوال را ببینیم اگر در سفر نباشیم و برایمان ضرر نداشته باشد و یا عذر شرعی نداشته باشیم روزه بگیریم و مراقب باشیم که روز اول ماه شوال را نیز به هیچ وجه روزه نگیریم. حال چه در گرمای تابستان باشد و طول مدت روزه 18 ساعت و در برخی نقاط جهان 20 ساعت و بیشتر و یا در سرمای زمستان باشد و طول مدت روزه 12 ساعت یا کمتر از آن.خداوند گفته است الصوم لی و انا اجزی به. روزه برای من است و من خود پاداش آن را می دهم. اصل همین است بقیه حشو و زوائدی است که هر کس از ظن
خود بر آن اضافه می کند.

ظاهر قضیه خنده دار است که دو نفر در همسایگی هم یکی ماه را دیده باشد و امروز را عید بگیرد و یکی ندیده باشد و فردا را عید بگیرد. دو روستای روبروی هم در مرز ایران و عراق یکی به تبعیت از نجف و بغداد امروز را روزاول ماه بداند و دیگری به تبعیت از قم و تهران فردا را. در حالی که افق آنها یکی است و احکام شرعی آنها مشابه هستند. موضوع برای کسانی خنده داراست که به اعتباری بودن احکام شرع توجه نمی کنند. آنها به این نمی خندند که چطور این سوی مرز ساعت 12 است ولی آن سوی مرز ساعت یک است چون اعتباری بودن ساعت را متوجه هستند.اما اگر از این مرحله بگذریم می رسیم به اینکه در یک کشور صاحبان علم نجوم از پیش محاسبه کرده و روز عید فطر را مشخص کرده و در تقویم ها ثبت شده است اما نه حکومت و نه سایر مراجع آن را معتبر نمی دانند و تعیین روزاول ماه شوال را موکول به رویت هلال ماه می کنند و رویت هلال ماه نیز تا همان شب امکان پذیر نیست. این یک حکم شرعی است که باید هلال ماه را رویت کرد. البته برای برخی از صاحبان فتوا محاسبات نجومی دلیل قطعی بر امکان پذیر بودن رویت هلال ماه تلقی می شود و به آن اعتماد می کنند ولی برای اکثر آنها چنین نیست. در چنین حالی رویت شخصی و یا شهادت دو شاهد عادل اگر شهادت آنها از نظر کیفیت متناقض نباشد کفایت می کند. از آنجا که اگردو نفر شهادت معتبر بدهند که ماه را دیده اند این شهادت آنها با هر تعداد شهادت غیر به عدم رویت هلال ماه نقض نمی شود بنابراین نمی توان این شهادت ها را نادیده گرفت و منتظر شهادت های دیگر ماند. اگر شهادت دو نفر محرز شد لاجرم باید حلول ماه را پذیرفت و حق اعمال وسواس وجود ندارد.

در گذشته حضرت امام(ره) وسواس بخرج نمی دادند به محض آنکه مراجع معتبر وقت هر یک حلول ماه را احراز می نمودند به همان اکتفا کرده و حلول ماه را اعلام می نمودند به همین دلیل موضوع خیلی راحت فیصله پیدا می کرد. اما
اکنون با تشکیل ستاد استهلال موضوع غامض شده است. یک امر عرفی ساده تبدیل شده است به یک کار تخصصی ابتر. اگر قرار باشد این کار دقیق و علمی باشد که علم نجوم و دقت های محاسباتی آن حرف آخر را می زند و نیاز به اینهمه تشکیلات و تجهیزات و صرف بودجه نیست و اگر همان مبنای عرفی، که اصل است،ملاک است که عرف را نمی توان اختصاصی کرد. شهود عادل فقط در ستاد استهلال وجود ندارند که بخواهیم منتظر شهادت آنها باشیم. اگر چنین تلقی وجود داشته باشد خود دلیل عدم عدالت مدعیان است و شهادت آنها را از اعتبار ساقط می کند.

نکته مهم دیگری که وجود دارد این است که در یک کشور اسلامی و با وجود حاکمان مسلمان مسئولیت اعلام عید با چه شخص یا نهادی است. آیا هر کس باید به مرجع تقلید خود مراجعه کند. بنظر می رسد نباید اینگونه باشد. تعیین
روز اول ماه یک امر مصداقی است و بر عهدۀ مکلف. یعنی اگر مقلد خود ماه را ببیند و یا بر اساس شهادت دو نفر عادل حلول ماه بر او اثبات شود دیگر نباید و نمی تواند منتظر نظر دیگر از جمله نظر مرجع تقلید خود یا حاکم شرع باشد و حتی اگر مرجع تقلیدش نظر مغایر داشت باید به یافته خودش عمل کند. عکس آن البته صادق نیست. یعنی اگر مرجع تقلیدش و یا حاکم شرع حکم به حلول ماه دادند او نمی تواند به استناد اینکه برای خودش محرز نشده است از قبول نظر آنها اجتناب کند.

حال با وجود تعدد مراجع و وجود حاکم مسلمان موضوع به همان سادگی که در زمان امام حل می شد قابل حل است. یعنی اگر بر هر یک از مراجع و چه بسا مجتهدان حلول ماه از طریق شرعی اثبات و احراز شد و حکم به حلول ماه داد حاکم مسلمان همان را معتبر دانسته و اعلام نماید. بدیهی است همانطور که پیشتر اشاره شد عدم رویت هلال ماه نو قابل اثبات نیست که دیگران بتوانند روی آن اصرار داشته باشند. بنابراین همه باید نظر مجتهدی را که اعلام می کند حلول ماه بر او اثبات شده است را بپذیرند مگر آنکه بخواهند عدالت یا صلاحیت شخصی او را از این نظر زیر سوال ببرند که معمولاً چنین نیست. اما آیا مراجع و مجتهدان وظیفه دارند در کشوری اسلامی و با وجود حاکمان
مسلمان، مستقلاً در مورد حلول ماه که امری عمومی است اظهار نظر نمایند.بنظر نمی رسد چنین باشد. البته آنها نوعاً بطور ابتدائی مبادرت به اینکار نمی کنند. این سوال مکرر مقلدان است که آنها را وادار به اظهار نظرمی کند. تشخیص حلول ماه نو یک امر عینی است. یعنی عوام و مردم حق تشخیص آن را دارند و از آنجا که در جوامع اسلامی دارای اثرات اجتماعی است مثلاً قرار است روز عید تعطیل باشد و یا نماز عید برگزار شود حکومت اعم از اینکه اسلامی باشد یا نباشد و یا حتی مسلمان باشد یا نباشد به وکالت از مردم و یا از جنبه عمومی بودن آن حق ورود و اعلام آن را دارد و مومنین علی القاعده باید از آن تبعیت کنند مگر آنکه خلاف آن و یا فساد آن نظر برایشان اثبات شود. به عنوان مثال مهمترین مراسم مسلمانان حج است.مسلمانان از چهار گوشۀ جهان و از فرق مختلف در ایام حج در مکه گرد هم می آیند تا مناسک حج را برگزار کنند. مناسک حج بسیار تعریف شده و زمانبندی شده است. جابجائی و خطا در رعایت زمان انجام آنها دارای جریمه یا کفاره بوده و گاهی حج را خراب می کند. همه مسلمانها این مناسک را بر اساس تقویم حکومت سعودی انجام می دهند. هرگز شما نشنیده اید که این همه بعثۀ مراجع تقلید و مفتی های فرق اسلامی در تقویم دولت سعودی تشکیک کنند و عید قربان، روز عرفه، میقات مشعر و منا را پس و پیش اعلام کنند. وقتی ما می پذیریم که در آنجا به حکام وهابی سعودی در مورد حلول ماه و تقویم قمری تمکین کنیم چرا باید در کشور اسلامی خودمان این تمکین صورت نگیرد و همه به آنچه حکومت اعلام می کند تمکین نکنند و چرا باید هر کس وظیفۀ خود بداند که جداگانه حلول ماه را احراز و اعلام کند. علاوه بر این وقتی یک مجتهدی بسط ید و نفوذ کلام پیدا کرد در اینگونه موارد تکلیف از دیگران ساقط می شود. تشتت در موضوع ساده ای مانند اعلام حلول ماه موجب وهن اسلام در نزد کسانی می شود که منتظر بهانه هستند. اگر به حکم اولیه موضوع نیز معتقد نباشیم برای جلوگیری از وهن اسلام می توان به حکم ثانویه عمل کرد.

بگذاریم عید را حکومت اعلام کند.

منبع: وبسایت نویسنده