سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » شلیک مرگبار و بی‌دلیل مأمور پلیس به یک نوجوان در جنوب تهران...

شلیک مرگبار و بی‌دلیل مأمور پلیس به یک نوجوان در جنوب تهران

چکیده :علی 16 سال بیشتر نداشت و با مینی‌موتوری که به تازگی خریده بود همراه دوستش راهی فلکه چهارم خزانه شد. از ترس همراه نداشتن مدارک موتور و نداشتن گواهینامه به دوستش گفت می‌خواهد آنجا را ترک کند اما خیلی دیر شده بود و مأمور موتوری خود را به علی رساند... مأمور پلیس در برابر علی 16 ساله ایستاد و با بیان این که پسربچه مشروبات الکلی خورده است وی را بازخواست کرد. «علی» گفت که مست نیست و هنوز حرف‌هایش تمام نشده بود که مأمور وی را به عقب هل داد و این پسربچه و موتورش روی زمین افتادند......


روزنامه ایران در گزارشی از حادثه شلیک بی دلیل مامور پلیس به یک نوجوان در جنوب تهران، نوشت:

بازپرس جنایی تهران دستور داد تا ماجرای شلیک شتابزده پلیس به پسر 16 ساله موشکافانه تحت بررسی‌‌‌های ویژه قرار گیرد. تیمی از بازرسی کل ناجا مأموریت دارد تا پس از تحقیقات میدانی، شنیدن ادعا‌‌های پلیس تیرانداز و شاهدان حادثه به بررسی‌‌‌های اسلحه‌شناسی پرداخته و نقاط کور پرونده را فاش کند. روز نیمه شعبان در حالی که مراسم جشن در حسینيه قمربنی‌هاشم فلکه اول خزانه تماشاچیان زیادی داشت حادثه تلخی رقم خورد و پسر 16 ساله‌ای به نام «علی قاسمی» از پای در آمد.

با مرگ این پسر نوجوان در بیمارستان آیت‌الله کاشانی ماجرای آن به بازپرس رسولی از شعبه 5 دادسرای امور جنایی تهران مخابره شد و دستور تحقیقات ویژه از سوی این مقام قضایی صادر شد. پلیس تیرانداز که استوار موتورسوار کلانتری 160 خزانه بود به همراه گروهی از دوستان قربانی حادثه دستگیر شدند و تحقیقات قضایی آغاز شد.

این در حالی بود که شاهدان این حادثه غم‌انگیز نیز با نوشته‌‌‌هایی آنچه دیده بودند را به مقامهاي پلیس و بازپرس رسولی تحویل دادند که می‌تواند گره‌هاي کور‌‌ تحقیقات را باز کند.

نیمه شعبان همه خیابان‌‌ها غرق نور بودند و کوچک و بزرگ برای شب جشن ثانیه‌شماری می‌کردند. علی 16 سال بیشتر نداشت و با مینی‌موتوری که به تازگی خریده بود همراه دوستش راهی فلکه چهارم خزانه شد.

جمعیت زیادی بود. در 100 متری حسینیه قمربنی‌هاشم و در حاشیه میدان روی موتورش نشست. هیاهویی به پا بود تا این که مأمور موتوری کلانتری 160 خزانه سررسید. «علی» از ترس همراه نداشتن مدارک موتور و نداشتن گواهینامه به دوستش گفت می‌خواهد آنجا را ترک کند اما خیلی دیر شده بود و مأمور موتوری خود را به علی رساند. علی و دوستش ترسیده بودند، موتور خاموش بود و نمی‌توانستند فرار کنند، آنجا محله‌شان بود و همه آنها را می‌شناختند.

مأمور پلیس در برابر علی 16 ساله ایستاد و با بیان این که پسربچه مشروبات الکلی خورده است وی را بازخواست کرد. «علی» گفت که مست نیست و هنوز حرف‌هایش تمام نشده بود که مأمور وی را به عقب هل داد و این پسربچه و موتورش روی زمین افتادند.

وقتی دوستان و بچه محل‌‌های «علی» برای هواخواهی به سمت وی دویدند مأمور پلیس اسلحه‌اش را به دست گرفت و 2 تیر هوایی شلیک کرد. همه بهت زده شدند. «علی» باز وحشت‌زده اصرار کرد که گناهی ندارد و مست نیست و از مأمور خواست دست از سرش بردارد. همه دیدند مأمور تپانچه‌اش را به نزديك علی برد، هیچ کس فکر نمی‌کرد گلوله‌ای شلیک شود، اما صدای انفجار همه را سر جایشان خشک کرد.

دیگر جشنی در کار نبود، علی ناله‌کنان روی زمین افتاد و خون اطرافش را رنگی کرد.

این‌‌ها ادعا‌های کسانی است که سوگند می‌خورند با چشمان خود چنین صحنه باورنکردنی را دیده‌اند و هنوز شوکه هستند.

تیم خبرنگاری شوک پس از این که ماجرای شلیک پلیس به یک شرور انتشار یافت با تماس‌‌های زیادی از سوی خوانندگان که همگی از اهالی خزانه بودند به تحقیقات میدانی دست زدند تا جزئیات این شلیک مرموز را فاش کنند.

اگر قدمی در خزانه بزنید تصویر پسربچه‌ای را می‌بینید که اعلامیه‌ مرگش روی شیشه همه مغازه‌‌ها نصب شده است و تصاویر بزرگ روی حجله‌‌ها نشان می‌دهد همه عزادار هستند.

همین کافی است که بدانید علی 16 ساله نمی‌توانسته شرور بوده باشد و اهالی و همسایه‌‌ها داغدار مرگ این پسر، آن هم دو ماه بعد از مرگ پدر صاحبنامش هستند.

هر لحظه با شنیدن گفته‌‌های اهالی خزانه بیشتر شوکه می‌شوید، همه پلیس را دوست دارند و مأموران را زحمتکش می‌دانند حتی تأکید دارند امنیت را مدیون تلاش‌های مأموران پلیس می‌دانند اما همه از دست عامل تیراندازی مرگبار در محله‌شان گله‌مندند و اصرار دارند این مأمور فاصله زیادی با بدنه اصلی پلیس داشته است.

اما این سؤال ذهن همه را درگیر کرده است که آیا کسی جوابگوی شلیک بی‌دلیل این مأمور است؟!

گفت و گو با بازپرس پرونده

بازپرس رسولي از شعبه پنجم دادسراي امور جنايي تهران با بيان اينكه پليس تيرانداز در اختيار بازرسي ناجا است به خبرنگار شوك گفت: تحقيقات نشان مي‌دهد كه شب حادثه مأموران كلانتري 160 خزانه از طريق پليس 110 مطلع شدند كه چند تن از اراذل و اوباش منطقه اقدام به شكستن شيشه خودروهاي پارك شده در خيابان كرده‌اند.

وي افزود: بلافاصله چند موتور گشت پليس براي بررسي اين پرونده وارد عمل شدند. همزمان گشت موتوري پليس به سه پسر جوان كه سرنشينان يك موتور بودند، دستور ايست داد. اما سرنشينان موتور بدون هيچگونه توجهي به اخطارهاي پياپي پليس با سرعت زياد پا به فرار مي‌گذارند.

سرانجام پس از مسافت زيادي تعقيب و گريز، موتور استوار كلانتري دچار نقص فني مي‌شود، مأمور به ناچار براي ادامه تعقيب سه جوان از يك بسيجي موتورسوار كمك گرفته و به تعقيب آنان مي‌پردازد. به ناچار براي متوقف كردن موتوسيكلت آنها اقدام به شليك 3 تير هوايي مي‌كند كه در اين ميان دو تن از سرنشينان زمينگير شده و سرنشين موتور كه باز هم قصد فرار از محل را دارد، اما مأمور با پا ضربه‌اي به موتور وي مي‌زند و مانع فرارش مي‌شود، در اين ميان پسر جوان باز هم براي فرار با مأمور كلانتري گلاويز مي‌شود و در حالي كه استوار پليس تپانچه‌اش در دستش بود، وي مچ پليس را گرفته و ناگهان يك تير شليك شده و به صورت جوان اصابت مي‌كند.

ادعاي دوست قرباني در بازپرسي

يكي از دو سرنشين موتوسيكلت كه شاهد اين ماجراي خونين بود در بازجويي‌ها گفت: آن شب در پارك انديشه نشسته بودم كه يكي از دوستانم به من اطلاع داد مأموران پليس در تعقيب من هستند. بلافاصله به پسرخاله‌ام زنگ زدم و خواستم كه با موتور دوستش علي به دنبالم بيايد تا به خانه بروم.

دقايقي بعد پسر خاله‌ام به همراه علي آمدند و سوار موتوسيكلت آنان شدم كه همزمان گشت موتوري پليس از راه رسيد و ما با سرعت زياد فرار كرديم.

در بين مسير از علي خواستم كه توقف كند اما چون موتوسيكلتش را تازه خريده بود گفت نمي‌خواهد مأموران موتورش را بگيرند به خاطر همين فراري شديم.

بازجويي از پليس تيرانداز

استوار پليس نيز در بازجويي‌ها گفت: وقتي به ما گزارش دادند كه تعدادي اراذل و اوباش اقدام به شكستن شيشه خودروهاي پارك شده در خيابان كرده‌اند، از آنجا كه مشخصات ظاهري يكي از سرنشينان موتور سيكلت مشابهت زيادي با اين مظنون داشت به تعقيب آنان پرداختم، هر چه اخطار ايست دادم آنها بي‌توجه به سرعت مارپيچ خود ادامه دادند، سرانجام براي متوقف كردن مظنون اقدام به تيراندازي هوايي كردم كه در اين ميان دو تن از مظنونان زمينگير شدند، اما سرنشين موتوسيكلت – قرباني – باز هم قصد فرار داشت كه با پا موتوسيكلتش را به سمت زمين هل دادم و در اين ميان با هم گلاويز شديم و ناگهان تيري از اسلحه‌ام شليك و به صورت پسر جوان اصابت كرد.

شليك از فاصله 20 سانتي

بازپرس رسولي به خبرنگار شوك گفت: شليك گلوله از فاصله 20 سانتيمتري بوده و بررسي‌هاي اوليه نشان مي‌دهد كه قرباني حادثه شرور نبوده و انگار دوستش تحت تعقيب بوده است.

وي درخصوص اينكه شاهدان زيادي در محل تيراندازي بوده‌اند و داستان متفاوتي را بيان مي‌كنند كه نشان مي دهد هيچ تعقيب و گريزي در كار نبوده و علي در حال تماشاي جشن نيمه شعبان بود كه پليس به بهانه بوي الكل به آنان گير داده است، گفت: ما هنوز قاطعانه اظهار نظر نمي‌كنيم در حال حاضر همه داشته‌هايمان فقط ادعاهايي است كه شنيده‌ايم، مأمور پليس ادعاهاي خودش را مطرح كرده، دوستان قرباني حادثه نيز همين طور، شاهدان حادثه نيز حرف‌هايي گفته‌اند و خواهند گفت كه همگي بررسي مي‌شوند و با رسيدن به واقعيت نتيجه‌گيري خواهيم كرد.

بازپرس جنايي تهران در پايان گفت: چيزي كه ثابت شده شليك از فاصله 20 سانتي است و بقيه بررسي ها در اختيارتيم زبده‌اي از بازرسي ناجا قرار گرفته و آنان پس از تحقيقات كارشناسانه نتايج را در اختيار من قرار مي‌دهند و مطمئن باشيد مقصر به اندازه جرمش مجازات خواهد شد.

گفت‌وگو با شاهدان

یک زن که صدایش گرفته و همسایه روبه‌رویی محل جنایت است به خبرنگار شوک گفت: «خودم دیدم که مأمور بی‌دلیل این پسر را که آرام روی مینی‌موتورش نشسته بود هل داد و بعد 2 تیر هوایی شلیک کرد وقتی دوستان «علی» به سمت آنان رفتند اسلحه را روی گردن «علی» گذاشت و صدای شلیک را که شنیدم سر جایم خشکم زد.

یکی از دوستان علی نیز گفت: «دوستم نه اهل مشروب بود و نه خلاف می‌کرد.

مینی‌موتور خریده بود تا مادرش را به خاطر این که پاهایش درد می‌کرد و قادر به حرکت نبود جابه‌جا کند و مرتب به بیمارستان ببرد.

مأمور به وی گفت چرا مشروب خوردی وی نپذیرفت، مأمور وی را هل داد و این حادثه رخ داد».

بخشی شوهر عمه «علی» نیز با بیان اینکه خودش شاهد این حادثه نبود، گفت: «چیزهایی که شنیده‌ام از یک نفر نبوده و همه، ماجرا را مشابه تعریف می‌کنند. مطمئن هستم دروغی در کار نیست، نظریه پزشکی قانونی هم نشان داده هیچ الکلی در خون «علی» نبوده است و واقعاً نمی‌دانیم این پلیس چرا وی را کشته است.»

وی با بیان اینکه مأمور پلیس عذاب‌وجدان گرفته و مرتب خواستار بخشش است، گفت: مادر «علی» پس از مرگ شوهرش تنها همین پسر را داشت که آن را هم از دست داد و همه بهت‌زده هستیم. پسر جوانی که وی نیز شاهد حادثه بود، گفت: «نمی‌دانم چرا مأمور پلیس چنین رفتاری کرد وقتی گلوله شلیک شد تماشاچیان با دیدن واکنش‌های مأمور به پلیس 110 زنگ زدند، اما وی با بی سیم می‌گفت که خودش در صحنه است و همه چیز تحت کنترل وی است جالب‌تر اینکه اورژانس نیز با همین ادعاها حاضر نشد تا اینکه «علی» را پس از خونریزی زیادی داخل وانت پلیس انداختند و به بیمارستان آيت الله کاشاني بردند که کار از کار گذشته بود.»

وقتی خبرنگار شوک سراغ مادر «علی» رفت و دید وی برای خاکسپاری پسر یکی‌یکدانه‌اش به شهرستان محلات رفته است با دوست صمیمی پدر خانواده به گفت‌وگو نشست.

شاگردا که بغض در گلو دارد، گفت: ساعت 12 نیمه‌شب نیمه‌شعبان بود که مادر «علی» با دلشوره خاصی به من زنگ زد. هنوز از پسرش خبری نداشت، می‌گفت «علی» می‌داند من از تنهایی می‌ترسم و دیر به خانه نمی‌آید و موبایلش هم خاموش است.

من هم نگران شدم یک ساعت بعد بود که انگار به خانه‌شان زنگ زده و گفته بودند «علی» در بیمارستان آیت‌الله کاشانی است. من سراغ مادرش رفتم و با هم به بیمارستان رفتیم، باور نمی‌کردیم که با جسد «علی» روبه‌رو شویم.

وی افزود: «همه کسانی‌که صحنه را دیده‌اند استشهادی جمع کرده و تحویل پلیس و دادسرا داده‌اند، شکی نداریم که «علی» بی‌گناه کشته شده و تا آنجایی که من می‌دانم پلیس حتی اجازه شلیک به قاتل، دزد مسلح و هر مجرم دیگری را اگر وی فرار نکند یا مقابله‌ای نداشته باشد، ندارد.»


27 پاسخ به “شلیک مرگبار و بی‌دلیل مأمور پلیس به یک نوجوان در جنوب تهران”

  1. قلم فرانسه گفت:

    در بیشتر کشورهای دنیا با دیدن پلیس احساس امنیت می یابی.

    متاسفانه در جمهوری اسلامی ایران پلیس را به عنوان نماد وحشت و خشونت باید پذیرفت ! صبح که راهی کار روزانه می شوی در چهار طرف میادین اصلی شهر بخاطر حفظ چهار تار مو نیروهائی را می بینی که باور نمی کنی هم وطنت باشند !

    اگر سرقتی رخ داده باشد به پلیس مراجعه می کنی , آن وقت می شنوی : “اگر از کسی ظنین هستید بگوئید تا ما دستگیرش کنیم”!

    و اگر زبانم لال چند نفر در پارکی یا دانشکده ای فقط به منظور ابراز عقیده ای جمع شده باشند . آن وقت دیگر پلیسی را می بینی که بیشتر شبیه آدم آهنی است تا آدم آدمی !

    کاش فرمانده ناجا که همین چند وقت پیش تریبون مجلس را محل تبلیغات پلیسی خویش کرده بود یک بار دگر در مجلس حاضر شود و توضیح دهد چرا مامورین بی کفایتش اجازه استفاده از اسلحه را به دلخواه خود دارند !

    چیزی برای گفتن ندارم . خداوند به فریاد مادرش برسد . قلم فرانسه

  2. ناشناس گفت:

    احتمالا اون پلیسه مشروب مصرف کرده بوده و توهم زده

  3. پروین گفت:

    ببین این مامور چه کارها که نکرده بوده!!!

  4. امید گفت:

    من ب تجربه ای که درشهرمون مورد مشابه ای رخ داده چن سال قبل میدونم هیچ اتفاق خاصی نخواهد افتاد وفقط مامور رو به شهر دیگه ای منتقل میکنند،چون ناسلامتی همه ی این ماموران عزیز!!وابسته به نظام مقدس جمهوری اسلامی هستند ومتعقباً هرکاری انجام بدن مقدس وقابل تقئیر هست وخداوندنیزپاداش خواهد داد(البته ازدیدبعضیا!!!)

  5. کاوه گفت:

    جای تعجب داره که این خبر بعد از گذشت یک هفته تازه امروز سر و صداش در اومده. نمیدونم این همه مردم و خبرنگار تاحالا کجا بودن!!

  6. ناشناس گفت:

    ….مامور پلیس باید یک فرد زبده و کاربلد و از نظر روانی کاملا سالم باشه.

  7. مهرداد گفت:

    سال گذشته اتفاقي بسيار شبيه به همين موضوع البته اينار سر پل جواديه رو توسط يكي از دوستانم كه حسب اتفاق همون جا و شاهد ماجرا بود شنيدم و اگه اطمينان به اين دوستم نداشتم قطعا نميتونستم باور كنم توي اين ماجرا هم قاتل يه بسيجي بود …

    بسيجي اول انقلاب جونش رو دستش ميگرفت و ميرفت براي دفاع از جاي جاي وطنش تازه وقتي برميگشت ميگفت هر چي انجام دادم وظيفه بوده ولي الان با يه سري عقده اي طرف هستيم كه هر كاري دوست دارن به اسم اسلام ميكنن آخه كجاي اسلام اينها رو كه اينها ميكنن گفته …

    خدا شر هر چي جنايتكار از سر اين مردم كم كنه …
    بخصوص آنهائيكه اسم خودشونو مسلمان گذاشتن و از به اينكه روز جذايي هست ايمان ندارن …
    همونهايي كه پيشونيهاشون كبره بسته ولي ترس خدا توي دلهاشون نيست …

  8. آزادی گفت:

    نمی دونم دوستان تو این متنی که سایت کلمه منتشر کرده به یه چیزی دقت می کنن طوری در مورد اینکه این شخص مشروب خور نبوده صحبت شده که گوئی اگر مشروبی بوده باشه خیلی مشکلی نداشت ریختن خون اون شخص هر شهروندی حق و حقوقی داره که حاکمیت کلا از بیخ با اون مخالف و نهایتا روان جامعه رو هم به هم ریخته… شما چه انتظاری از حاکمیت دارید وقتی تو کهریزک اون اتفاق می یفته اینجا هم اراذل اوباش نیروی انتظامی حکومت اسلامی باید خودی نشون بدن دیگه … البته با عذر خواهی از اندک افرادی که تو این ارگان واقعا به مردم خدمت کردن و میکنن .

  9. ناشناس گفت:

    خود کرده را تدبیر نیست
    وقتی سال 88 حق ما را خوردند و عده کثیری به هر دلیل سکوت کردند حالا باید نتیجه سکوت رو ببینند

  10. کتایون گفت:

    این نیست که نیروی انتظامی برود دنبال مجرمان قاتلان یا دزدان متجاوزین یا غیره مگر اینکه طرف پارتی زیادی داشته باشد کار اصلی شده مقابله با مردم که پایشان را کج نگذارند که مبادا خدای نکرده مرتکب گناهی شوند

    خوب آخه بگذارید خدا جواب بنده ها هر طور که میدونه بده شما چرا میخواین مردم و مجبور کنید که به بهشت بروند

  11. .... گفت:

    آخه کي به کيه!تلوزيون ايران وقتي تو اتيوپي تصادفي ميشه نشون ميده اماماحالاشنديدم

  12. ناشناس گفت:

    باید قبول کرد که هم مامور و هم آن پسر قربانی وضعیت نابسامان جامعه هستند. باید اذعان داشت که غالب ماموران پلیس افراد زحمتکش و سالمی هستند که متاسفانه به دلیل عدم آموزش صحیح و عدم فراهم آوردن محیط مناسب کاری در کارشان ناموفق هستند. شما کافی است سری به کلانتری ها بزنید تا ببینید که چه محیطهای کاری کثیفی هستند. عموما تجهیزات و فضاسازی بسیار قدیمی و مندرس هستند. در یک اتاق تعداد زیادی مامور نشسته اند که مداوم با شاکیان و متهمان مواجهند و …
    از آن بدتر باید دانست که غالب این افراد آموزش کافی برای کاری که انجام می دهند را ندیده اند و بنابراین روند صحیح کار را نمی دانند.
    بنابراین هر چند رفتار پلیس نادرست بوده است و برآوردش از صحنه غلط اما نمی توان یک فرد را که خود نیز قربانی یک سیستم غلط است محکوم کرد.

    از طرف دیگر، در این گونه محله ها که جرم خیز هستند متاسفانه فاصله بین یک انسان سالم و یک تبهکار بسیار کم است. همان گونه که در این متن نیز آمده است این فرد برای نجات دوست مجرمش رفته بوده است. از طرف دیگر با آن که 16 ساله بوده است و بدون گواهینامه اقدام به راندن موتور کرده است. بنابراین این فرد خود حداقل دارای 2 جرم است.

  13. بی دفاع گفت:

    توی دنیا این پلیس ها زیادند ولی قانون اون کشور یا خود مردموشون جلوشو میگیرند مردم ما بی غیرتند

  14. رضا گفت:

    حتما همه یادتون هست که توی انگلیس پلیس یه قاچاقچی شناخته شده مواد مخدر رو تو لندن به ضرب گلوله کشت، و این باعث اون همه آشوب و بلوا توی لندن شد،
    حالا توی ایران، یه پسر 16 ساله! بی گناه رو این جور فجیع و بی دلیل می کشن، و ما عین خیالمون نیست، آره دیگه ، متعصفانه عادی شده واسمون، این چیزها!!!
    ما درگیر قیمت مرغ و تخم مرغیم، چی کار داریم چه بلای سر پسر همسایمون می یاد، به ما چی نسرین ستوده تو زندان از اعتصاب غذا بمیره، حاله صحابی کیه؟ موسوی و کروبی،! چند وقته نیستشون، می گم کجان؟
    آخه کی می خوایم هوای هم رو داشته باشیم، کی می خوایم حساسیت نشون بدیم، کی می خوایم بر علیه ظالم ها برخیزیم، وقت گل نی شاید///

  15. ناشناس گفت:

    خود کرده را تدبیر نیست
    وقتی سال ۸۸ حق ما را خوردند و عده کثیری به هر دلیل سکوت کردند حالا باید نتیجه سکوت رو ببینند
    +++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
    دقیقا، این همه از ما رو که تو 88 کشتن چی شد؟ این گنده لاتای خزانه اونموقع چه میکردن؟
    اینکه این خبر اینقد دیر منتشر شده نشان از بیسوادی و ناآگاهی مردم اون محل داشته که حتی یکیشون یه صفحه ی فیس بوک هم نداشته توش اطلاع بده؟

  16. ناشناس گفت:

    تمام این چنین حوادثی و مشابه آن که روزانه در کشور رخ میدهد ولی مردم از آن بی اطلاعند برای این است که پلیس را مانند زمان شاه نیرویی طلب کار از مردم بار آورده اند نه از مردم و دوست مردم. اگر خدای ناکرده با این جماعت طلب کار برخورد کرده باشید متوجه میشوید این گروه هنگامی لباس نیرو را به تن میکنند به جای اینکه خود را به واقع نوکر مردم بدانند حقیقتا خود را صاحب قدرت و ارباب مردم تصور میکنند و برایشان متهم و غیره فرقی ندارد و همه را با یک منش و روش قلدر مأبانه که طی سالها به ایشان القا شده نگاه میکنند . هر چند مسولان این نیروی قلدر و سرکش بسیار سعی میکنند با ساخت فیلم و سریال وضعیت موجود را به گونه ای دیگر به خورد مردم بدهند، ولی کافیست برخورد کوچکی بر حسب نیازهای متداول اجتماعی با این نیرو داشته باشید تا متوجه تحقیر و توهین های آنها شوید و به جای اینکه احساس حمایت و آرامش داشته باشید آرزو میکنید حدالمقدور از آنها فاصله بگیرید و فقط مالیات دهنده ی خوبی باشید تا احیانا شهروندی که بخواهد به این نیرو به عنوان پشتوان و حامی مردم در هرکسوت و شغل و مقامی باشید.

  17. ناشناس گفت:

    این کارها اثر وضعی و طبیعی ظلمهاست و به طبع آن بازخورد سکوت مردم در مقابل ظلم ، چرا که وقتی دهها نفر از مردم در سال 88 کشته شدند و صدائی بلند نشد طبیعی است که این حس خود مختاری در بعضی نیروهای پلیس ایجاد میشود که آنان کشتند و چیزی نشد ، پس ما میکنیم و چیزی نخواهد شد ، همه این مسائل بر میگردد به میزان رعایت حقوق مردم که متآسفانه در کشور ما همه چیز از مال بیت المال گرفته تا حقوق اولیه مردم فدای حفظ قدرت شده.

  18. ali گفت:

    متاسفانه تمام دستگاهها و ارگانهای وابسته به رهبری مایه فساد و تباهی و ظلم در جامعه شده اند.

  19. یک ایرانی گفت:

    متاسفم به وجود چنین نیروی پلیس کثیف و جنایتکاری و شرم بر فرمانده کثیف تر این نیرو که با این اتفاق حداقل کارش باید استعفا باشد.
    متاسفم از این مجلس و دستگاه قضا و دولت و حکومت آدمخوار …

  20. ناشناس گفت:

    سلام. مگه آدما هم تو این مملکت آدمن؟

  21. ناشناس گفت:

    هرچه بگندد نمکش می زنند/ وای به روزی که بگندد نمک!!! پلیس بیمار روانی ندیده بودیم که دیدیم!!!

  22. همدرد سبز گفت:

    یک روز ندا – یک روز سهراب – یک روز مصطفی – یک روز اشکان و یک روز حامد و یک روز محرم و یک روز ترانه و ….. . یک روز هم علی .

    خدایا چرا این روزها اینقدر زیادن؟ چرا این روزهای بد تموم نمیشن؟ چرا ما نشستیم و نگاه می کنیم که هی اسم بچه ها مون به این لیست اضافه بشه؟ خدایا کمکمون کن تا زودتر به حودمون بیاییم و جلوی این جنایتها رو بگیریم. خدایا دیگه از این روزها نصیب هیشکی نکن.

  23. Irani گفت:

    ساعت ده و نیم شب نیمه شعبان در چهار راه توحید اصفهان بودم. نمی دانم جریان چه بود که پلیسی در خیابان نبود. فقط ماموران راهور در خیابان حاضر بودند. جشن و هلهله و پخش نقل و شیرینی یادآور روزهای شیرین قبل از انتخابات هشتاد و هشت بود. کنار بیت العباس نزدیک چهار راه توحید جوان ها تجمع کرده بودند. ما فقط دیدیم عده معدودی از جوان ها سیگار می کشیدند. ناگهان دیدیم لباس پلنگی های بسیجی رسیدند و با خشونت عده ای موتور سوار را که ظاهرن از مناطق فقیر نشین شهر بودند با چوب باتوم که در کمرشان زدند روی زمین انداختند و هی بهشان می گفتند ها کن ها کن. بنده خدا را چنان حالت وحشیانه ای از جمع بیرونشان بردند که مردم وحشت زده شدند. ناگهان دیدم یک سری نیرو از طرف مسجد القدر نزدیک نهر شایج و داروخانه دکتر اصلانی که مجهز به اسلحه و باتوم و پوتین های نظامی بودند وحشیانه وسط خیابان توحید را غرق کردند و جشن مردم را عزا کردند. واقعن مضحک است که چنین عقده ای هایی تربیت کرده اند که دیدن شادی های مردم را هم ندارند.بنابراین حدس من این است که فرد ضارب پلیس نبوده و روزنامه ایران به جای نیروی بسیج نوشته پلیس.

  24. Iranii گفت:

    ساعت ده و نیم شب نیمه شعبان در چهار راه توحید اصفهان بودم. نمی دانم جریان چه بود که پلیسی در خیابان نبود. فقط ماموران راهور در خیابان حاضر بودند. جشن و هلهله و پخش نقل و شیرینی یادآور روزهای شیرین قبل از انتخابات هشتاد و هشت بود. کنار بیت العباس نزدیک چهار راه توحید جوان ها تجمع کرده بودند. ما فقط دیدیم عده معدودی از جوان ها سیگار می کشیدند. ناگهان دیدیم لباس پلنگی های بسیجی رسیدند و با خشونت عده ای موتور سوار را که ظاهرن از مناطق فقیر نشین شهر بودند با چوب باتوم که در کمرشان زدند روی زمین انداختند و هی بهشان می گفتند ها کن ها کن. بنده خدا را چنان حالت وحشیانه ای از جمع بیرونشان بردند که مردم وحشت زده شدند. ناگهان دیدم یک سری نیرو از طرف مسجد القدر نزدیک نهر شایج و داروخانه دکتر اصلانی که مجهز به اسلحه و باتوم و پوتین های نظامی بودند وحشیانه وسط خیابان توحید را غرق کردند و جشن مردم را عزا کردند. واقعن مضحک است که چنین عقده ای هایی تربیت کرده اند که دیدن شادی های مردم را هم ندارند.بنابراین حدس من این است که فرد ضارب پلیس نبوده و روزنامه ایران به جای نیروی بسیج نوشته پلیس.

  25. ميرحسيني گفت:

    اين رويه بسياري از ماموران پليس و نيروي انتظامي است كه برخلاف قانون برخورد فيزيكي ميكنند.

  26. پلیس گفت:

    شک نداشته باشید این پلیس تحت تاثیر ازاستفاده شدید مواد مخدر بوده.

  27. ناشناس گفت:

    مگه چند سال پيش كه يه بسيجي با شليك مستقيم يه شخصيت اصلاح طلب به نام حجاريان رو حدف قرار داد چيكارش كردن سه سال زندان نوشتن كه دو سه ماه بعد ازاد ضد اي بابا از اتفاقا اينقدر مي افته