شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.
» طلاب و عالمانی که امر به معروف را ترک می کنند، خائن اند

» آیت الله دستغیب: حمایت از ولی فقیه در گرو آگاه کردن وی به خطاهاست

پنج‌شنبه, 2 آگوست, 2012

چکیده : از جمله افرادی که مصداق خائن قرار می‌گیرند، طلاب و عالمانی هستند که امر به معروف و نهی از منکر را رها می‌کنند تا مبادا به وجهه شان لطمه بخورد و مورد بی اعتنایی مردم قرار گیرند. این حفظ خود، خیانت به قرآن و به لباسی است که پوشیده‌اند... کسانی که در مجلس شورای اسلامی سوگند یاد می‌کنند که حقوق ملت را پاس دارند و از قانون اساسی دفاع کنند، در واقع با خدا و مردم عهد می‌بندند و اگر از سوگند خود تخلف کنند، نقض عهد کرده‌اند. در مجلس خبرگان هم همین طور است.


آیت الله دستغیب معتقد است: کسانی که در مجلس شورای اسلامی سوگند یاد می‌کنند که حقوق ملت را پاس دارند و از قانون اساسی دفاع کنند، در واقع با خدا و مردم عهد می‌بندند و اگر از سوگند خود تخلف کنند، نقض عهد کرده‌اند. در مجلس خبرگان هم همین طور است. نمایندگان مجلس خبرگان سوگند می‌خورند که از ولایت فقیه حمایت کنند. از نظر بنده حمایت از ولایت فقیه وقتی تحقق می‌یابد که رهبری را به خطاها و خلاف شرع‌هایی که در جامعه اتفاق می‌افتد، واقف گردانند.

این مرجع تقلید در ادامه سخنرانی های خود در ماه رمضان با بیان مطالب بالا، افزود: از جمله افرادی که مصداق خائن قرار می‌گیرند، طلاب و عالمانی هستند که امر به معروف و نهی از منکر را رها می‌کنند تا مبادا به وجهه شان لطمه بخورد و مورد بی اعتنایی مردم قرار گیرند. این حفظ خود، خیانت به قرآن و به لباسی است که پوشیده‌اند. خیانت دیگری که بعضی اوقات از افراد مختلف سر می‌زند، گرفتن وام و قرض و پرداخت نکردن آن است،

به گزارش حدیث سرو متن کامل سخنان این مرجع تقلید به شرح زیر است:

تفسیر سوره مائده

فَبِما نَقْضِهِمْ ميثاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ وَ جَعَلْنا قُلُوبَهُمْ قاسِيَةً يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ وَ نَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ وَ لا تَزالُ تَطَّلِعُ عَلى‏ خائِنَةٍ مِنْهُمْ إِلاَّ قَليلاً مِنْهُمْ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اصْفَحْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنينَ (13)

پس به سزای پیمان شکنی، از رحمت خود دورشان کردیم و دلهایشان را سخت گردانیدیم. کلمات خدا را از جای خود تحریف می‌کنند و بخشی از آنچه به آنها گوشزد شده بود، از یاد بردند. پیوسته به خیانتی از آنان آگاه می‌شوی، مگر تعداد اندکی از آنها (که خیانت نمی‌کنند) پس از آنان درگذر و چشم پوشی کن که خداوند نیکوکاران را دوست می‌دارد.

پس از آنکه خدای تعالی در آیه قبل از میثاق بنی اسرائیل سخن گفت و اینکه اگر نماز به پا دارند و زکات بدهند و به پیامبران پس از موسی ایمان آورند و آنها را یاری کنند و به خدا قرض نیکو دهند، خداوند گناهانشان را می‌آمرزد و در بهشت نیکو مسکنشان می‌دهد، در این آیه درباره نقض عهد بنی اسرائیل و کارهایی که انجام داده‌اند و پیامدهای ناشی از آن سخن می‌گوید.قوم بنی اسرائیل، پس از درگیری‌های شدید با فرعونیان و مشاهده‌ی آیات متعدد حضرت موسی علیه‌السلام علیه قبطیان و در نهایت نجات از چنگ آنان، با معجزه‌ی بزرگ شکافته شدن نیل، آن هم به گونه‌ای که کف رودخانه خشک شد و هیچ اثری از تری باقی نماند و دوازده دالان برای عبور دوازده طایفه شان باز شد و در میان هر دالان حفره‌هایی برای مشاهده یکدیگر به وجود آمد و سپس غرق شدن فرعونیان، تازه چون به ساحل سلامت رسیدند و با قومی بت پرست ملاقات کردند، دوباره هوس بت پرستی برسرشان زد و به موسی گفتند: خدایی به ما معرفی کن که آن را در بغل گیریم؛«وَ جاوَزْنا بِبَني‏ إِسْرائيلَ الْبَحْرَ فَأَتَوْا عَلى‏ قَوْمٍ يَعْكُفُونَ عَلى‏ أَصْنامٍ لَهُمْ قالُوا يا مُوسَى اجْعَلْ لَنا إِلهاً كَما لَهُمْ آلِهَةٌ قالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ» (اعراف، 138)«و بنی اسرائیل را از دریا گذراندیم پس به قومی گذشتند که بت‌های خویش را می‌پرستیدند. گفتند: ای موسی! برای ما هم معبودی مانند معبودان اینان قرار ده. موسی گفت: به راستی شما قومی جهالت پیشه‌اید.»

پس از آن نیز چون حضرت موسی چهل روز از میانشان غائب شد و برای مناجات به کوه طور رفت، به گوساله پرستی روی آوردند. گفتند: چون این مجسمه صدایی شبیه صدای گاو می‌دهد، پس خدا است و از آن جمعیت ششصد هزار نفری، همه به جز صد و بیست هزار نفر، مشرک شدند.حضرت موسی از طرف خداوند به آنها فرمان داد به سوی شام روند و با مردم مشرک آنجا جهاد کنند و در آن سرزمین بمانند. اما بنی اسرائیل گفتند:

«قالُوا يا مُوسى‏ إِنَّا لَنْ نَدْخُلَها أَبَداً ما دامُوا فيها فَاذْهَبْ أَنْتَ وَ رَبُّكَ فَقاتِلا إِنَّا هاهُنا قاعِدُونَ» (مائده، 24)«گفتند: ای موسی! تا آنان آنجایند، ما هرگز وارد نخواهیم شد. تو و پروردگارت بروید و با آنان بجنگید، ما همین جا نشسته‌ایم… .»پس از موسی نیز لجاجت‌ها و خیانت‌های بسیاری کردند تا جایی که در یک روز هفتاد پیامبر را کشتند و پس از آن بر سر کسب و کار خود رفتند!

در زمان حضرت عیسی، با آنکه او پیامبری از خودشان بود و تورات به صراحت خبر از آمدنش داده بود، از هیچ کارشکنی در امر رسالتش فروگذار نکردند و دست آخر نیز آمدند تا به صلیبش کشند و به خیال خود همین کار را هم کردند اما خداوند با دست اعجاز، پیامبر خود را نجات داد. پس از بعثت پیامبر اسلام و هجرت از مکه، با وجود آنکه قبایل مختلفی از آنان، سال‌ها پیش از آن به مدینه و اطراف مدینه آمده بودند تا به پیامبر خاتم ایمان آورند، جز تعداد اندکی ایمان نیاوردند و نشانه‌های پیامبر اسلام را انکار کردند و علیه او با مشرکان هم دست شدند و خیانت‌های متعددی کردند و تا امروز هم آثار شوم وجود آنان در همه جای دنیا مشاهده می‌شود و حتی آمریکا که خود را ابرقدرت جهان می‌داند، به یهودیان باج می‌دهد.

البته این از قدرت آنها نیست، از مکر و شیطنت آنها است، همان چیزی است که شیطان دارد. آیا شیطان قدرتمند است؟ حیله گری و خباثت آنها به حدّی است که حاضرند همه‌ی دنیا را فدا کنند و خود باقی باشند. اما خدای تعالی برای آنها ذلت را رقم زده و ذلت آنان همین است که همواره آرزوهای دراز خود را به گور می‌برند و در آتش آنچه دارند، می‌سوزند.فَبِما نَقْضِهِمْ ميثاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ؛ خداوند به خاطر نقض عهد یهودیان، آنان را لعن کرد. قرآن کریم چند طایفه را به طور مشخص لعن فرموده است از جمله دروغگویان را.«وَ الْخامِسَةُ أَنَّ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَيْهِ إِنْ كانَ مِنَ الْكاذِبينَ» (نور، 7)«و درباره پنجم گوید: لعنت خدا بر او باد اگر از دروغگویان باشد.»کسی که دروغ، سجیّه‌اش شده و همواره دروغ می‌گوید، ملعون است یعنی از رحمت خدا دور است.

گروه دیگری که مورد لعن قرآن قرار گرفته‌اند، ظالمین هستند. منظور از ظلم، تجاوز به حقوق دیگران است کسی که بدون جهت شرعی به مال یا جان یا ناموس دیگران تجاوز کند، ظالم است. تجاوز به ناموس، شامل تهمت زدن و ناسزا گفتن‌های ناموسی نیز می‌شود و تجاوز به جان، از کتک زدن تا کشتن را در بر می‌گیرد. البته کسی که مرتکب گناهی شود و حدّ شرعی بخورد؛ مثلاً زنا کند و با حکم قاضی جامع الشرایط حدّش بزنند، مورد ظلم قرار نگرفته است. ظلم آن است که بدون جهت شرعی باشد یا منطبق بر قانونی که از شرع گرفته شده، نباشد.کسانی که در مجلس شورای اسلامی سوگند یاد می‌کنند که حقوق ملت را پاس دارند و از قانون اساسی دفاع کنند، در واقع با خدا و مردم عهد می‌بندند و اگر از سوگند خود تخلف کنند، نقض عهد کرده‌اند. در مجلس خبرگان هم همین طور است. نمایندگان مجلس خبرگان سوگند می‌خورند که از ولایت فقیه حمایت کنند. از نظر بنده حمایت از ولایت فقیه وقتی تحقق می‌یابد که رهبری را به خطاها و خلاف شرع‌هایی که در جامعه اتفاق می‌افتد، واقف گردانند. اگر کسی چنین کند، به عهد و قسم خود وفا کرده است و گر نه صرف تعریف و تمجید، حمایت محسوب نمی‌شود. هر چه باشد انسان در محلّ سهو و نسیان است. در اداره‌ی کشوری با هفتاد میلیون جمعیت، گاه مسائلی پیش می‌آید که ناگزیر باید درباره‌ی آنها تذکر داد.

وَ جَعَلْنا قُلُوبَهُمْ قاسِيَةً؛ نقض عهد با خدای تعالی موجب قساوت قلب می‌شود. نتیجه‌ی قساوت قلب، عدم تأثیر موعظه و حرف حق و بلکه جبهه گیری و عصبانیت در مقابل حق است.در مقابل قساوت قلب، شرح صدر قرار دارد. وقتی از پیامبر درباره‌ی معنای شرح صدر پرسیدند، فرمود:«التَّجَافِي عَنْ دَارِ الْغُرُورِ وَ الْإِنَابَةُ إِلَى دَارِ الْخُلُودِ وَ الِاسْتِعْدَادُ لِلْمَوْتِ قَبْلَ حُلولِ الْفَوْت» (مرآه العقول، ج2، ص250)«اعراض از دنیا و توجه به سرای جاوید آخرت و آمادگی برای مرگ، قبل از آمدن آن.»التَّجَافِي عَنْ دَارِ الْغُرُورِ؛ یعنی خالی شدن دل از محبت دنیا؛ یعنی پول و ثروت هر چقدر زیاد هم شود، انسان را به خود مشغول نکند و مانع انفاق آن نشود. خصوصا روحانیون معزّم اگر واقعاً اهل تقوا باشند، وقتی وجوهات به دستشان می‌رسد، آن را سپرده‌ی بانک نمی‌کنند تا سود رویش بیاید، آن هم سودی که حلال و حرام آن مخلوط است، بعد هم معلوم نیست طلبه‌هایی که از این پول‌ها شهریه می‌گیرند و می‌خورند، چه بر سرشان بیاید!کسی که واقعا باتقوا است یا مسوولیت پذیرش وجوهات را نمی‌پذیرد یا اگر پذیرفت، آن را در جای خود و برای طلاب درس خوان و باتقوا مصرف می‌کند و اگر زیاد آمد برای شیعیان و مومنانی که محتاج وسایل زندگی و خانه‌اند هزینه می‌کند. یقینا امام زمان علیه‌السلام، از اینکه پول‌های ایشان برای دوستانشان هزینه شود، راضی هستند.وَ الْإِنَابَةُ إِلَى دَارِ الْخُلُودِ؛ انابه یعنی روی آوردن و نزدیک شدن به عالم آخرت. در نتیجه وقتی حضرت عزرائیل می‌آید، با او دشمنی نمی‌کند و از ملاقاتش غضبناک نمی‌شود. بلکه از دیدنش خوشحال هم می‌شود. هر کس با ملک مقرّب پروردگار (جناب عزرائیل) دشمن باشد، دشمن خدا است.

بسیار مهم است که انسان مشتاق لقای پروردگار باشد؛ مُشتاقَهً الی فَرحَهِ لِقائک. حضرت آیت الله العظمی نجابت رحمه‌الله می‌فرمود: وقتی آیت الله سید جمال گلپایگانی به جوار رحمت حق شتافت، یکی از دوستانش –که دوست آیت الله العظمی نجابت بود –خوابش را دید که به او گفته بود: واقعاً راحت شدم و از این راحتی، در پوست خود نمی‌گنجم. آیت الله سید جمال گلپایگانی به شهادت آیت الله العظمی نجابت، هم سالک بود و هم سائر بود و هم استاد.

کسی که شرح صدر ندارد، قسی القلب می‌شود و نشانه‌ی بارز آن این است که مرگ را دور می‌بیند. عمرش از نیمه گذشته اما تازه هوای جوانی در سر دارد و در پی گرفتن زن دیگر و تجدید اسباب راحتی است.

قساوت قلب؛ یعنی چسبیدن به دنیا و مادیات و دل بستن و عشق ورزیدن به مال و جمال و مقام، و گردن زدن هر کس که مانع او در راه رسیدن به معشوقانش شود. این تهدیدی است از جانب قرآن که هر کس نقض عهد کند، قسی القلب می‌شود و هیچ بعید نیست که سرانجام کارش به اینجا منتهی شود.دوستی می‌گفت: شما که راجع به خلفای بنی امیه و بنی عباس سخن می‌گویید، بعضی گمان می‌کنند شاید آنها را با حاکمیت امروز جمهوری اسلامی مقایسه می‌کنید. بنده گفتم: اینچنین نیست و بنده چنین منظوری نداشتم، اما این خطرات وجود دارد و اشخاص و گروه‌ها و حاکمان جمهوری اسلامی باید به شدت مواظب باشند. به هر حال قدرت، دامگاه خطرناکی برای همه افراد است و رهایی از آن آسان نیست، مگر آنکه دائم به خدا پناه برند. باید نصیحت خیرخواهان را بشنوند و در آن بیندیشند. سخنان بنده هم هشداری است برای حاکمیت تا در دام خطرات بزرگ تر نیفتند.

يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ؛ هر کس عهد خدا را نقض کند، جه از بنی اسرائیل باشد و چه از علمای اسلام، کارش به جایی می‌کشد که به تحریف کتاب خدا می‌پردازد. یهودیان تورات موسی را به طور کلی فراموش کردند و کتاب جدیدی به نام تورات نوشتند و در میان مردم منتشر ساختند؛«فَوَيْلٌ لِلَّذينَ يَكْتُبُونَ الْكِتابَ بِأَيْديهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ» (بقره، 79)«پس وای بر کسانی که کتاب را با دست خود می‌نویسند و می‌گویند: این از جانب خدا است.»

عده‌ای از آنها نیز نشانه‌های پیامبر خاتم را از کتاب خود حذف کردند. بعضی نیز معنا را تحریف می‌کردند؛ یعنی نشانه‌ها بود اما می‌گفتند: این نشانه‌ها متعلق به این پیامبر نیست و آن رسول هنوز نیامده است. مسیحیان نیز انجیل را تحریف کردند. اما علمای اسلام چون نتوانستند ظواهر قرآن را تغییر دهند، به تحریف معانی آن پرداختند؛ یعنی پس از آنکه آیه‌ی «ابلاغ» نازل شد و پیامبر به صراحت فرمود: «مَن کُنتُ مَولاه فَهذا عَلیٌّ مَولاه» گفتند: معنای مولا، دوست است نه سرپرست یا مثلا وقتی خدای تعالی فرمود:«إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً» (احزاب، 33)«جز این نیست که خدا اراده فرموده هرگونه پلیدی و آلایشی را از شما اهل بیت بزداید و شما را به شایستگی پاک گرداند.»

گفتند: این قسمت آیه، مانند قسمت ماقبل خود، درباره زنان پیامبر نازل شده است، در حالی که هر کس مختصر آشنایی با صرف و نحو عربی داشته باشد می‌فهمد که ضمایر قسمت اول آیه، جمع مونث و ضمایر این قسمت، جمع مذکر است و اصولاً چرا باید زنان را با ضمیر جمع بیاورد؟ علاوه بر آنکه در میان زنان پیامبر، عایشه هم بود که بر مولا علی علیه‌السلام که خلیفه‌ی وقت بود، خروج کرد و هیچ شکی در این باره نیست.

نظیر این آیات که مخصوصا راجع به مولا علی علیه‌السلام بود و علمای اسلام آن را تحریف یا کتمان کردند بسیار زیاد است و از جمله کسانی که خدای تعالی در قرآن کریم آنها را لعن فرموده، همین افرادند؛

«إِنَّ الَّذينَ يَكْتُمُونَ ما أَنْزَلْنا مِنَ الْبَيِّناتِ وَ الْهُدى‏ مِنْ بَعْدِ ما بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتابِ أُولئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَ يَلْعَنُهُمُ اللاَّعِنُون» (بقره، 159«کسانی که دلایل روشن و هدایتی را که فرو فرستادیم و در کتاب برای مردم بیان نمودیم، کتمان کنند، خدا لعنتشان می‌ند و لعنت کنندگان نیز لعنتشان می‌کنند.»

اما خدای تعالی قرآن کریم را به گونه‌ای قرار داده است که هر کس بخواهد در آن دست بَرَد و معانی آیات آن را تحریف کند، مورد اعتراض همه‌ی مسلمانان قرار می‌گیرد. در واقع خداوند بعد از وجود مقدس حضرت بقیه الله الأعظم، تمامی مسلمانان را حافظ و نگهبان قرآن قرار داده است، علی الخصوص علمای ربّانی را که بر تقوای خویش مراقبند و آیات الاهی و سنت پیامبر را به هر بها، حفظ می‌کنند.

نَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ؛ علمایی که در خدمت دستگاه اموی و عباسی بودند، آیات قرآن را به نفع اربابان خود تفسیر و تأویل می‌کردند. در زمان شاه هم بعضی عالم نماها برای خوشایند دستگاه شاهنشاهی، آیاتی را به شاه نسبت می‌دادند. این رفتارها موجب می‌شد نصیب و حظّی که باید از قرآن ببرند، فراموش کنند.

وَ لا تَزالُ تَطَّلِعُ عَلى‏ خائِنَةٍ مِنْهُمْ؛ خدای تعالی به پیامبر خویش خاطرنشان می‌کند که خیانت این یهودیان کار دیروز و امروزشان نیست. آنها پیوسته در حال توطئه چینی و خیانت کاری هستند و تا قیام مهدی(علیه‌السلام) چنین خواهد بود.

به راستی این جحودان –الا اندکی از آنها –هیچ چیز جز پول و قدرت را نمی‌شناسند و خدایی جز زر ندارند. امروزه یکی از بزرگ ترین زرّاد خانه‌های اتمی دنیا در اختیار رژیم صهیونیستی است و هیچ باکی ندارند که در راه رسیدن به مقاصد شوم خود تمام دنیا را خراب کند اما در عین حال ذلیلند و خداوند بدبختی و ذلت را نصیبشان فرموده است:

«وَ باؤُ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ وَ ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الْمَسْكَنَة» (آل عمران، 112)«پیوسته به خشم خدا گرفتارند و مهر بیچارگی و ذلت بر آنان زده شده است.»همواره دچار وحشتند و خداوند از راه های مختلف بر وحشت و اضطرابشان می‌افزاید.

إِلاَّ قَليلاً مِنْهُمْ؛ در میان یهودیان –و همچنین مسیحیان –افراد منصفی هم وجود دارند که مانند سایر هم کیشان خود نیستند.فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اصْفَحْ؛ خداوند به پیامبر خود می‌فرماید: از آنها درگذر و از خطاهایشان چشم پوشی کن. به طور قطع این کار احسانی است از جانب رسول اکرم بر آنها و خداوند محسنین را دوست می‌دارد؛ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنينَ

مصادیق خیانت کاران

از جمله افرادی که مصداق خائن قرار می‌گیرند، طلاب و عالمانی هستند که امر به معروف و نهی از منکر را رها می‌کنند تا مبادا به وجهه شان لطمه بخورد و مورد بی اعتنایی مردم قرار گیرند. این حفظ خود، خیانت به قرآن و به لباسی است که پوشیده‌اند. خیانت دیگری که بعضی اوقات از افراد مختلف سر می‌زند، گرفتن وام و قرض و پرداخت نکردن آن است، آن هم با وجود تمکّن بازپرداخت آن.عمل دیگری که مصداق خیانت است، نگاه شهوی به زنان مومن و عفیف یا لمس کردن آنها به حرام است. همچنین زنانی که خود را در معرض نامحرم قرار می‌دهند، به خود و شوهرانشان خیانت می‌کنند.بزرگان جامعه هم اگر حقوق مردم را پایمال کنند، در حقّ آنان خیانت کرده‌اند. کسی هم که به احکام اسلام بی اعتنایی می‌کند و نماز نمی‌خواند و روزه نمی‌گیرد، به خود خیانت کرده است.