چکیده : برای رهبری اعلان موضع علنی و دادن پیام غیر رسمی به نمایندگان مجلس در حمایت از حداد عادل تصمیم سادهای نیست. چنین اقدامی به معنای اعلام عدم بیطرفی رهبری به ضرر جبهه متحد اصولگرایان و نتیجه تعمیق بیشتر شکاف در حاکمیت است. در روزهای آینده روشن خواهد شد آیا ریاست حدادعادل و اداره مجلس از طریق آقا مجتبی برای رهبری ارزش هزینه تعمیق بیشتر شکاف در حاکمیت را دارد یا خیر.
کلمه – علی محمد شمس:
اگر چه مجلس نهم تا چند روز دیگر افتتاح میشود اما موضوع ریاست مجلس آینده از چند ماه پیش و بلکه پیش از انتخابات مجلس در دستور کار باندهای قدرت رقیب در حاکمیت بوده است. در این میان دو باند جبهه پایداری که به ارتباط ویژه با بیت رهبری شهرت دارد و جبهه متحد اصول گرایان که اصول گرایان محافظهکار را نمایندگی میکند خود را برای تصاحب کرسی ریاست مجلس آماده میکنند. جبهه پایداری در هماهنگی با بیت رهبری از ریاست حداد عادل حمایت میکند و جبهه متحد اصول گرایان خواهان ریاست علی لاریجانی در مجلس نهم هستند.
علی لاریجانی طبعا خواهان حفظ کرسی ریاست در مجلس نهم است. اما چند ماه پیش زمانی که رهبری در احکام اعضای دوره جدید مجمع تشخیص مصلحت او را نه به عنوان رئیس مجلس بلکه به عنوان شخصیت حقیقی وی به عضویت مجمع منصوب کرد، ناظران مطلع دریافتند که نظر رهبری برای ریاست مجلس نهم شخص دیگری است. اما طبیعی است که لاریجانی تمایلی نداشته باشد از نحوه حکم انتصاب خود به عضویت مجمع تشخیص مصلحت، چنین استنباط کند که گزینه رهبری برای ریاست مجلس آینده احتمالاً شخص دیگری است. بهترین تصمیم برای او که همچنان خواهان حفظ ریاست مجلس است این است که این پیام غیر مستقیم رهبری را نادیده بگیرد و با تغافل از کنار آن بگذرد. این درست است که لاریجانی چنان که خود گفته است مطیع رهبری است و هرجا برایش روشن شود رهبری چه نظری دارد همانگونه عمل خواهد کرد، اما تجربه نشان داده است که نظر رهبری زمانی برای او روشن میشود که به صراحت بیان شود. چنان که در ماجرای انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ عصر روز رأی گیری او طی تماسی با مهندس موسوی انتخاب وی را تبریک گفت و نیز بنا به اظهارات آقای رسایی، آقای لاریجانی طی روزهای بعد از ۲۲ خرداد معتقد بود معترضان به انتخابات و مخالفان احمدینژاد را نباید سرکوب کرد. تنها هنگامی که رهبری در خطبههای نماز جمعه ۲۹ خرداد مخالفان را تهدید به برخورد کرد و مسؤلیت ریخته شدن خون در خیابانها را به گردن معترضان انداخت، نظر رهبری برای لاریجانی روشن شد و پس از آن بود که در راهپیمایی نمایندگان در دور صحن مجلس پیشاپیش همگان قرار گرفت و موسوی و کروبی را ضد انقلاب و وابسته خواند. به هر حال در ساختار سیاسی مبتنی بر قدرت مطلقه، ملاک کرنش و اطاعت نه ارادت بلکه منافع و موقعیت است. بنابراین طبیعی است که لاریجانی به رودربایستیهای معمول در ساختار قدرت مطلقه چشم امید ببندد تا شاید رهبری به ملاحظه هزینههای احتمالی تمایلی به علنی کردن و یا به تعبیری «روشن کردن» نظر خود درباره ریاست مجلس آینده نداشته باشد. در حال حاضر دل بستن به رودربایستی رهبری وجه مشترک همه اعضای جبهه متحد اصول گرایان است، زیرا آنان به رغم داشتن پایگاه اجتماعی بیشتر در مقایسه با جبهه پایداری، به خوبی میدانند که انتخاب رهبری جبهه پایداری است، یعنی کسانی که جز وابستگی و ارادت هویتی ندارند. علی لاریجانی و جبهه متحد اصول گرایان برای تصاحب ریاست مجلس علاوه بر رودربایستی رهبری روی عامل دیگری نیز حساب باز میکنند و آن عدم محبوبیت حداد عادل در مجلس است. آنان امیدوارند این فقدان زمینه، رهبری را در حمایت آشکار از حداد عادل بیشتر دچار تردید کند.
سوی دیگر این رقابت حداد عادل و جبهه پایداری قرار دارد. یکی دو ماه قبل از انتخابات مجلس نهم حداد عادل پس از سخنرانی در مراسمی که حامیان جبهه پایداری در آن حضور داشتند در پاسخ به ابراز احساسات حاضران و شعار «حداد عادل رئیس جمهور ما» با لبخندی رضایتآمیز گفته بود فعلاً باید به فکر انتخابات مجلس باشیم. او بالاترین رأی حوزه انتخابیه تهران را به خود اختصاص داد تا راه برای ریاستش هموار باشد. هفته گذشته نیز او در موضعی بیسابقه اعلام کرد کاندیدای ریاست مجلس نهم خواهد شد حتی اگر هیچکس جز خود او به وی رأی ندهد. آنان که با شخصیت حداد عادل آشنا هستند به خوبی میدانند که او نه یک سیاستمدار است و نه اساساً اهل ریسک و تصمیمات مهم. او آن زمان هم که ریاست مجلس هفتم را بر عهده داشت به قول خودش تصمیمات را پس از هماهنگی با آقا مجتبی اتخاذ میکرد و هرگز مستقلاً تصمیم نمیگرفت. برای او با این خصوصیات نامزد شدن برای ریاست مجلس تصمیمی نیست که بدون هماهنگی با بیت و کسب اجازه از آقا مجتبی و رهبری بتوان اتخاذ کرد. او اساساً به ویژه در عرصه سیاسی همواره خود را مرید و مقلد رهبری دانسته است. یکی از چهرههای اصول گرا در تجلیل از مراتب اعتقاد حداد عادل به ولایت فقیه و ارادت به رهبری نقل میکند وقتی از او پرسیدیم که تبعیت شما از رهبری چگونه است در پاسخ گفت من هم نامم غلامعلی است و هم رسمم. بنابراین تردید نباید کرد که تصمیم اخیر حدادعادل برای نامزدی ریاست مجلس پس از آن صورت گرفته است که او حداقل از طریق آقامجتبی از نظر مساعد رهبری مطلع شده است و جبهه پایداری نیز که خود را پیرو راستین رهبری میدانند و اصول گرایان رقیب خود را به ضعف اعتقاد به ولایت متهم میکنند، براساس اطلاع از نظر رهبری است که از ریاست مجلس حداد عادل حمایت میکنند.
اما چنان که گفتیم مشکل حداد عادل این است که اکثریت راهیافتگان به مجلس نهم در مورد ریاست او نظر مثبتی ندارند و او را فاقد ویژگیهای لازم برای احراز چنین مسئولیتی میدانند. منابع مطلع اظهار میدارند جبهه پایداری برای جلب نظر راهیافتگان مجلس نهم به آنها متذکر میشوند ریاست حداد بر مجلس خواست رهبری است. به گفته منابع مذکور این امر با واکنش منفی راهیافتگان مجلس مواجه شده است. اکثر راهیافتگان گفتهاند تنها در صورتی که رهبری در این زمینه به نمایندگان مجلس پیام دهد به حداد رأی خواهند داد. این پاسخ، همان منطقی است که علی لاریجانی تا کنون براساس آن عمل کرده و نسبت به خواست رهبری عمداً تغافل کرده است. از این رو به نظر میرسد این پاسخ نتیجه فعالیتهای جبهه متحد اصول گرایان برای ریاست علی لاریجانی و خنثی کردن تحرکات جبهه پایداری باشد.
اما برای رهبری اعلام موضع علنی و دادن پیام غیر رسمی به نمایندگان مجلس در حمایت از حداد عادل تصمیم سادهای نیست. چنین اقدامی به معنای اعلام عدم بیطرفی رهبری به ضرر جبهه متحد اصولگرایان و نتیجه تعمیق بیشتر شکاف در حاکمیت است و این همان عامل رودربایستی است که علی لاریجانی و جبهه متحد اصولگرایان روی آن حساب باز کردهاند. در روزهای آینده روشن خواهد شد آیا ریاست حدادعادل و اداره مجلس از طریق آقا مجتبی برای رهبری ارزش هزینه تعمیق بیشتر شکاف در حاکمیت را دارد یا خیر.