شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.

» دروغ ممنوع/ علی جمالی در زندان به جرم توهین به رهبری

جمعه, 1 ژوئن, 2012

چکیده : علی جمالی یکی دیگر از نمونه هایی است که شرح وضعیت او، دروغ نماینده‌ی رهبری را برملا می کند. این فعال دانشجویی که 31 مرداد 89 بازداشت شد، در تاریخ ۲۱ سوی شعبه‌ ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه به چهار اتهام «توهین به رهبری»، «توهین به رئیس جمهور»، «تبلیغ علیه نظام» و «اجتماع و تبانی برای برهم زدن امنیت داخلی»، مجموعا به چهارسال حبس تعزیری محکوم گردید که این حکم در دادگاه تجدید نظر به ۲سال کاهش یافت.


در سومین سالگرد ۱۳ خرداد ۸۸، روز دروغ ممنوع، روزی که میرحسین موسوی همه ی دروغگویان حاکمیت را به سکوت فراخواند، محمدحسن رحیمیان از نمایندگان ولی فقیه ادعا کرده که رهبری در سال ۸۸ دستور آزادی کسانی را که اتهامشان توهین به رهبری بوده، صادر کرده است. این دروغ بزرگ در حالی مطرح شده که بسیاری از زندانیان سیاسی پس از انتخابات به اتهام توهین به رهبری محاکمه و زندانی شده اند و هنوز تعدادی از آنها در زندان اند.

علی جمالی یکی دیگر از نمونه هایی است که شرح وضعیت او، دروغ نماینده‌ی رهبری را برملا می کند. این فعال دانشجویی که 31 مرداد 89 بازداشت شد، در تاریخ ۲۱ سوی شعبه‌ ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه به چهار اتهام «توهین به رهبری»، «توهین به رئیس جمهور»، «تبلیغ علیه نظام» و «اجتماع و تبانی برای برهم زدن امنیت داخلی»، مجموعا به چهارسال حبس تعزیری محکوم گردید که این حکم در دادگاه تجدید نظر به ۲سال کاهش یافت.

وی چندی پیش با وثیقه چهارصد میلیون تومانی برای چند روز به مرخصی آمد و توانست پسر کوچک خود را ببیند. پسر علی در هنگام بازداشت پدر چند ماه بیشتر نداشت و هنگامی که او به مرخصی آمد دو ساله شده بود.

همسر علی جمالی، سمیراصدری در دومین سال تولد فرزندنش برای او نوشت: نیکان؛ این روزهای سخت تمام می شود اما یادتان باشد که آزادی شما در گرو هزینه‌های جان‌فرسایی بود که ما پرداختیم.”

علی امروز در زندان است و “نیکانش” همه آنچه از پدر می داند عکسهایی است که بر در و دیوار خانه زده اند و دیدارهای گاه گاهی جمال از خانه و “دوشنبه های دو جداره اوین”. نیکان، پدر را با فاصله می شناسد مثل خیلی های دیگر. نه فاصله ای بین دو نسل. نه فاصله ای بین آنان که می خواهند باشند به هر قیمتی و آنان که می خواهند باشند برای آرمانی.

علی در زندان اوین برای فرزندش از تاریخ انقلاب نوشت و گفت که دقیقا ۳۱سال پیش از تولد تو، در ۱۲فروردین ۵۸پایه های نظامی بنیان نهاده شد که قرار بود «جمهوری اسلامی» باشد؛ نه یک کم و نه یک کلمه بیش. قرار بود جمهورش در آن اساس تصمیم گیری باشد و اسلامش رحمانی، اطمینان بخش و سازگار با دنیای جدید اما امروز و در روزهایی که تو به دنیا آمدی و به دو سالگی رسیدی، هم زمان با تو ۳۳مین سال تاسیس جمهوری اسلامی نیز سپری می شود، در حالی که زندان هایی که قرار بود دانشگاه باشد، لبریز است از دانشجویانی که به زندان شدن دانشگاه و شهر و کشور خود اعتراض دارند. تو ۲ساله می شوی و جمهوری اسلامی ۳۳ساله و چه کنایه آمیز که از کارزار سبز و پیوسته ما برای اعاده ی «جمهوریت» هم دو سال و اندی می گذرد.

او به پسرش که فقط پدر را از پس شیشه های کدر اتاق انتظار می بیند یادآوری کرد که پدرت و بسیاری از دوستان و خواهران و برادرانش در اعتراض به ظلم و جور ناروایی که بر مردم این دیار می گذرد، به بند کشیده شده اند و با وجود سختی های تاب آوردن حتا یک روز اسارت ظالمانه و دشواری ها و مرارت های ناگفتنی دوری از مادرت و تو، امید به فردایی بهتر برای تو و هم نسلانت، همه ی ما زندانیان سیاسی را در راه خود برای آزادی این کشور از مصیبتی که به آن گرفتار آمده، مصمم و جدی ساخته است. ما به فردای تک تک فرزندان ایران زمین می اندیشیم و به همین سبب از راهی که آغاز کرده ایم، بازنمی گردیم.