سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » ادامه فشار به خانواده شهیدان جنبش سبز؛ شکستن سنگ قبر مصطفی کریم بیگی...

ادامه فشار به خانواده شهیدان جنبش سبز؛ شکستن سنگ قبر مصطفی کریم بیگی

چکیده :اینها از ما می ترسند و دلهره دارند. شاید فکر می کردند گذشت زمان می تواند یک سرپوشی باشد روی کارهای شان اما مردم روز به روز آگاه تر می شوند. اینها فکر می کنند با تهدیدات می توانند صدای ما را قطع کنند و جلوی آگاهی مردم را بگیرند ولی مردم آگاه هستند حالا ممکن است صدای اعتراض برخی ها چون بلند تر است زندانی شوند. الان زندان های ما پر شده است از مخالفین، چه موسوی و کروبی چه دانشجویان بی گناه ما که برای شان سالها حبس بریده اند....


مادر مصطفی کریم بیگی، یکی از جان باختگان حوادث پس از انتخابات می گوید: به تازگی سنگ قبر فرزندم را شکسته اند اما این اقدام ها نه تنها مرا ساکت نمی کند بلکه با صدای بلندتری فریاد خواهم زد تا این ظلم را علیه خانواده های کشته شدگان تمام کنند.

شهناز اکملی در گفتگوی تلفنی خود با خبرنگار سرخسبز می گوید وقتی امروز آمدم مزار مصطفی می بینم جایی که نوشته بودیم شهید عاشورا از همان جا سنگ قبر را شکسته اند ، صورت مصفطی را روی سنگ قبر شکسته اند.

وی می گوید: من نمی دانم با این رفتارشان چه چیزی را می خواهند ثابت کنند؟ فکر کردند با شکستن سنگ قبر می توانند مصطفی را از یاد مردم ببرند. اینها با مرده که درگیر نمی شوند پس این نشان می دهد که یاد مصطفی زنده است که اینها انقدر می ترسند.

خانم اکملی در پاسخ به این پرسش که آیا چنین اتفاقی سابقه داشته می گوید: سال قبل هم به خاطر اینکه روی مزار مصطفی نوشته بودیم شهید مظلوم عاشورا به ما اعتراض کردند و گفتند باید این سنگ قبر را عوض کنید حتی می گفتند ما هزینه اش را می دهیم و شما سنگ قبر را عوض کنید .

وی از مراجعه ی عده ای به مزار مصطفی خبر می دهد و در عین حال می گوید همچنین به همسرم زنگ زده بودند و گفته بودند که این سنگ قبر را باید عوض کنید.

مادر این جان باخته حوادث پس از انتخابات می گوید: در مورد این فشارهایی که به ما خانواده ها می آید از آقای احمد شهید (گزارشگر ویژه سازمان ملل در مورد وضعیت ایران) می خواهم که به ما کمک کند.

وی می گوید اگر هدف از این کارها ساکت کردن من هست، همانطور که بارها گفته ام من زبان مصطفی هستم و با شکستن سنگ قبر او صدای اعتراضم بلندتر خواهد شد.

همزمان برای پدر رامین رمضانی یکی دیگر از کشته شدگان حوادث پس از انتخابات حکم سه سال حبس تعزیری صادر شد است، از خانم اکملی می پرسم که اینگونه فشارها بعد از گذشت این همه مدت برای چیست؟

وی پاسخ می دهد: اینها از ما می ترسند و دلهره دارند. شاید فکر می کردند گذشت زمان می تواند یک سرپوشی باشد روی کارهای شان اما مردم روز به روز آگاه تر می شوند. اینها فکر می کنند با تهدیدات می توانند صدای ما را قطع کنند و جلوی آگاهی مردم را بگیرند ولی مردم آگاه هستند حالا ممکن است صدای اعتراض برخی ها چون بلند تر است زندانی شوند. الان زندان های ما پر شده است از مخالفین، چه موسوی و کروبی چه دانشجویان بی گناه ما که برای شان سالها حبس بریده اند.

وی که از کنار مزار فرزندش گفتگوی می کرد در پایان یاد آور شد که تا همیشه صدای مصطفی باقی خواهم ماند و با زبان مصطفی می گویم که کیفر هیچ گناهی چون ظلم زودرس نخواهد بود و یک روزی می رسد که آه مادران داغدار دامن شما را خواهد گرفت


6 پاسخ به “ادامه فشار به خانواده شهیدان جنبش سبز؛ شکستن سنگ قبر مصطفی کریم بیگی”

  1. حسین آقا گفت:

    هراندازه ما سبز ها را بیشتر در فشار بگذارید بیشتر مقاومت کرده و بیشتر خواستار رسیدن به هدفهای خود خواهیم شد. مگر در عرض این سه سال به شما ثابت نشد؟ ما گرفته و زندانی کردید و هنگامی که بیرون آمدیم از پیش مقاوم تر شده بودیم. همین تجربه برایتان کافی نیست که سیاست خوف و وحشت و ترساندن را کنار بگذارید و دست در دست ما بگذارید تا این وطن را(نه دین) بلکه وطن را از مشکلاتی که گریبانگیرش هستید، نجات دهیم. این همه در کار هشت ساله خاتمی سنگ اندازی کردید، این همه این تحفه را ترغیب کردید که حالا بلای جانتان شده است و نشد و که نشد. باز نمی خواهید اقرار کنید که مرد این کار نیستید و باید کار را به “کاردان” بسپارید زیرا از “صیاد” کاری ساخته نیست؟

  2. ناشناس گفت:

    آفرین بر تو مادر شجاع

  3. ناشناس گفت:

    تا حالا از این دروغها چه نفعی برده اید.حرفهای شما ادم را یادمعاویه وعمروعاص میندازه.

  4. ناشناس گفت:

    انصافا ایشان شهید بودند،یا ؟

  5. ناشناس گفت:

    متاسفانه این حرفها هیچ دردی را دوانمیکنه !! ماهیت شما برای مردم روشنه . سرتون مثل کبک توی برف کردید و چهارتا بی عقل رو دور و برتون می بینید توهم می زنید که همه مملکت همینه که شما میگید و می بینید . بجای تشویش و ایجاد سیاهی های کاذب واقعیتها را بگویید . این کار عقده های فرو خورده شماست . ولی حقیقت چیز دیگر است که در تنهایی و وجدان های خاک نگرفته خودتان به آن ایمان دارید ولی لجاجت و سرپوش گذاشتن به حق و عیان نمودن باطل سعی در قلب واقعیتدارید . البته آنطرف هم همین طور است ولی از شما که ادای مردم داری را در می آورید زشت تر است

  6. محمدرضا گفت:

    اوج وحشت زدگی و وحشی گری رو میشه حس کرد