چکیده : نان، شیر و مرغ که تا دیروز قیمت آنها دغدغه بسیاری از اقشار کم درآمد شده بود، از امروز به محور حرکتی اعتراضی و خودجوش تبدیل شده اند. مردم با ارسال پیامک هایی از یکدیگر خواسته اند با خودداری از خرید این سه قلم کالا در سه روز اول هفته، اعتراض خود را به نمایش بگذارند. اعتراضی که امروز موضوع بحث بسیاری از مردم در سطح شهر تهران بود.
کلمه – زهره نقیبی:
نان، شیر و مرغ. این سه کالای اساسی سبد خرید خانوارها که تا دیروز قیمت آنها دغدغه بسیاری از اقشار کم درآمد شده بود، از امروز به محور حرکتی اعتراضی و خودجوش تبدیل شده اند. اعتراض به گرانی های لجام گسیخته ای که هفت سال خودمحوری این دولت و حمایت های ارکان مختلف حاکمیت، مسبب آن شده است. دولتی که قرار بود نفت را بر سر سفره ها بیاورد و حالا جز گرانی و ناتوانی از خرید حداقل های همیشه موجود سفره، چیزی نصیب مردم نکرده است.
اما حالا هم که حتی مسئولان رده بالای حکومتی و مراجع مذهبی هم صدایشان درآمده و ظاهرا دیگر هیچ کس نیست که نفهمیده باشد این دولت چه بلایی بر سر اقتصاد کشور و سرنوشت ملت آورده، و حالا که همه به هشدارهای میرحسین موسوی و همراهانش درباره عمق فساد و ناتوانی و بی کفایتی حاکمیت فعلی پی برده اند، باز هم کسی جز خود مردم پیشتاز رویارویی با دولت در این عرصه نشده و جدا از احزاب و گروهها و نمایندگان و مدعیان مختلف، این خود مردم اند که دست به کار شده اند و با ارسال پیامک هایی برای هم، از یکدیگر می خواهند با خودداری از خرید این سه قلم کالا، اعتراض خود را به نمایش بگذارند.
این اعتراض، موضوع بحث امروز بسیاری از مردم در سطح شهر تهران بود. حالا می توان گفت آنها که تاکنون و در دو سه اخیر پیامک “خرید ممنوع” به دستشان نرسیده بود هم در روز اول این حرکت اعتراضی، از طریق شهروندان دیگر باخبر شدند که در این سه روز “خرید ممنوع” است.
مردم سه ماه قبل در حالی به استقبال نوروز رفتند که گوشت مرغ را در آخرین روزهای اسفند هر کیلو ۴۱۵۰ تومان می خریدند و اکنون در حالی وارد فصل تابستان شده اند که قیمت هر کیلوگرم گوشت مرغ به مرز ۶۴۰۰ تومان رسیده است. این افزایش قیمت، کم و بیش در مورد همه کالاهای اساسی و مایحتاج روزانه مردم به وقوع پیوسته و زندگی را برای عموم مردم به وِیژه اقشار ضعیف جامعه دشوار ساخته است.
در این سه ماه قیمت بسیاری از اقلام مورد نیاز قطعی خانوارها تا حدی باور نکردنی بالا رفت؛ به طوری که با افزایش قیمت نان حتی دستیابی به قوت لایموت مردمی که با تکه نانی خود را سیر می کردند، هم برای آنها سخت شد. در این مدت، نرخ نان سنگک به 600 تومان، بربری 500 تومان، تافتون 300 تومان و نان لواش هم به 160 تومان رسید. داستان شیر و گرانی چند مرحله ای آن را هم که همه می دانند.
خبرنگار کلمه در مورد حرکت اعتراضی اقتصادی اخیر که ظاهرا به طور خودجوش و از دل مردم برخاسته، با برخی از شهروندان تهرانی هم صحبت شده است. او گزارش می کند که حدودا نیمی از مردم در همین چند روز از این پیشنهاد اعتراضی مردمی، باخبر شده اند؛ هرچند بعضی از مردم موافق این شکل از اعتراض هستند و برخی هم مخالفت هایی دارند، و البته بسیاری از مخالفان معتقد به اعتراض های جدی تر و حتی حضور در اعتراض های خیابانی هستند. با این همه محوری کلیدی که بسیاری از مصاحبه شوندگان بر آن تاکید دارند، ضرورت وحدت میان همه ی شهروندان است.
این گزارش را با هم می خوانیم.
* * *
معلم آموزش و پرورش است و وقتی او را در مورد قیمت های فعلی کالاها مورد سوال قرار می دهم، خودش بی مقدمه اشاره می کند که خانواده آنها امروز هیچ خریدی انجام نداده و این روند را تا دو روز آینده ادامه خواهند داد. بدون اینکه چیزی از او بپرسم، خبر می دهد که این پیامک به دستش رسیده است: «شنبه، یکشنبه، دوشنبه در اعتراض به گرانی و تورم نان و شیر خریداری نمی کنیم. فقط سه روز با هم متحد باشیم. برای کمک به هموطنان کم درآمد و آسیب پذیرمان. لطفا اطلاع رسانی کن هموطن». سپس می گوید: “این شروع خوبی است. خدا کند همه مردم همراهی کنند و فعلا از خرید نان و شیر و مرغ خودداری کنند.” این خانم می گوید: “به نظرم مردم باید یکدیگر را هم از این موضوع باخبر کنند. با این قیمت ها برای تامین مخارج زندگی کم آورده ایم.”
نیازی به تحریم نیست؛ ما اصلا پول خرید کردن نداریم
شهروند دیگری هم می گوید: “این یارانه ها بلای خانمان سوز بود. به اسم چندر غازی که به مردم می دهند هر میزان خواستند قیمت ها را بالا و پایین کردند.” او ادامه می دهد: “حالا هم یارانه 28 هزار تومانی برای 6 ماه دادند. آخر این که پول چند عدد نان در ماه هم نمی شود. مردم را مسخره خودشان کردند. الان من چند تا جوان بیکار توی خانه دارم، نان هم بهشان نمی توانم بدهم بخورند.”
صحبتم را با او به بحث تحریم خرید می کشانم که می گوید: “نیازی به تحریم نیست. ما اصلا پول خرید کردن نداریم. خانم، مردم هزار بدبختی دارند. مگر می دانند مردم با چه سختی دارند امورات خود را می گذرانند؟”
پیرمردی هم می گوید: “مردم با یک لقمه نان می توانستند شکم خود را سیر کنند که آن هم گران شد. برخی هم دائم می گویند اعتراض، اعتراض. چه اعتراضی کنم وقتی می برندم به ناکجا آباد و زن و بچه ام از همین لقمه نان هم می مانند؟ دوره شاه اگر مردم انقلاب کردند، شکم هایشان سیر بود. اما الان چه؟ توان اعتراض کردن هم نداریم.”
با خانم جوانی هم سخن می شوم که گله مند از گرانی ها است. می گوید: “همه با سختی زندگی می کنند. چاره ای نیست.” او که با بچه خود در حال خرید است، در مورد تحریم خرید می گوید: “باید بخریم. چاره ای نداریم. آخر مگر همین بچه من می فهمد گرانی یعنی چه؟ باید بخریم.”
مردم باید با هم یکی شوند
مرد میانسالی که خود را بازنشسته معرفی می کند هم در مورد گرانی ها به پیامکی اشاره می کند که مردم سه روز نان خریداری نکنند. او می گوید: “ما که سه روز پیش 4 عدد نان خریدیم، این سه روز را هم نمی خریم. امیدوارم همه مردم هم خرید را تحریم کنند و بدانند که این به نفعشان است.” در مورد مرغ و شیر سوال می کنم که به آنها هم در پیامک تحریم خرید اشاره شده. می گوید: “از این اطلاعی نداشتیم، هرچند پول ما به خرید مرغ 6500 تومانی نمی رسد. ولی مردم باید با هم یکی شوند. در این صورت بسیاری از مشکلات حل می شود.”
به شهروند دیگری می رسم و بعد از اتمام خریدش با او هم صحبت می شوم که به خریدهایش اشاره می کند و می گوید: “آنقدر پول بی ارزش شده و قیمت ها سرسام آور که 10 هزار تومان پول فقط همین چند قلم کالا را خریدم.”
دیگری هم در مورد خرید نکردن نان و شیر و مرغ معتقد است که “وسع مان به خرید نمی رسد. همین شیر دولتی الان با این قیمت گران فقط آب هست. اگر برایش پولی بدهی، انگار پولت را ریختی توی جوی آب. سمت مرغ هم که اصلا نمی شود رفت. نان ها که بی کیفیت اند. شما بگویید چه کنیم!”
از او می پرسم آخرین بار که مرغ خرید چه زمانی بوده، که توضیح می دهد: “مرغ و گوشت که اگر مجبور بشویم و میهمان داشته باشیم خرید می کنیم. هر چند با این قیمت های گران، میهمانی ها هم کم شده است.”
شهروندی هم می گوید که برای خرید مرغ مراجعه کرده بوده که با نرخ 7 هزار تومان مواجه شده است. می گوید: “مجبور که نیستیم، نمی خوریم.”
باید زودتر شروع می کردیم
یک خرده فروش مواد غذایی هم با استقبال از این طرح که می گوید از طریق یکی از مشتریانش از آن با خبر شده و از او خواسته این پیامک را برایش ارسال کند تا او هم برای دیگران بفرستد، نظرش بر این است که این طرح باید خیلی زودتر از این شروع می شد.
نظر شهروند دیگری هم این است که “مردم اگر متحد باشند این طرح خوبی است.” با این حال او می گوید: “هر چند، دور و اطرافیان آقایان برای خودشیرینی و خنثی کردن طرح، اگر شده نان به تعداد زیاد می خرند برای فامیل و اطرافیان خود تا به ظاهر خنثی بودن این طرح را نشان دهند.”
وی اشاره می کند: “البته با این روال گرانی که آقایان در پیش گرفتند، خیلی ها هم به نان و نوایی رسیدند. همین بازار مسکن را شما ببینید، برای بسیاری بازار درست کرده است. اگر یک اتاق هم داشته باشند و اجاره دهند کلی در ماه کاسب اند. بیچاره آن مردم اجاره نشین.”
خانمی درباره گرانی که مورد پرسش قرار می گیرد، قبل از اینکه چیزی بگوید، موبایلش را از کیفش بیرون می آورد و علاوه بر پیامک خرید نکردن، پیامک دیگری هم می خواند: «فیلم جدایی نان از سفره؛ کارگردان: محمود احمدی نژاد»!
او می گوید: “وقتی شیرها فاسد بشود و در مغازه ها بماند، حساب کار دست آقایان می آید.” ادامه می دهد: “مردم ما دیر به فکر این کار افتادند. کشورهای دیگر به محض یک تغییر قیمت، سریعا اعتراض مردم در نخریدن و اعتراض نمود پیدا می کند. مردم ما با هم اتفاق نظر باید داشته باشند.”
نانوایی ها هم باید تعطیل کنند
در مسیرم سراغ یک خرده فروش مرغ و گوشت می روم، او می گوید: “همه گرانی ها از بلای تحریم است و آقایان نمی خواهند زیر بار بروند. همین دانه های مرغ، می دانید چند برابر شده است؟ ما هم به خدا از این وضعیت راضی نیستیم. ما هم از همین مردم هستیم. اما مشکل گرانی را دولت باید حل کند که نشان داده این قدرت را ندارد. با خرید نکردن که کار درست نمی شود. شاید یک نفر شکم سیر که نان و گوشت بوقلمون می خورد، این پیامک را به همه ارسال کرده و برایش بالا و پایین رفتن قیمت تاثیری بر زندگی اش ندارد.”
خانمی که از مخالفین این طرح است، سوال می کند که “مگر می شود نان نخرید؟” او که مثل بسیاری دیگر از شهروندان، به مخالفت با طرح هدفمندی یارانه ها می پردازد، در ادامه صحبت های خود می گوید: “قیمت ها به قدری گران شده که من و شوهرم با هم کار می کنیم اما باز هم کفاف زندگی و این خرج ها را نمی کند.” او می گوید: “همه چیز و همه این بلاها از یارانه ها بر سر مردم هوار شد.”
سراغ یکی از نانوایی های شهر می روم تا از فروش روزانه اش بپرسم. به محض شنیدن سوال، می گوید: “امروز مشتریان می گفتند پیامکی آمده که مردم نان نخرند. خب تا حدودی در فروش ما تاثیر داشت، اما خیلی چشمگیر نبود.” او می گوید: “خودِ من هم با این طرح موافق هستم، ولی تنها با خرید نکردن جواب نمی دهد. باید ما نانوایی ها هم تعطیل کنیم تا تأثیر اعتراض مردم بهتر مشخص شود.”
علت گرانی نان را می پرسم که هم به آزاد شدن نرخ آرد اشاره می کند و هم گندم وارداتی که به خاطر مشکلات تحریم به گندم های بی کیفیت تبدیل شده است.
مردم میانسال دیگری که در حال خرید نان است، با اعتراض به این بحث می گوید: “خانم، این شیوه فایده ای ندارد. مردم باید به خیابان ها بیایند و اعتراض کنند. خیابان هم نه با سکوت. باید صدای اعتراض بلند باشد.” اما خانمی که پشت سر اوست، جواب می دهد: “مگر کم جوانان مردم را کشتند؟” با این حال پاسخ آقا این است که “مردم باید کار را یکسره کنند. باید کشته بشوند تا حرف خود را به کرسی بنشانند.”
به او می گویم شاید این اعتراض، مقدمه کارهای بعدی باشد. جواب می دهد: “آخر نان نخریدن که خودش مرگ تدریجی است. باید به فکر کارهای اساسی بود.”
نانوایی را که ترک می کنم، صحبت یکی از شهروندان را با خود مرور می کنم که گفت: “با همین طرح می توان تمرین وحدت کرد و برای کارهای بزرگتر خود را آماده کرد. به نظرم لااقل از سکوت و انفعال بهتر است.”
* * *
شما هم می توانید مشاهدات و دیدگاه خود را درباره این اعتراض مردمی زیر این مطلب بنویسید.
تصویر دو نمونه از پیامک هایی که مردم برای یکدیگر ارسال کرده اند:

تصویر طرحی که برای تبلیغ این حرکت اعتراضی در اینترنت منتشر شده:
