چکیده : چند روز است که سر و صدای زیادی در برخی رسانه های حامی دولت بر پا شده که می گویند به "برخوردهای دوگانه" قوه قضاییه انتقاد دارند. مهمترین موردی که در همه این نامه ها و مصاحبه ها مورد اعتراض قرار گرفته، یک حکم حبس 91 روزه برای یک عضو بسیج دانشجویی است، آن هم حبس تعلیقی. این ماجرا ناخودآگاه ما را به یاد یک جوان دیگر می اندازد که او هم به خاطر انتقاد به زندان افتاده، به 10 سال حبس تعزیری محکوم شده و دو سال و نیم است که بدون مرخصی در زندان است. آیا "مطالبه" عدالت قضایی شامل امثال عماد بهاور نمی شود؟
کلمه – حسین ناصری نیا:
مَن أنصَفَ أُنصِفَ / هرکس که انصاف بورزد، با او انصاف میورزند.
(غرر الحکم و درر الکلم، حدیث 7692)
چند روز است که سر و صدای زیادی در برخی رسانه های حامی دولت بر پا شده که می گویند به “برخوردهای دوگانه” قوه قضاییه انتقاد دارند. آنها تلویحا برادران لاریجانی را متهم می کنند که برای منتقدان خود سوء سابقه درست می کنند. کار بالا گرفته و بعد از صدور حکم برای یکی از اعضای بسیج دانشجویی، به نامه نوشتن گروهی دانشجویان بسیجی به جنتی، نامه نویسی لنکرانی وزیر سابق احمدی نژاد به صادق لاریجانی، موضع گیری علم الهدی امام جمعه مشهد علیه قوه قضاییه، انتقاد نماینده ولی فقیه در دانشگاهها از دستگاه قضایی و وادار شدن اژه ای به ارائه توضیح در این باره در نشست مطبوعاتی خود انجامیده است. اما این همه هیاهو برای چیست؟
مهمترین موردی که در همه این نامه ها و مصاحبه ها مورد اعتراض قرار گرفته، یک حکم حبس 91 روزه است که برای امیرحسین ثابتی مسئول سابق سیاسی بسیج دانشگاه تهران صادر شده؛ 91 روز، و آن هم حبس تعلیقی. اتهام این عضو بسیج دانشجویی، نوشتن مطلبی در وبلاگش در مخالفت با اقدام مجلس تحت ریاست لاریجانی در تصویب طرح وقف دانشگاه آزاد اعلام شده است.
جالب اینجاست که قاضی هم برای او حداکثر تخفیف ممکن را در نظر گرفته است. اولا در حالی که می توانسته طبق عنوان اتهامی، از سه ماه تا یک سال حبس در نظر بگیرد، حکم 91 روزه صادر کرده. ثانیا این حکم را به حال تعلیق درآورده است که به معنای اجرا نشدن آن است تا مادامی که این فرد به مجازات کیفری دیگری محکوم نشود. ثالثا مدت زمان تعلیق را هم که طبق آیین دادرسی کیفری می توانسته از دو تا پنج سال تعیین کند، دو سال اعلام کرده که بدین ترتیب دو سال بعد، برخلاف ادعای فعالان بسیج دانشجویی، هیچ سوء سابقه ای برای او باقی نخواهد ماند.
این توضیحات به معنای دفاع از برخورد قضایی با هیچ فردی به صرف وبلاگ نویسی یا انتقاد نیست. اتفاقا اینکه فعالان بسیج دانشجویی و امثال علم الهدی و نمایندگان حامی دولت و نماینده ولی فقیه هم فهمیده اند زندان بد است و برخورد قضایی با انتقاد خوب نیست، جای خوشحالی دارد. اعضای بسیج دانشجویی، “اين نوع برخوردها را به دور از فرهنگ نقد پذيري مسئولين” دانسته اند. علم الهدی گفته: “من اگر جای قاضی بودم، حتی یک روز حبس هم حکم نمی کردم چه برسد به 91 روز” و محمديان نماینده ولیفقیه در دانشگاهها هم گفته: “صلاح نبود دانشجویی که انتقاد کرده به دادگاه برود و در این زمینه از قوه قضائیه گلایه داریم.” اژه ای هم توضیح داده که سه قاضی این پرونده را بررسی کرده اند و باز هم این حکم قابل تغییر است و قاضی می تواند به آن تخفیف دهد! انصافا باید از این همه سعه صدر تقدیر کرد و از آن همه دغدغه حقوق منتقدان سپاسگزار بود.
وقتی با این همه پیگیری و دغدغه در حامیان حقوق یک وبلاگ نویس متهم رو به رو می شویم، ناخودآگاه به یاد یک جوان دیگر می افتیم که سن و سالش چندان تفاوتی با دانشجوی بسیجی محکوم به 91 روز حبس تعلیقی ندارد. او البته حکمش تعلیقی نیست، تعزیری است؛ فقط کمی بیشتر از این دانشجوی بسیجی: 10 سال. اجرای آن هم شروع شده، دو سال و نیم است که شروع شده. در تمام این مدت، او حتی برای یک روز هم به مرخصی نیامده: نزدیک به 900 روز بدون مرخصی.
عماد بهاور البته عضو بسیج دانشجویی نیست، عضو نهضت آزادی ایران است. پیرو رهبری هم نیست، منتقد دلسوز رهبری است؛ و البته بسیار بیشتر از بسیجی ها پایبند به قانون اساسی است. اگر ثابتی از علی لاریجانی انتقاد کرده و محاکمه شده، بهاور هم تحلیل خود درباره آینده رهبری را بدون هیچ توهین و اسائه ادبی – و یقینا بسیار مودبانه تر از یادداشت وبلاگی این عضو بسیج دانشجویی – نوشته و منتشر کرده و بلافاصله بازداشت و زندانی و به ده سال حبس محکوم شده است. هر دو انتقاد کرده اند، هر دو محکوم شده اند، هر دو به حکم خود معترض اند و هر دو خواستار عدالت اند؛ اما این کجا و آن کجا. بعید است که حتی بازجویان عماد – حتی با معیارهای خودشان – بتوانند ادعا کنند او در ایمان و اخلاص و مسلمانی، کمتر از بسیجیان فعلی است. بعید است که یک ناظر بی طرف بتواند ادعا کند که عماد کمتر از ثابتی به قانون پایبند بوده و یا کمتر از او مظلوم واقع شده. احترام افراد – حتی مخالف – به جای خود؛ اما بعید است که ذره ای از آرامش و متانت و سواد و پختگی عماد در گفتار و رفتار غالب بسیجیان دانشجوی فعلی پیدا شود. این مقایسه ها شاید از بسیاری جهات بلاتشبیه باشد، اما لااقل از لحاظ توقع عدالت قضایی و رفتارهای انسانی و اسلامی از سوی حاکمیت که فرقی بین شهروندان نیست.
آقایان جنتی و علم الهدی و محمدیان و اعضای بسیج دانشجویی و همه فعالان سایبری و رسانه ای مدعی اصولگرایی و پیروی از ولایت که این روزها نگران حکم صادر شده برای یکی از دوستان خود هستند، بد نیست یک بار داستان بازجویی ها و پرونده و حکم عماد بهاور را به قلم خود او بخوانند. بعد به قدر یک جو انصاف به خرج دهند و مقایسه کنند که آیا شرط انصاف نیست به این حکم و صدها امثال این حکم هم اعتراض کنند و بعد “مطالبه” عدالت قضایی داشته باشند؟ و آیا روزی که در برابر برخوردهای غیر قانونی و ناجوانمردانه قوه قضاییه با جوانان و فعالان مدنی و اصلاح طلب، واکنشی حمایتی و بلکه تشویقی داشتند، فکر نمی کردند که پایبند نماندن سران حاکمیت به میزان و قسط، روزی دامنگیر متحدان و حامیان سابق هم خواهد شد؟