سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » نامه نرگس محمدی به دادستان؛ روایت مرگ تدریجی یک انسان...
» "مثل شهادت هاله سحابی و هدی صابر نشود که بگویند حادثه طبیعی بود"

نامه نرگس محمدی به دادستان؛ روایت مرگ تدریجی یک انسان

چکیده :مصرا و موکدا اعلام می کنم که چنین رفتار و اقدامی با من در واقع مرگ تدریجی من است که مسئولیت آن با مسئولین است. مسئولان محترم که پرونده پزشکی من را کاملا در اختیار دارند آگاهند که نگهداری من در محیط پراضطراب زندان به ویژه بند جرائم عادی (قتل، اعدام، مواد مخدر و…) شرایطی که بنا به مصالح عمومی جامعه از گفتن آن سر باز می زنم، نوعی کشتن عمد است....


نرگس محمدی نایب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر در نامه ای به دادستان تهران ضمن تاکید بر غیر قانونی بودن حبس خود در زندان زنجان، مسئولیت هر گونه اتفاق ناگوار در زندان را متوجه مسئولان دانسته است.

به گزارش ملی- مذهبی، این فعال حقوق بشر که از بیماری حاد عصبی رنج می برد در نامه خود ضمن تکذیب هر گونه درخواست برای انتقال به زندان زنجان ، محیط این زندان را استرس زا عنوان کرده و آورده است: «مصرا و موکدا اعلام می کنم که چنین رفتارواقدامی با من درواقع مرگ تدریجی من است که مسئولیت آن بامسئولین است.مسئولان محترم که پرونده پزشکی من راکاملا دراختیاردارندآگاهند که نگهداری من درمحیط پراضطراب زندان به ویژه بندجرائم عادی (قتل،اعدام،موادمخدرو…) شرایطی که بنابه مصالح عمومی جامعه ازگفتن آن سربازمی زنم،نوعی کشتن عمد است که مسئولیت مستقیم آن برعهده آنان می باشد.امیدوارم بنا نباشد که همچون شهادت هاله سحابی وهدی صابرکه گفته شد به علت گرمای هواواعتصاب غذابود!حادثه دیگری البته به ظاهرطبیعی رخ دهد که به این ترتیب اعلام می کنم ،نه تنهاطبیعی نخواهدبودبلکه تشدید بیماری یا بروزهرحادثه ناگوار دیگری دراین شر ایط برای من کاملاعامدانه است.»

بر اساس گزارش ها، محمدی در شدیدترین وضعیت وخیم جسمی قرار دارد؛ به گونه ای که مسئولان زندان بارها تاکید کرده اند نگهداری وی در زندان به صلاح نیست. پزشکان وی نیز توصیه کرده اند این زندانی سیاسی یا باید آزاد شود یا در بیمارستان بستری شود.

متن کامل این نامه به شرح زیر است:

به نام خدا

جناب آقای عباس جعفری دولت آبادی

دادستان محترم انقلاب تهران

به استحضارمی رساند این جانب نرگس محمدی دارای محکومیت ۶سال حبس تعزیری هستم ودرتاریخ۲/۲/۹۱توسط مامورین وزارت اطلاعات درمنزل بازداشت شدم.ازتاریخ ۲/۲/۹۱تا۲۷/۲/۹۱درسلول های بازداشتگاه ۲۰۹امنیت زندان نگهداری شده ام البته به مدت کمتراز۲۴ساعت به بندعمومی نسوان دراوین منتقل شده ودوباره به بازداشتگاه ۲۰۹اوین بازگردانده شدم.طی این مدت ۳بارخدمت حضرتعالی نامه نوشته ونسبت به نگهداری خودبه عنوان فردمحکوم دربازداشتگاه ۲۰۹اوین اعتراض کرده وتقاضای مصرانه برای انتقال به بندعمومی نسوان راداشته ام.درتاریخ ۱۹/۲/۹۱ملاقاتی باجناب آقای رشته احمدی داشته واصراربه انتقال به بندعمومی نسوان داشتم وحتی نامه ای مبنی برانتقال به بندعمومی نسوان رانیزبه اتفاق امضا نموده ودرخدمت ایشان قراردادم وهمواره تاکیدداشته ام که نگهداری فردمحکوم دربازداشتگاه امنیتی خلاف قانون می باشد ومن باید براساس قانون به بندعمومی نسوان منتقل شوم.هرگز نه به طورشفاهی ونه کتبی درخواست انتقال به هیچ شهرستانی ازجمله زنجان رانداشته ام.ساعت ۶صبح ۲۷/۲/۹۱ماموران من راازخواب بیدارکرده وباچشم بندداخل ماشین نشاندند.بی خبرازهمه جا درطی مسافت طولانی متوجه شدم که ازتهران خارج می شوم ودردادسری زنجان متوجه شدم که وارد شهرزنجان شده ام.

ادعاشده که نرگس محمدی خودتقاضای انتقال به زندان زنجان نموده که کذب محض است. ادعاشده که من به دلیل بیماری درخواست انتقال به شهرزنجان کرده ام که به این وسیله به عرض می رساند:۱-اینجانب نسبت به انتقال غیرقانونی خودبه بندجرایم عادی نسوان درزنجان به شدت معترضم ودرخواست می کنم هرچه سریع ترنسبت به انتقال اینجانب به بندعمومی نسوان (محل نگهداری زنان بامحکومیت باجرایم غیرعادی دراوین)اقدام لازم مبذول فرمائید.

۲-لازم به ذکراست که من درصحت وسلامت کامل درتاریخ۲۰/۳/۸۹وارد بازداشتگاه اوین شدم ودر۱۰/۴/۸۹بابیماری خطرناک اعصاب وروان آزاد وبه بیمارستان منتقل شدم. پس ازمراقبت های متعدد پزشکی با مصرف روزانه ۱۸ قرص از بیمارستان ترخیص شدم واکنون حداقل ۱۱قرص روزانه استفاده می کنم که پس ازبازداشت اخیرم این تعدادقرص هم بیماری ام راکنترل نمی کند وبیماری ام شدت پیداکرده است.اکنون من درمیان بیش از۵۰زن قاتل،محکومان به اعدام(موادمخدر)وجرائم فساداخلاقی بابیماری های خطرناک وحتی زنان غیرمتعادل(به لحاظ روانی)هستم که اززمانی که واردبندشده ام تاکنون جزاضطراب وناآرامی وترس که لحظه به لحظه موجب تشدید بیماری ام می شوندچیزی ندیده ام.پرونده پزشکی ونظرپزشکان متخصص ومعالج بنده حکایت از این موضوع دارد که بیماری من با تشدیداضطراب رابطه ای مستقیم داردواین درحالی است که اززمان ورودبه این بندباشرایط وحشتناکی که قادربه نوشتن وتوصیف آن نیستم،دست به گریبانم.واردکردن چنین استرس هایی به من معادل خوراندن جام های زهرکشنده ای است که لحظه به لحظه به ازبین رفتن من کمک می کند.

مصرا وموکدااعلام می کنم که چنین رفتارواقدامی با من درواقع مرگ تدریجی من است که مسئولیت آن بامسئولین است.مسئولان محترم که پرونده پزشکی من راکاملا دراختیاردارندآگاهند که نگهداری من درمحیط پراضطراب زندان به ویژه بندجرائم عادی (قتل،اعدام،موادمخدرو…) شرایطی که بنابه مصالح عمومی جامعه ازگفتن آن سربازمی زنم،نوعی کشتن عمد است که مسئولیت مستقیم آن برعهده آنان می باشد.امیدوارم بنا نباشد که همچون شهادت هاله سحابی وهدی صابرکه گفته شد به علت گرمای هواواعتصاب غذابود!حادثه دیگری البته به ظاهرطبیعی رخ دهد که به این ترتیب اعلام می کنم ،نه تنهاطبیعی نخواهدبودبلکه تشدید بیماری یا بروزهرحادثه ناگوار دیگری دراین شر ایط برای من کاملاعامدانه است.

۳-منزل مسکونی من ومهم ترازهرچیزپزشکان معالج ومتخصص بنده(مغزواعصاب،اعصاب وروان،ریه،قلب،زنان)درتهران هستند واین درحالی است که به دلیل تحت معالجه ومراقبت بودن،حداقل هر۲ماه یک بارمی بایست به پزشکانم مراجعه نمایم،چراکه سوابق پزشکی من دراختیارایشان است وتحت معالجه ومراقبت آن ها هستم وانتقال غیرقانونی من به زنجان این امکان را ازمن سلب کرده که خسارت وعوارض آن برای من غیرقابل جبران است وچنین اقد امی،عملی غیرانسانی است.

۴-علی وکیانا،فرزندان ۵ساله ام درزنجان زندگی نمی کنندوبه ناچارهرهفته می بایست برای ملاقات بامادر،حداقل ساعت های طولانی مسافت زیادی راتازنجان طی کنند که این مسئله هم برای فرزندان کوچک من وهم خانم رحمانی(مادرهمسرم)امری دشواروشایددرگرمای تابستان وسرمای زمستان غیرممکن شود که این خود فشارروحی وروانی شدیدی برای یک مادردرحبس است.

جناب آقای دادستان شرایط فوق به اضافه مسائلی که امیدوارم از نزدیک بتوانم باجنابعالی درمیان بگذارم،شرح حال یک مادرویک زن هموطن شماست که به امید عدالت می نویسد وچشم به راه است.امیدوارم دراسرع وقت شرایطی برای اعزام بنده نزدپزشکان معالجم فراهم آیدتابیش از این سلامتی ام راازدست ندهم وامکان ازادی من فراهم آید.

باسپاس فراوان

نرگس محمدی

 


13 پاسخ به “نامه نرگس محمدی به دادستان؛ روایت مرگ تدریجی یک انسان”

  1. سارا گفت:

    بانوی گرانقدر سرکار خانم نرگس محمدی ! به خدای بزرگ توکل کن که از همه کس و همه چیز برتر و قادرتر است.به هر حال دوران ظلم تمام میشود

  2. ناشناس گفت:

    جوانفکر حکمداشت از طرف قاضی رفتند دستگیرش کنند با اپاچی بازی و هوچی گری در رفت و البته بگم بگم اما نجبا و کسانی که هفت تیر کش ندارند محکوم به تحمل زندان به این وضع رقت بار هستند

  3. محمد گفت:

    این مظالم بزودی دامن ظالمان حاکم را خواهد گرفت ! وتشت رسوای انان از بام فرود خواهد امد! در کجای دنیا بانویی که برای حقوق انسانها کوشیده اینچنین حقوقش را تضییع میکنند! اینان از اسلام و مذهب چیزی باقی نگذاشته اند! و در کمال وقاهت و بی شرمی شعار گونه بر طبل دینداری میکوبند تا در پوشش ان هر جنایتی که میتوانند انجام دهند اما امروز دیگر حنای انان از رنگ افتاده است! و کسی دروغهای انان را باور نمیکند!” الا لعنه الله علی القوم الظالمین”.

  4. نرگس گفت:

    گر بمیرم زین خبر صد بار دیگر هم رواست
    مادری اندر اسارت، کودکان اواره، گویی کربلاست
    گریه بر مرگ شرافت می کنم در روز میلادت حسین
    سینه چاکانت چه ظلمی می کنند برکودکان،اینجا کجاست؟

  5. حمید گفت:

    بانوی گرامی‌ خانم نرگس محمدی:

    با سلام و سپاس از مقاومت دلیرانه شما که همچون مادران شیر دلت حماقت و جنایات این اراذل و اوباش را بر ملا می‌کنید. آقای دولت آبادی به سزای جنایاتش در دادگاه ملت و با دسترسی کامل به وکیل خود بزودی محاکمه خواهد شد.

    پاینده باشید.

  6. خسرو گفت:

    همتون خون خوارید، همتون جلادید، اسرائیل خون ریزه؟ آمریکا جنایت کاره ؟ آل خلیفه اسلام سیز و غرب گرا و شیطان صفت؟ باز اینها رو بازی می کنن شما چی ؟
    یه جو انسانیت یه ارزن شرف هم خوب چیزیه
    خدا همتون رو به زمین گرم بشونه

  7. . گفت:

    جناب خامنه ای!

    آنقدر بر طبل جنگ با مردم مکوب ! زندانیان سیاسی را آزاد کن وبا یک فرمان عفو عمومی زمینه را برای بازگشت چندین و چند هزار نفری که پس از کودتای انتخاباتی ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ به ناچار ایران را ترک کرده و پناهنده ی این و آن کشور شده اند ٫ فراهم کن.

  8. محمد گفت:

    جواب خسرو: جائران حاکمند که نامرئی با جلادان گذشته و حال عقد اخوت دارن و در زمین انها در حال بازیند ! قدری اندیشه کن!

  9. ناشناس گفت:

    در جنگ بین امام علی (ع) و معاویه ؛ آب را به روی سپاه حضرت بستند ولی امام علی(ع) مقابله به مثل نکردند و در جواب گفتند فرق بین ما و معاویه در همین نکته است.
    ای کاش در منازعات سیاسی اخلاق علوی زنده میشد و آب را به روی حریف نمی بستیم .

  10. ناشناس گفت:

    ظ ظلم فرو خواهد ریخت و ادامه نخواهد داشت

  11. بهداروند گفت:

    احساس می کنم بی غیرت هستم و خواهرم اینگونه در بند نامردان گرفتار
    نمیخواهم لحظه ای وطنم باشد بخاطر افرادی که مردمش را اینگونه می آزارد
    وای بر ما وای…

  12. ناشناس گفت:

    حیف از واژه های “جناب” و “آقا” و “محترم” نیست که برای این قاتلان ضد مردمی به کار می برید؟

  13. بانو گفت:

    خدایاااااااااااااااااااااا به فریاد برس