شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.

» تاریخ بی خردی؛ کتاب پیشنهادی تاج زاده برای مطالعه

یکشنبه, 20 می, 2012

چکیده : نویسنده در این کتاب با دستمایه قرار دادن برخی رخدادهای معروف تاریخ جهان از عهد باستان تا امروز سعی کرده است،‌به نقد رفتار حاکمان در مواجهه با این رخدادها بپردازد.


کلمه: مصطفی تاجزاده، زندانی سیاسی و عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در ادامه معرفی کتاب برای مطالعه این بار پیشنهاد کرده است که کتاب تاریخ بی خردی نوشته باربارا تاکمن مطالعه شود.

این کتاب که ترجمه حسن کامشاد است توسط انتشارات کارنامه منتشر شده است.

کتاب تاریخ بی‌خردی اوایل دهه هفتاد با عنوان«سیر نابخردی از تروا تا ویتنام» از سوی انتشارات فرزان روز به بازار کتاب عرضه شده بود اما در چاپ تازه ناشر و مترجم ضمن بازنگری کامل در برگردان فارسی برخی ویژگی‌های مثبت را به کتاب اضافه کرده‌اند.

نویسنده در این کتاب با دستمایه قرار دادن برخی رخدادهای معروف تاریخ جهان از عهد باستان تا امروز سعی کرده است،‌به نقد رفتار حاکمان در مواجهه با این رخدادها بپردازد.

وی در مقدمه خود نوشته است آدمی، اگر در همه زمینه ها پیشرفت کرده در سیاست به مانند سابق مانده است. سیاستمداران افرادی عقب مانده هستند که مدام اشتباه می‌کنند و سیاست‌هایی را که مخالف منافع ملی آن است در پیش می‌گیرند به رغم آن که در گذشته بارها و بارها آن موارد تجربه شده است.

تاکمن سوء‌ تدبیر در حکومت را در نتیجه چهار عامل ، استبداد یا ظلم و فشار، جاه‌طلبی بیش از حد، بی‌کفایتی یا انحطاط، بی‌خردی یا اصرار در کژاندیشی می‌داند و در کتاب خود به برخی مواجهات اهل سیاست از منظر چهارم که همان بی‌خردی است پر داخته است.

تاکمن ابتدا مبانی بی‌خردی را برشمرده و اقدامی را که می‌توان عنوان بی‌خردی به آن داد را تعریف کرده است و نشان می‌دهد که این نوع بی‌خردی زمان و مکان نمی‌شناسد و در هر زمان و مکانی و توسط هر حاکمی می‌تواند رخ دهد و اسباب رخدادهای فاجعه باری شود.

نکته قابل اعتنا در نگاه نویسنده ذاتی بودن بی‌خردی در اهل سیاست است که کمتر کسی به آن توجه کرده است. به این معنا که این گونه بی‌خردی‌ها نتیجه نوعی اخلاق است که تنها در قدرت شکل می‌گیرد و وی بی خردی را بخشی از فطرت بشری می‌داند و بسیاری از کارهای بی‌خردانه سیاسی را ناشی از نوعی بی‌توجهی ذاتی می داند. برخی حدس‌ها زده نمی‌شود در حالی که اتفاق می‌افتد و همه چیز را خراب می‌کند.

در بخشی از این کتاب آمده است: پيروي حکومت ها از سياست هاي مغاير با منافع خويش يکي از پديده هاي مشهود در سراسر تاريخ، صرف نظر از زمان و مکان است. انسان ظاهراً در حکومت بيش از هر رشته ديگر فعاليت هاي بشري بي کفايتي نشان مي دهد. خرد که مي توان گفت داوري بر پايه تجربه و عقل سليم و اطلاعات موجود است، در اين رهگذر کمتر به کار مي افتد و اغلب سرخورده و ناکام مي ماند. چرا زمامداران اين همه برخلاف عقل و منافع خردمندانه خويش عمل مي کنند؟ چرا شعور چنين به ندرت وارد کار مي شود؟