شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.

» اگر جای احمدی نژاد بودم

دوشنبه, 2 جولای, 2012

چکیده : من اگر جای آقای احمدی نژاد بودم و با مشاهده بعضی مسائل از جمله اوضاع بد اقتصادی فعلی جامعه ، ناتوانی وسکوت در برابر جلوگیری از ضایع شدن حقوق مدنی شهروندان و بویژه زندانیان و محصوران،افت فرهنگی و کم رنگ شدن ارزشها و نازک شدن سطح اخلاق و پایین آمدن سطح روابط سیاسی خارجی کشور . تقلیل محبوبیت و مشروعیت نظام و دولت با مطرح شدن پرونده های اختلاس و.. دلم برای سرنوشت و عزت ایران و زندگی و رفاه و حتی دیانت ایرانی می سوخت و قبل از هر اقدامی، شجاعانه برای اینکه لا اقل تاریخ ایران از من بعنوان انسان صادقی در روش یاد کند، نگرانیهای موجود را جدی می گرفتم ساخته دست رقبای سیاسی نمی دانستم و پرده توهم محبوبیت و موفقیت را از پیش روی خود کنار می زدم و از مسئولیت کنار می رفتم تا هم اولیای امر دستشان در اصلاح امور باز باشد و هم بیش از این، ناکار آمدیها به حساب اسلام و دیانت و... گذاشته نشود.


غلامعلی رجایی

گاهی عکسها به زیبایی هرچه تمامتر با انسان سخن می گویند.

من در این تصویر مردی را دیدم که مهربانی خدا در او تجلی کرده است. مردی که با دیدن پاهای برهنه دخترکی فقیر کفشهایش را از پا در آورده و با دست خود آنها را جلوی پای دخترک،که از شدت شرم اشک می ریزد می گذارد تا خود بدون کفش به مسیرش ادامه دهد. از کفشها که پیداست با اندازه پای دخترک فقیر سازگاری ندارند،ارزش مالی زیادی ندارند .

من به خدایی اعتقاد دارم که به کوچکی و بزرگی عمل خیر بندگانش نمی نگرد . برای بخشش انسانها هم فقط به مسلمانها نمی نگرد.هرچند مسلمین که به آخرین فرستاده او سرسپرده اند در منظر او جایگاه ویژه ای دارند. گمانی که من به بخشندگی خدای خود دارم این است که مرتبه ای از بهشتش را برای همین احسان به این مرد غیر مسلمان می بخشد.

اعتقادی که من به خدای مهربان خود دارم، این است که برای بخشیدن و بردن انسانها به بهشت تنها به دنبال مسلمانها نیست به سایر مخلوقات خود هم می نگرد. اگر بنا بفرموده پیامبر اکرم صلی الله علیه و آ له و سلم ورود به بهشت و تقسیم درجات آن به دست امیرالمومنین علی بن ابیطالب سپرده شده است، ایمان من به علی این است که این مرد را درغرفه ای از بهشت جای خواهد داد.

کاش اسلام را در مرزهای تنگ برداشتهای خودمان از آن محصور نمی کردیم. کاش اسلام را نه دین مسلمانها که دین بشریت می دانستیم. کاش امام زمان را امام بشریت و دلسوز به همه انسانها می دانستیم. کاش روزی برسد که همه بشریت صبح هر روز جمعه منتظر آمدن مولای خود باشد. مولایی که قطعا با دیدن صحنه های فقر بندگان خدا در سرتاسر این کره خاکی که نمونه آن را دراین تصویر می بینیم،غمزده است.

واقعیت تلخ این است که ما به فاجعه فقر در ایران به دلیل پر رنگی مسائل سیاسی بسیار بی اعتنا شده ایم. نظایر این فقر در روستاهای ایران خودمان هم بسیار دیده می شود.

اگر ما بندگان خدا – مسلم یا غیر مسلم – را خانواده و بنا به تعبیر روایات عیال الله بدانیم باید سهمی از زندگی ما بیشتر از این که هست ، به فقرا تعلق داشته باشد.

اشتباه ما بعد از تاسیس این جمهوری این بود که رسیدگی به فقرا را تنهابه دولت سپردیم و در این سالها به دولتی که مرتبا با تفریح درحیاط خلوت امریکای لاتین لابد به دنبال زمینه سازی تحقق عدالت جهانی است!

این روزها وقتی اخبار کشنده اختلاس از بانکها و.. را می شنوم و پرونده های بزرگتر دیگری که متاسفانه می گویند با سر و صدا یا بی سر و صدا در راه هستند،بیشتر دلم به حال امام زمان می سوزد که بعضی به اسم دولت پیش از او و دولتی که مثلا می خواست زمینه را برای مدیریت جهانی او فراهم نماید! چه اندازه به او جفا کرده اند و عدالت را به مسلخ برده اند.

همه دستگاهها و نهادها و کسانی که در پدیدآمدن این وضعیت و عدم نابودی فقر درجامعه که با گرانیهای این روزها هر روز بردامنه آن افزوده می شود و با گرانی طلا و دلار عملا دارایی آنها به نصف تقلیل یافته است سهیم بوده اند نیازمند جبران و توبه ای بزرگ به پیشگاه ملت بزرگ ایران هستند.

جلوی اشتباه را بایدگرفت و نخستین اقدام در جهت بر طرف سازی آن این است که بعضی از مردم و غیر مردم بپذیرند و اعلام کنند ،اشتباه کرده اند .

من اگر جای آقای احمدی نژاد بودم و با مشاهده بعضی مسائل از جمله اوضاع بد اقتصادی فعلی جامعه ، ناتوانی وسکوت در برابر جلوگیری از ضایع شدن حقوق مدنی شهروندان و بویژه زندانیان و محصوران،افت فرهنگی و کم رنگ شدن ارزشها و نازک شدن سطح اخلاق و پایین آمدن سطح روابط سیاسی خارجی کشور . تقلیل محبوبیت و مشروعیت نظام و دولت با مطرح شدن پرونده های اختلاس و.. دلم برای سرنوشت و عزت ایران و زندگی و رفاه و حتی دیانت ایرانی می سوخت و قبل از هر اقدامی، شجاعانه برای اینکه لا اقل تاریخ ایران از من بعنوان انسان صادقی در روش یاد کند، نگرانیهای موجود را جدی می گرفتم ساخته دست رقبای سیاسی نمی دانستم و پرده توهم محبوبیت و موفقیت را از پیش روی خود کنار می زدم و از مسئولیت کنار می رفتم تا هم اولیای امر دستشان در اصلاح امور باز باشد و هم بیش از این، ناکار آمدیها به حساب اسلام و دیانت و… گذاشته نشود.

خدایا! تو شاهد باش

این سطور از سر درد و از سر دلسوزی و تعهد به ایران و ایرانی و اسلامی که با زبان امام خمینی و با نثار خون بهترین جوانهایمان او را به این کشور مهمان کرده ایم، نوشته شده است و در پدید آمدن آن، دل بستگی به این و تنفر از آن سهمی نداشته است .

منبع: وبلاگ نویسنده