سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » آیت الله موسوی اردبیلی: ایمان ها در معرض خطر است؛ از مردم عذر خواهی کنید...
» قصورها و تقصیرها را بپذیریم

آیت الله موسوی اردبیلی: ایمان ها در معرض خطر است؛ از مردم عذر خواهی کنید

چکیده :ايمان‌هايي در معرض خطر است. اين‌ها تلفات سنگيني است كه بايد جدي گرفته شود. اگر رفتار من، گفتار من، اخلاق و منش من، كوتاهي من، تزلزلي در ايمان حتي يك نفر ايجاد كرده باشد، كافي است كه خواب از چشمم ربوده شود. قصور و تقصيرهاي سنگين خودمان را به روي خودمان نمي‌آوريم و حتي گاهي‌ اوقات طلبكار هم مي‌‌شويم!...


آيت‌الله موسوي اردبيلي ديروز در پايان درس خارج فقه طي سخناني گفتند: اگر اشكالات و نارسائي‌هائي وجود دارد مسئوليت آن با ماست و ربطي به اسلام ندارد.

وی با اشاره به سنت معصومین در عذرخواهی از مردم اظهار داشت: همه مي‌‌دانيم كه به نص قرآن كريم، پيامبر و اهل بيت عليهم السّلام معصومند و از آن‌‌ها گناه يا خطايي سر نمي‌زند. اين كه آن حضرت چنين كاري كرده است، شايد مي‌خواسته به ما ياد بدهد كه در برابر مردم چگونه عمل كنيم.

به گزارش کلمه از به نقل از پایگاه اطلاع رسانی ایشان، این مرجع تقلید با اشاره به مبارزاتی که برای پیروزی انقلاب اسلامی انجام شده است، گفت: حالا بعضي كارها و نتايج را كه مي‌بينم، نگران مي‌شوم كه نكند ما در انجام وظايفمان قصور يا تقصيري داشته ايم. آن روز كه دوستان ما مبارزه مي‌كردند، آن روز كه فداكاري مي‌كردند، خيلي بهتر از اين را توقع داشتند. نكند فردا در مقابل خداي تعالي، در مقابل صاحبان حق در اين مسير، در برابر اين ملت، شرمنده باشيم. عمر دنيا زود مي‌گذرد و من در سن و سال و وضع و حالي هستم كه بايد بيش از شما به فكر باشم.

وی در بخشی از سخنانش تصریح کرد: البته حق اين است كه عمل ما و قصور و تقصير‌هاي ما ربطي به مكتب نوراني اسلام و تشيع ندارد، ولي مع الاسف مردم اين طور قضاوت نمي‌كنند. اگر از ما بدي ببينند به پاي دين مي‌گذارند. واقع اين است كه با همه بركاتي كه اين انقلاب و نظام داشته و دارد و مرهون فداكاري‌ها و خون‌هاي پاك است، قصور و تقصيرها هم زياد است. گاهي كارهايي مي‌كنيم كه موجب يأس و بدگماني مردم شده است. امروز جوان‌هاي زيادي اعتماد و علاقه شان سست شده است.

این مرجع تقلید افزود: ايمان‌هايي در معرض خطر است. اين‌ها تلفات سنگيني است كه بايد جدي گرفته شود. اگر رفتار من، گفتار من، اخلاق و منش من، كوتاهي من، تزلزلي در ايمان حتي يك نفر ايجاد كرده باشد، كافي است كه خواب از چشمم ربوده شود.

وی در ادامه گفت: ما خيرخواهانه پا در راه انقلاب اسلامي گذاشته‌ايم اما شايد كوتاهي كرده باشيم و به خاطر كوتاهي‌ها از مردم عذر مي‌خواهم و حلاليت مي‌طلبم.

من از طرف خودم حرف مي‌زنم، به ديگران كاري ندارم. من از كارهاي كرده و نكرده خودم نگرانم. اگر همه ما درست عمل كرده بوديم وضع اين نبود. ولي گمان مي‌كنم همه ما، همه مسئولين، از سابق تاكنون، بايد از مردم عذرخواهي كنيم. ضرورت اين كار البته براي مسئوليني كه در لباس روحانيتند بيشتر است.

وی با تأكيد بر ضرورت تفكيك ميان آزادي بيان و اهانت، گفتند اهانت به اعتقادات مردم مجاز نيست.

متن سخنان اين مرجع تقليد به شرح زیر است:

بسم‌الله الرحمن الرحيم

امروز آخرين جلسه بحث ما در اين سال تحصيلي است و آقايان فرصتي در پيش دارند تا سال آينده كه معلوم نيست مقدرات الهي چه باشد و آيا بتوانيم باز هم به درس و بحث مشغول شويم يا نه؟ بنده مي‌‎خواستم در اين جلسه نكاتي را خدمت آقايان عرض كنم. البته مدتي است اين مسائل ذهن مرا مشغول كرده است و اين فرصت را براي طرح آن‌ها مناسب ديدم.

اولاً، مي‌خواستم عرض كنم تعطيلي دروس حوزوي در گرماي تابستان به معناي تعطيل تحصيل و تحقيق نيست. به كار علمي نبايد مثل كار اداري نگاه شود، بايد مسائل علمي به دغدغه‌هاي ذهني ما تبديل شود تا بتوانيم آن‌ها را به خوبي پي ‎گيري كنيم و به جايي برسانيم. شايد فرصت تعطيل دروس معمول، فرصت خوبي باشد براي مطالعه در زمينه‌هايي كه فهم ما از اسلام به آنها نياز دارد، ولي در ضمن دروس مرسوم كمتر مطرح مي‌شود: از تاريخ و سير و عقايد و تفسير و اخلاق گرفته تا معلوماتي كه شايد علوم اسلامي و حوزوي به شمار نيايد، ولي يك عالم اسلامي بايد آن‌ها را بداند؛ از مسائل روان شناسي و جامعه شناسي و اقتصاد و امثال اين‌ها، البته هر كس به فراخور زمينه‌اي كه در آن كار مي‌كند و علايقي كه تعقيب مي‌كند.

بالاخره روزگار عوض شده، مخاطبان، آقايان مردمي هستند كه غالباً تحصيل كرده‌اند و شايد تحصيلات عاليه دارند. نبايد فكر كنند علماي دين از دنيا بي‌خبرند. مرادم فقط اطلاع از مسائل جاري و سياسي دنيا نيست، بلكه مسائل عميق تر، مسائل فكري مردم كه از قضا در زندگي آن‌ها هم تأثير دارد و در ديانت آن‌ها تاثيرگذار است.
مسأله ديگر اين كه اگر روحانيت اعتباري دارد، مقبوليتي دارد، اين اعتبار اصيل نيست، مال خود ماها نيست، اين از جاي ديگري است. اين اعتبار مال دين است، مال پيامبر خدا (ص) و اهل بيت (ع) اوست. اگر مردم به روحانيت ارادت مي‌‎ورزند، به واسطه اين است كه ماها را شاگرد مكتب امام صادق (ع) مي‌دانند.

ماها بايد به لوازم اين انتساب ملتزم باشيم. لازمه انتساب به اهل بيت عصمت و طهارت (ع) اين است كه خود را پاك گردانيم، خودخواهي و خودمحوري را كنار بگذاريم. اگر رفتار خارج از ضوابط تقوا و اصول مورد رضايت محمد و آل محمد (ص) از ما سر بزند، اين مي‌تواند در عقايد مردم، در اخلاق مردم اثر سوء بگذارد و مسئوليت آن بسيار سنگين است. مردم توقّع ندارند از من و شما رفتار خارج از حيطه تقوا و اخلاق اسلامي ببينند و حق هم دارند. توقع ندارند ببينند ما مبلّغ خودمان هستيم، اسلام را وسيله كرده‌ايم تا امور خودمان را پي بگيريم. اهل بيت (ع) هم استيكال به دين را مذمت كرده اند؛ استيكال به دين يعني انسان دين را و ارادت مردم به دين را و اعتقادات مردم را نردبان ترقي خودش بكند.

اين وجوه شرعيه‌اي كه مردم در اختيار ما قرار مي‌دهند، ارث پدري ما نيست. اين را مي‌دهند كه به اسلام خدمت كنيم. صاحب حقيقي اين مال(عجّل‌الله تعالي فرجه الشريف) وقتي كه به اراده خداوند متعال تشريف بياورند، اين اموال را صرف تقويت اسلام مي‌كنند، صرف اعتلاي مسلمين مي‌كنند. آقايان چنين تشخيص داده‌اند كه اگر طلاب علوم ديني با اين مال تقويت شوند كه بتوانند وقت بيشتري را براي درس خواندن اختصاص دهند، به اسلام خدمت خواهند كرد. البته وجوه شرعيه‌اي كه به طلاب مي‌رسد ناچيز است ولي همين هم به اعتبار خدمت به اسلام توزيع مي‌شود. لذا آقايان محترم بايد توجه داشته باشند ما در مقابل ولي‌الله اعظم(عجّل‌الله تعالي فرجه الشريف) مسئول هستيم. اگر درس خواندن ما به درد تقويت اسلام نخورد، به درد دينداري مردم نخورد، معلوم نيست چه وجهي پيدا مي‌كند. از اين ناحيه واقعاً بايد نگران بود. ما اگر در لباس روحانيت هم نبوديم در قبال دين خدا وظيفه داشتيم، در مقابل همين نعمت‌هاي الهي موظف و مسئول بوديم، تا چه رسد به اين كه زندگي ما و اعتبار ما با خدمت به دين عجين شده است.

البته روزگار ما هم روزگار ديگري شده است. در دوره طاغوت مسئوليت حوزه‌ها كمتر بود. امكانات در اختيار نبود. فشارها زياد بود. زندگي طلاب در عسرت بود. صداي ما به مردم نمي‌رسيد. در مقدرات زندگي مردم تأثير چنداني نداشتيم. خون دل‌ها مي‌خورديم تا يك مجله راه بيفتد، تا يك كلاس در يك مسجد دائر شود، تا چهار تا جوان را بتوانيم جمع كنيم. به بركت انقلاب اسلامي فضا عوض شد. مردم به علما اقبال كردند، به حوزه‌ها اقبال كردند. مردم از مرحوم امام(اعلي‎الله‎مقامه) صداقت ديدند، ديدند براي دين كار مي‎ كند، براي خدا كار مي‌كند، لذا به او رو آوردند. جوان -هايشان را به ميدان فرستادند. همه بركات اين انقلاب هم مال آن صداقت‌ها و آن فداكاري هاست. خدا را هم شاكريم كه اين نعمت را به ما ارزاني داشته است. البته نگران هم هستيم نكند با سوء عمل خودمان اين فرصت طلايي را از دست بدهيم. اگر اين انقلاب ضايع شود، علاوه بر فرصت‌هايي كه از يك ملت ضايع شده است، آبرو و اعتبار روحانيت شيعه هم مخدوش ميشود.

امروز ما از ميراث آبرو و اعتباري بهره مي‌بريم كه طي قرن‌ها و با خون دل‌ها و مرارت‌ها فراهم آمده و خودخواهي ما يا كوتاهي ما يا بدون تأمل و تدبير عمل كردن ما خسارت‌هاي سنگيني به بار مي‌آورد. البته سنگ‌اندازي دشمنان و بدخواهان اين انقلاب را هم نبايد ناديده گرفت، ولي اگر خود ما درست عمل كنيم، هيچ عامل خارجي نمي‌تواند رابطه ما را با خداي تعالي و با مردم مسلمان خراب كند. آن چه نگران‌كننده است كارهايي است كه عنايت حق تعالي را از ما بر مي‌گرداند. خداي سبحان مي‌فرمايد: “ذلك بأنّ‌الله لم يك مغيّراً نعمة أنعمها علي قوم حتّي يغيّروا ما بأنفسهم”. اگر عنايت خدا از ما برگشت، مردم هم از ما مي‌برند. نه اين كه شخص من و جنابعالي مطرح باشيم، ممكن است مردم با رفتار من و شما از دين روي گردان شوند.

البته حق اين است كه عمل ما و قصور و تقصير‌هاي ما ربطي به مكتب نوراني اسلام و تشيع ندارد، ولي مع الاسف مردم اين طور قضاوت نمي‌كنند. اگر از ما بدي ببينند به پاي دين مي‌گذارند. واقع اين است كه با همه بركاتي كه اين انقلاب و نظام داشته و دارد و مرهون فداكاري‌ها و خون‌هاي پاك است، قصور و تقصيرها هم زياد است. گاهي كارهايي مي‌كنيم كه موجب يأس و بدگماني مردم شده است. امروز جوان‌هاي زيادي اعتماد و علاقه شان سست شده است. ايمان‌هايي در معرض خطر است. اين‌ها تلفات سنگيني است كه بايد جدي گرفته شود. اگر رفتار من، گفتار من، اخلاق و منش من، كوتاهي من، تزلزلي در ايمان حتي يك نفر ايجاد كرده باشد، كافي است كه خواب از چشمم ربوده شود.

بنده از اولي كه با هزار سختي و مشقت، با هزار تهديد و فشار كه در دوره رضاخان و پسرش وجود داشت، وارد عالم طلبگي شدم تا وقتي كه فعاليت‌هاي اجتماعي و سياسي را شروع كردم، بعد هم كه انقلاب پيش آمد و خواسته يا ناخواسته زير بار مسئوليت رفتم، بعد هم كه ممحّض در بحوث علمي حوزه شدم، چه آن زمان كه مدارس مفيد را در تهران راه ‎اندازي كردم، چه كانون توحيد را، چه دانشگاه مفيد را در قم و كارهاي ديگري كه انجام شده است، چشمم و اميدم به فضل و عنايت الهي بوده است. خواسته‌ام به اسلام خدمتي كرده باشم. فعاليت‌هاي حوزوي به همين نيت بوده، كارهاي اجتماعي و سياسي به همين نيت بوده است، همراهي با مرحوم امام قدس سره و انقلاب به همين نيت بوده است. اما حالا بعضي كارها و نتايج را كه مي‌بينم، نگران مي‌شوم كه نكند ما در انجام وظايفمان قصور يا تقصيري داشته ايم. آن روز كه دوستان ما مبارزه مي‌كردند، آن روز كه فداكاري مي‌كردند، خيلي بهتر از اين را توقع داشتند. نكند فردا در مقابل خداي تعالي، در مقابل صاحبان حق در اين مسير، در برابر اين ملت، شرمنده باشيم. عمر دنيا زود مي‌گذرد و من در سن و سال و وضع و حالي هستم كه بايد بيش از شما به فكر باشم.

مي خواهم از اين فرصت استفاده كنم و خطاب به ملت شريف ايران، به خانواده‌هاي شهدا، به جانبازان، به همه كساني كه زحمت كشيده‌اند، عرض كنم ما خيرخواهانه پا در اين راه گذاشتيم، اما شايد كوتاهي كرده ‎ايم، شايد غفلت كرده ايم. اگر مشكلات و نارسايي‌هايي كه هست به من مستند است، از همه عذر مي‌‎خواهم. ما دلمان مي‌خواست و مي‌خواهد كه ملت ما سربلند باشند، اخلاق و ايمان در ميان جامعه ما رونق داشته باشد، ملت ما خوب زندگي كنند. اگر بنده كاري كرده‌ام كه نبايد مي‌كردم يا ترك فعلي كرده‌ام كه بايد انجام مي‌دادم، از همه عذر مي‌خواهم، از همه حلاليت مي‌طلبم. من از طرف خودم حرف مي‌زنم، به ديگران كاري ندارم. من از كارهاي كرده و نكرده خودم نگرانم. اگر همه ما درست عمل كرده بوديم وضع اين نبود. ولي گمان مي‌كنم همه ما، همه مسئولين، از سابق تاكنون، بايد از مردم عذرخواهي كنيم. ضرورت اين كار البته براي مسئوليني كه در لباس روحانيتند بيشتر است.

عذرخواهي و حلاليت طلبي از ذوي الحقوق، سنت و سيره حسنه است. مردم ما مي‌بينند ما خطاهاي خودمان را، قصور و تقصيرهاي سنگين خودمان را به روي خودمان نمي‌آوريم و حتي گاهي‌ اوقات طلبكار هم مي‌‌شويم! اما رئيس فلان كشور يا وزير بهمان مملكت به خاطر يك اشكال كه ممكن است به نظر ما مهم هم نباشد، عذرخواهي ميكند. وقتي‌ ما چنين عمل مي‌كنيم، مردم از كجا بفهمند كه اين سنت حسنه، دستور اولياء معصومين (ع) است. حضرت اميرالمؤمنين (ع) به حاكم منصوبش دستور مي‌دهد كه اگر مردم گمان خطا و اشتباه و ظلم بر تو داشتند به ايشان توضيح بده، عذر خود را براي آنان بيان كن. رسول خدا (ص) با آن عظمتش، بنا به نقل مشهور، از مردم حلاليت طلبيد و در مقابل ادعاي يك نفر آدم عادي براي قصاص آماده شد. همه مي‌‌دانيم كه به نص قرآن كريم، پيامبر و اهل بيت عليهم السّلام معصومند و از آن‌‌ها گناه يا خطايي سر نمي‌زند. اين كه آن حضرت چنين كاري كرده است، شايد مي‌خواسته به ما ياد بدهد كه در برابر مردم چگونه عمل كنيم.

بگذاريد مردم اين‌ها را از ما هم ببينند؛ در ما حس مسئوليت ببينند. ببينند كه ما خود را در برابر آنان مسئول مي‎ دانيم، آن‌ها را ولي نعمت خود مي‌دانيم. مگر امام نمي‌فرمود اين مردم ولي نعمت ما هستند. مگر ما از پيامبر خدا (ص) و ائمه (ع) بالاتريم؟. آن‌ها پاك و معصوم بودند و ما خطاكار و گنه كاريم. اين چيزهايي كه در سيره پيامبر (ص) و ائمه (ع) آمده، براي اين نيست كه آن‌‌ها را فقط در منابر يا سخنراني‌ها براي مردم تعريف كنيم؛ بلكه بايد پيش از همه خودمان به آن‌‌ها عمل كنيم. پس صادقانه به اشكالات اقرار كنيم و از خطاها عذرخواهي كنيم، تا صداقت ما دل مردم را گرم كند. از اين نترسيم كه ما را متهم به عوام فريبي كنند. مردم از كلام ما، لحن صداقت را مي‌فهمند. اگر صادقانه عذرخواهي كنيم و درصدد تدارك ما فات باشيم، مردم مي‌فهمند، خداي تعالي هم ياري مي‌كند. نكند خداي ناكرده از اين همه تلاش و فداكاري نتيجه مطلوب نگيريم. نكند فرداي قيامت پشيماني و شرمندگي بر ما عارض شود. نكند آيندگان از ما به بدي ياد كنند. ذكر خير بندگان اماره صلاح و سداد حكمرانان است.

نكته‌اي نيز بايد در اين جا عرض كنم و آن اين كه متأسفانه برخي از افراد، كوركورانه با تقليد از برخي اعمالي كه در كشورهاي غربي مد شده، براي اين كه خود را متمدن و پيشرو نشان دهند، مرتكب رفتارهايي مي‌شوند كه هيچ -گونه توجيه عقلي و منطقي ندارد. اگر كسي اعتقادات ما را قبول ندارد، خوب نداشته باشد، ولي اين مجوز اهانت و هتك حرمت نيست. آزادي بيان در هيچ منطق و فرهنگي به معناي آزادي اهانت نيست. در كشورهايي هم كه خود را داعيه‌دار آزادي مي‌دانند، گاهي اوقات براي اهانت به افراد مجازات‌هايي را در نظر مي‌گيرند كه شايد اگر فرد اهانت‌كننده به جاي اهانت صدمه‌اي جسمي و جاني وارد كرده بود به آن مقدار مجازات نمي‌شد. مگر مي‌توان گفت كه اهانت به يك انسان مجاز نيست ولي اهانت به اعتقادات مبليون‌ها انسان مجاز و بي‌اشكال است. كدام عقل و منطقي اين را قبول مي‌كند؟!

البته اين به معناي مجاز نبودن نقد عقايد ما نيست. ما از اين كه كسي بيايد و با بيان منطقي بخواهد با ما در خصوص عقايدمان بحث و گفتگو نمايد استقبال مي‌كنيم و سيره ائمه اطهار (ع) و علماي اماميه همواره بر همين منوال بوده است، اما فاصله بين نقد علمي و اهانت زياد است و مردم خود به راحتي مي‌توانند فرق بين اين دو را تشخيص دهند. به مردم عزيز هم عرض مي‌كنم اين اشكالات و نارسائي‌هايي كه مي‌بينند، اين‌ها از ماست و مسئوليت آن هم با ماست. اين‌ها ربطي به خدا و اسلام و تشيع و اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام ندارد. اگر مردم به خاطر اين مشكلات به من و امثال من تندي كردند، جاي گله ندارد، اما اگر خداي ناكرده به دين و پيامبر (ص) و ائمه (ع) جسارت شد، بايد متوجه بود عذري در اين مورد پذيرفته نيست و بايد پاسخ گوي آن در پيشگاه خدا و رسولش باشند.

انشاء‌الله كه همه شما موفق باشيد و اگر به فعاليت ترويجي و تبليغي مشغول شديد با كلامتان و بخصوص با عملتان اين مردم شريف را به دين و ايمان نزديك‌تر كنيد.
والسلام عليكم و رحمة‌الله و بركاته


42 پاسخ به “آیت الله موسوی اردبیلی: ایمان ها در معرض خطر است؛ از مردم عذر خواهی کنید”

  1. محمدمحمدصادق گفت:

    متشکر

  2. رامين گفت:

    از اقاي موسوي اردبيلي بي نهايت تشكر ميكنم كه از نابسامانيهاي كشور و مردم عذر خواهي مي كنداي كاش همه مسولين كه در اين كشور مسوليتي سنگين داشتند و اين ظلمها را مي بينند اعتراف و عذر هواهي كنند .البته از ان مسوليني كه الان در قدرت نيستند چون از مسولين فعلي تمام مردم متنفرند و از انها انتضاري ندارند چون اينها در مدت اين 8 سال به پشتوانه ولايت فقيه اين كشور را فلج كردند .و اما با كمال تاسف بايد بگوييم ديگر روحانيت در بين مردم اعتباري ندارند و مردم از اين قشر خاص متنفر شده اند چون اينها حلال را حرام و حام را حلال كردند و به خاطر حفظ خودشان و به نام نظام چه جنايتهاييو خيانتهايي كه نكردند .

  3. ناشناس گفت:

    علت مخالفت بعضی از بزرگان شیعه در 100 سال اخیر با تشکیل حکومت اسلامی این بوده که مردم تخلفات و مشکلاتی که به خاطر کوتاهی ،در این حکومت بوجود میاید(بلاخره یک زمانی این مشکل بوجود میاید و بروز میکند) را به جای حکومت، به پای اسلام میگذارند و این ناخواسته کم کم باعث نفرت و جدا شدن مردم از دین میشود حال آنکه اسلام چنین چیزی نیست و چنین چیزی را هم نمیخواهد و مردم باید راه اسلام را از حکومت هرچند به ظاهر اسلام نما جدا بدانند و مصیبتها و خونهای به ناحق ریخته شده را به پای اسلام نگذارند.
    اما در روزگار ما با این همه ریا و ظاهرنمایی،این کار، کاری بس دشوار است

  4. كاظم گفت:

    سلام من واقعاً از سخنان اين مرجع عاليقدر واقعاً خرسند شدم من با افتخار اعلام ميكنم كه من طلبه هستم ولي در نهايت تأسف از قشر خودمان كه واقعاً در طول اين سي سال خراب كرديم راضي نيستم ولي مردم شريف عاجزانه درخواست دارم مرا ببخشند روحانيت را ببخشند دل از اين قشر نكّنند هنوز هم بين ما طلبه هاي خوب هست دعا كنيد انشاالله يه روز خوب مياد.

  5. ناشناس گفت:

    باسلام اینکه امام خمینی رامجزا میکند ودرمورد خود اگربکار میبرد نوعی از زیر مسئولیت دررفتن است وقتیکه کسی میمیرد رسم است درمراسم تشیع جنازه میگویند اگرچهل مسلمان از او ر اضی باشند خداهم راضی است من نمیدانم این روایت راکی بدورن اسلام اورده پس حق الناس چه میشود اقای موسوی اردبیلی ودیگر کسانیکه لباس دین پوشیده اید وای اگراز پس امروز بودفردائی .م محمدی

  6. حسین گفت:

    سلام و درود خدا بر علمای سبز اسلام

  7. محمود گفت:

    زنده باد مرجع شریف و غیور امیدوارم برادران ترک زبان اظهارات این مرجع بزرگوار را بیشتر درک کنند

  8. kosar گفت:

    از اقاي موسوي اردبيلي ميپرسم اگر اين اوضاعواين كثافتكاريها در زمان شاه رخ ميداد شما وامثال شما چه كسي را مقصر ميدانستيد ؟ وچرا امروز از معرفي عامل اصلي امتناع و يا خداي ناكرده هراس داريد ؟ پاسخ هرچه باشد مرجعيت شمارا به چالش ميكشد و عذر شما پذيرفته نخواهد بود . هنوز زمان باقي است . مگر اين پنج روزه در يابيد !!!!!!.

  9. مستاصل گفت:

    همه شما ازبدو تشکیل جمهوری اسلامی تا حالاکه درساختارحکومت دست اندرکاربوده اید چه آنها که فعلا” نیستند وچه آنها که الان هستند مسئول و باید درپیشگاه ملت شریف ایران وبخصوص خداوند متعال پاسخگو باشند . اینطور نیست که الان مسئول ودرمسند کارنیستی پس ربطی به شما ندارد . پی ریز این ساختار حکومت شما هاهستید لطفا” وخواهشا” خودتان را ازبی تقصیر ندانید . ازخداوند متعال خواستارم هرکسی که درحق این مردم ظلمی روا داشته به جزایش برساند . انشاءا…

  10. ناشناس گفت:

    درود بر شما مرد خدا
    ننگ بر معاویه زمان
    یاحسین میرحسین

  11. ناشناس گفت:

    هر چه که کردید و هر چه که شده آبروی اسلام را بردید و همه را دین زده کردید.

  12. ر گفت:

    مگر زمان شاه امام به عنوان مرجع به اصطلاح بر علیه ظلم قیام وآن راوظیفه همه علما نمدانست .که ساکت ننشینند .پس حال چرا صدای از این مراجع بلند نمیشود. خدای نکرده نکند آنهاهم مثل ما ایمانشان سست شده است.پس این همه درس .کلاس ..موئظه هیچ

  13. امیر گفت:

    بابا ایوالله

  14. ناشناس گفت:

    تشکر از ایت الله اردبیلی از هر کجای اشتباه که متوجه بشوی و بر گردی عین فایده است .بیچاره بختیار دراول انقلاب گفت صدای پای نعلین میاید ( هرچند که امروزه علما نعلین نمی پوشند )اگر حکومت را دینی کنید هم دین صدمه می بیند هم حکومت استبدادی و دیکتاتوری می شود . تا کی میتوان مردم را زیر سرنیزه نگه داشد حکومت با کفر میماند ولی با تبعیض و ظلم می پاشد!!

  15. ناشناس گفت:

    به قول آقای مطهری بجز قران و امامان تقدسی نداریم پس باید با احترام اشکالات را پذیرفت

  16. امین گفت:

    جناب آیت الله اردبیلی
    همگان بایدازمردم عذرخواهی کنند واگرشجاعت داشته باشند به اشتباه خودباوردارند ودرپیشگاه مردم خاضع میشوند
    چه حاکم کشورباشد چه خلیفه مسلمین
    این روایت درکتابهای معتبراهل سنت وتشیع هست
    روزی خلیفه دوم عمرخطاب دربین جمعیت زیادی ازمردم سخن میگفت زنی بدوی درجمع فریادزد ای عمراینجارااشتباه گفتی
    محافظین خلیفه خواستند آن زن راساکت کنند اماعمرخطاب کمی تامل کرد وباشجاعت تمام گفت عمراشتباه کرد واین زن درست گفت
    وبه جمع گفت ای مردم من هم مثل شمابنده خداهستم وانسانم واشتباهم میکنم پس هرگاه ازمن اشتباهی دیدید فریادبزنید واگربه خطایی رفتم بااین شمشیر راستم کنید
    جناب آیت الله اردبیلی آیا میشود به حاکمان امروزایران انتقادکرد آیایک دانشجومیتواند ازیک وزیریااستاندارانتقادکند آیایک کارگرمیتواند ازرییس جمهورش انتقاد کند آیایک مرجع میتواند ازرهبری انتقاد وسوال کند هرگز هرگز.. ازرهبری قدیس ساخته اند متاسفانه
    جناب میرحسین وجناب کروبی جرمشان چه بود سعی براصلاح وانتقادازحاکمان تاهمه چیزوخطای آنهابه اسلام گره زده نشود
    جناب اردبیلی چرادرآذربایجان به رهبری توهین میشود
    جناب اردبیلی چرامردم شجاع سوریه عکس حاکمان ایران رابه آتش میکشند
    دلیلش این هست که حاکمان ایران ازیک حکومت دیکتاتوری وسفاک بشاراسد حمایت میکنند به چه قیمتی قتل عام مردم بیگناه
    آیااین هست رسم سالارشهیدان حضرت امام حسین که زیربارزورنمیرفت
    خدایاخودت هرچه بخیرهست انجام بده
    خدامیرماوبانوی ماوشیخ مارادرکنف حفاظتت قراربدهد وازدست این نامحرمان جاهل نجات بده

  17. ناشناس گفت:

    سلام
    جای بسی خوشحالی است که حداقل یک روحانی منصف پیدا می شود. اما جسارتا من فکر می کنم این قبیل بیانات آنهم در کلاس درس مسئولیتی را که آیت الله اردبیلی بدان اشاره می کند از دوش بر نمی دارد. روحانیت سالیان سال است که با تامین مردم به کار و تبلیغ مشغولند.ولی متاسفانه در برهه های حساس که اصولاباید حقوق مردم را احیا می کردندٕ نکردند و محافظه کار شدند. نمونه آن برخورد دولت با معترضین در انتخابات بود بگذریم از اینکه چه کسی برنده اصلی انتخابات بود آیا روحانیت به حکم وظیفه نباید از برخورد خشن دولت جلوگیری می کرد؟ چرا صد یال خورده بودند و خوابیده بودند واینک عرصه عمل بود همه در پشت منابر خود پنهان شدند. آقایان ملت را مانند گله گوسفندی می دانند که باید بدوشند ولی حال که خودشانباید در صحنه بودند فقط با الفاظ مبهم حرفهایی زدند و در حوزه به خواب رفتند. نه اینجور بیانات یک جوری خود را گول زدن و سر مردم کلاه گذاشتن است. در منبر از دفاع علی از زن یهودی سخن می گویند اما خود در عمل …. نه تنها داستان سرایی کافی نیست من باور داشتم روحانیت را اما با این اوضاع دین را ابزاری می دانم برای تامین قدرت گرگ هایی است که در لباس مبدل امده اند.
    بهر حال آیت الله ها هم اگر صادق هستند بسم اله این گوی و این میدان .وارد عمل شوند وصراحتا در رسانه های رسمی و در مذاکرات رسمی از مردم دفاع کنند والا در بین طلابی که همصنف روحانیت است و برای تامین و تضمن کاری نه مسئولیت شرعی گوش به فرمان آقا هستند و نان به نرخ روز خور نه در اجرای حدیث پیامبر و سیره علی. بسم الله

  18. ناشناس گفت:

    جناب اردبیلی بر خلاف بسیاری اعتقاد دارم که زیاد هم نباید ناراحت بود چون امثال من روحانیون را نمایندگان واقعی دین که خواهان صلاح دنیا و اخرت مردم هستند میشناختند و امروز بسیاری چون من بسیجی برادر دو شهید بسیجی دفاع مقدس فهمیدم که خیر برداشتم از روحانیت اشتباه است روحانیت در مقام قدرت و برای حفظ قدرت از هر جنایتکاری جنایتکارتر و بی رحمتر و سبوعتر است و دین فقط ابزاری است برای حفظ قدرت و این خود یک پیشرفتی در شناخت دین است .شخصا فهمیدم برای دریافت دین بهتر است سخنان تمامی متدینین از جمله ملی مذهبی ها را بشنوم و چه زیبا دین را برای مردم معرفی میکنند خدایا نصرتشان ده

  19. سام گفت:

    [جناب موسوي اردبيلي حضرتعالي كه از گذشته وحال عذخواهي ميكنيد حتما از اول هم مشكلي با تاسيسحكومت اسلامي داشتيد مگر مي شود حكومت تشكيل داد وصد درصد همه چه فاسق وكافر و… همه از اون راضي باشند در اون صورت ديگه نظام اسلامي نيست واز طرفي اگه حرفاي حضرتعالي درست باشد پس امير مومنين نبايد ولايت را مي پذيرفت چون در انتها بخشي از مردم از عدالت علي ناراضي بودند

  20. ناشناس گفت:

    آیا عذر خواستن کافی است؟ جواب مادران بی فرزند و فرزندان بی پدر را چه کسی میدهد؟ این ننگ و گناه با عذرخواهی و حلالیت طلبیدن پاک نمیشود، اگر عمری به این دنیا نداشته باشید که ببینید و بفهمید آنچه را به سر مردم این سرزمین آوردید، خداوند بزرگ بسیار عادل است.

  21. ناشناس گفت:

    اقای موسوی به عنوان فردی از افراد این ملت اگر قصوری هم کرده ای شما را حلال کردم ولی حضرت ایت ا… بعضی از دوستان شما کارق کرده اند که جوانان ما از اسلام زده شده اند و این از تهاجم فرهنگی دشمن بدتر است ولی متاسفانه مسئولین فعلی با دروغ و دغل کار خود را پیش میبرند و نمیدانند مردم تمام اینها را پای اسلام می نویسند میگوئیم دزدی بد است جواب میدهند اگر بد است چرا 3 هزار میلیارد توان اختلاس شد می بینید با دین مردم چه کردیم وقتی یک ادم دروغگو را رئیس جمهور می کنیم و می گوئیم عقاید ایشان از هر کسی به من نزدیکتر است ایا ابروئی برای ما و اسلامی که از ان دفاع می کنیم می بینیم و متاسفانه شاهد هستیم که می گویند این مطالبی که به امامان ما نسبت میدهند کذب است و اگر حقیقت داشت چرا مسئولین کا که ادعا دارند پیرو حضرت محمد ص و علی ع هستند مانند انها فریاد نمیزنند چرا بعد از اختلاس می گویند کش ندهید نمی گویند اگر از این غصه حاکم اسلامی بمیرد نباید شماتت شود مگر حضرت علی ع که شما میگوئید نفرمود از غم باید مورد که خاخالی را از پای زن یهودی بیرون اوردند این همه فاصله بین حاکم اسلامی و حضرت علی قابل حل است؟ حکومت بر عهده یک نفر غیر از معصوم فساد میاورد حتی اگر ایت اله العظمی باشد از ما گفتن شما باید پاسخگو باشید حتی اگر بخشیده شوید قیامت نزدیک است و جوابگوئی سخت

  22. ناشناس گفت:

    ما ازموده ایم در این شهر بخت خویش / بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش

  23. فاطمه گفت:

    وای بر حال آنان که دانسته یا نادانسته… خواسته یا ناخواسته با اعمال و رفتارشان به نام اسلام تیشه به ریشه اسلام و اعتقادات مردم زدند
    خدا رحمت کند مهندس بازرگان را آن موقع که گفت نگویید جمهوری اسلامی که مردم هرچه ببینند پای اسلام میگذارند…

  24. امیر گفت:

    جناب آقای موسوی اردبیلی از اینکه به خود جرئت داده و با زبان عذر خواهی برای هزاران هزار تقصرات خود نموده اید خوشحالم.خوشحال از اینکه خدا این فرصت را به شما داد قبل از عزیمت به دیار باقی عذرخواهی کنید.این نصف قصه است.نصف قصه مائیم.ما مردم رنج کشیده این مرز و بوم که در حصار آن چه شمایان گفتید و انجام دادید گرفتار شدیم و بی اندیشه و آزادی عقل و درک پیروی کردیم.آقای اردبیلی با جوانی امثال من که از دستمان رفت چه می کنید ؟ با سلامتی امثال ما که به ناتوانی گرائید چه می کنید.با امیدها و آرزوهای ما که به تاراج دشمن تراشیها و بداخلاقیها به یغما رفت چه می کنید ؟ من اینک 44 سال سن دارم.10 سال از زندگیم گذشته بود که انقلاب شد .بی آنکه بدانم چه شده در تارو پود افکار و عقاید حاکمان وقت گرفتار شدم.حداقل 30 سال از عمرم را آنگونه که دوست داشتم زندگی نکردم.البته قیامتی هست هنوز این باور را در ذهن و روحم زنده نگاه داشته ام.البته که پل صراطی هست .

    اما قسم به آن لحظه ای که خمپاره دشمن بر جانم نشست و سلامتیم را تقدیم حفظ این مرز و بوم کردم از تمام شمایانی که حاکم بودید و به این ملت جفا کردید دروغ پشت دروغ گفتید سیاه را سفید کردید و سفید را سیاه نخواهم گذشت .از شمایانی که برای باقی ماندن بر اریکه قدرت چند روزه دنیا سیره پاک امیر المومنین را که مبتنی بر راستی و سلامت نفس بود رها کردید و معاویه گونه حکم راندید و به نام هدف هر وسیله ای را مباح دانستید نخواهم گذشت .از شمایانی که میدانستید با رواج عشق و دوستی میتوانید بر قلوب مردم حاکم باشید با ستم و خدعه به حکومت پرداختید نخواهم گذشت و حلالتان نخواهم کرد.

    یادتان باشد مردم به آرمان انقلاب و شهدا خیانت نکردند این شمایان بودید که با رفتار عملی و گفتار زهر آلود قلوب همگان را سیاه کردید و در اهداف و آرمان شهدا خدعه زدید.یادتان باشد مردم در آرزوی تحقق مدینه فاضله حکومت اسلامی در اول انقلاب از همه چیز گذشتند اما شما وقتی به قدرت رسیدند به عهدی که با مردم بستید وفادار نبودید.یادتان باشد ما تمایل به خیر و نیکی داشتیم اما شیوه حکومت داری شمایان ما را از جاده انسانیت خارج کرد.همه جهان را با ما دشمن نمود.آرزوهایمان به یاس مبدل شد.و ……………………

  25. سبز راست قامت گفت:

    وقتی یک نفر روحانی را به مقام الوهیت میرسانند و او را مقدس نموده و در برابر او کرنش کرده و حتی پایش را میبوسند و جای قدمهایش را زیارت میکنند بی آنکه بدانند و بفهمند که تمام گرفتاریهای مردم ما از این فرد تقدیس شده است و اینکه او مسئول همه این گرفتاریهاست و مسئول باید پاسخگو باشد نه اخلاق در جامعه میماند و نه دین و اسلامی! چگونه فردی به خود اجازه میدهد که مقدرات مردمی را بدست گرفته و با آن بازی کند؟ آیا مردم حق ندارند از رهبری سوال کنند که با اموالشان چه میکند؟ اگر کسی بدون اجازه بنده دست در جیب من کند و پول مرا بردارد نام عمل او چیست؟ حکمش چیست ؟آیا ما حق داریم به دین و عقاید دیگران فحش و ناسزا بگوییم؟ آیا دیگران هم همین حق را دارند؟ یادتان باشد که ما پیروان این عقیده غلط که ربطی به اسلام ندارد ( به بت های آنها فحش و ناسزا نگویید که آنها هم به خدای شما فحش و ناسزا نگویند. قرآن ) و فقط از آیین روحانیت در آمده است و دست مایه و دست پخت روحانیت جاهل بوده است دین ما را به این روز در آورده است! چقدر به آیین بهاییت و یهودیت و مسیحیت و مذهب سنی ها و بوداییها و… فحش و ناسزا گفته ایم؟ چقدر به ابوبکر و عمر و عثمان فحش داده ایم ؟ چقدر عید الزهرا ( عمر کشون) گرفته ایم؟ آیا فکر نکردیم یک ابله و نادانی هم مثل خودمان بنام شاهین نجفی یا سلمان رشدی پیدا میشود و به امام و پیغمبر ما توهین میکند؟ این همان رفتار و برداشت غلطی است که در مناظره های ریاست جمهوری از سر دمدار این تفکر غلط سر باز کرد و آقای احمدی نژاد عکس ناموس میر حسین موسوی را برای رسیدن به یک امر دنیوی و فانی جلوی دوربین با تمسخر بالا گرفت ولی وقتی عکس همسر خودش را در روزنامه اعتماد(بدون اهانت و تمسخر ) چاپ کردند فریاد واحسینا و وا مظلوما سر داد !! آیا آنروز چند تن از علما و مراجع دینی به این عمل شنیع احمدی نژاد اعتراض کردند؟ آیا فکر نمیکنید مردم از آخوند درباری و مرجعیت درباری و دین حکومتی ضربه ها و آسیبهای فراوانی دیده اند وحق دارند نسبت به روحانیت و دین بدبین باشند؟ آیا در طول حیات جمهوری اسلامی از رأفت اسلامی خبری بوده است؟ آیا بنام حکوما علی(ع) جنایتها و خیانتهای خود را توجیه نکرده ایم؟ آیا این اعمال ما به نفع دین و مذهب تشیع بوده است؟ پس چگونه است که در همه موارد دین و زندگی واپسگرا و منزجر از حکومت دینی شده ایم ؟ مسئول اینها کیست و چرا به مردم معرفی نمیشود؟ چرا مراجع غیر حکومتی ساکت هستند؟ آیا میترسند به اسلام آسیب برسد؟ آیا اسلام و مذهب تشیع به این اندازه منفور مردم بوده است؟ پس رسالت حسین(ع) گونه آنها کجا رفت؟ فقط گریه کردن به حسین(ع) را آموخته ایم؟ پس راه حسین(ع) چه شد؟ شماها ما را به گریه کردن به امام حسین(ع) ترغیب کرده اید بدون آنکه راه مبارزه او را برای ما یاد بدهید و چرا او گریه نکرد و مبارزه کرد را برای ما یاد ندادید! آیا به راه امام حسین(ع) خیانت نکرده اید؟ آیا روحانیت مادی گرا و منفعت طلب برای خود دکان باز نکرده تا پولی بدست آورد؟ آیا در منشور حکومت علی(ع) غارت بیت المال سر لوحه حکومت بود؟ آیا با دزدان و غارتگران بیت المال مثل جمهوری اسلامی رفتار میشد؟ آقا ما را بکجا میبرید؟
    این ره که میرویم به ترکستان است / باید احرام دگر بست که دید یار کجاست

  26. ناشناس گفت:

    بهترین راه برای نگه داشتن دین در ایران ان است که رو حانیت به حوزه بر گردند .و به جای کمیت به کیفیت بپر دازند . این به صلاح دین و کشور است و گرنه با این روش حکو مت کردن عا قبت خوشی برای دین در ایران نخواهد بود

  27. علی گفت:

    بازهم از اقای اردبیلی به خاطر اعتراف به اشتباه باید تشکر کرد . اما روزگار بدی را من برای دین و روحانیت در اینده این کشور می بینم

  28. ماز گفت:

    با درود
    گرچه من تمامی صجبتهای آیت … را نخواندم ولی از این قبیل زیاد شنیده ام
    متاسفانه بسیاری دین را یک مفهوم جدا از انسان می دانند دین یعنی شادی و شادزیستن و آزار نرساندن و این در فطرت تمام انسان ها وجود دارد ولی با ساختن چیزی که شادی را از مردم بگیر و آزار رساندن و خود را بالاتر دیدن و تقدسی که نام آن را دین است را نابجا استفاده کردن و … همه باعث روشنی مردم می شود و این روزگار درس بسیار خوبی به آیندگان خواهد داد.

    خدای را در پسوی خانه نهان باید کرد …
    صجبت من اینه که در عصری که همه چیز به اشتراک گذاشته می شود خدا را برای خودت نگهدار چون کسی با خدافروشی بجایی ن…ر…س…ی…د.

  29. ناشناس گفت:

    اسلام و روحانیت به همان وضغی دچار شد که مسیحیت و کشیشها، برو برگرد هم ندارد. فاتحه روحانیت خوانده شد.

  30. ناشناس گفت:

    همین عمل هم شجاعت و شهامت میخواهد با تشگر از اقای موسوی اردبیلی

  31. ناشناس گفت:

    حيف از نام روحانيت كه اين اخو ند ها بر خود نهاده اند و به نام اسلام بلايي بر سر اسلام أورد ند كه يهودي ها در طول تاريخ نتوانستندبياورند . وا اسفا كه بنام اسلام دروغ ،تزوير ،قتل ، غارت ، خشونت ،دزدي و ظلم را مباح كردند . اين بود وعده انقلاب ؟ اين است روحانيت اسلام كه مصلحت انديشي كند و جيره خوار حكومت بأشد؟ با اين مزدورهاي ترسو ميخواهيم اسلام و خون شهداى بدر و احد و كربلا را حفظ كنيم؟

  32. امیری گفت:

    از اینکه یک مرجع تقلید محترم از ملت ایران عذرخواهی میکند و از موضع قیم مابی تاجدی پایین می آید خوشحالم .اما جضرت آیت الله موسوی اردبیلی باید مشخص تر صحبت کرده و از عملکرد خود در دهه 60 بعنوان رئیس شورای عالی قضائی یاد کرده و چفاهای بیشماری که در سازمانهای تجت ریاست خودشان راافشا کرده و از ملت ایران عذرخواهی کنند .از اعدامهای دهه 60 و بویژه اعدامهای دسته جمعی تابستان 67بفرمایند .از شکنجه های قرون وسطائی و مصادره های اموال شهروندان و از میلیونها سال اجکام غیرقانونی نسل جوان دهه 60این سرزمین بگویند که مصادیق عینی پایمال کردن حقوق بشر و جنایت علیه بشریت و جنی نسل کشی هستند .در یکی از خاطرات حضرت ایت الله منتظری تا اندازه ای مساله دار شدن آقای موسوی اردبیلی در اعدامهای 67 مطرح میشود اما اقای موسوی اردبیلی هرگز اعتراض نکرده و به حکم جضرت امام شان تمکین میکنند .پس از خلع ید از قدرت ، فرصتی برای ارزیابی عملکرد گذشته برای ایشان بوجود آمده و گرفتار عذاب وجدان شده اند .اگر میخواهند در این ایام پایانی عمرشان عفو ملت ایران و آمرزش الهی را بدنبال داشته باشند ، بهتر است به اعمال خودشان متمرکز شوند .خواهشمندم این دلمشغولی یکی از عذاب دیدگان بیگناه دهه 60 را منتشر کنید تا امثال موسوی اردبیلی ها و موسوی تبریزی ها و رازینی ها و پورمحمدی ها و موسوی خوینی ها و …بخود آیند .

  33. nima گفت:

    یه زمانی روحانیت خیلی برای مردم احترام داشت .اما این تا زمانی بود که قدرت پول آنها رو کور نکرده بود .راستی چی شد آقای اردبیلی کشور به اینجا کشید شده .پر از فساد .پر از دروغ وریا .آلود به مواد مخدر .پر از فحشا . اعدامهای روزانه .ساخت زندان پشت هم .زندانی کردن مردم بیگاه به صورت انبوع .نبود ازادی در کشور و……………………………. کلا هر چی بدی در ذهن انسان هست در ایران امروز جاری است .راستی آقای اردبیلی سرنگونی شاه برای چه بود .مگه قرار نیود زندانها به صورت دانشگاه بشه .مگه قرار نبود ازادی درکشور انجام بشه .مگه قرار نبود ثروت مملکت به مردم داده بشه .چی شد آقای اردبیلی ؟ آقای اردبیلی مردم خسته شدن از دروغ از ریا از …………………………. از روحانی 33 سال فقط دروغ .فقط اعدام فقط فساد فقط نا امیدی فقط نابودی این کشور چیزی ندیدیم .اقای اردبیلی آن زمان که مرجع .مرجع بود کار خانه شکر نداشت .کارخانه لاستک فروشی نداشت .پول مفت نفت نداشت .اقای اردبیلی مردم دیگه ناه ندارن .خسته وخسته

  34. علی امیری گفت:

    دوستان عزیز کلمه با درود .آیت الله موسوی ارذبیلی باید از اعمال خود در 8 سال ریاست ایشان بر قوه قضائیه بویژه در مورد اعدامهای دهه 60 و مخصوصا اعدامهای 67 که مصداق جنایت علیه بشریت هستند صحبت فرمایند و درخواست عفو بخشش از ملت ایران کنند .در این واقعه 67 که هیچیک از سران نظام مثل آقای علی خامنه ای ،میرحسین موسوی ، هاشمی رفسنجانی و موسوی اردبیلی ( که باید پاسخگوباشند)مهر سکوت بر لب زده و جراتی در گشودن این پرونده و اعلام مواضع خود ندارند .بقدری این عمل و حکم صادره آیت الله خمینی مسئولیت سنگینی در پاسخگوئی دارد ، حتی عاشقان یاد شده امام در بالا هم از آن اعمال سعی در تبری جستن داشته و هیچکس خودش را مسئول نمیداند .منهم سوالم از شما نیز همین است که چرا شما که طرفدار دموکراسی و آزادی هستید ، از مطرح شدن این جنایت بزرگ واهمه دارید؟ برایتان متاسفم .شما هم از دایره اعتماد ملت ایران خارج میشوید اگر پرده پوشی کنید

  35. parsa گفت:

    آیت الله اردبیلی جان خوب گفتی اما دیر گفتی امروزه بسیاری از مومنان اعتقادشان به روحانیت را ازدست داده اند . به چند نفر عامی نگاه نکنید
    افرادی که تا دیروز خمس می دادند امروز پرداخت نمی کنند

  36. ناشناس گفت:

    انجایی که اقای اردبیلی میگوید ایمان ها در معرض خطر است تعارف میکند اگر ایمانی وجود داشت که اینهمه ظلم نبود احمدی نزاد نبود مرتضوی نبود شریعتمداری نبود ایمان مردم را برای چهار صباح در قدرت ماندن و به نام دفاع از اسلام و در حقیقت دفاع از قدرت و ثروت و مقام نابود کردند و شما اقای اردبیلی ساکت بودید از ولی جائر ترسیدید و برای حفظ بیوت خود راضی به تخریب بیوت ملت را بر سر ساکنانش شدید و چه زود روز قیامت فرا خواهد رسید وچه شاکیان بی شماری دارید. خدا به دادت برسد شیخ

  37. ناشناس گفت:

    اگر مردم زکات بدهند جایی برای خمس نمی ماند دهها جا در قران از زکات گفته شده اما اقایان مبلغ زکات نیستند چون زکات وارد جیب مبارک اقایان نمیشود ولی فقط در یکچا صحبت از خمس میشود و انهم ما غنمتم من شی از غنیمت جه کسی گفته من حقوق بگیرم من غنیمت بگیرم

  38. ناشناس گفت:

    دیدی که خون به نا جق پروانه شمع را چندان امان نداد که شب را سحر کند!
    یکی دیگر از عذاب دیدگان بیگناه دهه ۶۰

  39. ناشناس گفت:

    فقط یک پرسش از آیت الله: شما که وضع رو چنین میبینید بعد از عذرخواهی چه باید بکنید؟ این کافیه که بگید ببخشید با ماشینی که باید امنیتتون تامین بشه رفتن روتون له شدید؟ ببخشید که اختلاسهای نجومی داره میشه؟ ببخشید که……………………………………………………………..؟

  40. سرباز گفت:

    رحمت ومغفرت خدا بر علمای عادل وشجاع که بیان حق وعدل را بر عافیت طلبی ترجیح دادند رحمت خدا بر عالم ربانی منتظری که به مقام ودنیا نه گفت وبا اعتراف شجاعانه از موضوع ولایت فقیه از مردم عذرخواهی کرد ونزد خدا ومردم جاودانه شد بسیار افراد را سراغ دارم که بواسطه رفتار خارج از حق وعدالت حاکمیت وبخصوص شخص رهبر با دین وروحانیت بیگانه شدند وبه خدا بی اعتماد شدند که حاکمیت بامقایسه های غلط تاریخی و… این موارد را طبیعی واز رویشها سخن میرانند .ریزش هزاران مورد از بهترین های این امت خداجو وبچه مسلمان وجبهه رفته ومجروح شده وامتحان داده در شرایط سخت شلمچه وطلاییه و…این شرم ندارد. بهتر است رهبر مجیز گویان وخبر چینانش را بفرستد در همین خیل عظیم بازنشسته های سپاه ببیند که در شرایط ازاد نظرشان چیست. سردار شجاع وحق جو اعلایی تنها یکی از هزاران است و… عالم ومجتهد وروحانی که شجاع نباشد عادل نیست وخود بخود معزول است حال چه بر مسند قدرت باشد یا نباشد

  41. علی گفت:

    آقای اردبیلی :حالا حلالیت میطلبید؟سی سال پیش خدا را هم بنده نبودید ومالک جان مردم بودید.من به سهم خودم شما را نمیبخشم .به روز حشر در مقابل خدا شما را متهم خواهم کرد.شما قضا را خوب میدانید.چرا امروز به وضوح نمیگویید از چه سخن میگویید و کلّی گویی میکنید؟

  42. علي گفت:

    البته اين عذ رخواهل لازمست ولي كافي نيست اين موضع يعني چه ؟ چه وضع جديدي پيش آورده ؟ بازهم به نحو قبل با گوشه و كنايه ؟ اصلا اين در جمهوري اسلامي رسم شده . بر خلاف توصيه ي دين كه غيبت نكوهش شده همه پشت سر هم حرف ميزنند تهمت ميزنند گوشه و كنايه ميزنند ولي يك نفر مرد و مردانه حرفش را صريح و با مصداق نميزند و باعث ميشوند كه هيچكس آن توصيه ها را بخود نگيرد و بدشمن فرضي حواله دهند . بيچاره ملت كه توهمات را بايد بعنوان دستور ديني بپذيرد اليس الصبح بقريب ؟