چکیده : وعده داده بود برای دولتش " دولت عقلانیت، دولت استفاده از کارشناسان و نهادهایی خواهد بود که مردم پایه گذاری کردند، نه یک دولت کف بینی و رمالی". یار وفادارش، زهرا رهنورد که در حصر وحبس لحظه ای او را تنها نگذاشت هم می دانست که این ملت همه سلحشورند، امیدوار بود که این سلحشوری ها در خردادها و خردادها باقی بماند.
خردادها همیشه پر حادثه اند. خرداد 88 که شد گویی همه جا پر شد از عطر امید. همه ایران سبز شد. بارقه امید از هر سو وزیدن گرفت. حادثه ای بزرگ رقم خورد.
آمد بی هیچ هیاهویی بعد از بیست سال. اما چه آشنا بود این نخست وزیر محبوب امام. محبوب دل مردم هم بود. پیر و جوان بسویش آمدند. شمیم آشنایی داشت میرحسین.
وعده داده بود برای دولتش ” دولت عقلانیت، دولت استفاده از کارشناسان و نهادهایی که مردم پایه گذاری کردند، نه یک دولت کف بینی و رمالی”.
یار وفادارش، زهرا رهنورد که در حصر وحبس لحظه ای او را تنها نگذاشت هم می دانست که این ملت همه سلحشورند، امیدوار بود که این سلحشوری ها در خردادها و خردادها باقی بماند.
سلحشوری ها همه خواهد ماند. جوانه ها باز می روید در خرداد و خردادها و نهال امید از این سرزمین ریشه کن نخواهد شد.
سر اومد زمستون
شکفته بهارون
گل سُرخ خورشید دراومد و شب شد گریزون
کوهها لالهزارن – لالهها بیدارن
تو کوهها دارن گل گل گل جنگل و میکارن
………