چکیده : آیا کودکی که زیر خروارها آوار مانده است و هنوز دستانش گرم است، "ارزش خبری" ندارد برای رسانه هایی که برای دستمالی "قیصریه" به آتش می کشند و برای سناریوی مشکوک "پاره کردن عکس امام"، عزای عمومی اعلام می دارند؟ ... کیهانیان که همواره در صدد ماهی گیری از آب گل آلود هستند، حتی در یک عزای عمومی که مردم به سوگ عزیزان خود نشسته اند، از "سیاسی کاری" و "اتهام زنی" دست بر نداشته و سعی در تفرقه افکنی دارند.
کلمه – سیدحامد آرین:
زلزله جانخراش آذربایجان شرقی که منجر به کشته شدن صدها تن از هموطنانمان شد، در شب های عزاداری مولی الموحدین گردی از عزا بر همه ایران پراکند و همه را گریاند. غبار اندوه از دست رفتن زنان و کودکان بی گناهی که به جرم “نداشتن” ساکن خانه هایی محقر و گلین بودند. آنان که شهروندان کشوری هستند که مسئولانش ادعای “مدیریت جهانی” دارند و برای بی پناهان ونزوئلا و لبنان و نیکاراگوئه و … خانه های ضدزلزله مهندسی شده می سازند. اما مردم این دیار محروم اند از یک سقف امن بر بالای سرشان.
در میان دست و پا زدن بی گناهان در زیر خروارها خاک و خشت، در حالی که مردم سراسیمه به سوی مناطق زلزله زده می شتابند، آنگاه که صف های اهدای خون پر می شود از کسانی که می خواهند با اهدای قطره ای از سرخی خون خود، سبزی زندگی را به دیگری ارمغان بخشند، وقتی دلهره همه گیر می شود و همه از هم می پرسند، از زلزله چه خبر؟! صداو سیمای ضرغامی در ادامه رسالت همیشگی اش که رویارویی با خواست های مردم است، اقدام به پخش برنامه طنز ” خنده بازار” می کند.
این در حالی است که از لحظه وقوع زلزله تاکنون، این رسانه ملی که انحصار اخبار تصویری را در قبضه خود دارد با بی تفاوتی نسبت به این “فاجعه ملی” به پخش برنامه های عادی خود پرداخته است. شدت این بی تفاوتی تا حدی است که صدای رسانه های داخلی هم در آمده و سایت نزدیک به دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام که بلافاصله بعد از این حادثه عظیم، خبر از عزای عمومی داد و سایر سایت های اصولگرا به انتقاد از عملکرد رسانه ای پرداختند که برای “آرامش شهر دمشق” و “ساکنان بورکینا فاسو” اهمیت بیشتری قائل است تا چشمان منتظر و گریانی که در صدد کسب خبر است از عزیزی که به زیر خاک مانده و فرزندی که در چنگال بی عدالتی قهر زمین و بی کفایتی مدیران با مرگ دست و پنچه نرم می کند.
همراهی صدا و سیما با روزنامه هایی که منادی اقتدارگرایی اند و با ارتزاق از بیت المال مسلمین “تخم نفاق و کینه” می پراکنند، زمانی نمایان شد که در اولین ساعات بعد از زلزله دلخراش آذربایجان، روزنامه کیهان و صدا و سیما که هر دو زیر نظر مستقیم رهبری اداره می شوند با بی تفاوتی از کنار اخباری گذشتند که نه تنها افکار عمومی داخلی را جریحه دار کرده که توجه رسانه های بین المللی را نیز جلب کرده است. پوشش کم رنگ و بی رمق اخبار حادثه ای که در حد یک “فاجعه ملی” با صدها قربانی و هزاران مجروح و بی خانمان، انتقاد رسانه های مستقل به شدت برانگیخت و همه از هم می پرسیدند، برای رسانه هایی که برای سوریه و میانمار عکس های جعلی منتشر می کنند تا با احساسات مردم بازی کنند، چگونه از کنار این همه “اندوه” و “فقدان” و “نیستی” به آرامی می گذرند و حتی یک عکس را به صفحه اول خود اختصاص نمی دهند؟ آیا کودکی که زیر خروارها آوار مانده است و هنوز دستانش گرم است، “ارزش خبری” ندارد برای رسانه هایی که برای دستمالی “قیصریه” به آتش می کشند و برای سناریوی مشکوک “پاره کردن عکس امام”، عزای عمومی اعلام می دارند؟
این روزها صدا و سیما و رسانه های اقتدارگرا بار دیگر امتحان خود را در پیشگاه ملت پس دادند، آنگاه که نمایندگان مناطق زلزله زده گلایه می کردند از پوشش خبری گزارش هایی که عمق فاجعه دلخراش زلزله را به نمایش بگذارد. وقتی نماینده مجلس گلایه مند است که حتی شبکه های استانی هم به این مساله نپرداختند و می گوید که اگر اطلاع رساني به موقع توسط صدا و سيما انجام ميشد خيلي از کمکهاي مردمي و حتي کمکهاي خارجي به اين مناطق سرازير ميشد و متاسفانه تا ساعت 5 صبح ديروز هيچ نيروي امدادي و کمکي صورت نگرفت!
صدا و سیما در این روزها که دولتی ها خود را برای برگزاری اجلاس سران عدم تعهد آماده می کنند، نگران است که نکند بر این آرامش قبرستانی که در سایه سیاست های رسانه ای ضرغامی و تیم رهبری بر همه کشور سایه افکنده، خللی وارد شود و کسی از جهانیان گمان برد که در ایران “همه چیز آرام نیست”!
زشتی عمل رسانه های اقتدارگرا زمانی بیشتر نمایان می شود که به جای عذر خواهی از پیشگاه ملت در قصور و تقصیر در بازتاب به موقع اخبار و گزارش ها، به اتهام زنی و فرافکنی پرداخته و رسانه هایی را که به حق طی دو روز گذشته اقدام به انتشار اخبار و گزارش های زلزله کردند، در مظان اتهام قرار داده و می خواهند کم کاری خود را با خراب کردن چهره دیگران ترمیم کند. کیهانیان که همواره در صدد ماهی گیری از آب گل آلود هستند، حتی در یک عزای عمومی که مردم به سوگ عزیزان خود نشسته اند، از “سیاسی کاری” و “اتهام زنی” دست بر نداشته و سعی در تفرقه افکنی دارند.
زلزله آذربایجان شرقی، حادثه ای است که هیچکس نمی تواند بی تفاوت از کنار آن بگذرد. هیچ توجیهی در عدم خبررسانی به موقع از این فاجعه ملی قابل پذیرش نیست. برای سیمای ضرغامی که همواره کام ملت را با پخش جانگدازترین صحنه ها از حوادث طبیعی شرق و غرب عالم و فیلم های مجعول از کشورهای منطقه تلخ می کند، عدم پخش اخبار مربوط به زلزله غیر قابل پذیرش است و با ملایم ترین بیان، نشان از ناکارایی مدیران این رسانه ملی است.