شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.
» اعتراف رئیس صداوسیما به عملکرد یکسویه رسانه ملی در سال ۸۸

» دروغ ممنوع/ آقای ضرغامی! توصیه های میرحسین را بیاد دارید؟

پنج‌شنبه, 31 می, 2012

چکیده : پس از سه سال و در آستانه سومین سالگرد جنبش سبز مردم ایران، ضرغامی منتصب رهبری در صداو سیما به یک طرفه بودن این رسانه ملی در طول اعتراضات مردمی پس از انتخابات مهندسی شده ریاست جمهوری اعتراف می کند و می گوید که برای آرام کردن اوضاع چنین اقدامی را انجام می داده است. وی نمی گوید در حالی که مسئولیت امنیت و انتظامات کشور نهادهای دیگری هستند و صداو سیما بر اساس اصل ‏ یکصد و هفتاد و پنجم باید با رعایت آزادی‏ بیان به نشر افکار مختلف با رعایت‏ موازین‏ اسلامی‏ و مصالح‏ کشور بپردازد، چرا میلیون ها ایرانی را از حق مسلم خود محروم کرده است.


میرحسین موسوی: ” دروغ به مشخصه‌ای غیرقابل تفکیک از صدا و سیما تبدیل شده و زشت‌ترین بداخلاقی‌ها نشانه تعهد به دین پیامبری تلقی می گردد.”

کلمه: پس از سه سال و در آستانه سومین سالگرد جنبش سبز مردم ایران، ضرغامی منتصب رهبری در صداو سیما به یک طرفه بودن این رسانه ملی در طول اعتراضات مردمی پس از انتخابات مهندسی شده ریاست جمهوری اعتراف می کند و می گوید که برای آرام کردن اوضاع چنین اقدامی را انجام می داده است.

وی نمی گوید در حالی که مسئولیت امنیت و انتظامات کشور نهادهای دیگری هستند و صداو سیما بر اساس اصل ‏ یکصد و هفتاد و پنجم باید با رعایت آزادی‏ بیان به نشر افکار مختلف با رعایت‏ موازین‏ اسلامی‏ و مصالح‏ کشور بپردازد، چرا میلیون ها ایرانی را از حق مسلم خود محروم کرده است.

رئيس سازمان صداوسيما با بيان اينكه اصلي ترين كار ما عادي سازي شرايط بود، به یکسو نگری این رسانه در جریان پس از انتخابات اعتراف کرد و گفت: مصاحبه هايي با مردم صورت مي گرفت كه آنها عمل فتنه گران را تقبيح مي كردند و اين به عادي شدن شرايط كمك مي كرد!!

او نمی گوید که چرا از یکی از این همه مردمی که در خیابان ها حضور داشتند، مصاحبه ای پخش نشد.

ضرغامي با ادعای اينكه گفت وگوهاي تلويزيوني و مصاحبه هاي زيادي در اين خصوص صورت گرفت، گفت: من شخصا با سران فتنه گفت وگو كردم و به آنها گفتم شما هم بياييد و گفت وگو كنيد اما آنها مي خواستند يك طرفه بيايند و بيانيه بخوانند، از طرفي برخي از آقايان هم نيامدند و مي خواستند ببينند در آينده چه مي شود و بخشي هم كه مخالف فتنه بودند، براي صحبت كردن شرط مي گذاشتند و مي خواستند بسيار تند صحبت كنند.

این رییس انتصابی صدا و سیما نمی گوید که مصاحبه های یک طرفه و نادیده گرفتن حق همان 13 میلیونی که ادعا می کنند، را چگونه تضییع کرده و چگونه باعث شده است که بخش وسیعی از جامعه هیچگونه سهمی از صدا و سیمای ملی نداشته باشند و آن را در حد یک رسانه قبیله ای و قومی نازل کرده است.

این سردار که سال هاست کرسی ریاست صدا و سیما را به تسخیر خود در آورده است، پیش از این ادعا کرده بود که “اما درباره حضور آقایان موسوی و کروبی در تلویزیون در شرایط فعلی باید بگویم ماه‌ها قبل از برگزاری انتخابات امکانات و ظرفیت‌های مفصلی را در اختیار هر چهار نامزد قرار دادیم. دو سه روز پس از انتخابات ملاقاتی با مهندس موسوی داشتم. در آن ملاقات به ایشان گفتم شما با استفاده از برنامه‌های تبلیغی مفصل سازمان در آن چند ماه چه جایگاهی در کشور به دست آوردید و اینکه 13 میلیون رایی که آوردید بسیار بالا و قابل توجه است. پس قدر بدانید و با پذیرش قواعد بازی و دموکراسی در صحنه رقابت سیاسی حضور پیدا کنید و ما نیز این آمادگی را داریم که این همکاری را با شما داشته باشیم”.

کسی از قواعد بازی سخن می گوید که آوازه سریال های ساخته و پرداخته توهمات خود و دوستانش چون هویت و چراغ و بیست و سی و …. سال هاست آرامش را از کشور ربوده و اتهام زنی های بی مورد و دروغ شان زمینه مهاجرت میلیون ها ایرانی را فراهم کرده است.

او اقبال عمومی مردم به میرحسین موسوی نخست وزیر محبوب امام را فراموش می کند و یادش می رود صدا وسیمای ضرغامی در طول زمان تبلیغات انتخاباتی با همه قوا در اختیار احمدی نژاد و تیمش بود و با اعلام زودرس نتایج انتخابات به تنش در جامعه دامن زد.

این رییس انتصابی صدا و سیما به همین هم بسنده نکرده و گفته بود: ایشان توانایی کنترل اغتشاشاتی را که به دلیل انتشار بیانیه‌های ایشان در تهران رخ داد، نداشتند. در همان شب اول که حوادث شروع شد تعداد زیادی کشته شدند. اگر این مساله را که در چند خیابان و منطقه مشخص رخ داد به صورت عمومی در شبکه‌های سراسری مطرح می‌کردیم، چه پیامی می‌توانست داشته باشد؟ توزیع این ناپایداری در سراسر کشور برای آنهایی که رای دادند و از نتیجه رای خود راضی بودند و با شادابی در انتخابات شرکت کرده بودند و حماسه‌ای بزرگ خلق کرده بودند، چه پیامی دارد؟ بنابراین به هیچ وجه دلیل و منطق مناسبی نبود که چون آزادی بیان هست ما هم بیاییم و با مردم چنین حرف بزنیم.

او نمی گوید کسی که توانایی دارد با یک بلند گوی دستی میلیون ها شهروند را که از میدان امام حسین تا میدان آزادی تجمع کرده اند را به سکوت و آرامش فرا بخواند، نخواهد توانست از یک رسانه ملی با صدایی رساتر مردم را به آرامش بخواند!!

ضرغامی نمی گوید که عامل این عدم آرامش چه کسی بوده است؟ بیانیه قانونی و هدفمند میرحسین موسوی یا سخنان و تحریکات کسانی که خود را حامی ” نظام” می دانند و برای این قدرت چند روزه بر همه چیز پشت پا زده و چشم به همه واقعیات بسته اند؟

او که از آزادی بیان فقط همین می داند که رسانه ملی را در خدمت “قبیله” خود قرار دهد، مدعی شده بود که این امر با هیچ منطقی مناسب نیست!! منطقی که آقای ضرغامی و دوستانش پیرو ی می کنند با منطقی که آزاد مردان و آزاد زنان دنبال می کنند، تفاوت اساسی دارد.

ضرغامی حافظه تاریخی ندارد که به یاد بیاورد آنجا که میرحسین موسوی متواضعانه و دردمندانه توصیه کرد “برای برقراری آرامش در خیابان ها مطابق اصل ۲۷ قانون اساسی امکان تجمع های مسالمت آمیز را نه تنها فراهم کنند، بلکه چنین گردهم آیی هایی را تشویق کنند وصدا و سیما را از قید بدگویی ها و یک طرفه عمل کردن ها رها سازند. بگذارند صداها قبل از آن که به فریاد تبدیل شود به صورت استدلال و مجادله احسن در این رسانه جاری، تصحیح و تعدیل گردد.”

ضرغامی که سابقه جعل سخنان امام خمینی را هم در پرونده خود دارد، سپس اینگونه ابراز عقیده كرد: “شخصا به خاطر علاقه‌ای که به آقای کروبی دارم، آنقدر آقای کروبی را نشان دادیم که بارها خودشان و نزدیکانشان می‌گفتند این کار خوبی نیست. شاید نسبت حضور آقای کروبی و همفکران شان به بیش از 10 برابر برسد. فکر می‌کنم بیش از هر کسی ایشان در تلویزیون حضور داشتند. اگر این آقایان بحث ایجاد ثبات و پایداری و حفظ قواعد امروز و این چند ماهه دموکراسی کشور را رعایت کنند- که باید مبتنی بر مصالح کشور باشد- و از این مرحله بگذریم مشکل خاصی برای حضور آنها نداریم.”

سيدعزت الله ضرغامي رئيس سازمان صداوسيما که ید طولایی در بر هم زدن آرامش و امنیت کشور در پرونده خود دارد، در همايش امنيت پايدار كه به همت دانشگاه جامع امام حسين(ع) برگزار شد، همچنین ادعا کرد: امنيتي كردن اموري كه امنيتي نيست، خود باعث از بين بردن امنيت پايدار مي شود.

وی در طول اعتراضات قانونی مردم در جریان پس از انتخابات مهندسی شده انتخابات 88 یا سیاه نمایی و وارونه کردن واقعیات ها، به خشونت و امنیتی شده فضای جامعه کمک شایانی کرد، اینک پس از سه سال مدعی می شود که يكي از بهترين پايلوت هاي بررسي اين موضوع فتنه 88 است. حادثه فتنه در اوج قدرتمندي نظام و مشاركت بالاي مردم ناگهان اتفاق مي افتد و خيلي ها را غافلگير مي كند.

این رییس انتصابی صدا و سیما که طی سه سال گذشته با جعل اخبار و واقعیات منجر به بی اعتمادی بخش وسیعی از جامعه شده است، با فراموش کردن عملکرد خود در طی ماه های پس از انتخابات می گوید: بخشي از كار مقابله با فتنه جمع كردن كف خيابان ها بود كه توسط نهادهاي امنيتي انجام مي شد و در كنار آن بايد بر روي افكار عمومي كار بسيار وسيعي انجام مي شد.

وی پس از سه سال اعتراف می کند که از رهبری دستور مستقیم می گرفته و می افزاید: رهبری در آن زمان از ما خواستند كه جداسازي كنيم و نشان دهيم افرادي كه الان در كف خيابان ها امنيت را برهم مي زنند، غير از 13ميليوني هستند كه به جريان مقابل راي دادند.

ضرغامی نمی گوید جعل واقعیت حضور سبز مردم در خیابان های شهر با چه منطقی اجرا شده است و او و همراهانش چگونه با قلب حقیقت، و عدم اطلاع رسانی درست و منصفانه مردم را به سمت رسانه های خارجی هدایت کردند.

رئيس سازمان صداوسيما با بيان اينكه اصلي ترين كار ما عادي سازي شرايط بود، به یکسو نگری این رسانه در جریان پس از انتخابات اعتراف کرد و گفت: مصاحبه هايي با مردم صورت مي گرفت كه آنها عمل فتنه گران را تقبيح مي كردند و اين به عادي شدن شرايط كمك مي كرد!!

او نمی گوید که چرا از یکی از این همه مردمی که در خیابان ها حضور داشتند، مصاحبه ای پخش نشد.

ضرغامي در ادامه ادعا کرد: همين طور در چهار سال پيش و ايام عيد كه آمريكا تبليغات فراواني براي حمله به ايران مي كرد، ما در جهت خنثي سازي آن گزارش هايي از عادي بودن شرايط در ايران و خريد شب عيد مردم پخش مي كرديم كه اين خودش يك كار امنيتي بود.

این در حالی است که تظاهرات مردم در روز 25 بهمن که به دعوت میرحسین موسوی و مهدی کروبی انجام شد، را او و وزیر اطلاعات منصوب رهبری، حضور مردم در خیابان برای خرید نوروز خواندند.

و چه شایسته گفت میردربند که “و مظلوم‌تر از انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی و قانون اساسی، خود اسلام است؛ دینی که بسیار از آن نام می‌برند و اندک به آن عمل می‌شود. چه بسیار که دین را سرند می‌کنند، هر چه از آن که منافعشان ایجاب نکند به فراموشی می‌سپارند و سلیقه‌ها و مصلحت‌های خود را متن اسلام می‌نامند، تا جایی که دروغ به مشخصه‌ای غیرقابل تفکیک از صدا و سیما تبدیل شود و زشت‌ترین بداخلاقی‌ها نشانه تعهد به دین پیامبری تلقی گردد.”