سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » هاشم خواستار: گفتند ساکت باش، کاری به کارت نداریم/ اندیشه را نمی توان زندانی کرد...
» «من و همسرم منتظر حکم دادگاهیم اما زیر بار ظلم نمی رویم»

هاشم خواستار: گفتند ساکت باش، کاری به کارت نداریم/ اندیشه را نمی توان زندانی کرد

چکیده :من مانده ام که اینها چه فکر می کنند و در چه دنیایی هستند. روحیه من را خوب می شناسند. بهشان گفتم اگر شما و حاکمان ما به حقوق خودشان و مردم وارد بودند، الان در این وضعیت نبودیم که وقتی می خواهم بیایم دادگاه انقلاب تا شعاع سه کیلومتر جای پارک نیست برای ماشین. یک ساعت باید در صف بایستم تا بتوانم وارد دادگاه شم. والله و بالله در کل خراسان بزرگ با این همه شهر در دوران شاه یک زندان آن هم در مشهد بود. جمعیت نهایتا دوبرابر شده، اگر فرض کنیم که زندانی ها هم دوبرابر شده باشد که تازه می شویم مانند زمان شاه. مگه ما انقلاب کردیم که مثل آن دوران باشیم؟ ما انقلاب کردیم که بهتر از آن دوران باشیم. من به بازجوی خودم هم گفتم زنده باد زندان تا برقراری دموکراسی....


کلمه- زهرا صدر:

هاشم خواستار، معلم و فعال فرهنگی با بیان اینکه آقایان از ما می خواهند که سکوت کنیم خاطر نشان می کند: ما در خانه نشسته ایم، خودشان سر به سر ما می گذارند و وقتی جواب می دهیم شاکی می شوند. احضار می کنند دادگاه، دفاع می کنیم، دفاعیه منتشر می شود دوباره عصبانی می شوند. این ها انتظار دارند هر کاری کردند و هر رفتاری با افراد داشتند ما بگوییم درست است. اما ما از آنهایی هستیم که ظلم را به هیچ کس قبول نمی کنیم. نه به ملت، نه به خودمان، نه به فرهنگیان.

به گزارش کلمه، روز اول خرداد ماه سومین دادگاه رسیدگی به پرونده صدیقه مالکی، همسر هاشم خواستار به اتهام تشویش اذهان عمومی و نشر اکاذیب و اقدام علیه امنیت ملی برگزار شد.

هاشم خواستار در این باره می گوید: می گویند نامه ها ی من را به بیرون از زندان منتقل و منتشر کرده است و با تلویزیون و سایت هایی مصاحبه کرده است.

خود ماموران هم می دانند که این کار برایشان هزینه دارد. من در دفاعیه ام هم گفته ام که شما جسم را می توانید زندانی کنید، اندیشه زندان بر نمی دارد.

هاشم خواستار معلم و عضو کانون صنفی معلمان ایران پس از رویدادهای انتخابات ۸۸ بازداشت و پس از آزادی موقت برای دو سال روانه زندان شد.

در زمان زندان با بیماری های گوناگونی دست و پنجه نرم کرد و در پایان پس از گذراندن دو سال زندان، بدون یک روز مرخصی آزاد شد. اما در روزهای پایانی زندان، پرونده ای تازه و مشترک برای او و همسرش خانم مالکی تشکیل شد که در پیوند با نامه هایی بود که هاشم خواستار در زمان زندان نوشته – که بیشتر این نامه ها درباره شرایط بد زندان و زندانیان است- و در رسانه ها بازتاب یافتند.

گفتگوی هاشم خواستار که آخرین جلسه دادگاه او نیز در اردیبهشت برگزار شد و هم اکنون در انتظار صدور حکم بسر می برد با کلمه را با هم می خوانیم:

درباره ی دادگاه اخیر همسرتان، خانم مالکی، بفرمایید که چگونه گذشت؟

قرار بود دادگاه و من ایشان هر دو سوم اردیبهشت برگزار شود که به دلیل شکستگی پای همسرم دادگاه من برگزار شد و سومین و آخرین دادگاه ایشان اول خرداد ماه تشکیل شد و همسرم آخرین دفاعیات خود را ارائه داد و حالا هم منتظر حکم دادگاه هستیم.

اتهام شما و همسرتان چه بود؟

اتهام ما تشویش اذهان عمومی و نشر اکاذیب و اقدام علیه امنیت ملی اعلام شده است. جرم من نوشتن نامه هایی ست که از داخل زندان به رییس قوه ی قضاییه ارسال کردم. می گویند من با این نامه ها تشویش اذهان عمومی کردم. درباره ی همسرم هم می گویند نامه ها ی من را به بیرون از زندان منتقل و منتشر کرده است و با تلویزیون و سایت هایی مصاحبه کرده است. گرچه همسرم نپذیرفتند که نامه ها را بیرون آورده باشند، اما آنها اتهام خود را زدند و محاکمه کردند. فکر می کنم حکم هم به زودی صادر شود. همسر من با صدای امریکا مصاحبه کرده بود و در دادگاه در دفاع از خودش تاکید کرد که شما گوش کنید مصاحبه را تا ببینید من چیزی نگفتم. گر چه خودشان همه ی اطلاعات را دارند و احتیاجی به این چیز ها نیست اما حالا قاضی گفت بریزید روی سی دی و بیاورید تا ببینیم چه می شود.

شما بعد از انتخابات بازداشت شدید و بعد از گذراندن دوران حبس خود آزاد شدید، به نظر شما دلیل این فشارهای دوباره به شما چیست؟

این ها کلا دوست دارند که کسی نفس نکشد. رک و راست بگویم یک مصاحبه ساده با شما یا سایت های حقوق بشری و یا دفاعیاتی که ارائه می دهیم، همه این ها از نظر آقایان ناراحت کننده است. من محکم جواب دادم و حرف زدم و گفتم که نگاه کنید ببینید ممکلت را به چه روزی نشانده اید، اما این ها این را دوست ندارند و از ما فقط می خواهند که سکوت کنیم. البته واقعا ما کاری هم نمی کنیم. ما در خانه نشسته ایم، خودشان سر به سر ما می گذارند و وقتی جواب می دهیم شاکی می شوند. احضار می کنند دادگاه، دفاع می کنیم، دفاعیه منتشر می شود دوباره عصبانی می شوند. این ها انتظار دارند هر کاری کردند و هر رفتاری با افراد داشتند ما بگوییم درست است. اما ما از آنهایی هستیم که ظلم را به هیچ کس قبول نمی کنیم. نه به ملت، نه به خودمان، نه به فرهنگیان. این ها می خواهند فضا را امنیتی کنند چون از الان پیش بینی انتخابات ریاست جمهوری را می کنند و چقدر اشتباه می کنند. این همه آدم راه را اشتباه رفتند، شاه اشتباه کرد و… نمی دانم این ها چرا عبرت نمی گیرند. حتما هر دو دفاعیه ی من را ببینید.

خداوند در قرآن می فرماید: “فاعتبروا یا اولی الابصار”، و در همین زمینه نیوتن مسئله ی عمل و عکس العمل را مطرح می کند. همچنین مولانا می گوید: “این جهان کوه است و فعل ما ندا، سوی ما آید نداها را صدا.”

همه ی این مستندات را آوردم که ثابت کنم به ما گفته شده راه راست بروید، و تاکید کنم که اگر راه کج بروید ما دفاع می کنیم.

و واکنش نیروهای امنیتی چه بود؟

وزارت اطلاعات به من گفتند آقای خواستار شما ساکت باش ما بهت کاری نداریم که جواب دادم پس اینکه پیامبر فرمود “کلکم راع و کلکم مسئول” یعنی چی؟ همه ی ما مسئول هستیم و باید رعایت کنیم.

من مانده ام که اینها چه فکر می کنند و در چه دنیایی هستند. روحیه من را خوب می شناسند. بهشان گفتم اگر شما و حاکمان ما به حقوق خودشان و مردم وارد بودند، الان در این وضعیت نبودیم که وقتی می خواهم بیایم دادگاه انقلاب تا شعاع سه کیلومتر جای پارک نیست برای ماشین. یک ساعت باید در صف بایستم تا بتوانم وارد دادگاه شم. والله و بالله در کل خراسان بزرگ با این همه شهر در دوران شاه یک زندان آن هم در مشهد بود. جمعیت نهایتا دوبرابر شده، اگر فرض کنیم که زندانی ها هم دوبرابر شده باشد که تازه می شویم مانند زمان شاه. مگه ما انقلاب کردیم که مثل آن دوران باشیم؟ ما انقلاب کردیم که بهتر از آن دوران باشیم. من به بازجوی خودم هم گفتم زنده باد زندان تا برقراری دموکراسی.

این ها می خواهند ما روحیه ی مرده ای داشته باشیم اما چون هر کسی را خدا به شکلی متفاوت آفریده ما را به گونه ای خلق کرده که نمی توانیم ساکت بنشینیم.

اگر دوباره حکم صادر کردند و حبس را اجرا کردند چه می کنید؟

من افتخار می کنم که زندانی باشم. من 40 سال است که برای آزادی و دموکراسی مبارزه می کنم. قبلا هم گفته ام آنقدر که در این دو سال در معرفی آزادی و دموکراسی موفق بوده ام در آن چهل سال نتوانسته بودم. خوشبختانه همکارانم که در این مدت مرا شناخته اند بشنوند که خواستار برای برقراری دموکراسی و آزادی به زندان افتاده است. همین کافی است برای ایجاد فضای تفکر و دغدغه ی آزادی داشتن.

خود ماموران هم می دانند که این کار برایشان هزینه دارد. خوشبختانه زندان رفتن ما برای آن ها هزینه دارد و به راحتی نیست و این برای ما مهم است و در این مرحله کافی. من در دفاعیه ام هم گفته ام که شما جسم را می توانید زندانی کنید، اندیشه زندان بر نمی دارد.

نکته ی خاصی وجود دارد که لازم باشد، مخاطبان کلمه در جریان آن قرار گیرد؟

من فعلا که زندان نیستم اما از مردم کشورم خواهش می کنم که زندانیان خود را فراموش نکنند و در هر زمینه ای که می توانند به آن ها و خانواده هایشان کمک کنند. در نامه هایی که از زندان می فرستادم این را گفتم، باز هم یاد آوری می کنم چون فکر می کنم بسیار مهم و حیاتی است.


7 پاسخ به “هاشم خواستار: گفتند ساکت باش، کاری به کارت نداریم/ اندیشه را نمی توان زندانی کرد”

  1. ناشناس گفت:

    بارها گفته ام و بارها نوشته ام اما از قرار به مغزهای متحجر شما فرو نمی رود. اگر را هرچه بیشتر تفته کنید مقاومت بیشتر و فولادی بهتر از آب بیرون خواهد آمد. این همه عزیزان ما را آزار و شکنجه بدهید مقاومت آنها در برابر ظلم و جور شما بیشتر شده طرفدارانشان در بین ایرانیان ایران دوست بیشتر خواهد شد. من شخصا پیش از این داستانها اصلا نام هاشم خواستار به گوشم نرسیده بود اما اکنون من و دوستانم و گروه بیشماری خواستار هاشم خواستار شده ایم. آیا شما هنوز درس خود را نگرفته اید؟ به چهره این دو نگاه کنید، مگر ممکن است از آنان جز حرکتی مشابه با حرکات بابک خرم دین دید و انتظار داشت؟ ای مگس …. عرض خود می بری و زحمت ما میداری. حتی ارتش سرخ هم با ملتی که به پا خواسته است قدرت مقابله ندارد حالا تو هی لج و لج بازی کن.

  2. رسول گفت:

    » «من و همسرم منتظر حکم دادگاهیم اما زیر بار ظلم نمی رویم»

    قابل توجه اون دسته از اصلاحطلبانی که در فکر شرکت دوباره توی انتخابات رسایت جمهوری آینده هستند

  3. شیرازی گفت:

    در تایید گفتار ناشناس :
    بهزاد نبوی درباره دوران زندان انفرادیش می گوید:”زندان اوین شرایط سخت‌تری داشت. در اوین نه ملاقاتی داشتیم و نه اجازه هواخوری منظم می‌دادند. گاهی اوقات تا دو ماه به هواخوری نمی‌­رفتیم. روزی ده ساعت در سلول پیاده روی می کردم تا مقاومت کف پا برای شلاق بالا رود.

  4. فتنه سبز زنده گفت:

    == گفتند ساکت باش، کاری به کارت نداریم !؟ ==

    مشګل هم همین هست ما هرګز در مقابل ظلم و غاارت و تجاوز و کشتار از هر کسی و بر هر کسی ساکت نخواهیم ماند

  5. ناشناس گفت:

    با درود بر این اموزگار سازش نا پذیر مشهدی .اقای خواستار زندانی دو رژیم استبدادی و متحجر شاه و این رژیم می باشد درود خدا بر این مرد خستگی نا پذیر چه زحماتی این مرد برای پیروزی انقلاب کشید و امروز چگونه حق او را در دستش گذاشتند این نا جوانمرد هائی که اکثرشان در انقلاب نبودند اصلا
    نه ارمان دارند و نه انسان هستند این ها عمله استبداد و ارتجاع هستند برای رانت خواری دو روز دنیا

  6. ناشناس گفت:

    ما باید بدانیم و به دیگران نیر یاد اوری کنیم که سکوت یعنی مشارکت در ظلمی و جتایتی که در حق بی گناهان میشود می باشد باید بدانیم که به اندازه سکوتمان ما هم شریک جنایات احمدی نزاد و ناصبش و مرتضوی و اژه ای و شریعتمداری و قاضی حداد و احمدجنتی و احمد خاتمی و باتون بدستان و شکنجه گران هستیم نباید خود را مبرا از جنایت بدانیم مگر اینکه به اندازه توانمان در همه جا استبداد را رسوا کنیم مگر ما به فرزندانمان این بیت شعر را یاد اوری نمی کنیم که ترحم بر پلنگ تیز دندان ستمکاری بود بر گوسفندان پس چرا مادر برابر گرگ اول ایران ترحم و سکوت میکنیم
    زندایان مظلوم و بی گناه توسط ما مردم ایران زندانی شده اند حکوکت فقط با سکوت ما میتواند جنایت کند و میکند مسئولیت مردم شهرهای بزرگ و بطور مشخص تهران بسیار بیشتر است تظاهرات سکوت حد اقل حمایتی است که میشود از مظلومین دفاع کرد و ما النصر الا من عند اله العزیز الحکیم

  7. حمید گفت:

    این بگیر و ببند ها دو علت دارد . یکی ترس حاکمان و دومی هم اینکه عده زیادی از راه این بگیر و ببندها نان میخورند ، البته که نان حلال . اینها برای این که به حاکمان وحشت زده بنمایانند که وجودشان برای حفظ نظام واجب است ، از باب وجوب مقذمه واجب ، چف رسد به اوجب واجبات ، بای هر روز توطئه کشف کنند و بگیر و ببند راه بیاندازند . جالب این است که کشف این همه توطئه و معاند و دشمن ، باعث انیت خاطر که نمیشود ، هیچ . باعث وحشت روز افزون هم میشود . در جریان جشنهای دو هزار و پانصد سال شاهنشاهی هم با این که منطقه تخت و جمشید را قرق کرده بودند و اجازه پرواز به پرنده ای هم نمیدادند ، چنان دست به بگیر و ببند در شهرهای مختلف زدند که یکی از مامورا ساواک شاکی شده بود که ، مگر چقدر میتوان گرفت . اگر زنده است خدا سلامتیش بدهد و اگر هم رحلت کرده است ، خدایش بیامرزد که مرد نجیبی بود که مثلش در حکومت اسلامی چون کیمیاست .