شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.

» نقد یک مخاطب سبزاندیش به کلمه

جمعه, 29 ژوئن, 2012

چکیده : دوستی کلمه نشان از نزدیکی اندیشه و دل می‌تواند باشد. ولی آن‌چه با سرزدن به سایت کلمه به سرم می‌آید (اگر سخنان امیدبخش میرحسین را کنار بگذاریم)، این است که باید بی خیال شد و نشست و خرابی را نگاه‌کرد. آن قدر همه چیز خراب است که از من کاری برنمی‌آید. ولی آن‌چه من در خودم و در بسیاری دیگر می‌بینم این است که توانایی‌های بسیار وجوددارد، که با شناخت و ساماندهی می‌توان به جای خوب رساندشان. و این همه ممکن نیست مگر به امید.


یکی از مخاطبان سبز اندیش کلمه در یادداشتی کوتاه و انتقادی، فضای خبری کلمه را آمیخته به یأس ارزیابی کرده و معتقد است که توانایی های بسیاری در جامعه برای برطرف کردن خرابی ها وجود دارد و نباید فضا را آنقدر سیاه توصیف کرد که امید برای تغییر وضعیت از بین برود.

کلمه ضمن انتشار متن این یادداشت، از نقدهای دیگر به رویکرد کلمه و همچنین نظرات مخاطبان دیگر درباره محتوای این نقد، استقبال می کند.

*       *       *

دوستان گرامی کلمه

سلام

1 . و لا تیئسوا من روح الله انه لا ییاس من روح الله الا القوم الکافرین

اصولا یاس (نه به معنای پوچی، بلکه به معنای از دست‌دادن امید)، هنگام شدت و تحقق‌نیافتن آن‌چه خواسته‌شده پدیدارمی‌شود. گرنه، هنگامی که همه چیز آنگونه که خواسته‌شده بشود، چه جای یاس.

2 . الا ان اولیاء الله لا خوف علیهم و لا هم یحزنون

به روشنی گفته‌شده است که از دو چیز در آن‌‌که ولایت (سرپرستی و دوستی) خدا را پذیرفته‌باشد خبری نیست: حزن و خوف. حزن و خوف نیز از رویارویی با سختی‌ها و دشواری‌ها و آن‌چه که مطلوب نیست رو می‌دهد.

آن‌چه بر ایران می‌گذرد مطلوب انسان سلیم نیست. اخبار حکایت از کژی‌های فراوان دارد. ولی اوضاع دنیا چگونه است؟ روزانه 30 هزار نفر در دنیا از گرسنگی می‌میرند. آمار و اخبار خوفناک است. اگر کسی با دیده سعدی به داستان نگاه‌کند که:

تو کز محنت دیگران بی غمی / نشاید که نامت نهند آدمی

شاید نفس‌ش دیگر بالا نیاید.

چه باید کرد، پرسشی است که گریبان رها نمی‌کند. ولی آن‌چه روشن است این است که دوستان کلمه، با شعاری که برگزیدند ( کلمه توحید و توحید کلمه)، گفتمان مشترک شان توحید است. آن‌چه در آغاز آمد نیز از حوزه گفتمانی توحید است. خلاصه کنم:

1 . آیا ما اجازه داریم با دیدن بدی‌ها و تاریکی‌های پیرامون مایوس شویم؟

2 . اگر پاسخ به پرسش یک آری باشد، پیشنهاد می‌شود در پایه اندیشه و دل مان باید درنگ کنیم. اگر پاسخ نه باشد، پرسش دیگری که به میان می‌آید این است که آیا اجازه داریم گونه‌ای رفتار کنیم که یاس و ناامیدی چیره شود؟ پاسخ این پرسش به خوبی از پاسخ به پرسش یک درمی‌آید.

3 . آن‌چه در فضای عمومی جامعه می‌بینم دو ویژگی عمده دارد:

– یاس و ناامیدی: عوامل شکل‌گیری این فضا بسیارند. ولی آیا کلمه، باتوجه به مقدمه‌ای که گفته‌شود، رسالت‌ش این است که این یاس و ناامیدی را تشدید‌کند؟ ممکن است گفته‌شود که نشان‌دادن بدی و تاریکی انگیزه برای حدکت به سمت نیکی و روشنایی می‌سازد. تا جایی این سخن پذیرفته است. از دید من، این جا، جایی است که هدف نشان دادن مسیر روشنایی باشد. هنگامی که ما فضا را به‌گونه‌ای تصویر کنیم (ابتدا در ذهن خودمان، و سپس در ذهن دیگران) که هیچ جای پایی از روشنایی در آن نباشد، آیا می‌توان انتظار داشت که کسی به امید روشنایی حرکتی بکند؟ در گفتمان توحیدی یاس از لشکر پلیدی است، و هرکس هرگونه که در این لشکر گام بردارد، بخشی از پلیدی است. دادن اخبار و تحلیل‌ها، اگر در پایان نشانه‌ای از امید نباشد، از دید من کمی جای درنگ دارد.

– حرص برای سود: مبانی روانشناسی و جامعه شناسی این موضوع را خیلی کاری ندارم. اینکه چه بخشی از نیاز جامعه (احیانا در هرم نیازها) سرکوب شده، که جامعه به این سمت رفته که فضای حرص برای سود چیره باشد، جای بحث خود را دارد. ولی سخن من این است که هرچه فضای حرکت اجتماعی را سیاه‌تر تصویر کنیم، این فضا نیز تشدید می‌شود.

پایان سخن این که، دوستی کلمه نشان از نزدیکی اندیشه و دل می‌تواند باشد. ولی آن‌چه با سرزدن به سایت کلمه به سرم می‌آید (اگر سخنان امیدبخش میرحسین را کنار بگذاریم)، این است که باید بی خیال شد و نشست و خرابی را نگاه‌کرد. آن قدر همه چیز خراب است که از من کاری برنمی‌آید. ولی آن‌چه من در خودم و در بسیاری دیگر می‌بینم این است که توانایی‌های بسیار وجوددارد، که با شناخت و ساماندهی می‌توان به جای خوب رساندشان. و این همه ممکن نیست مگر به امید.