چکیده : آنجا که اصولگرایان در حالی که گاه و بیگاه از مرگ اصلاحات میگویند و همزمان نمی توانند ترس خود را از این جناح بهعنوان قویترین آلترناتیو موجود برای جایگزینی خودشان با هدف تغییر مثبت در سیاست و مدیریت کلان کشور پنهان کنند.
فاطمه راکعی با اشاره به سخنان اخیر قائم مقام حزب موتلفه معتقد است: آنجا که اصولگرایان در حالی که گاه و بیگاه از مرگ اصلاحات میگویند و همزمان نمی توانند ترس خود را از این جناح بهعنوان قویترین آلترناتیو موجود برای جایگزینی خودشان با هدف تغییر مثبت در سیاست و مدیریت کلان کشور پنهان کنند.
وی در خصوص حضور اصلاحطلبان و وضعیت اصولگرایان در آرمان امروز نوشته است: مسئله حضور اصلاحطلبان در انتخابات و احتمالات و گمانهزنیهای پیرامون آن همچنان یکی از بحثهای محوری اصولگرایان است. در این زمینه باز هم اسدالله بادامچیان، قائممقام حزب موتلفه در اظهارنظری که خالی از تحلیلهای غیرواقعی هم نیست، گفته است که اصلاحطلبان اگر بخواهند به نام اصلاحات در انتخابات بعد حضور بیابند، شکست خواهند خورد. وی باز نقش محوری افرادی چون سیدمحمد خاتمی و عبدالله نوری را زیر سوال برده و از احتمال 5شاخه شدن اصلاحطلبان سخن گفته است؛ تحلیلی که بهصورت کلی در هفته های اخیر به تحلیل فراگیر اصولگرایان تبدیل شده است. حال با توجه به این مسئله که اکنون تمام نهادهای اجرایی، نظارتی و قانونگذاری کشور در دست اصولگرایان است و برخی اصلاحطلبان فعلا گوشهنشین هستند،
این سوال مطرح است که چرا مسئله اصلاحطلبان اینچنین پررنگ در بین آنها مطرح می شود و اهمیت پرداختن به موضوع اصلاحطلبان در این شرایط برای جناح رقیب چیست؟ جواب این سوال را باید توأمان در وضعیت کشور و مدیریت 7ساله اصولگرایان و پایگاه اجتماعی اصلاحطلبان دید. آنجا که اصولگرایان در حالی که گاه و بیگاه از مرگ اصلاحات میگویند و همزمان نمی توانند ترس خود را از این جناح بهعنوان قویترین آلترناتیو موجود برای جایگزینی خودشان با هدف تغییر مثبت در سیاست و مدیریت کلان کشور پنهان کنند.
اصولگرایان که در صورت ورود اصلاحطلبان و ایجاد فضای رقابتی با توجه به دو مورد یادشده تقریبا شرایطی مانند گذشته نخواهند داشت به این ترتیب حساسیتشان به لحاظ سیاسی حساسیتی کاملا طبیعی و عادی است. انکار جایگاه اصلاحطلبان توأم با نگرانی از حضور آنها به جز این حکایت از سردرگمی اصولگرایان در اتخاذ سیاستی مشخص در این خصوص در تصمیمگیریهایشان دارد.
در این بین ادعای شکاف در اردوگاه اصلاحات را باید ناظر به معادلات درونی دو گروه اصلاحطلب و اصولگرا دانست. نادیده گرفتن تفاوت رای و نظر درون جبهه اصلاحات امری نیست که بتوان آن را نادیده گرفت، اما این مسئله که در نگاه برخی اصولگرایان بزرگنمایی میشود، در حقیقت ناشی از فضایی است که اصلاحطلبان در آن قرار گرفتهاند. در کنار این باید به وضعیت چندپاره اصولگرایان نیز توجه کرد. مسئلهای که آنها سعی دارند به گروه مقابل خود نسبت دهند، دقیقا مشکل اصلی خودشان هم هست. نکته مهم در این بین آن است که اصلاحطلبان که امروز نشان دادهاند علیرغم تمام مشکلات خود، در تلاش برای فعال شدن مجدد هستند باید به الزام کار گروهی با محوریت مشخص پی برده و در این جهت نیز به فعالیت بپردازند. فعالیتی که با توجه وضعیت کنونی اصولگرایان چه در باب مشکلات درونی خودشان و چه از نظر پایه های اجتماعی، می تواند به موفقیتی برای جریان اصلاحات تبدیل شود.